کمال اوزتورک در این یادداشت، با ذکر خاطرهای از افطارهای باشکوه و داوطلبانه در مسجدالنبی، به تقابل میان ایثار اسلامی و خودخواهی جهان مدرن میپردازد. نویسنده معتقد است سفرههای افطار مدینه که در آن نژادها و ملیتهای گوناگون با محبتی وصفناپذیر از یکدیگر پذیرایی میکنند، تنها یک مراسم مذهبی نیست، بلکه نمادی عمیق از تکافل اجتماعی و صلح درونی است. وی با ارجاع به «صحیفة المدینه» (منشور مدینه)، تأکید میکند که تمدن اسلامی از نخستین روزهای خود، پیشگام در تدوین قراردادهای اجتماعی و همزیستی مسالمتآمیز میان ادیان بوده است. در نهایت، نویسنده از ناتوانی مسلمانان در معرفی این فضایل و الگوهای اخلاقی به جهانیان انتقاد کرده و بازگشت به ارزشهای نبوی را ضرورتی برای نجات بشریت در عصر بحرانهای جهانی میداند.
این نوشتار با نگاهی تحلیلی به فلسفهی صیام، روزهداری را نه یک آیین صوری یا فصلی، بلکه سفری وجودی و هجرتی درونی برای بازگشت به «خویشتنِ تبعیدشده» و دستیابی به خودشناسی تعریف میکند. نویسنده با نقدِ ساختارِ تمدن مصرفگرا که جوهرِ عبادات را به رفتارهای مادی و تبِ خرید تقلیل داده است، بر این باور است که حقیقتِ رمضان در «سکوتِ گزیده» و «امساکِ ارادی» از زوائدِ هستی تجلی مییابد تا انسان را از زنجیرهای بندگیِ مدرن رها سازد. رمضان در این خوانش، آزمونی برای برهنهسازی جان از پیرایهها و فرصتی زرین برای تغییر بنیادین و برقراری توازن دوباره میان انسان و جهانِ پیرامون بر مدار کرامت و آزادی است.
این گزارش به بررسی ویژگیهای نجومی ماه رمضان سال ۲۰۲۶ میلادی (۱۴۴۷ هجری قمری) میپردازد که به دلیل تقارن با اواخر زمستان و آغاز بهار در نیمکره شمالی، از معتدلترین دورههای روزهداری در سالهای اخیر به شمار میرود. متن با تحلیل تأثیر عرضهای جغرافیایی بر طول روز، تفاوتهای چشمگیر میان مناطق قطبی (با روزهای بیش از ۱۶ ساعت) و کشورهای نیمکره جنوبی و استوایی (با روزهای ۱۱ تا ۱۳ ساعت) را تبیین کرده و آماری دقیق از ساعات روزهداری در پایتختهای جهان اسلام ارائه میدهد. همچنین، ضمن واکاوی علل تغییر سالانه موعد رمضان بر اساس تقویم قمری، چالشهای فقهی ناشی از طولانی بودن روز در مناطق شمالی را به عنوان جلوهای از تنوع تجربه دینی در بسترهای مختلف جغرافیایی مورد واکاوی قرار میدهد.
متن پیشرو به قلم یاسین اکتای، به واکاوی چالش نژادپرستی در جوامع مسلمان با تمرکز بر مسئله کُرد در ترکیه و سوریه میپردازد. نویسنده ضمن پذیرش نقدهای اخلاقی بر نژادپرستی میان متدینین، نسبت به «تعمیمهای ناعادلانه» علیه جریانهای اسلامی هشدار میدهد. او استدلال میکند که راه حل پایدار نه در تقابلهای نظامی یا ناسیونالیسم متقابل، بلکه در «سیاستِ اصلاحگرایانه»، تثبیت «عدالت ساختاری» و گذار از هویتگرایی افراطی به سوی «شهروندی برابر» نهفته است؛ رویکردی که حقوق فرهنگی را نه از طریق سلاح، بلکه در ذیل چترِ حاکمیتِ عادل و فراگیر به رسمیت میشناسد.
مقاله پیشرو با رویکردی انتقادی به واکاوی بنبست سیاسی تونس در آغاز سال ۲۰۲۵ میپردازد و استدلال میکند که پروژهی شخصی قیس سعید، علیرغم شعارهای پرطمطراق تحت عنوان «انقلابهای سهگانه» (اجتماعی، تقنینی و فرهنگی)، به دلیل حذف نهادهای واسط و تمرکز مطلق قدرت، از فاز «اصلاح» به فاز «انسداد» رسیده است. نویسنده با اشاره به فروپاشی خدمات عمومی و تبدیل دولت به دستگاه توزیع فقر، تأکید میکند که توسل به گفتمان اخلاقی برای توجیه ناکامیهای اقتصادی و استفاده ابزاری از قوه قضائیه برای سرکوب منتقدان، نه تنها سیاست را از میان نبرده، بلکه منجر به شکلگیری جبههای وسیع و متکثر از مخالفان (از چپگراها تا اسلامگراها) شده است که اکنون حول بازگشت به ارزشهای دموکراتیک و پایان دادن به دوران پس از کودتا همپیمان شدهاند.
انسان بهطور طبیعی و ذاتی به اخلاق نیکو علاقهمند است و از اخلاق زشت و ناپسند متنفر است. هرچند افراد و ملل مختلف ممکن است در ارزیابی برخی اعمال و رفتارها اختلاف نظر داشته باشند، اما فضائل و اخلاقی وجود دارند که همهی انسانها در دوست داشتن و احترام به آنها مشترکند، مانند: صداقت، امانت وفاداری، احسان، تواضع و عدالت.
ترکیه سال ۲۰۲۶ را به عنوان زمان نهایی برای حل جامع پرونده کُردی در دو سطح داخلی و منطقهای هدفگذاری کرده است. در داخل، پس از انحلال رسمی پ.ک.ک و فراخوان اوجالان برای زمین گذاشتن سلاح، تمرکز بر تدوین چارچوبهای قانونی و اصلاحات سیاسی معطوف شده است. در سطح منطقهای نیز آنکارا با بهرهگیری از هماهنگی بیسابقه با واشنگتن در دوره ترامپ و همکاری با دمشق، در پی برچیدن کامل ساختار نظامی «قسد» و ادغام آن در نهادهای رسمی سوریه است تا با خشکاندن ریشههای جداییطلبی، به چهار دهه منازعه پایان دهد.
نویسنده مدرنیتهی غربی را یک «صنعت فریب» میداند که با غلبه دادن «شکل» بر «محتوا»، به دنبال تبدیل انسان به مهرهای بیهویت در چرخهی مصرفگرایی است. او با نقد نظریهی «جهان مسطح»، مدعی است که غرب با تکیه بر «داروینیسم سیاسی» و ابزارهای «خیرهکنندگی نرم»، سعی در ریشهکن کردن دلبستگی مسلمانان به زمین و هویتشان دارد تا سلطهی خود را تداوم بخشد؛ لذا تنها راه مقابله، تبدیل مدرنیته از یک بحث نخبگانی به یک آگاهی انتقادی عمومی برای کشف منطق قدرت در پشت زرقوبرق دنیای مدرن است.
نویسنده موفقیت در تربیت را یک مسئولیت شرعی و تشکیلاتی میداند که بر چهار پایه استوار است: ایمان عمیق به هدف برای پایداری در بحرانها، اخلاص جهت صیانت از سلامت مسیر، حماسهی هدفمند برای دوری از آشفتگی و کنشگری میدانی بهجای توقف در نظریات. او با تمرکز بر نقش کلیدی زن در حفظ هویت اسلامی، راهکار را در تبدیل مفاهیم ذهنی به مهارتهای کاربردی (مانند مدیریت خانواده و انضباط گروهی) و نظارت مستمر بر رشد تدریجی متربی میبیند.
این مقاله با تبیین مفهوم «فقه اخوت»، آن را نه یک شعار تشریفاتی، بلکه نظامی عملی برای پایداری در برابر چالشهای مادیگرایانه عصر حاضر معرفی میکند. نویسنده با استناد به سیرهی نبوی و آیات قرآن، اخوت را پیوندی مبتنی بر عقیده میداند که فراتر از منافع مادی است. او بر این باور است که استحکام فعالیتهای جمعی، ثبات قدم فردی و اقتدار جامعه اسلامی در گرو تحقق شاخصهایی چون سلامت صدر، فقه اختلاف و ایثار است. در نهایت، نویسنده تاکید میکند که پیروزی در عرصههای اجتماعی و تمدنی، بیش از آنکه به «کثرت عددی» وابسته باشد، مرهون «کیفیت تربیت اخلاقی» و پیوندهای عمیق قلبی میان کنشگران است.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل