إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

دین و اندیشه

  • نویسنده‌: آرش نراقی

    (۱)
    سلوک عرفانی (دست کم در روایتهای سنتی آن) مبتنی بر دو پیش فرض مهم است: اولاً- خدایی وجود دارد؛ ثانیاً- آن خدا (ولو موقتاً) از حیطه تجربه سالک غایب است. غایت مطلوب سالک طریق این است که آن "غیبت" را به "حضور" تبدیل کند. البته سنتاً مفهوم "غیبت" به معنای "غیبت وجودی" خداوند تلقی نمی شده است. مطابق تلقی سنتی، خداوند همیشه و همه جا حاضر است، و به این معنا عالم وجود لحظه ای از حضور سرشار او تهی نیست.

  • یکی بر سر شاخ و بن می‌برید
    مروری کوتاه بر تاریخ اندیشه‌ی دینی حکایت از آن دارد که در این دیدگاه ارزش و کارایی عقل محل انکار و تردید بوده است. اگر چه بسیاری از متون دینی، عقل را به عنوان یک آیت‌ الهی ستوده‌اند و در عداد آفریده‌های شگرف خلقت تمجید کرده‌اند، آن را میزان مزیت انسان قرار داده و به تقویت و تبعیت آن فراخوانده‌اند و حتی آن را سرمایه‌ی عبودیت انسان شمرده‌اند،

    نویسنده:
    مرتضی مردیها
  • نویسنده‌: احمد نراقی

    1. دین‌پژوهی لاجرم نظریه‌ای را درباره‌ی دین مفروض می‌گیرد. به بیان دیگر، دین‌پژوه پیش از پژوهش تفصیلی درباره‌ی پدیده‌ی دین، لاجرم تصوّری (ولو اجمالی) از آن پدیده دارد و پژوهش خود را بر بنیان آن تلقی استوار می‌کند. بنابراین، نظریه‌ی دین‌پژوه درباره‌ی دین به نحوی از انحاء در ساختار و حتّی محتوای پژوهش وی مؤثر می‌افتد و البته نتایج پژوهش نیز به نوبه‌ی خود تلقی پژوهنده را درباره‌ی دین تدقیق و تنقیح می‌کند. از سوی دیگر، فهم دقیقتر دستاوردهای دین‌پژوهی و نیز داوری سنجیده‌تر در خصوص آن دستاوردها در گرو آن است که شخص منتقد، اولاً، از تلقی دین‌پژوه درباره‌ی دین آگاه باشد، و ثانیاً، خود نیز درکی سامانمند و اندیشیده درباره‌ی دین داشته باشد.

  • نویسنده: آنتونی تایسِلتِن(1937-)
    ترجمه: بهنام خداپناه

    تا نزدیکی اواسط قرن بیستم تعدادی از رساله‌ها درباره‌‌ی فلسفه‌‌ی دین با بخشی تحت چنین عنوانی یعنی «تعاریفِ دین» شروع شده بود.
    پیچیدگی و دشواریِ تلاش برای چنین وظیفه‌ای به شکلی افزون در اواخر قرن بیستم به رسمیت شناخته شد. دست کم سه جور دشواری در تفکر اواخر مدرنیته و دوره‌‌ی پست مدرن ملاحظه گردیده است.


  • برای آگاهی از مطلبی و قبول آن دو راه داریم: یکی اینکه به محض شنیدن آن از کسی یا دیدن آن در کتابی، بدون درخواست دلیل آن را قبول کنیم مانند عامه‌ی مردم که به محض شنیدن احکام دینی از زبان علمای اعلام آنها را قبول می‌کنند و مانند علمای اهل فتوا که به محض دیدن مطالبی در تحفه شیخ ابن‌حجر یا نهایه محمد رملی یا انوار و غیره آن را قبول می‌نمایند.

    نویسنده:
    حاج ماموستا عبدالله احمدیان
  • «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»(آل عمران 102) 
    واژه «حق‏» به معناى جدید «حقوق انسان‏»، «حقوق مصرف کننده‏» و حتى «حقوق حیوانات‏» که روزنامه‏هاى ما را پر کرده است، در قرآن یافت نمى‏شود. معناى «حق‏» در منابع اسلامى - قرآن و احادیث، - ناشى از تکلیف شخص است و یا به خاطر نظم موزون و داراى سلسله مراتب جهان، شایسته انسان است. «حقى‏» که در آیه بالا ذکر شده: «حق خداست که از او پروا کنند» و «حقى‏» که در رساله منسوب به امام زین‌العابدین، رسالة الحقوق، به کار رفته است، به همین معنا مى‏باشد:

  • کتاب «عقلانیت باور دینی از دیدگاه آلوین پلانتینگا» نوشته محمدعلی مبینی که توسط مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی منتشر شده است، یکی از مباحث عمده فلسفه دین، یعنی ربط و نسبت عقلانیت و باور دینی را از دیدگاه یکی از مهم ترین فیلسوفان معاصر دین تبیین کرده و در ادامه مورد نقد و بررسی قرار داده است.

  •   در میان همه کسانى که به نقد قوى جریان‌هاى مدرنیسم پرداخته‌اند، السدیر مکینتایر فیلسوفى با جایگاه بلند است. کتاب «پس از فضیلت» (After Virtue) او که نخستین بار در ۱۹۸۱ منتشر شد در دنیاى فکرى غرب سر و صداى زیادى به پا کرد. او در این کتاب ادعا کرد که پروژه دوره روشنگرى تفکر اروپایى به شکست انجامیده است.

  • «معرفت‌شناسى» همان بررسى نظرى معرفت است. بنابراین، ممکن است گمان شود که مباحث معرفت‌شناسانه دین به بررسى این پرسش مى‌پردازند که آیا فرد مى‌تواند به اعتقادات دینى معرفت داشته باشد؟ اما مباحث اعتقاد دینى گرایش به تمرکز بر براهین له یا علیه وجود خداوند داشته‌اند؛ از یک سو، براهین توحیدى سنّتى و از سوى دیگر، براهین سنّتى علیه وجود خدا؛ همچون برهان مبتنى بر شرّ.

  • ۱. پرسش اصلی من در این نوشتار این است: آیا در یک جنبش مدنی مسالمت‌آمیز، مردمانی که قربانی خشونت و سرکوب هستند اخلاقاً مجازند که متقابلاً از خشونت به مثابه روشی برای تحقق اهداف جنبش خود بهره بجویند؟

    نویسنده:
    آرش نراقی