إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

دین و اندیشه

  • واژه‌ی «تقدّس» و قدسیّت بخشیدن به معنای پاک و منزه دانستن و یا غیر قابل نقد بودن چیزی یا کسی از عیب و نقص است[1] که خاستگاهی دینی دارد. از آن جا که دین به طور عموم در طول تاریخ بشری، مقدّس شمرده شده است، همه‌ی امور مربوط به دین و بعضاً رهبران دینی هم به اشتباه تقدیس گردیده‌اند و بدین بهانه هرگونه نقد اندیشه‌ها و عملکردهای آنان گناه محسوب شده و جرح و تعدیل افکار آنان با نقد متون مقدّس دینی برابر گرفته شده است.

  • استاد مصطفی ملکیان در سخنرانی حاضر به ترسیم معنای زندگی عقلانی می‌پردازد و در بیان مظاهر زندگی عقلانی، از دو مولفه عقلانیت نظری و عقلانیت عملی نام می‌برند. ایشان در تشریح مولفه عقلانیت نظری به توضیح شش ویژگی ـ «اعتبار قائل شدن به قواعد منطق صورت»، «معتبر دانستن قواعد ریاضیات»، «جدی گرفتن حساب احتمالات»، «توجه به آخرین دستاوردهای علوم تجربی طبیعی و انسانی» ، «پذیرفتن بهترین تبیین در هر مساله، عمل به تشخیص خویشتن و نه دیگران» ـ می‌پردازند و در ادامه برای تبیین مشخصات عقلانیت عملی از سه ویژگی این عقلانیت تحت عنوان: عقلانیت در اهداف، عقلانیت در وسایل و عقلانیت در گفتار سخن می‌گویند و با تأکید بر عقلانیت در گفتار به تشریح مختصات آن می‌پردازند.

    نویسنده:
    مصطفی ملکیان
  • «خوش‌خیالی»، یعنی دلخوش کردن به امید و آرزوهائی که در ذهن خود می‌پرورانیم، در حالی که معلوم نیست تا چه حد با واقعیات بیرونی انطباق داشته باشد. آدمی عادت دارد آینده را آنطور که دوست دارد و تمایلاتش ایجاب می‌کند ببیند. البته ممکن است ادعا شود خوش‌بینی همیشه روحیه و انرژی مثبت می‌دهد، اما طرف دیگر قضیه را هم باید دید که اگر به اتکاء خوش‌خیالی مواجه با شکست شدیم، چگونه با يأس و نومیدی مقابله کنیم؟

  • آسيب‌شناسي تربيت ديني

    زماني كه «آموزش ديني»، مانع «تربيت ديني» است!

    «دین‌دهی»، مانع «دین‌یابی» و «دین‌آموزی» حجاب «دین‌ورزی» است!

    زمانی که «آموزش دینی»، مانع «تربیت دینی» است!

    یکی از اشتباه‌های مکرری که امروزه از روی غفلت و عادت انجام می‌شود، ملازمه‌ای است که میان «منِش دینی» -یا به عبارتی «حس مذهبی»-  و «دانش دینی» قائل می‌شوند و می‌پندارند که شرط قطعی دین‌دار بودن و دینی شدن، تراکم اطلاعات و اندوخته‌های حفظی و صوری دانش دینی است،

  • قبل از هر چیز بهتر است اشاره‌ای داشته باشیم به اینکه نفس آدمی دارای ویژگی‌ای است که چون حالتی در آن تکرار شود آن حالت، صفت و ویژگی همیشگی وی می‌گردد (به عبارت دیگر تکرار خود سبب ثبات صفت نفسانی در انسان می‌شود).

    نویسنده:
    استاد ناصر سبحانی
  • این نوشتار مجموعه‌ای از ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری روشنفکران را برمی‌شمارد و روشنفکری را فراتر از صرف داشتن سواد، نگاهی کلی، انصاف، عدالت‌خواهی، دوری از کینه، تلاش برای آگاهی، احترام به دیگران، اعتراف به خطا و توانایی نقد خود معرفی می‌کند. همچنین تأکید می‌کند روشنفکر به جای تمرکز صرف بر اخلاق فردی، فعالانه در پی رصد حوادث اجتماعی و تعامل عقلانی با دیگران است. روشنفکری با دین‌داری سازگار است و ترکیب این دو، توسعه‌ی متعادل شخصیت را به دنبال دارد. در نهایت، روشنفکری جایگاهی متکی به ویژگی‌های انسانی است که هر فرد می‌تواند به آن دست یابد و برای جامعه مفید باشد.

    نویسنده:
    دکتر محمود ویسی
  • 2ـ ردي بر دلايل نقلي در مورد مخلوق بودن قرآن

    ابتدا لازم مي‌دانم به اين نكته توجه شود كه هر مجعول و محدثي مخلوق نمي‌باشد كما اين كه هر منزلي مخلوق نمي‌باشد. مثلاً آب نازل مي‌شود و وحي نيز نازل مي‌شود. و اين نمي‌تواند دليلي قانع كننده باشد كه مجعول و محدثي الزاماً مخلوق باشند.

    1ـ محدث به نسبت انسان‌ها به معني تازه و جديد است. يعني آيه‌هاي به نسبت انسان در آينده نازل مي‌شوند و اين آيه‌ها حتي براي حضرت محمد (ص) جديد مي‌باشد. ولي دوباره مي‌گوييم تازه، نو، جديد و قديم، قبلاً و بعداً، همه‌ي اينها بر خداوند و بُعد خدايي اطلاق نمي‌شود و معنايي ندارد.

  • محمد حامدی نویسنده‌ و پژوهشگر دینی در سال 1342 در شهرستان بانه‌ی استان کردستان چشم به‌ جهان گشوده‌ است. وی در عنفوان جوانی با بیداری اسلامی آشنا شد و آشنایی با درسگفتارها و متد دین‌پژوهی استاد شهید ناصر سبحانی -رحمه‌ الله‌ تعالی- عمق و غنای بیشتری به‌ مسیر مطالعات و پژوهشهای وی داده‌ است؛ به‌گونه‌ای که‌ تأثیر استاد، بر محمد حامدی  و سبک پرداختن به‌ مسائل، امری انکارناپذیر است. 

  • با مشاهده‌ي اعتقادات و استدلالات متكلّمان و خصوصاً معتزله در مي‌يابيم كه اين مكاتب كاملاً متأثر از فلسفه، و عمدتاً فلسفه‌ي يونان باستان و تا حدي نيز فلسفه‌ي هند بوده‌اند. البته فلسفه‌ي هند بيشتر بر صوفيان افراطيِ ما تأثيرگذار بوده است. لازم به ذكر است كه فرهنگ باستان ايران و عقايد انحرافي ادياني همچون يهوديت و نصرانيت، تأثيرات مخرّبي را خصوصاً در اعتقادات معتزليان نهاده‌اند.

    اين مقاله در دو فصل تهيه شده است.در  فصل اول با پديده‌ي اعتزال و اعتقادات و استدلالات آنان آشنا خواهيم شد و در فصل دوم به ياري خداوند رد اصول عقايد آنان را دنبال خواهيم كرد.

     فصل اول: شناخت كلي معتزله

    1ـ چگونگي پيدايش اعتزال[1]

    در اوايل قرن دوم هجري در مسجد بصره واصل بن عطا از مكتب اعتقادي

  • وسواس (obsession) در نظريه روانكاوي ناظر است به ايماژ‌ها، ايده‌ها يا واژگاني كه با وجود اراده سوژه، خود را به آگاهي او تحميل مي‌كنند و هر لحظه او را از فكر و حتي گاه عمل‌كردن باز مي‌دارند. روان‌پزشكي كلاسيك وسواس را تجربه‌اي توصيف مي‌كند كه در آن آگاهي شخص با يك فكر آزاردهنده و مزاحم محاصره شده و گرچه آدمي هوشيار و در اختيار قواي خويش است نمي‌تواند از آن بگريزد. وسواس بيش از هر چيز با تمايل به تكرار (repetition) گره خورده است كه فرويد بنيادي‌ترين ويژگي ذهن مي‌شمارد. اعمال تكراري را مبتلايان به وسواس به صورت مناسك براي كاهش اضطراب خود انجام مي‌دهند.