این یادداشت با رویکردی آسیبشناسانه، «امید اجتماعی» را نه یک پدیده انتزاعی، بلکه محصول ساختاریِ حکمرانی کارآمد میداند و هشدار میدهد که ایران به دلیل گسست میان وعدههای توسعهای (نظیر افق ۱۴۰۴) با واقعیتهای معیشتی و فرهنگی، وارد وضعیت «پیشابحران شتابدار» شده است؛ وضعیتی که در آن دولت با تبدیل شدن به طرف منازعه در سبک زندگی مردم، مشروعیت عملکردی خود را فرسوده کرده و تنها راه خروج از این انسداد، نه وعدههای جدید، بلکه ارسال سیگنالهای فوری، صادقانه و اقدامات شوکآور مثبت برای ترمیم روان جمعی و بازگرداندن اعتماد به بدنه جامعه است.
صعود طلا برای اقتصاد ایران، پیامدهای مهمی دارد: تقویت نقش طلا به عنوان پناهگاه ارزش برای خانوارها، اثرگذاری بر انتظارات تورمی و بازار ارز، افزایش اهمیت ذخایر طلا در سیاست پولی و ارزی و برجستهتر شدن طلا به عنوان ابزار پوشش ریسک در شرایط تحریم و بیثباتی خارجی فرشید فرحناکیان
تحلیل دکتر جلالیندوشن بر این فرضیه استوار است که افزایش خطر خودکشی پس از وقایع دیماه ۱۴۰۴، نه یک واکنش آنی، بلکه حاصل «همافزایی تروماهای انباشته» و «فرسایش ظرفیت روانی» است. این نوشتار تاکید میکند که خشونت سیاسی با تخریب افق آینده (بیافقی)، انسداد سوگ جمعی و فروپاشی شبکههای حمایتی، افراد را به سمت «درماندگی آموختهشده» سوق میدهد. نکته کلیدی این تحلیل، «تأخیر زمانی» در بروز این بحران است؛ جایی که پس از فروکش کردن هیجانات اولیه، فرسودگی ناشی از فشارهای اقتصادی و قضایی، تابآوریِ گروههای آسیبپذیر را در هم میشکند.
اصل صدوهفتادوپنجم قانون اساسی تکلیف کرده است که «در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی باید تأمین گردد».
چاپ اول كتاب «سايه خدا: كانت، هگل و گذار از ملكوت به تاريخ» به تازگي توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است. اين كتاب نوشته مايكل روزن است و با ترجمه حسين نيكبخت انتشار يافته و مروري جامع بر فلسفه دين و تاريخ كانت و هگل ارائه ميدهد. سكولاريزاسيون و معنا و فرآيند آن، مضمون عمده كتاب است؛ نويسنده نشان ميدهد كه چگونه ايدهآليستهاي آلماني به ارائه خوانشي عقلگرا از دين دست زدند و آخرتباوري ديني را به تاريخباوري سكولار بدل كردند.
در روزهايي كه افكار عمومي ايرانيان، هنوز زخم خورده رخدادهاي اخير است و هنوز جامعه در بهت و حيرت قرار دارد، واكاوي آنچه بر سر جامعه ايراني آمده و ارزيابي ريشههاي بحران يك ضرورت غيرقابل انكار است.
مشکلات ایران ناشی از قانون نیستند؛ مشکل آنجاست که اصول و بنیادهای حقوقی و عرفی برای تنظیم نظام قانونی کشور آسیب دیده است.
سیر تحول در شیوههای آموزش و پرورش، همواره آیینهای از تغییرات بنیادین در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی هر عصر بوده است، اما این دگرگونی در مواجهه با نسل زد، به نقطهای حیاتی رسیده است که دیگر اصلاحات جزیی کافی نیست، بلکه نیازمند یک بازنگری کلان در مبانی آموزش است.
نسل زدیها چالشهای خاص خود را دارند و بهدنبال ساختن آیندهای آرمانی طبق اهداف و آرزوهایشان هستند که برای این مهم تلاش وافری هم میکنند. کار کردن را دوست دارند چون میخواهند استقلال مالی داشته باشند و گاهی حتی عجله هم دارند. تلاش زیاد و هدفگذاری دقیق و زیادهخواهی از خود، جامعه و آینده از شاخصههای این نسل است. موضوع این هفته «من هم یک نسل زدی هستم» گفتوگویی پیرامون همین اهداف است که در ادامه میخوانید.
«دستهایی در کار است تا چنین وانمود کند که همه چیز خوب است و اشکال از دولت است. » این عباراتی است که سید محمد خاتمی، رییس دولت اصلاحات که همواره از وطندوستی، شایستهسالاری و تنشزدایی سخن گفته و جهان را به سمت مدارا و تعامل خوانده، بیان میکند تا ایرانیان را متوجه واقعیتهایی کند که در بطن حوادث اخیر پنهان مانده است. خاتمی همچنین از ضرورت بازگشت به جمهوریت فراموش شدهای میگوید که باعث قوام و دوام کشور شود. او بازگشت به این جمهوریت را کمهزینهترین و پرفایدهترین راه برای برونرفت از وضعیت نگرانکننده کنونی ارزیابی میکند.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل