إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

دین و اندیشه

  • 1- پدیده روشنفکری متعلق به دوران گذار است و روشنفکران می‌کوشند با مفهوم‌سازی و نظریه‌پردازی و عطف نظر به فرآورده‌های فکری و فرهنگی جهان قدیم و جهان جدید، عبور از سنت به مدرنیته یا گذر از عصر مدرن به پسامدرن را در جوامع گوناگون تبیین کنند. روشنفکران ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و طی بیش از صد و پنجاه سال مواجهه با مغرب زمین و دستاوردهای علمی، فلسفی، سیاسی و هنری دوران مدرن، به قدر طاقت خویش به بحث از نسبت میان ایران معاصر و جهان جدید پرداخته‌اند.

  • نویسنده‌: حسن انصاری

    یکی از مهمترین اختلافات و تمایزات میان معتزلیان و اشعریان مسئله تفسیر و تبیین کیفیت کلام خداوند و ماهیت قرآن کریم از نقطه نظر طبیعت وجودی آن بوده است. البته اصل اختلاف به دورانی کهنتر در تاریخ علم کلام با می گردد و نخستین بحثها در این زمینه به جهمیان و گروههای وابسته به آنان در سده دوم مربوط است. خود این بحث با این وجود تابعی از بحث مهمتر صفات و نسبت صفات با ذات از نقطه نظر وجود شناختی است که سابقه کهنتری در کلام اسلامی دارد و ریشه های آن در کلام مسیحی هم قابل پی گیری است (برای این بحثها، در زبان فارسی کتاب فلسفه علم کلام، تألیف ولفسون و ترجمه احمد آرام از تحقیقات قابل اشاره است).

  • نویسنده‌: 
     
      «فضایل عبارتنداز گرایش‌هایی که نه فقط ناظرند به اشکال خاصی از عمل، بلکه ناظر به اشکال خاصی از احساس نیز هستند‌. » (السدر مک اینتایر)

  • دین و اخلاق

    03 اسفند 1389

     یکی از بحث‌‌‌های بسیار مهم و حیاتی امروز، ارتباط دین و اخلاق است. اگر بخواهیم به طور سیستماتیک در این مورد بحث کنیم، باید اشاره کنیم اعتقاد کسانی بر این است که دین و اخلاق با هم ارتباطی ندارند، چون اصولاً هر دو یک چیزند. این گروه به هویت(1) دین و اخلاق حکم کرده‌اند و هر دو را یک گرایش دانسته‌اند. به نظر می‌رسد کسانی که آیین کنفوسیوس را قبول دارند، کاملاً به این گرایش معتقد باشند که دین همان اخلاق است و اخلاق همان دین.

    نویسنده:
    مصطفی ملکیان
  • رعایت حدّ عینیت و ذهنیت، همیشه مشکل هر معرفت‌شناسی بوده است و فلسفه علم نیز که از اقسام معرفت‌شناسی است به این مشکل مبتلا است. فلسفه علم منطقی-دستوری خواهان علمی صددرصد ابژکتیو بود. امّا تحقیقات فراوان بازنمود که تاریخ علم آشفته‌تر از آن است که در قالب روش‌های معینی ریخته شود، و عالمان نیز انسانتر از آنند که ماشین‌وار عمل کنند، و خرد خشک و خام را بر جمیع عواطف خویش حاکم سازند، و عوامل محیطی و اجتماعی نیز سرکشتر از آنند که حرمت عقل را نگه دارند و همه جا به میل یا به فرمان وی سربسپارند. 

    نویسنده:
    عبدالکریم سروش
  • در نقد عشق

    03 اسفند 1389

    می‌کوشم از وسواس تعریف عشق بپرهیزم، اما می‌ترسم که مفاهمه در اضطراب افتد. پس ناچارم بگویم که منظورم از این واژه رابطه‌ای است سراسر کشش و خواهش میان انسانی با انسانی یا حیوانی یا شیئی؛ که عموماً خواهان را عاشق و خوانده را معشوق و خواسته را وصال می‌نامند. و نشانه صدق آن این است که عاشق با داشتن معشوق، یا با امید آن، خود را صاحب همه چیز می‌بیند، حتی اگر هیچش نباشد و با نداشتن آن خود را صاحب هیچ نمی‌بیند، حتی اگر همه چیزش باشد.

  • گردآورنده: محمد جهانگیری اصل

    عبدالرحمن ‌بن ‌محمد بن ‌خلدون تونسى، سیاست‌مدار، جامعه‌شناس، تاریخ‌نگار و فقیه مالکى‌مذهب در اول رمضان 732 قمرى 27 مه 1332 میلادى، در تونس به دنیا آمد. او تحصیلات مقدماتى را نزد پدرش آموخت و سپس نزد علمای تونسی قرآن و تفسیر، فقه، حدیث، علم رجال، تاریخ، فن شعر و فلسفه آموخت. وى پس از تکمیل تحصیلات در آفریقیه (تونس) به مغرب (مراکش) وسپس الجزایر رفت و دوباره به مغرب بازگشت وپس از آن که اطلاعات مفیدى درباره‌ى کشورهاى شمال آفریقا به دست آورد، در سال 764 به آندلس (اسپانیاى امروز) رفت و در غرناطه (گرانادا) به حضور سلطان، محمد پنجم، رسید.

  •  هر ساله با فرارسیدن ماه ربیع الأول و بمناسبت میلاد خاتم پیامبران -صلی الله علیه وسلم- جشنها و مراسم مولود خوانی فراوانی در گوشه و کنار جهان اسلام برپا می‌گردد، این جشن و شادی‌ها که گهگاهی آمیخته با برخی از منکرات و معاصی نیز هست، واکنشهای ضد و نقیضی را در میان علماء و فقهای جهان اسلام در بر داشته است، بعضی از علماء برپایی این جشنها را مطلقاً نادرست و بدعت می‌دانند، وبرخی دیگر بطور مشروط آنرا جایز می‌شمارند، نگارنده در این مقاله در صدد آنست دیدگاههای دو گروه را مطرح کند، و پس از طرح دیدگاهها و مقایسه بین آنها، به قولی که به حقیقت نزدیکتر است دست پیدا کند.

    نویسنده:
    دکتر سید احمد هاشمی
  • طبیعیات کهن که فحص از آثار طبایع می‌کرد، اگر آنها را می‌یافت می‌توانست ادّعا کند که فلان طبیعت همواره و درهمه‌ی جهانهای ممکن فلان آثار را خواهد داشت. و هر بار خداوند آب و خاک و فلک و نمک را بیافریند، باز همین آثار طبعی کنونی خود را خواهند داشت. و (طبیعیات) که علم به این جهان ماده است علم به هر جهان ماده ممکن دیگر هم خواهد بود. امّا تاریخ یا علم جغرافیا است. علم جغرافیا، علم به جغرافیای این جهان است و به هیچ رو ادّعا نمی‌کند که اگر خداوند بار دیگر هم عالمی بیافریند باز هم کوه‌ها و دره‌ها و رودها (و بل کرات مختلف آن) چنین نظمی و نسبتی خواهند داشت. 

    نویسنده:
    عبدالکریم سروش
  •  دین باوری و اخلاق، دو خصیصه دیرین و ریشه‌دار در سرشت و ساختار وجودی انسان بوده است. در مطالعه‌ی تاریخی سیر تمدن بشر، آمیختگی اخلاق و مذهب به وضوح رخ می‌نماید، تا آنجا که اساساً اخلاق در ادیان یهود، مسیحیت و اسلام، کاملاً جنبه‌ی دینی به خود گرفته و ماهیتی مذهبی دارد. اما این که کدام یک از این دو پدیده، پیشین بر دیگری است، مسأله‌ای است که بیش از حدس و تخمین را بر نمی‌تابد.