نویسنده: هاشم آقاجری
نمونهی چنین موافقتها و مخالفتهایی با سکولاریسم و نسبت آن با دینداری، در چند سال اخیر در ایران نیز رخ نموده، بهگونهای که برخی از روشنفکران که متصف به صفت دینی هم هستند، آشکارا یکی از رسالتهای خود را سکولار کردن جامعه و حتی دین میدانند و به دیدهی یک پروژه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در آن مینگرند. رجوع به برخی فرهنگنامههای تخصصی، در رشتههای مختلف علوم انسانی، نشان میدهد که اینگونه قاموسها، کوشیدهاند تا معانی مشخصتر و مفصلی را در ربط با قلمرو پژوهشی و آکادمیک، عرضه دارند. از جمله این اصطلاح نامهها یا دیکسیونرها، دیکسیونر یا فرهنگ اصطلاحات جامعهشناسی مدرن Dictionary of Modern Sociology تألیف توماس فورد هالت (Thomas ford Hout) است. در این فرهنگ معانی زیر برای «سکولار» ذکر شده است:
نویسنده: محمد عابد الجابری
مترجم: رحیم حمداوی
محمدعابد الجابری در تاریخ 27 دسامبر 1935 در مغرب زاده شد و دکترای خود را از دانشگاه محمد پنجم در رباط به سال 1970 گرفت. ایشان سابقه تدریس فلسفه و اندیشه اسلامی در دانشگاه محمد پنجم از سال 1967 تا 2002 را دارد و با تالیف بیش از 10 کتاب باعث ایجاد خیزشی جدید در نقد سنت و میراث عربی شد. او توانست از طریق سلسله کتابهایی با عنوان نقد عقل عربی اقدام به بازبینی سکولاریسم از طریق بررسی مولفهها و شالودههای فرهنگی و زبانی که از دوره تدوین شروع شده، کند سپس پا در حوزه نقد عقل سیاسی و پس از آن عقل اخلاقی نهاد.
نویسنده: سلمان ایرانی
اما آنچه که پوپر در بر آن تأکید میکند و مورد توجه قرار میدهد شناختشناسی خوشبینانه و نظریه یادآوری افلاطون است به عقیده پوپر هر دو نظریه افلاطون پیشاپیشی نه تنها از خردگرایی دکارتی بلکه از نظریههای استقرای ارسطو و بیکن هستند.
پوپر داستان پرسشهای سقراط از یک جوان بی بهره از آموزش را مطرح میکند تا مورد خاصی از قضیه فیثاغورس را بازیابد، به تعبیری به او کمک میکند تا شناخت از یاد رفتهای را به یاد آورد که روانش پیش از تولد - یعنی هنگامیکه بر همه چیز دانا بوده - داشته است. او در واقع به روش مشهور سقراط اشاره میکند که در رساله تئه تتوس ( افلاطون ) به عنوان هنر زاییدن معرفی شده است.
نویسنده: سلمان ایرانی
مقدمه:
سال 1380 با عدهای از دوستان تصمیم گرفتیم برای حضور در نمایشگاه بینالمللی تهران راهی شویم به فرودگاه رفتیم اما به دلیل کثرت جمعیت و نبود بلیط موفق نشدیم با هواپیما راهی شویم - مسافت ارومیه تهران با اتوبوس 13 -14 طول میکشید - اما به قول حافظ - « شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد. » برگشتیم. به هر حال عزم جزم بود و با اتوبوس رفتیم.
نویسنده: هاشم آقاجری
مقدمه: روشنفکری دینی، گفتمان و جنبشی است که از یکسو، به سبب خصلت روشنفکری خود، از دینداران سنتگرا متمایز میشود و از سوی دیگر، به دلیل اتصاف به صفت دینی از روشنفکران غیر دینی یا دینستیز جدا میگردد. از همینروست که روشنفکری دینی ذات و گوهر ویژهی خویش را در موضع انتقادی که در قبال سنت و مدرنیته دارد، باز مییابد و باز مینماید، به گونهای که میتوان در یک سنخشناسی سهگانه از مقوله روشنفکری یا روشنفکران، آنان را به عنوان روشنفکران فرامدرن، در کنار روشنفکری مدرن و روشنفکری پسامدرن(Post Modern) طبقه بندی کرد.
حقیقت قدسی از ورای سکوت میتراود. قرآن در بیان داستان زندگی زکریا سکوت را نشانه ای از سوی خداوند میشمارد: «قَالَ رَبِّ اجْعَل لِی آیَةً قَالَ آیَتُکَ أَلاَّ تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَ لَیَالٍ سَوِیّاً (10) فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنْ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَیْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُکْرَةً وَعَشِیّاً»(مریم، ۱۰-۱۱).
نویسنده: مهدی حجت
ابوزید بر این باور است که مسأله رویاروی ما باید این باشد که چگونه از اصول سازندهی میراث ما و عوامل مؤثر در حرکت و رشد آن تا زمان خود درک علمی پیدا کنیم. میراث نیز از نظر او مجموعهی متونی است که هر لحظه با قرائتی تازه معنایش روشن میشود و هر قرائت جدید کوششی است برای بازسازی تفسیر گذشته بر مبنای حال. او کوشیده است مباحث رایج علوم قرآنی را از منظری تازه و با نگرش و ذهنیت امروزی ببیند. به عبارت دیگر قرائتی تازه از آنها به دست دهد. او با به کارگیری دانشهای زبانشناختی، نشانهشناختی و هرمنوتیکی به سراغ فهم قرآن میرود.
مقدمه:
کمتر کسی است با تفکر کلامی معتزله آشنایی نداشته باشد؛ نامی که در حوزهی علوم و معارف اسلامی شهرت دارد و بـه فرقهی کلامی اطلاق میشود که ویژگی عمدهی آنان به کارگیری عقل در تفسیر آموزههای کلامی و الهیاتی است معتزلیان به رهبری کسانی چون حسن بصری و اندیشمندانی چون جاحظ، قاضی عبدالجبار و دیگران و به دنبال حوادث سیاسی ـ اجتماعی و اندیشههای جدیدی که در جامعهی نوپای اسلامی پدید آمده بود در تاریخ اسلام ظهور کردند.
۱. پرسش اصلی من در این نوشتار این است:
آیا مسلمانی و سکولاریسم با یکدیگر قابل جمع است؟ آیا فرد میتواند هم مسلمان باشد و هم به نحو سازگاری به اقتضائات سکولاریسم پایبند باشد؟
در حدّی که من درمییابم یکی از مهمترین پیششرطهای تحقق سکولاریسم، التزام به فضیلتی است که میتوان آن را «رواداری بر مبنای احترام متقابل» نامید. اگر این ادعا درست باشد، در آن صورت پاسخ پرسش اوّل تاحدّ زیادی در گرو پرسش دیگری خواهد بود:
آیا یک مسلمان از آن حیث که مسلمان است میتواند فضیلت «رواداری بر مبنای احترام متقابل» را به رسمیت بشناسد؟
نویسنده: محمد مجتهدشبستری
در مقالات پیشین، همواره بر تحلیل فهم مشترک مؤمن و غیرمؤمن از متن قرآن تکیه نمودهام. در آنها استدلال کردهام که این فهم بدون مفروض بودن یک گوینده انسانی برای این متن ممکن نیست. منظور از این فهم مشترک این نیست که مؤمنان و غیرمؤمنان «فهم واحد» از متن قرآن داشتهاند آشکار است که چنین فهم واحد وجود ندارد. مقصود من از این فهم، در واقع آن انواع فهمیدن است که مؤمن و غیرمؤمن مشترکاْ به آنها روی میآورند گر چه محصولات فهمیدنهای آنها متفاوت است. در این نوشته انواع فهمیدنها را با تحلیل واژه فهمیدن توضیح میدهم، سپس به تکمیل استدلالهای پیشین خود میپردازم.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل