کمال اوزتورک در این یادداشت، با ذکر خاطرهای از افطارهای باشکوه و داوطلبانه در مسجدالنبی، به تقابل میان ایثار اسلامی و خودخواهی جهان مدرن میپردازد. نویسنده معتقد است سفرههای افطار مدینه که در آن نژادها و ملیتهای گوناگون با محبتی وصفناپذیر از یکدیگر پذیرایی میکنند، تنها یک مراسم مذهبی نیست، بلکه نمادی عمیق از تکافل اجتماعی و صلح درونی است. وی با ارجاع به «صحیفة المدینه» (منشور مدینه)، تأکید میکند که تمدن اسلامی از نخستین روزهای خود، پیشگام در تدوین قراردادهای اجتماعی و همزیستی مسالمتآمیز میان ادیان بوده است. در نهایت، نویسنده از ناتوانی مسلمانان در معرفی این فضایل و الگوهای اخلاقی به جهانیان انتقاد کرده و بازگشت به ارزشهای نبوی را ضرورتی برای نجات بشریت در عصر بحرانهای جهانی میداند.
این نوشتار به بررسی ابعاد سرنوشتساز مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو میپردازد. نویسنده معتقد است موفقیت در دستیابی به یک چارچوب کلی، کلید تداوم مذاکرات فنی در آینده است. چالش اصلی در این میان، تقابل میان خواستهی آمریکا برای «غنیسازی صفر» و پافشاری ایران بر «حق غنیسازی» است؛ هرچند گمانهزنیهایی مبنی بر پذیرش فرمولهای میانی نظیر «غنیسازی نمادین» با نظارت شدید آژانس مطرح شده است. در نهایت، احمدی با اشاره به ضرورت رفع تحریمها و فشارهای داخلی بر ترامپ، مقامات ایرانی را به «خطرپذیری معقول» فرا میخواند و هشدار میدهد که پافشاری بر اهداف غیرضروری نباید منجر به خسارات جبرانناپذیر ملی شود.
این نوشتار با نگاهی انتقادی به حوادث دیماه ۱۴۰۴، ریشه اعتراضات نسل جوان (دهه هشتادیها و نودیها) را در «انسداد ارتباطی» و فقدان مهارتهای گفتوگو میبیند. نویسنده با استناد به طرحهای اجرایی پیشین، معتقد است نشنیدن صدای نسل جدید، ضعف سواد رسانهای و مقاومت ساختارهای سنتی در برابر تغییرات سبک زندگی، فضا را برای موجسواری بدخواهان فراهم کرده است؛ راهکار نهایی، بازگشت به آموزشهای مدنی، تقویت تفکر نقادانه و احیای اعتماد ملی از طریق گفتوگوی دوجانبه است.
پیش از این دیدیم که پیشینهی شریعت تاریخی در مورد حقوق بشر مربوط به غیرمسلمانان در همبرهم است. از یک طرف، شریعت حقوق غیرمسلمانان را به رسمیت میشناخت و تا جایی که به زندگی، اموال و امنیت شخصیشان مربوط میشد، از حمایت برابر قانون برخوردار بودند. غیرمسلمانان همچنین از حق آزادی اعتقاد و حق تعیین سرنوشت برخوردار بودند تا جایی که شرایط قانونی و اجرایی آنها اقتضا میکرد. از طرف دیگر، فقهای کلاسیک برخی محدودیتها را بر غیرمسلمانان در حوزهی طرز لباس پوشیدن، به نمایش گذاشتن نمادهای دینی، ساختن کلیساها در مناطق غالباً مسلماننشین، استفاده از اسب و حمل سلاح و غیره تحمیل کردند.
بحثمان را با مطرح کردن این پرسش که آیا نظم سیاسی مبتنی بر اصول اخلاقی اسلامی قادر به ترویج حقوق بشر است شروع کردیم. چنین استدلال کردیم که منتقدان قانون اسلامی، قضیهای را مطرح کردهاند که زنان و غیر مسلمانان همچون مردان مسلمان دارای حقوق برابر نیستند. اما مدارک و شواهد ارائه شده توسط منتقدان شریعت در این زمینه ناقص و ناکافی هستند زیرا باید از خود پرسید که آیا این موارد مشکلداری که مسلمانان و غیر مسلمانان و همچنین مردان و زنان را از یکدیگر جدا میکنند از خود ویژگیهای ذاتی منابع اسلامی ناشی میشوند یا در اثر ناکامی علمای مسلمان برای بسط شریعت تا با شرایط مدرن مطابقت داشته باشند به وجود آمدهاند. این حالت دوگانه را - حداقل تا اندازهای- میتوان به این حقیقت نسبت داد که منابع و احکام قانونی اسلامی ظاهراً آیات و احادیثی را که بر برابری تأکید میکنند با سایر آیات و احادیثی که تفاوت دینی و جنسیتی را تصدیق میکنند با هم جمع میکنند.
مفهوم حقوق بشر بیانگر مجموعهای از ارزشهای انتزاعی است که عینیتبخشیدن به آنها برای تضمین یک زندگی باکرامت ضروری تلقی میشود. فرآیندی که از طریق آن، این حقوق انتزاعی حالتی عینی پیدا میکنند، به هیچ وجه ساده یا روشن نیست. تأثیر ویژگیهای تاریخی و اخلاقی یک فرهنگ خاص بر نحوهی درک و تفسیر حقوق بشر مسئلهی اصلی است. این مقاله امکان شکلگیری سنتی از حقوق بشر را که ریشه در جهانبینی اسلامی دارد بررسی میکند و تأثیر باورها و ارزشهای اسلامی را بر تفسیر و اجرای حقوق بشر مورد کاوش قرار میدهد.
آموزش روزه به کودکان، فرآیندی است که از هفتسالگی آغاز گشته و بر سه رکنِ «تدریج در زمان»، «تشویق عاطفی» و «نظارت بالینی» استوار است. هدف، نه شکنجهی جسم، بلکه آمادهسازیِ روح برای پذیرش مسئولیتهای بزرگ در سن بلوغ است.
این مقاله به تبیین سه مقصد کلیدی روزه یعنی «پرورش مراقبه و بیداری وجدان»، «تقویت اراده در برابر غرایز» و «نظمبخشی به وقت» میپردازد و تأکید میکند که حقیقتِ تقوا، ضامنِ سلامتِ اخلاقیِ جامعه و رهایی از فساد است.
این مقاله بر نقش روزه در یکپارچگی امت از طریق همزمانیِ عبادات و افطارهای جمعی تأکید کرده و خواستار پایان دادن به اختلافات در رؤیت هلال با تکیه بر محاسبات نجومی است؛ همچنین روزه را تمرینی برای «تفکر خلاق» از طریق شکستن عادتهای روزمره میداند.
این مقاله به تبیین دو مقصدِ «انسانیت» و «آزادی» در روزه میپردازد؛ از یک سو بر درک رنج گرسنگان و انفاق تأکید دارد و از سوی دیگر، روزه را تمرینی برای حاکمیت بر نفس و رهایی از بردگیِ عادتها میداند که مقدمهای برای آزادیِ جوامع از استبداد است.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل