در عصر انفجار اطلاعات و سلطهی شبکههای اجتماعی، خبرهای جعلی بیش از هر زمان دیگری زندگی فردی و جمعی را تحتتأثیر قرار دادهاند؛ بیتوجهی به صحت اخبار نهتنها باورها و تصمیمهای ما را تحت سیطرهی منافع دیگران درمیآورد، بلکه میتواند پیامدهای خطرناک و حتی قانونی بهدنبال داشته باشد. برای مواجههی آگاهانه با این پدیده، شناخت ویژگیهای خبر جعلی و تمرین روشهای تشخیص آن، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
در یکی از حساسترین مقاطع حیات سیاسیاش، رجب طیب اردوغان تلاش دارد با گشودن باب گفتوگو با کردها و بهرهگیری از نقشآفرینی عبدالله اوجالان، مسیر تازهای برای حل یکی از طولانیترین و پرهزینهترین منازعات داخلی ترکیه بگشاید؛ تلاشی که اگرچه با تردیدهایی روبهروست، اما میتواند سرآغازی برای صلحی پایدار و فصلی نو در مناسبات سیاسی و اجتماعی این کشور باشد.
وداع نمادین چریکهای پ.ک.ک با سلاح در جاسنهی سلیمانیه، نه صرفاً نشانه یک معاملهی سیاسی با دولت ترکیه، بلکه بازتاب پوستاندازی فکری و راهبردی این جنبش است؛ دگرگونیای که ریشه در بازاندیشی اوجالان، عبور از ایدئولوژی مسلحانه و پذیرش سیاستورزی پراگماتیک دارد؛ تحولی که ممکن است صحنهی سیاست ترکیه را برای همیشه دگرگون کند.
خلع سلاح نمادین گروهی از نیروهای پ.ک.ک در غار جاسنه، نشانهای از آغاز فصلی تازه در حیات سیاسی این جنبش است؛ گذار از مبارزهی مسلحانه به کنش مدنی و دیپلماسی. این تحول، در صورت همراهی دولت ترکیه با اصلاحات واقعی و پذیرش متقابل، میتواند به بازتعریف جایگاه کردها در نظم سیاسی منطقه و تقویت ثبات در مرزهای ترکیه، عراق و سوریه بینجامد.
بیش از ۲۰ ماه (۶۳۸ روز) است که تجاوز و نسلکشی مردم غزه (با بیش از ۲۰۰ هزار کشته، زخمی و مفقود) توسط صهیونیستهای یهودی و مسیحی ادامه دارد. ژنوسایدی که نماینده و مدعیان تمدن غربی (بخوانید توحش غربی، با پیشینهای مملو از اشغالگری، خیانت، جنایت، قساوت و قتلعام) آن را با استفاده از جدیدترین تسلیحات نظامی و فنّاوری روز، در برابر انظار عمومی جهانیان انجام میدهند.
مشکل جنگ در این است که بخشی از تبعات آن در مراحل پس از جنگ نمود بیشتری پیدا میکند. مسئله تورم، بورس، اشتغال و بیکاری، تامین سوخت و انرژی، برقراری امنیت رسیدگی به عوارض و پیامدهای جسمی و روحی و روانی مصدومین و آسیبدیدگان از این موارد است. بهویژه کسانی که دچار صدمات جسمی یا روحی شدهاند و یا نزدیکان خود را از دست دادهاند، نباید احساس بیپناهی و فراموششدگی کنند.
گفته میشود، سیاهترین و عمیقترین لحظات تاریكی شب، درست قبل از موعدی است كه قرار است نخستین شرارههای نور سحرگاهی، جلوهگر شود. این مفهوم را مردم ایران به خوبی در ساعات ابتدایی بامداد 3تیرماه و در كشاكش نبرد با دشمن صهیونی به عینه مشاهده كردند، زمانی كه در سختترین شب حملات ناجوانمردانه اسراییلیها، خبر درخواست و پذیرش آتشبس از سوی امریكا و اسراییل منتشر شد را روی صفحه گوشیهایشان دیدند.
منظومه ایران در تاریخ به چه سمت و سویی حرکت میکند؟ چند راه و چند مسیر در برابر ایران قرار گرفته است؟ در مواجهه با یک چنین پرسشهایی که اگزیستانس و وجود انسان ایرانی را در چنین برههای مخاطب قرار میدهد، شاید راهنماییهای هیچ چهرهای به اندازه یک استاد فلسفه راهگشا نباشد. بیژن عبدالکریمی از جمله اساتید فلسفهای است که علیرغم همه بیمهریها، اخراجها و دور شدن از دانشجویان و کلاسهایش همواره بر امر ملی در خصوص ایران تکیه داشته است.
بزرگان حوزه اندیشه و تفكر از قدیمالایام تا به امروز معتقدند در هر رخداد تلخ و گزنده و دردآور هم میتوان رگههایی از نكات ارزشمند را جستوجو كرد. انگار این ذات دیالكتیك هستی است كه در بطن رخدادهای تلخ و مصیبتبار و تاریك، نشانههایی از نور، همبستگی و انسجام را نیز نمایان میكند.
در هفتهای كه گذشت، تنشها میان ایران و اسراییل وارد مرحله جدیدی شد و همزمان با ادامه درگیریها، گمانهزنیهایی ادعایی مبنی بر ارسال پیامهایی از سوی واشنگتن درباره بازگشت ایران به گفتوگوهای مسقط منتشر شد. اگرچه دریافت چنین درخواستهایی به تایید مقامات دستگاه دیپلماسی كشورمان رسید، تهران اما صریحا اعلام كرده تا زمانی كه حملات تجاوزكارانه اسراییل ادامه دارد، هیچ گفتوگویی با امریكا نخواهد داشت.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل