جنبش اخوانالمسلمین به رهبری حسن البنا با استراتژی اصلاح تدریجی فرد و جامعه، مدلی از اسلام سیاسی میانه را ارائه داد که بر مشارکت مدنی و نفی خشونت (جز در برابر اشغالگری) استوار است. تضاد بنیادین صهیونیسم و قدرتهای غربی با این جنبش، نه ناشی از ادعای خشونتطلبی، بلکه برآمده از هراس آنها نسبت به قدرت سازماندهی، انسجام عقیدتی و پتانسیل اخوان در احیای هویت اسلامی و آزادی فلسطین است. از همین رو، حذف فیزیکی رهبران و حمایت از کودتاهای نظامی علیه دولتهای منتخب اخوانی، راهبردی برای جلوگیری از شکلگیری یک بلوک قدرت مستقل و دموکراتیک در خاورمیانه ارزیابی میشود.
این نوشتار با دستهبندی انسانها بر اساس پیوند میان ایمان و کیفیت زندگی، مدعی است که سعادت حقیقی (حیات طیبه) تنها در پرتو «عقیدهی صحیح» و «عمل صالح» حاصل میشود. نویسنده با تبیین «سنتهای الهی» نظیر ابتلا (برای صعود مؤمن) و استدراج (رفاه تدریجی کافران برای سقوط نهایی)، تأکید میکند که رفاه مادی لزوماً نشانهی رضایت الهی نیست؛ بلکه آرامش درونی و پایداری در مسیر حق، تمایز اصلی میان حیات انسانی و سایر مراتب حیات است.
نویسنده مدرنیتهی غربی را یک «صنعت فریب» میداند که با غلبه دادن «شکل» بر «محتوا»، به دنبال تبدیل انسان به مهرهای بیهویت در چرخهی مصرفگرایی است. او با نقد نظریهی «جهان مسطح»، مدعی است که غرب با تکیه بر «داروینیسم سیاسی» و ابزارهای «خیرهکنندگی نرم»، سعی در ریشهکن کردن دلبستگی مسلمانان به زمین و هویتشان دارد تا سلطهی خود را تداوم بخشد؛ لذا تنها راه مقابله، تبدیل مدرنیته از یک بحث نخبگانی به یک آگاهی انتقادی عمومی برای کشف منطق قدرت در پشت زرقوبرق دنیای مدرن است.
نویسنده موفقیت در تربیت را یک مسئولیت شرعی و تشکیلاتی میداند که بر چهار پایه استوار است: ایمان عمیق به هدف برای پایداری در بحرانها، اخلاص جهت صیانت از سلامت مسیر، حماسهی هدفمند برای دوری از آشفتگی و کنشگری میدانی بهجای توقف در نظریات. او با تمرکز بر نقش کلیدی زن در حفظ هویت اسلامی، راهکار را در تبدیل مفاهیم ذهنی به مهارتهای کاربردی (مانند مدیریت خانواده و انضباط گروهی) و نظارت مستمر بر رشد تدریجی متربی میبیند.
این مقاله با تبیین مفهوم «فقه اخوت»، آن را نه یک شعار تشریفاتی، بلکه نظامی عملی برای پایداری در برابر چالشهای مادیگرایانه عصر حاضر معرفی میکند. نویسنده با استناد به سیرهی نبوی و آیات قرآن، اخوت را پیوندی مبتنی بر عقیده میداند که فراتر از منافع مادی است. او بر این باور است که استحکام فعالیتهای جمعی، ثبات قدم فردی و اقتدار جامعه اسلامی در گرو تحقق شاخصهایی چون سلامت صدر، فقه اختلاف و ایثار است. در نهایت، نویسنده تاکید میکند که پیروزی در عرصههای اجتماعی و تمدنی، بیش از آنکه به «کثرت عددی» وابسته باشد، مرهون «کیفیت تربیت اخلاقی» و پیوندهای عمیق قلبی میان کنشگران است.
متن با رویکردی انتقادی و تربیتی، خروج حضرت یونس (ع) را نه یک مأموریت، بلکه تصمیمی برخاسته از غلیان خشم انسانی و خستگی از لجاجت مردم میداند که منجر به گرفتاری در «شکم نهنگ» شد. نویسنده شکم نهنگ را نمادِ بنبستِ ناشی از ترجیح برداشت شخصی بر تکلیف الهی قلمداد کرده و تنها راه نجات را اعتراف صادقانه به خطا و بازگشت به صبر میشمارد. عصارهی این تحلیل، هشدار به همهی مصلحان است که در تلاطم بحرانها، بهجای گریز یا توجیه، باید از سنگینیِ نَفْس کاسته و تا آخرین لحظه به لوح مسئولیت چنگ بزنند.
ایمان به قیامت، افزون بر جنبههای اعتقادی، نقشی حیاتی در انتظامبخشی به اخلاق فردی و ساختار اجتماعی دارد؛ این باور با ایجاد انگیزهی خیرخواهی و بازدارندگی در برابر ظلم، مانع از فروپاشی ارزشهای انسانی و غلبهی خوی درندگی میگردد. از منظری دیگر، یاد معاد با نفیِ پوچی و بخشیدن امید به دیدار دوبارهی عزیزان، تنها پناهگاه آرامشبخش برای رهایی از عذاب روحی و تنهاییِ ابدی در مواجهه با مرگ است.
شب یلدا از منظر دینی پدیدهای ذاتاٌ خنثی است که ارزش آن نه در قدمت تاریخی، بلکه در گرو پالایش از خرافه و هدایت به سمت ارزشهای اخلاقی نظیر صلهرحم، تکریم والدین و احسان به نیازمندان است. دین با نگاهی حکیمانه به «عرف»، این شب را فرصتی برای تقویت پیوندهای اجتماعی و یادآوری گذر زمان میداند، مشروط بر آنکه به تجملگرایی، غفلت از خالق و بیانصافی در معیشت مردم آلوده نشود. در نهایت، یلدا زمانی میتواند با روح توکل اسلامی همسو شود که به جای تقدسیافتنِ زمان، به بستری برای تحقق عدالت، همدلی و بندگی صادقانه تبدیل گردد.
جامعه مدنی به عنوان رکن سوم نظم اجتماعی، از طریق نظارت بر قدرت، تقویت سرمایه اجتماعی و میانجیگری میان دولت و شهروندان، بستر ساز تحقق حکمرانی شایسته است. پایداری این ساختار مستلزم تعامل دوجانبهای است که در آن دولت با تضمین آزادیهای قانونی و جامعه مدنی با حفظ استقلال و شفافیت، به بازتولید اعتماد عمومی میپردازند. علیرغم چالشهای ساختاری، پویایی این نهادها یگانه مسیر گذار به توسعه متوازن و ایجاد جامعهای مسئولیتپذیر، عادل و پیراسته از فساد تلقی میشود.
دکتر حکیم کوچکی دانشآموختهی معارف اسلامی و از اعضای پیشکسوت جماعت دعوت و اصلاح استان گلستان در نشستی با حضور و معاونان بانوان و روابط عمومی مرکزی جماعت دعوت و اصلاح و برخی از اعضای این تشکل مدنی در استان گلستان، دربارهی اینکه چگونه دلهای جوانانمان را با نور ایمان و تربیت اسلامی آشنا کنیم، سخنرانی کرد.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل