اشاره: سپاس و ستایش خدایی که پروردگار جهانیان است و درود و سلام بر سرور پیامبران حضرت محمد(ص) و خاندان و یارانش باد.
معرفی بزرگان و سیره نویسی آنها نه تنها انسان را با این بزرگان آشنا میکند بلکه به عنوان یک راهنما و دلیل میتواند در چیره شدن بر مشکلات زندگی، رسیدن به هدف، تعقیب سیر تکاملی فکری، دانش اندوزی، تأثیر و تأثر، ارتباط با اقشار مختلف، تربیت شاگردان و... چراغی بر فراز راه باشد و انسان را با دنیای دیگری آشنا کند به ویژه امروز در شرایط بحران اخلاقی، پرداختن به آثار و زندگینامهی شخصیتهایی که هر کدام از آنها میتواند الگو و اسوهای برای بشر سرگردان امروز باشد، نیازی ضروری است.
محمّد احمدیان_ سقز
مقدمه
مصاحبهی آقای دکتر «عبدالکریم سروش» با «میشل هوبینگ» خبرنگار رادیو هلند، حاوی مطالبی است که قرآن را بشری جلوه میدهد؛ و پیامبر گرامی (ص) را به عنوان «آفرینندهی وحی» و خالق قرآن معرفی میکند. اگر چه چنین تفکّر و اندیشهای دربارهی قرآن تازگی ندارد؛ ولی به نسبت آقای سروش که فردی فرزانه و اهل تحقیق است، تازگی دارد. نظر به این که موضوع مصاحبه، «قرآن» و شخصیت پیامبر(ص) است، لازم دانستم در نقد آن به قرآن استناد نمایم، و دلایل وحیانیبودن قرآن را، از زبان قرآن ذکر کنم. اگر چه صاحبنظرانی آن را نقد نمودهاند، و در نقد خویش به آیات، اشعار مولوی و دلایل کلامی استناد کردهاند. بنده برای جلوگیری از تکرار دلایل نقد صاحبنظران، نظرات آنان را جمعبندی نمودهام، سعی نمودهام دلایلی را ذکر کنم در راستای تکمیل نظرات آنان باشد. در این مصاحبه آقای دکتر سروش نظرات «درمنگام» شاعر فرانسوی را تکرار میکند، «که پیامبر همانند یک شاعر احساس میکند که نیرویی بیرونی او را در اختیار گرفته است». پیامبر (ص) را با عارفان و شاعران مقایسه میکند، و «وحی» را بالاتر از درجهی شعر.
اینک چکیدهی مصاحبهی دکتر سروش:
سؤال: چرا در حالی که ازدواج با بیش از چهار همسر برای مردان مسلمان حرام است، پیامبر (ص) اجتماع نُه زن را برای خود جایز شمرده است؟ امیدوارم که با حکمت و منطق این موضوع را روشن فرمایید. شما خود از آنچه مبلّغان مسیحی و مستشرقین دربارهی این موضوع به القای شبهات و دروغها پرداختهاند اطّلاع دارید.
دلیر عباسی
اهل کتاب ومؤمنان
تفسیر آیات 62 بقره، 69 مائده، 17 حج
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلا هُمْ یحْزَنُونَ یعنی: کسانی که ایمان داشتند (پیش از این به پیغمبران، و آنان که به محمد باور دارند) و یهودیان، و مسیحیان، و ستارهپرستان و فرشته پرستان، هر که به خدا و روز قیامت ایمان داشته و کردار نیک انجام داده باشد. چنین افرادی پاداشتان در پیشگاه خدا محفوظ بوده و ترسی بر آنان نیست و غم و اندوهی بدیشان دست نخواهد داد. [1]
محمد مجتهد شبستری
من همیشه در این دست از گفتارها و یا نوشتههایم از این تعبیرها استفاده کردهام: 1- کلام و 2- مفهوم همگان بودن یک کلام. اینها دو مسئله متفاوت هستند. در این جا باید این توضیح را بدهم که منظورم دقیقاً از کلام چیست؟ توضیح دیگری باید دراین زمینه عرض بکنم که منظورم از مفهوم همگان بودن چیست؟ وقتی میگوییم که کلام خدا و کلام انسان، ممکن است اشخاص از کلام معانی مختلفی را به ذهن متبادر کنند؛ درحالی که من از کلام به معنای خاصی سخن میگویم درهمان حال شخص دیگری از کلام معنای دیگری را درنظر داشته باشد. بنا براین میان آن چه بنده میگویم و آن چه که او در نظر دارد، متفاوت است. بنا براین من باید مشخص کنم که وقتی میگویم کلام، منظورم چیست تا پس از آن کلام را به کلام خدا و کلام انسان تقسیم کردم، سپس به تفاوتهای آنها بپردازم.
درآمد: مصطفی ملکیان در نقد و بررسی کتاب «روانشناسی دین بر اساس رویکرد تجربی» میهمان نشست موسسه «رخداد تازه» بود. این کتاب اثر مهم برنارد اسپیلکا است. رویکرد اسپیلکا به دین از منظر ایدئولوژیکی نیست اما سعی نموده از زوایای مختلف دین را مورد بحث و بررسی قرار دهد.
مقدمهای بر کتاب اندر باب اجتهاد
نصر حامد ابوزید
ترجمه: مالک ذوالقدر
متن
مرکز ثقل مدرنیته این است که انسانِ مختار، با آزادى عمل و شناخت آزادانه و با بهرهگیرى از تجربیات خود، مىتواند در اسرار طبیعت نفوذ کرده، به همراه انسانهاى دیگر، دنیاى جدید و بهترى ایجاد کند. این تعریف، احتمال وجود اشکال دیگرى از مدرنیته، قبل از تاریخ جدید را انکار نمىکند، و محدودبودن مدرنیته به غرب را افاده نمىنماید. در واقع، مدرنیته یک مفهوم جهانشمول و در عین حال نسبى است که از زمانى به زمان دیگر و از مکانى به مکان دیگر تغییر مىیابد. این حقیقت ما را قادر مىسازد که از مدرنیته یا مدرنیتهها به عنوان یک اصطلاح در تفکر اسلام اولیه یاد کنیم. حتى مىتوان اسلام را ایجادکننده مدرنیته در قرن هفتم میلادى دانست.
من از شیفتگان و خیرهماندگان، و از شاگردان و بلکه از مریدان دو تن از شخصیتهاى بزرگ فرهنگ اسلامى هستم. یکى از آنها ابوحامد محمد غزالى است و دیگرى مولانا جلالالدین رومى. این هر دو بزرگوار متعلق به مکتب اشعرى هستند که مخالف مذهب و مسلک اعتزال است. شاید این پرسش در ذهن پارهاى از شما غلیان کند که چنین کسى، با چنین پیشینه و سابقه فکرى و چنان ارادتى که به آن دو شخصیتبزرگ مىورزد، چرا و به چه معنا مىخواهد در باب تجدید تجربه اعتزال سخن بگوید و اعتزالگرى را توصیه کند!
نوشتهی سرویس دین و دعوت پایگاه اصلاح
والدین در تربیت فرزندانشان دچار اشتباهات فاحش تربیتی میشوند، چهبسا در اثر یک اشتباه لطمات جبرانناپذیری به آنان وارد شود. نظر بهحساسیت موضوع تربیت برخی از اشتباهات تربیتی را در این نوشتار یادآوری مینمائیم.
اشتباه اول:
والدین باید برای فرزندانشان پدر و مادر باشند نه دوست. قطعاً بایستی یک چهارچوب و حد و حدود رفتاری و اخلاقی از طرف والدین برای فرزندان تعیین شود و اصولاً این کار سبب رشد و تعالی فرزندان خواهد شد و تجربه نشان داده در خانوادههایی که فرزندان از آزادی مطلق برخوردارند و هیچگونه محدودیتی ندارند، علاوه بر آنکه رشد و پیشرفت بسیار کندی خواهند داشت. خیلی سریع دچار سرگشتگی و لگام گسیختگی میشوند و قدرت و اختیار کاملاً از دست این قبیل پدر و مادرها خارج میشود و به هیچ وجه نمیتوانند از نقش دوست بودن به نقش پدر و مادری بازگردند.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل