درگیریهای مرزی میان افغانستان و پاکستان که ریشه در گذشته دارد، پس از حملات اخیر هوایی پاکستان به کابل و افزایش فعالیت «تحریک طالبان پاکستان» دوباره شعلهور شده است. روابط طالبان افغانستان با پاکستان پس از دو سال از قدرتگیری طالبان تیره شده و سفر اخیر وزیر خارجه طالبان به هند و برنامه دهلی برای بازگشایی سفارت در کابل، به نگرانیهای ژئوپلیتیک پاکستان افزوده است. با این حال تحلیلگران معتقدند که با وجود این تنشها، دو طرف تمایلی به جنگ گسترده ندارند و کشورهای منطقه نیز بر کاهش تنش و راهکار دیپلماتیک تأکید میکنند.
رسانهایکردن تحقیرآمیز خطای سهوی یک معلم و تعمیم نمادین آن به کل معلمان، پاککردن صورتمسئله است. مسألهی اصلی، ساختار بیمار آموزش و پرورش و تراکم غیرمعمول ۴۰ تا ۵۰ دانشآموز در یک کلاس است که کیفیت آموزش را نابود و معلمان توانمند را به فرار اداری و تبعید خودخواسته سوق داده است. بهجای زهرچشمگیری و تحقیر معلمان، لازم است به اصلاح ساختارها و تکریم واقعی جایگاه معلم پایبند باشیم.
مقاله به کشتار گستردهی غیرنظامیان در شهر فاشر سودان بهدست نیروهای حمیدتی میپردازد و آن را اقدامی حسابشده برای رعبافکنی و زمینهسازی پیشرویهای بعدی میداند. نویسنده این فاجعه را نشانهای از فروپاشی نظم اخلاقی جهانی و زوال لیبرالیسم میشمارد. در ادامه، با اشاره به سرنوشت انقلابهای عربی، بحرانهای کنونی را حاصل ترکیب استبداد داخلی و مداخلات خارجی میداند و نقش امارات را در این آشوبها پررنگ میبیند؛ کشوری که در رفاه غوطهور است اما در سیاست خارجی دچار «سندرم ثروت» و رفتارهای مداخلهگرانه شده است.
نویسنده تنش اخیر میان دو کشور را نتیجهی فعالیت «تحریک طالبان پاکستان» و پیوندهای قومی و مذهبی آن با طالبان افغانستان میداند. او معتقد است که این اختلاف میتواند با میانجیگری کشورهای مسلمان، بهویژه ترکیه و قطر، حل شود. أقطای نقش کشورهایی چون هند، آمریکا و اسرائیل را در دامنزدن به بحران پررنگ میبیند و هشدار میدهد که هدف آنها تضعیف وحدت جهان اسلام است. در پایان تأکید میکند که اشتراکات دینی و فرهنگی افغانستان و پاکستان بسیار بیشتر از اختلافاتشان است و باید از این بحران فرصتی برای همبستگی اسلامی ساخت.
یادداشت با نقد نظام آموزشی ایران، نشان میدهد که با گسترش مدارس غیردولتی و تأثیر فزایندهی معدل نهایی در کنکور، عدالت آموزشی بهشدت آسیب دیده و آموزش و پرورش از نهاد فرصتساز به نهادی تبعیضزا و رانتمحور تبدیل شده است. مدارس دولتی فرسوده و بیامید شدهاند، در حالی که مرفهان با هزینههای میلیاردی مسیر موفقیت تحصیلی را در انحصار گرفتهاند. شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز با پافشاری بر سیاستهای ناعادلانه، به تعمیق بحران دامن زده است. نویسنده این وضعیت را «اختلال فراسیستمیک» در آموزش کشور مینامد و هشدار میدهد که نسل «رستگار رحمانیها» رو به زوال است.
متن در سوگ دکتر محمدطاهر عباسیراد، پزشک فرهیخته، مؤمن و نیکوکار مهابادی نوشته شده است. نویسنده با اشاره به ایمان، تعهد و روحیه انساندوستانهی او، وی را پزشکی دلسوز، یاریرسان نیازمندان و الگویی از خدمت خالصانه معرفی میکند. دکتر عباسیراد نهتنها در عرصهی پزشکی، بلکه در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی نیز نقش برجستهای داشت؛ از جمله همکاری با جماعت دعوت و اصلاح مهاباد و مشارکت در تأسیس جمعیت خیریهی نورافزا. او با طبابت رایگان، پرداخت هزینههای درمان بیماران بیبضاعت و برگزاری کارگاههای آموزشی، عمر خود را وقف خدمت به مردم کرد. درگذشت وی ضایعهای بزرگ برای جامعهی پزشکی، نهادهای مدنی و مردم مهاباد دانسته شده است.
عراق در آستانه انتخابات پارلمانی چالشی برای ۳۲۹ کرسی است، بدون حضور جریان صدر که بیشترین کرسیها را در ۲۰۲۱ داشت. ائتلافهای شیعی نزدیک به ایران احتمالاً اکثریت را به دست میآورند، اما اختلافات داخلی میان آنها، بهویژه با هادی عامری و نوری مالکی، مهمترین چالش برای تشکیل حکومت آینده خواهد بود. در جبهه اهل سنت، محمد حلبوسی و دو جریان اصلی دیگر حضور دارند، اما نبود یک رهبری واحد و وضعیت اقتصادی محدودیت ایجاد میکند. کردها با حزب دموکرات و اتحاد میهنی همچنان نقش سوم را در پارلمان و کابینه خواهند داشت، هرچند اختلافات میان دو حزب کرد ممکن است تنشهایی بهوجود آورد. در مجموع، مشارکت پایین و ائتلاف شیعیان نزدیک به ایران بیشترین نفوذ سیاسی را خواهد داشت.
ترامپ در دورهی دوم ریاستجمهوری خود تلاش میکند با پایان دادن به جنگ غزه و توافق با حماس، نام خود را به عنوان رئیسجمهوری که موفق به حل منازعهی فلسطین-اسرائیل شده ثبت کند. او خود را ناجی اسرائیل معرفی میکند و توافق غزه را راهی برای دستیابی به «صلح گستردهتر» در خاورمیانه میداند. با این حال، صلح ترامپ بر اساس قدرت اسرائیل است و بدون حل ریشهای منازعهی فلسطین-اسرائیل، پایدار و همهجانبه نخواهد بود.
در پی اعطای جایزهی صلح نوبل به خانم «کورینا ماچادو»، ترامپ و کاخ سفید از تصمیم کمیتهی نوبل ابراز نارضایتی کردند. نویسنده با نگاهی انتقادی، این رویداد را نشانهای از سیاسی بودن جایزهی صلح نوبل میداند و کنایهآمیز مینویسد که اگر معیار صلح، عملکرد ترامپ باشد، او شایستهترین فرد است. در متن، فهرستی از سیاستهای ترامپ در حمایت از رژیم صهیونیستی و همراهی در «نسلکشی مردم غزه» آورده شده است؛ از وتوی قطعنامههای سازمان ملل و تهدید دادگاه لاهه گرفته تا سرکوب اعتراضات ضد جنگ و به رسمیت شناختن اشغال قدس و جولان. نویسنده نتیجه میگیرد که حقوق بشر و عدالت در نظام جهانی کنونی به شعاری تهی بدل شده و نظمی نوین بر پایهی «حق با زور است» شکل گرفته است. او در پایان آرزو میکند که رنج مردم فلسطین پایان یابد و ظلم ریشهکن شود.
در هفتم اکتبر ۲۰۲۳، رخدادی در شمال غزه روی داد که مسیر تاریخ معاصر فلسطین را دگرگون کرد. صاعقهای که از دل دههها مقاومت و رنج برخاست، ساختار مشروعیتی را که جهان برای «اسرائیل» ساخته بود، در هم شکست. پاسخ ویرانگر رژیم صهیونیستی به آن رویداد، اگرچه بهای سنگینی از جان و زیربنا گرفت، اما در برابر پایداری شگفتانگیز مردم فلسطین، چهرهی واقعی ستم را بر جهان آشکار ساخت. غزه، که گمان میرفت به زانو درآمده باشد، بدل به میدان بیداری وجدان جهانی شد؛ جایی که مقاومت، بار دیگر نه تنها بهعنوان واقعیتی میدانی، بلکه بهعنوان طرفی سیاسی در معادلات بینالمللی شناخته شد. اکنون، در آستانهی توافق و بازسازی، این پرسش پیشِروست که آیا میتوان از دل این ویرانی، افق تازهای برای آیندهی فلسطین گشود؟
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل