رشد و گسترش کمی و کیفی هر دعوتی، نشان از ارکان استوار، دستور العملهای موفق و یاران دلسوز و متعهد آن دعوت دارد و بالعکس ضعف و ناکامی، دلیل ضعف ارکان و سستی یاران است.
بدون اینکه قصد ورود به بطن اصلی بحث فوق را داشته باشیم، نشانههایی را بر میشماریم که ضعف و ناکامی هر دعوتی را فریاد میزنند و هر دعوتگری باید درصدد اصلاح آن باشد.
آنچه که در شعایر اسلامی مهم بوده و اهمیت فراوانی دارد، حکمت و فلسفه و مقاصد آنها میباشد؛ که متأسفانه بهای لازم به آن داده نشده و بسیار ساده و گذرا دربارهی آن سخن به میان آمده است.
بدیهی است هر یک از تکالیف شرعی اهداف و مقاصدی را دنبال میکند که در واقع روح آن تکالیف بـه حساب میآید و در واقع آن تکالیف برای تحقق بخشیدن به آن اهداف و مقاصد وضع شده است و در صورت عدم تحقق آن اهداف، روح خویش را از دست داده، و صرفاً به جا آوردن و انجام قالب آن، ارزش چندانی ندارد، مثلاً نماز؛ اهداف و مقاصدی را دنبال میکند همچنین زکات، روزه و حج.
روزه فرمان الهی و تمرینی برای زندگی سالم و با معنویت است. بنابراین برای کسب فیض بیشتر از این ماه مبارک رعایت یک برنامه غذایی متعادل و صحیح، لازم و ضروری است. عمل به توصیههای زیر به شما کمک میکند تا علاوه بر سود جستن از بهرههای معنوی این ماه از سلامت جسمی حاصل از انجام این فریضه دینی نیز بهرهمند گردید.
تغذیه صحیح در ماه رمضان از اهمیت بسیاری برخوردار است. یک روزهدار در طول روز با کمبود آب و املاح مواجه میشود بنابراین باید در هنگام افطار به نحو شایستهای این کمبودها جبران شوند.
سخن از امّت اسلام، حدیث از عزّت، سربلندی و سرافرازی است، سخن از جانفشانی، جانثاری، ایثار، جهاد و مجاهدین راستین تربیتشدگان این مکتب عظیم و راهروان حق وحقیقت است. درختی بس بزرگ و سایهگستر و سرسبز و ریشهدار، با ریشههای قوی و ممتد در اعماق تاریخ، ریشهاش در تار و پود تاریخ و بزرگان و سازندگان صرح و بزرگی و پیروزی، دوانیده و با دل و جان آنها تنیده شده است. « ... ملة أَبِیكُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ ..» (حج: 78) ای مسلمانان، بدانید نام اسلام بهترین، زیباترین و تابناکترین نام است،
نخستین كاری كه در اعمال عبادی انجام میگیرد ستایش خداوند است. اگر به خدای متشخص و انسانگونه قائم باشیم مانند خدای ادیان ابراهیمی، در آنجا ستایش، ستایش از خداست ولی اگر مانند ادیان بودایی و تائویی به خدایی غیر متشخص قایل باشیم ستایش در آنجا، ستایش از هستی است.
«تربیتکردن»، مانع «تربیت شدن» است!
برداشتی آزاد از کتاب فیه مافیه
در کتاب «فیهمافیه» مولوی آمده است:
آدمی همیشه عاشق آن چیز است که ندیده است[1].
مولوی در توصیف فهم آن گفته است:
«این سخن، سریانی است. زنهار مگویید که فهم کردم! هر چند بیش فهم و ضبط کرده باشی از فهم عظیم به دور باشی. فهم این، بی فهمی است. خود بلا و مصیبت و حرمان تو از آن فهم است. تو را آن فهم، بند است، از آن فهم میباید رهیدن تا چیزی شوی!».[2]
این حکمت رازآلود و متناقضنما نشان میدهد که برای تبلیغ و ترویج یک گوهر گرانبها باید آن را مخفی و پنهان کرد
خواندن ِغیر خدا
کسی که به خیال ِ خطای خود نقش مستقلی برای غیر خدا قائل باشد و با قیاس بشری گمان کند در دستگاه الهی همچون دستگاه سلاطین سلسله مراتبی حاکم است و نمیتوان مستقیماً با او ارتباط بر قرار کرد، طبیعی است که در حوادث روزگار متوسل به واسطه و شفیع گردد و به اصطلاح پارتیتراشی کند.
مشرکین معاصر پیامبر چنین تصوراتی داشتند. آنها بر خلاف تصور بیشتر مردم، کاملاً به وجود خدا معتقد بودند، ولی میپنداشتند خدا خالقی است که اداره جهان را به فرشتگان سپرده است و باید برای جلب منفعت یا دفع شر در امور دنیا به آنها متوسل شد
تثلیث از آندست واژههایی است که در فرهنگ ما و به خصوص فرهنگ دینداری ما دارای بار منفی ارزشی است که دینداران را یاد شرک و انحراف دین مسیحیت میاندازد. دقیقاً معلوم نیست تثلیث از چه زمانی و توسط چه کسی وارد دین مسیحیت شده است اما از قرون وسطی به این سو و به خصوص بعد از رنسانس کلامیهای مسیحی سعی در توجیه و تئوریزه کردن تثلیث نمودند. تثلیث اعتقادی غیر عقلانی بوده که پدر، پسر و روحالقدس را را در عین سهتایی بودن، یگانه میانگارد.
نسبت دادن و نقش قائل شدن براى غیر خدا
در بسیاری از جوامع مذهبی، حتی در پیشرفتهترین کشورهای صنعتی دنیا، به خصوص در ممالک مسیحی که سابقه معجزات و شفابخشیهای حضرت مسیح در حافظه تاریخی آنان حک شده است، هنوز هزاران نفر در تعطیلات آخر هفته راهی زیارتگاهها میشوند تا از روح عیسی مسیح، مریم مقدس و سایر قدیسین شفای دردها و گشایش گره مشکلات خود را طلب نمایند. آنها با توسل به علامت «صلیب» که نشانهای از: پدر و پسر و روح القدس است، در واقع پلی به ساحل نجاتشان میکشند.
آسیبشناسی تربیت عادتگرا
«عادت دادن»، مانع «تربیت فعال» است!
بُعِثْتُ لِرَفْضِ العاداتِ «رسول اکرم (ص)»
باید عادت کرد به چیزی که عادت نکرد![32] «روسو»
«عادت دادن»، مانع «تربیت فعال» است!
ترک عادت[33] موجب «سلامتی» است! شاید در وهلهی نخست این تعبیرِ شگفتآور بر خلاف آنچه تا کنون شنیده شده است باشد، زیرا گفتهاند: «ترک عادت موجب مرض است»، ولی این گزارهی نامأنوس هم خود نوعی «خلافآمد عادت» است و نشاندهندهی بیرون آمدن از تلقینها و چارچوبهای از پیش تعیینشدهای که بدون تفکر و تعقل از آن پیروی میشود.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل