إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

دین و اندیشه

  • نویسنده‌: عبدالعلی بازرگان

    «بد خداشناسی» ممکن است عنوان متداول و مصطلحی نباشد، اما به هر حال بیانی است از نوعی خداشناسی متعارف میان توده‌هائی از مردم که به آداب و رسوم دینی گذشتگان، هر چند شرک‌آمیز و خرافی، بیشتر پایبند هستند تا آنچه مستقیماً در کتاب الهی و تعالیم توحیدی پیامبران آمده است.


  • هیچ تئوری دینی و غیردینی دیگری، امروز نمی‌تواند در کشورهای مسلمان جایگزین ایده‌ی حقوق بشر شود.
    سالها پیش در کتاب نقدی بر قرائت رسمی از دین نوشته بودم طرح و تصویب اعلامیه حقوق بشر یک «ضرورت تاریخی» بود که پس از جنگ جهانی دوم در سال 1948، بر سیاستمداران انسان دوست جهان آشکار شد. آنان از مشاهدات تاریخی اسف بار خود به این نتیجه رسیدند که تنها راه تئوریک نفی مطلق خشونت و خونریزی، این است که رشته‌ای از حقوق اولیه برای همه افراد بشر بدون هیچگونه استثناء و تبعیض و صرفاً از آن نظر که بشرند در سراسر جهان به رسمیّت شناخته شود و پایه و اساس تنظیمات حقوقی ـ سیاسی داخلی کشورها و روابط بین‌المللی قرار گیرد. آن حقوق اولیه در مواد 30 گانه اعلامیه حقوق بشر به صورتی شفاف بیان گردید. از جهانیان و همه دولت‌ها خواسته شد این اعلامیّه را بپذیرند. و آن را در مقام عمل با کوشش وافر به کار بندند.

  • درخت، به‌ویژه در هنگامه‌‌ی بهار، حضور و جلوه‌ای غبطه‌انگیز و الهام‌بخش دارد. در این شور و گرما و قیامت و رستخیزِ پر غوغا‌‌‌ نمی‌توان مُهر خموشی بر لب زد.‌‌‌ نمی‌توان شکوه رُستن را دید و خاموش ماند. سعدی می‌گوید:

    نویسنده:
    صدیق قطبی
  • منهای معنویّت

    02 فروردین 1390

     مقدّمه
    در حساب مادی زندگی جدید، معنویت تفریق می‌شود، می‌کوشند تا هدف زندگانی انسان را با حیات مادی او جمع نمایند. عقیده دارند که زندگی مادی برای زندگی مادی است و بس: یعنی انسان در تلاشهای خود افق عالیتر ندارد، یعنی هدف برتر، از کوشش در ماده نیست، پس چه؟ پس اینکه انسان باید بدنبال سراب لذت یکسره در بیابان رنجهای زندگی بدود. زیرا بنا به «فلسفة منهای معنویت» برای انسان نهایتی که به تلاشها و رنجهای زندگی بیارزد وجود ندارد جز تلاشها و رنجهای جدید!

  • نویسنده: مصطفی حسینی طباطبایی

    س- در آثار پیشروان فکر مادی – که از آنها سخن گفتید – نسبت به مذاهب بطور کلی، انتقادهایی شده است. این انتقادها ناگزیر با «اسلام» نیز برخورد دارند، در این‌باره چه نظری دارید؟

  •  فلسفه اخلاق از مهم‌ترین و جنجال‌برانگیزترین شاخه‌های فلسفه تحلیلی به حساب می‌آید، از این رو کمتر فیلسوفی را می‌توان یافت که حتی نیم‌نگاهی به فلسفه اخلاق نینداخته باشد. به بیان دیگر، فیلسوفان بزرگ پس از تدارک هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی خود، به فلسفه اخلاق پرداخته‌اند، گویی این شاخه از فلسفه پیامد و در واقع عصاره دیدگاه‌های فلسفی آنها در خصوص هستی و انسان را در برمی‌گیرد. می‌توان گفت که به تعداد فیلسوفان، فلسفه اخلاق داریم.

  •  1. مرحوم مهدی بازرگان، قرآن پژوه، روشنفکر دینی، متخصص ترمودینامیک و سیاست‌پیشه‌ای بود که بیش از نیم قرن در فضای دینی، فکری و سیاسی این دیار فعالیت کرد و میراث گرانقدری از خویش برجای گذاشت. هم لوله‌کشی آب تهران مدیون زحمات بی‌شائبه او بود؛ هم نقش مهمی در جریان خلع‌ید ایفا کرد؛ هم آثاری چون سیر تحول قرآن، مطهرات در اسلام، راه‌طی شده، باد و باران در قرآن، بعثت و ایدئولوژی، بازیابی ارزش‌ها و انقلاب ایران در دو حرکت را به رشته تحریر درآورد؛ هم اهل ایثار بود و از شغل و پست دانشگاهی گذشت و طعم زندان را پیش از انقلاب چشید و هم اولین نخست‌وزیر پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود.

  • نویسنده‌: حسن یوسفی اشکوری

    بی‌گمان یکی از بحث‌انگیزترین موضوعات در ارتباط با اسلام و جهانِ مدرن، موضوعِ برخی از مقرراتِ شرعی و فقهیِ اسلام در موردِ زن است، مقرراتی که به نظر می‌رسد در تعارض با حقوقِ مساوات‌‌طلبانه‌ی دنیای مدرن باشد. البته باید افزود که موضوعِ نگاهِ به زن در طولِ تاریخِ بشر همواره به عنوانِ یک «مسأله» بوده و هست.

  • نویسنده: مصطفی حسینی طباطبائی

    مقدّمه
    یکی از گرفتاریهای بزرگ ما اینست که همه چیز را می‌خواهیم از دیگران اقتباس کنیم و «اندیشه‌ی قائم بذات» نداریم، بدتر از همه اینکه گاهی آنچه را که در میان ما موجود است و ما، در میان آن بسر می‌بریم نیز می‌خواهیم از بیگانگان بیاموزیم.
    از آن جمله والاترین نعمت‌های خداوند یعنی «اسلام» است که گویی در انتظاریم تا فلان شرق‌شناس غربی یا اسلام‌شناس روسی: درباره‌ی آن‌چه می‌گوید و چه ارمغان تازه‌ای برای ما می‌اورد؟!

  • سر ویلیم دیوید راس ( Sir William David Ross)، فیلسوف اخلاق انگلیسی (1971-1877)، هم در فلسفه اخلاق وظیفه‌گروانه‌ی (deontologistic) کانت نقاط قوت و نقاط ضعفی می‌دید، و هم در فلسفه‌ی اخلاق نتیجه‌گروانه‌ی (consequentialistic) بزرگترین معارضان کانت، یعنی فایده‌نگر (utilitarianist)انی مانند بنتام و میل. از این ‌رو، نه هیچیک از این د و فلسفه‌ی اخلاق را یکسره رد می‌توانست کرد، و نه هیچیک را یکسره قبول. به همین جهت، درصد برآمد که سختی نو بیاورد که نقاط قوت هر دو فلسفه‌ی اخلاق را داشته باشد و دستخوش نقاط ضعف هیچیک از آنها نباشد.

    نویسنده:
    مصطفی ملکیان