خودگرایی (نوع ستیزی) یا دگرگرایی (نوع دوستی) در اسلام:
ارهاب در لغت به معنای تهدید و هراس انگیزی میباشد؛ و از ماده رَهْباً و رهبة و رَهَباً گرفته شده است، یعنی در او ترس و هراس ایجاد کرد. (و ترهب الراهب) یعنی خود را وقف عبادت در دیرش نمود؛ و (استرهبه) یعنی او را هراسانید؛ و (الراهب) به معنای مسیحیای است که در دیرش مشغول عبادت و از دنیا کناره گرفته باشد، و جمع آن (الرهبان) است. [۶]
مقدمهی مترجم:
نصر حامد ابو زید، نویسندهی مقاله، در ژوئیهی 1934 میلادی در روستای در نزدیکی شهر طنطا در غرب مصر به دنیا آمد. در 1972م لیسانس زبان و ادبیات عربی و در سال 1977م فوق لیسانس خود را از دانشکدهی ادبیات قاهره دریافت کرد. در 1981م دکترای خود را در همان رشته و از همان دانشگاه با تحقیق در باب تأویل قرآن در نظر ابنعربی دریافت کرد.
از او مقالات متعددی چاپ شده است. در عین حال کتابهایی نیز از او چاپ گردیده است که برخی از آنها عبارتند از:
در زمانی که سرسپردگان مدرنیتهی غربی و روشنفکری مادّی عقیدهشان را با این شعار ابراز میکنند که:«بر عقل جز خود عقل سلطه ندارد» و در این باره خواهان آزادی عقل از نقل هستند، هر چند این نقل، وحی الهی و شریعت آسمانی باشد! میبینیم
عقیدهی اسلامی به گونهای که در قرآن و حدیث عرضه شده است در میان معتقدان خود مجموعهای از ویژگیهای فکری روششناسانه ایجاد میکند که در مجموع میتوانند جلوههایی از وحدت فکری را شکل دهند. این وحدت فکری آثار خود را در تجانس و تناسب راهحلهای نظری و عملی که مسلمانان برای مشکلات و ادارهی امور زندگی خود به کار گیرند نشان میدهد. هر چند این ویژگیها که ذیلاً آنها را از طبیعت عقیده وحدتآفرین اسلامی استنباط و مطرح خواهیم کرد موجب وحدت پیروان خود میشود، اما این حقیقت ضرورتاً بدان معنا نیست که مسلمانان عملاً همواره از وحدت برخوردار هستند.
و لا حول و لا قوة إلاّ بالله العلیّ العظیم و صلّی الله علی سیّدنا محمد و آله الطّاهرین.
در این جمع دانشگاهی محترم و در میان دانشجویان عزیز، سخن خود را در باب رابطهی حوزه و دانشگاه، ویژگیهای این دو در قیاس با یکدیگر، و بالاخص انتظارات دانشگاهیان از حوزویان میگشایم.
آیا میتوان تفسیری تازه از اسلام پیش کشید که «نواندیشانه» باشد؟ آیا نقد تفسیرهای تازهای که در روزگار ما از اسلام به دست داده میشود خود ذاتباورانه نیست؟ کسی که تفسیرهای تازه از اسلام را نقد میکند، آیا ضرورتاً باور ندارد هر تفسیر تازهای از اسلام ناممکن است؟ آیا با نفی امکان «نواندیشی» در اسلام، در دام نوعی ذاتباوری پنهان نمیافتیم که در آن «ذات» اسلام، پذیرای نواندیشی نیست؟ این رشته پرسشها بنیادیاند و پاسخ ندادن بدانها ممکن است در فهم رویکرد تاریخینگرانه به اسلام خلل بیاورد.
نویسنده: سعید گراوند*
مقدمه
فلسفه (زرین کوب، 1369:ص 255) که وفق تعریف، علم به حقایق اشیا را چنانکه هست غایت خویش می سازد بی آن که مثل کلام خود را ملتزم به دفاع از وحی و متعهد به توافق با شرع کرده با شد، در بحث از مسائل مربوط به مجرداتِ خارج از ماده، و آنچه تحت تصرف حس و تجربهی انسان نیست، تقریباً اکثر اوقات به آنچه در تعالیم ادیان و آرای متألهان است، منتهی می شود؛ امّا فلسفه در جست و جوی این حقایق، البته در محدودهی امور مجرد باقی نمیماند و در واقعیت امور مجرد همیشه مثل آنچه در ادیان معمول است، با نظر، تأیید و اثبات نمی نگرد.
نویسنده: لیدا کاکیا
روانشناسی دین، آنگونه که امروز دریافت میشود، موجودیتش را به همزمانی پیدایش دین پژوهی تطبیقی در قرن نوزدهم اروپا با پیدایش دو رشته دیگر که در آغاز با دین بیارتباط بود، مدیون است. این دو رشته عبارتند از: روانشناسی اعماق (1)که در حوزه علوم پزشکی به عنوان نخستین جستجوی منظم نظریهای در باب ضمیر ناخودآگاه، برای درمان بیماریهای روانی پدیدار شد و دیگر. فیزیولوژی روانشناختی (2) بود که از فیزیولوژی منشعب شد و درواقع میکوشید تا سنجش و آزمایشگری عینی را جایگزین نظریه فلسفی ادراک کند .
الهی!
آب عنایت تو به سنگ رسید، سنگ بار گرفت
سنگ درخت رویانید،
درخت میوه و بار گرفت
درختی که بارش همه شادی،
مقدمه:
روزه میگیریم تا تقوا بدست آوریم. پس ظاهراً روزهای یک وسیله است تا به تقوا برسیم. اما براستی تقوا چیست و نشانههای آن کدامند که خداوند روزه و بسیاری از عبادات دیگر را زمینهی ایجاد تقوا معرفی میکند. نوشته جامع استاد جبوری از کتاب «آیاتُ التقوی فی القرآن الکریم» تلخیص شده است تا بفهمیم که کی تقوا ایجاد میشود و ثمرات آن چیست؟
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل