تربیت، فرآیندی انسانی، فردی و جمعی است؛ پیوسته، هدفمند و در خدمت رشد و شکوفایی انسان. این سیر تعالی، در هماهنگی با محیط طبیعی و اجتماعی فرد شکل میگیرد و در تمام مراحل زندگی، همپای او حضور دارد؛ هرچند جلوههای آن در دوران کودکی و نوجوانی نمایانتر است. از این تعریف برمیآید که مسئولیت تربیت، نهتنها بر دوش خود فرد، بلکه بر عهده اطرافیان و جامعه نیز هست؛ جامعهای که با نهادهای رسمی و غیررسمیاش در این مسیر نقشآفرینی میکند. تربیت، همچون نَفَسی مداوم، در تار و پود زندگی انسان جاریست و لحظهای از او جدا نمیشود.
مقاله استدلال میکند که بر خلاف دیدگاه مطلقگرایانه معاصر ("همه چیز دینی است")، اندیشه فقهی سنتی میان حوزههای مختلف شریعت تمایز قائل میشد تا انعطافپذیری لازم را ایجاد کند. محور اصلی تمایز: ثابت (تعبّدی): حوزههایی چون عبادات، عقاید و حقوق الله که احکامشان مفصل و غیرقابل تغییر است (اصل بر منع). متغیر (معقول/اجتهادی): حوزههایی چون معاملات، عادات، سیاست شرعیه و حقوق عباد که در آنها اجتهاد، انعطاف و تغییر بر اساس مصالح و اقتضائات زمان (سیاست شرعیه) بسیار گسترده است (اصل بر اباحه). نتیجهگیری: حکمرانی و سیاست در شریعت، بیشتر در قالب قواعد کلی و مقاصد آمدهاند، نه احکام جزئی ثابت؛ بنابراین، فضای اجتهاد و انطباق در امور دنیوی وسیع است.
ابوبکر صدیق (رضیالله عنه)، برترین صحابه، نه تنها نخستین مرد بالغی بود که ایمان آورد، بلکه به گواهی مورخان غربی، این ایمان او (به دلیل نفوذ اجتماعیاش) اسلام را از تمسخر رهانید و پایههای اولیه امت را بنا نهاد. صدق بیمانند او در تمام مراحل، از جمله در بحران معراج، سبب نامگذاری او به "صدیق" شد. پس از وفات پیامبر ﷺ، او با زهد و ارادهای قاطع، بحران ارتداد را مهار کرد و با پافشاری بر سنت نبوی، اسلام را از یک دین محلی به قدرتی جهانی تبدیل نمود و به درستی بنیانگذار حقیقی دولت اسلامی نام گرفت.
اخوت ایمانی {إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ} اصلی بنیادین و الهی است که زیربنای وحدت و تمدنسازی در امت اسلامی است. قرآن و سنت نبوی با دقت، آفات اخلاقی و رفتاری (مانند سوءظن، غیبت، استهزاء، حسد، و نمّامی) را به عنوان عوامل سستکننده این پیوند معرفی میکنند. علمای دین این آفات قلبی و زبانی (به ویژه در سوره حجرات) را مهلکترین موانع اخوت میدانند. برای حفاظت از این سرمایه راهبردی، راهکارهای عملی چون طهارت قلب، پرهیز از آفات زبان، برپایی عدالت و اصلاح ذاتالبین ضروری است تا جامعه اسلامی از تفرقه نجات یافته و به سوی عزت حرکت کند.
بحران «حال خوب» ریشه در آشفتگی درونی دارد، نه کمبود مادی و پیامدهای مخربی چون ناامیدی به دنبال دارد. فرمول دستیابی به «حیات طیبه» طبق قرآن، شامل دو شرط اساسی است: ۱. ایمان راستین (باور به خدا و آخرت که منبع آرامش است) و ۲. عمل صالح (انفاق و روابط اجتماعی سالم). درمان این درد در بیرون نیست، بلکه در خود فرد نهفته است و تنها با اراده برای عمل نیک و تقویت باور محقق میشود.
مقاله با تأکید بر اینکه یأس و ناامیدی بزرگترین گناه و نشانهی کفر به قدرت و رحمت الهی است، تحلیل میکند که ناامیدی مانند زنجیری نامرئی اراده و توان انسان را فلج میکند. ریشههای اصلی یأس، افتادن و تکرار در گناهان عنوان میشود. متن بر اساس تعالیم اسلامی، گناه را نه پایان راه، بلکه فرصتی برای شکستن غرور و بازگشت صادقانه (توبه نصوح) میداند. در این مسیر، استغفار دائمی و تکرار توبه تا خستگی شیطان ضروری است؛ زیرا رحمت خدا (إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا) بر همهی گناهان فائق است. در نهایت، دعا بهعنوان اصلیترین سلاح مقابله با یأس معرفی میشود؛ زیرا دعا نه تنها خواستن حاجت، بلکه همنشینی دائمی با پروردگار و تجلی ایمان به حکمت و فضل بیانتهای اوست.
این نوشتار به مسئلهی وسوسهی شیطان و تردید در عدالت الهی میپردازد و پاسخ استاد دین به سؤالی دربارهی تفاوتهای اقتصادی و ثروت میان انسانها را ارائه میدهد. استاد تأکید میکند که غنا و فقر مادی معیار عدالت یا ارزش انسان نیست، بلکه آزمون و ابتلای الهی در زندگی با هدف پرورش صبر، شکر، اخلاق و فضایل انسانی است. تفاوتها و تفاضلها در زندگی حکمتی الهی دارد که عقل انسان بهطور کامل قادر به درک آن نیست و بهترین واکنش، توکل به خدا، استغفار، تجدید ایمان و بازگشت به عبادت است.
متن بر این مفهوم بنیادین تمرکز دارد که امید مؤمن به پاداش الهی، بزرگترین منبع آرامش در مواجهه با سختیها و بلاها است. این پاداش شامل کفاره گناهان و افزایش حسنات میشود و باعث میشود مؤمن در تمام حالات زندگی (چه در نعمت با شکر و چه در بلا با صبر) خیر ببیند (اشاره به حدیث "عَجَبًا لأَمْرِ المُؤمِنِ"). سرشت زندگی دنیا با رنج آمیخته است، اما این بلاها برای صاحبان رسالت شدیدتر و هدفمندتر است (آزمونی متناسب با استحکام ایمان). در مقابل، افراد بیدین یا سستایمان به دلیل فقدان امید به حکمت و آخرت، در برابر مصائب دچار یأس شدید، اضطراب و فروپاشی روانی میشوند، که این حالت، معنای زندگی را از آنها سلب کرده و آنان را به مردههایی در میان زندگان تبدیل میکند.
این نوشتار، تأملی الهامگرفته از سیره پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم است؛ سیرهای که در همه ابعاد زندگی انسانی پرتوی از هدایت و کمال میتاباند. نویسنده با تکیه بر مبانی نبوت، پیامبر را الگویی جامع در صبر، حکمت، تدبیر، تربیت و مدیریت بحران معرفی میکند؛ الگویی که راه دعوت و رسالت را با روشنایی، دقت و مرحلهبندی الهی پیش میبرد. متن نشان میدهد که تربیت نبوی، جریانی زنده و عقلانی است که دلها را با محبت، و خردها را با بصیرت پیوند میزند و ثمره آن، پرورش نسلی استوار و هدفمند همچون صحابه بزرگوار. در نهایت، مقاله تأکید میکند که سیره رسول رحمت، تنها یادگاری تاریخی نیست، بلکه نقشه راهی زنده برای امروزِ دعوتگران و رهپویان حقیقت است..
فتح مکه نقطه عطفی در رهبری پیامبر اسلام بود؛ رویدادی که در آن، پیامبر میان انتقامجویی طبیعیِ سالهای رنجبار و چشمانداز بلندمدت دولتسازی، مسیر دوم را برگزید. او با تغییر فوری روایت «یوم الملحمة» به «یوم المرحمة»، و با عزلِ حکیمانه سعد بن عباده بدون کاهش شأن او، راهبرد رحمت را به عنوان سیاست رسمی دولت نوظهور تثبیت کرد. اوج این رویکرد در «اذهبوا فأنتم الطلقاء» تجلی یافت؛ عفوی بیقید و شرط که دشمنان دیروز را به کارآمدترین نیروهای فردا تبدیل کرد. این تجربه تاریخی نشان میدهد که پیامبر از بخشش، نه بهعنوان احساسی اخلاقی، بلکه بهمثابه ابزاری استراتژیک برای پایاندادن به چرخه خشونت، ادغام اجتماعی و دولتسازی پایدار بهره گرفت.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل