غنوشی بیش از سه سال است در زندان به سر میبرد و با وجود سن بالا و وخامت وضعیت جسمی، حکومت تونس همچنان بر ادامه حبس او اصرار دارد. نویسنده معتقد است مسئله الغنوشی بیش از آنکه قضایی باشد، سیاسی است؛ زیرا او همچنان نماد جریان اسلامگرای معتدل و یکی از چهرههای اثرگذار سیاسی در تونس و منطقه است. مقاله در نهایت بر ضرورت پایان دادن به سرکوب سیاسی و حرکت تونس به سوی آشتی ملی و گفتوگو تأکید میکند.
مسئولیتپذیری و خوداتکایی رفتاری آنی نیست، بلکه فرایندی تدریجی است که باید از سنین خردسالی در بستر خانواده پایهگذاری شود. این مقاله با استناد به پژوهشهای معتبر بینالمللی (از جمله دانشگاههای هاروارد، استنفورد و لا تروب)، چهار گام عملی را برای اصلاح بیانضباطیها و پرورش فرزندی مستقل معرفی میکند: ۱. واگذاری کارهای روزانه و شخصی (مانند مرتبکردن اتاق و وسایل)، ۲. آموزش خودمراقبتی و بهداشت مستقل (نظیر حمامکردن تحت نظارت)، ۳. جلب مشارکت فعال در امور خانه (ایجاد حس کارآمدی و اعتماد)، و ۴. پرورش انضباط معنوی و جمعی (از طریق حضور در مناسک و جمع بزرگسالان). اجرای مستمر این گامها، ضمن کاهش تنشهای خانوادگی، مهارتهای حل مسئله، اخلاق کاری و پیشرفت در دوران بزرگسالی را تضمین میکند.
مقالهٔ هشام جعفر به بررسی ظهور نوعی «الهیات جدید» و آیین شبهدینی در میان نخبگان سیلیکونولی میپردازد و نشان میدهد چگونه رفتارهایی مانند ادعای وجود روح در ماشین، تأسیس کلیسای هوش مصنوعی یا اجرای مناسک نمادین، ناشی از اعترافِ ناخودآگاه مهندسان به ترس از کنترلناپذیری دستساختههایشان و نیاز وجودیشان به معنابخشی به فناوری است؛ پدیدهای که ریشه در شکست وعدههای نئولیبرالیسم، فرسایش دموکراسی، زوال اندیشهٔ پیشرفت خطی و پیچیدگیِ «جعبهٔ سیاه» مدلهای هوش مصنوعی دارد و در نهایت با تبدیل فناوری به یک پروژهٔ نجاتبخش و شبه قدسی، راه را برای فرار شرکتهای بزرگ از پاسخگویی سیاسی و تعلیق محاسبات اقتصادی به نفع سرمایهداریِ آیندهمحور هموار میسازد.
این مقاله با تلفیق دیدگاههای استاد یوسف قرضاوی و شیخ محمد غزالی، راهکار برونرفت جامعهی اسلامی از جمود، تعصب و سطحینگری را در احیای «ایمان زنده» از طریق پیوند عقل و قلب میداند؛ منهجی که در آن خطابه و دعوت به «محراب تربیت و تزکیه» ارتقا مییابد، مذاهب فقهی نه بهعنوان راههای متفرق بلکه صرفاً بهمثابه «دیدگاههایی علمی در فهم نص» نگریسته میشوند، علم حدیث با محوریت و نظارت دلالتهای قرآن از روایات ساختگی و قواعد خشک پالایش میگردد و در نهایت با تکیه بر فقه مقارن و شورشی درون، انسانی مؤمن، خردورز و آراسته به اخلاق برای ساختن جامعهای پویا پرورش مییابد.
این مقاله با واکاوی لایههای تاریخی، کلامی و فقهیِ مواجهه با آئین ایزدی، به ریشهیابی اتهامات تکفیری نظیر «شیطانپرستی» و «ارتداد» میپردازد. نوشتار حاضر با تبیین سیر تحولِ نقد کلامی ابنتیمیه بر غلوّ در طریقت عدویه تا سوءاستفاده و بازتولید خشونتبار آن توسط جریانهای سلفی-جهادی (بهویژه فاجعهی نسلکشی ۲۰۱۴ داعش در سنجار)، نشان میدهد که چگونه ساختار باطنی این آیین بومی مورد کژفهمی قرار گرفته است. در نهایت، مقاله با استناد به اسناد رسمی الازهر (مانند نامهی سرگشاده به البغدادی) و فتاوای مراجع شیعه (از جمله آیتالله سیستانی)، ابطال فقهی تکفیر، حرمت تجاوز به جان و مال و لغو تاریخی بردگی را به عنوان موقف قاطع و اجماعیِ قاطبهی علمای جهان اسلام در دفاع از کرامت و حقوق اقلیتها به تصویر میکشد.
این نوشتار با روایت اقدام شایسته یکی از کشاورزان شریف روستای رشیدآباد دیواندره در اهدای تمام محصول نخود زمین خود برای عمران مسجد امام شافعی و همراهی خودجوش ۴۰ نفر از اهالی روستا در برداشت سهروزه و رایگان آن، جلوهای درخشان از سنت دیرینه ادای زکات، ایثار، رزق حلال و «همدلی اجتماعی» در میان کشاورزان کردستان را تصویر میکند؛ رویدادی ارزشمند که نشان میدهد آبادانی جامعه و حفظ سرمایههای معنوی در گرو ترجیح خیر عمومی بر منافع شخصی و مشارکت جمعی است.
این مقاله با بررسی موج تازهٔ اعتراضات مردمی در تونس علیه وخامت اوضاع معیشتی، قطعی آب و برق و سرکوب آزادیها، به تحلیل کارنامهٔ پنجسالهٔ حکومت قیس سعید میپردازد و نشان میدهد که چگونه دستاندازی بر قدرت از طریق کودتا، تعطیلی نهادهای نظارتی و قضایی و اتخاذ سیاستهای پوپولیستی و استقراضهای سنگین، کشور را به سوی ورشکستگی اقتصادی، انسداد سیاسی و انزوای دیپلماتیک سوق داده است؛ وضعیتی که با زوال مشروعیت حکومت و لبریز شدن کاسهٔ صبر جامعه، سرنوشت تغییر و برونرفت از این بحران همهجانبه را بار دیگر به اراده و تصمیم خود مردم تونس گره زده است.
این مقاله بر اهمیت ثبت، تدوین و انتشار میراث علمی و دعوت اسلامی تأکید میکند و با استناد به آیات قرآن و احادیث نبوی، نشان میدهد که قلم، نگارش و انتقال دانش از ارزشمندترین اعمال در اسلام به شمار میآیند. نویسنده در کنار تبیین جایگاه سنت شفاهی، خطابه و منبر در سیره پیامبران و رسول اکرم ﷺ، نقش رسانههای نوین، کتابهای صوتی و فضای مجازی را در حفظ و گسترش معارف دینی برجسته میسازد. در ادامه، فعالیتهای معاونت علمای جماعت دعوت و اصلاح، بهویژه آرشیو و انتشار خطبهها و سخنرانیهای ماموستایان در کانال «ههگبهی مینبهر (بانک خطبه)»، بهعنوان نمونهای موفق از صیانت و انتقال میراث علمی معاصر معرفی شده است. مقاله در پایان، ضمن قدردانی از دستاندرکاران این عرصه، بر ضرورت حمایت از چنین تلاشهایی برای ماندگاری «علمٌ يُنتفع به» و بهرهمندی نسلهای آینده تأکید میکند.
برخلاف تصویر عامیانه و عامهپسندی که از «بهاءالدین قراقوش» (درگذشته به سال ۵۹۷ هـ/۱۲۰۱ م) به عنوان حاکمی ستمگر یا شخصیتی سادهلوح ساخته شده است، منابع معتبر تاریخی او را یکی از برجستهترین و کارآمدترین فرماندهان نظامی، مهندسان معمار و مردان تدبیر در عصر صلاحالدین ایوبی معرفی میکنند. نام او «قراقوش» در زبان ترکی به معنای «شاهین/عقاب سیاه» یا «کرکس» است که استعارهای از قدرت، شکوه و والایی مقام است.
این مقاله نشان میدهد که مخالفت و حساسیت غرب در برابر ظهور نمادهای اسلامی ـ مانند ساخت منارهها و مساجد یا پوشش حجاب ـ نه یک صرافت عقیدتی یا لاهوتی، بلکه ناشی از نگرانی عمیق برای امنیت و هویت فرهنگی-معماری قارهٔ اروپاست. نویسنده با اشاره به نمونههایی چون همترازیِ هوشمندانهٔ برج کلیسا و منارهٔ مسجد در بیروت، و نیز با استناد به سخنان چهرههایی چون آنگلا مرکل، تبیین میکند که مسیحیت در اروپای مدرن و سکولار از یک «ایمان دینی» به یک «تراث فرهنگی و نماد تعلق ملی» تغییر ماهیت داده است؛ از اینرو، غربیها تمدد معمارانه و نمادین اسلام را خطری وجودی برای یکدستیِ هویت تاریخی خود میپندارند.
کپی رایت © 1405 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط IslahWeb