سروش، که اختری قدر اول در کهکشان متفکرانی است که از آنان با عنوان روشنفکران دینی یاد میشود و در مجمع الکواکبشان ستارههای درخشانی همچون سید جمال اسدآبادی، محمد حسین نائینی، اقبال لاهوری، مهدی بازرگان، مرتضی مطهری، و علی شریعتی پرتو افشانی میکنند، شصت و پنج ساله شد. همراه با شادباش و تهنیت تولد این متفکر، افسوسمندانه باید بدین نکته نیز اشارت کرد که محققی که دیدگاهها و نظریههایش زمینه ساز تکاپوهایی جدی در حوزه و دانشگاه شده است و آرائش در میان شمار زیادی از خوانندگان در اقصی نقاط جهان تأثیر گذارده و در محافل علمی و آکادمیک بین المللی مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است.
نویسنده: حسین کمالی
هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود …
در سال 1671 میلادی، ادوارد پوکاک (1648 تا 1727) متنی فلسفی به زبان عربی را همراه با ترجمه لاتینی آن تحت عنوان Philosophus autodidactus، یعنی فیلسوف خودآموخته، منتشر نمود. [1] آن کتاب، در اصل حیّ بن یقظان نام داشت که فیلسوف مسلمانی اهل غرناطه اندلس (گرانادا در اسپانیای امروز)، ابوبکر محمّد بن عبدالملک بن محمّد بن محمّد بن طفیل القیسی الاندلسی الغرناطی الاشبیلی – مشهور به ابن طفیل (درگذشته 581 قمری)- پنج قرن پیشتر، به احتمال زیاد بین سالهای 573 تا 578 قمری/1177 تا 1182 میلادی، در مراکش پایتخت سلسله مؤمنی یا موحّدین نوشته بود.
نویسنده: عبدالله محمّدی
پیشگفتار
امروزه یکی از مسائل مهم و مورد توجه جامعهی بینالمللی مسئلهی حفظ و رعایت حقوق زنان و مراعات تساوی حقوق زن و مرد و عدم تبعیض بر اساس جنسیت است؛ این احساس مخصوصاً در میان بسیاری از زنها وجود دارد که در طول تاریخ به زنان که بخش مهمی از جامعهی انسانی را تشکیل میدهند؛ ستم روا رفته حقوق و شأن انسانی آنها رعایت نشده و طبق عادات، رسوم، اعتقادات، قوانین و مقررات در مورد آنان تبعیض ناروا اعمال شده است.
نویسنده: محمد رشدی عبید
ترجمه: محمد ملازاده- بانه
نبودن تعارض و تضاد میان «وحی و عقل»
امروزه تلاشهایی تحت نام و عنوان «نوگرایی» در جریان است که ثوابت دین و اصول اساسی ایمان را نشانه میگیرند و در صدد الغای آنها میباشند. این فرایند، علمی بودن وحی و تمامی مصادیق و مضامین آن، چون ایمان به وجود خدا و روز آخرت و نبوت و غیب را زیر سئوال میبرد و نفی مینماید و مدعی است که وحی به مثابهی یک سلطهجوی زورمدار و اشغالگر امپریالیست بر عقل و آگاهی و شعور انسان حکمفرمائی میکند.
قدیمیترین مسجد شهر برای جلسهی تعلیم حدیث تعیین گردیده است، زیرا مساجد خانههای خدا بشمار میآیند[264] و بندگان خدا برای اقامه نماز و شعایر دینی به آنجا میآیند و چه بهتر که فرمودههای پیامبرخدا نیز در آنجاها تعلیم و تعلّم شوند.
پیشزمینههای نظری شبکه معرفت دینی
نام گفت و گو شونده: علیرضا قائمی نیا
اشاره: گسترش روزافزون دانشهای جدید در حوزه علوم انسانی در دنیای علمی امروز فهم انسانها را از خود، پدیدهها و مسائل پیرامون، ژرفا بخشیده است. از این میان زبانشناسی معاصر و نشانهشناسی و بحثهای مربوط به هرمنوتیک دست بالا را دارند.
بدیهی است که ستون فقرات روایت حدیثی، سلسلهای است که حدیث به بالاترین حلقههای آن وصل گردیده است و علمای علم الحدیث درایتی برای حصول اطمینان از اتصال حلقههای این سلسله و اطلاع از کیفیت اتصال این حلقهها توجه به دو امر مهم را لازم شمردهاند:
نویسنده: محمدرضا نیکفر
این نوشته درآمدی است بر «تاریخ مفهومها» که کار آن معناشناسی تاریخی مفهومهای سیاسی-اجتماعی است. تمرکز «تاریخ مفهومها» بر روی مفهومهای بنیادی است. آنها نه مفهومهاییاند که به سادگی چیزهایی و جریانهایی را در جهان ثبت کنند، بلکه خود ایجادگر چیزها و ساختارهایند، بهراهاندازندهی جریانهایند. آنها جهانسازند.
نویسنده: محمدرضا نیکفر
استاد مصطفی ملکیان در یکی از سخنرانیهای خود که چندین سال پیش در دانشگاه تهران ایراد کردند به موضوع «شریعتی و دین ایدئولوژیک» پرداختند.[1] جان کلام ایشان این بود که دین به خودی خود/ذاتاً ایدئولوژیک است و نیازی ندارد و نداشت که که بهوسیلهی اشخاصی چون شریعتی ایدئوژیک شود. برای نشان دادن این امر آقای ملکیان هفت ویژگی منفی برای ایدئولوژیها برمیشمرند و مدعی میشوند که ادیان همهی آن ویژگیها را دارا هستند.
نویسنده: رهبر محمودزاده
آرای معطوف به شناخت مباحث «نظریهی ادبی»، پیوستار متنوعی را تشکیل میدهد که یک سوی آن را میتوان در رویکردهایی یافت که نظریهی ادبی را به مثابهی یک علم مینگرند و قاعدتاً عینیت روشهای آن را مد نظر دارند. در این رویکرد آن چه که باید از آن پرهیز کرد عبارت است از بسط و پروردن داوریهای مبتنی بر ذوق شخصی و قائل بودن سرشتی ذهنی برای آن داوریها. سوی دیگر پیوستار، رویکردهایی است که عینیت روش و امکان انسجام و وحدت آن و علمی بودن مباحثی که معطوف به شناخت متن ادبی است را افسانهای پوزیتیویستی و شاید کلان روایتی متلاشیشده میانگارند. این نظرگاه اخیر تا آنجا بسط مییابد که حتی از نوشتن دربارهی یک متن ادبی به شیوهی نوشتاری واحد احتراز میشود و به جای آن، نوشتار به گونهی مجموعهای از پارههای مختلف و کلکسیونی از کوته نوشتها سامان داده میشود یا بهتر است بگوییم سامان زدایی میشود.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل