إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

دین و اندیشه

  • در بحث تاریخ جنبش زنان گفتیم که بین دو جریان تفاوتی روشن و ریشه‌دار وجود دارد و در مفاهیم و برنامه‌های فراوانی از یکدیگر تفکیک می‌شوند. این دوجریان در واقع دو مرحله در رشد فمینیسم به وجود آورده‌اند. سخن از آن‌ها بسیار مهم است چون ما باید با دیدگاهی اسلامی براساس این تفکیک و تمایز به نقد می پردازیم.

  • آنچه در این نگاشته، قصدِ طرح آن را دارم، نشان دادنِ قرائت و سبکی از دین‌ورزی است که در آن، پاسداشتِ حرمتِ انسان و توجه به رنج او، محور اصلیِ دلنگرانی و محلِّ اعتنا و اهتمامِ بلیغِ فردِ دیندار است.

    می‌دانم که دیگر، تعبیرهایی نظیرِ اسلامِ سوسیالیستی یا اومانیسم اسلامی (و همچنین دموکراسی دینی و...) ترکیب‌هایی التقاطی و نچسب و رهزن هستند که در آن وفاداری به گوهره‌ی هر دو واژه، فرونهاده شده و نخ‌نما بودن آن چندی است که دیگر رو شده است. کوشش من نشان دادن (و چه بسا تنها تذکرِ) اشاراتی در درونِ متون دینی و همچنین تجربه‌ی زیسته‌ی پاره‌ای از عارفان فرهنگ اسلامی است، که به زعم من، شِمایی از این رویکرد را فراچشم می‌آورند. ذکر دو نکته پیش از ورود به بحث را ضروری می‌بینم.

  • شما جایگاه «آزادی اندیشه و بیان در شریعت اسلامی» را چگونه می‌بینید؟ 

    «آزادی اندیشه و بیان» به مفهوم امروزین آن، مفهومی است «نو» و در واقع بخشی از «نوگرایی فکری و سیاسی» بوی‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژه در شکل لیبرال آن می‌باشد؛ بدین معنا که مسأله‌ی آزادی اندیشه و بیان جزئی تفکیک ناپذیر از «بازتعریف» مفهوم انسان به‌ عنوان فرد و شهروند و عضوی از «جامعه‌ی سیاسی» است و  موجودی صاحب حق قلمداد می‌گردد.

  •  سهراب سپهری در رابطه با « مرگ» به چشم اندازی دست یافته است که ویژه، غبطه انگیز، و به شدت زیباست.

    او در پایه ای از رشد و تعالیِ وجودی قرار گرفته که می تواند مجموعِ فرآیند زندگی را دوست بدارد و با همه چیز جهان، بر سرِ مهر و آشتی باشد. چرخه ی زندگی و مرگ که از پیشانی هستی نازدودنی است و هیچ موجودی را گریز وگزیری از آ ن نیست، برای سپهری، پذیرفته شده و مطبوع است. بلوغ و پختگی و تعالی می خواهد که آدمی بتواند هستی را با همه ی ابعاد ناگزیرش در آغوش بکشد و دوست بدارد.

    بنگرید که سپهری با چه لحنی از مرگ پدرش سخن می گوید:

  • پسر جوان که با هزار آرزو و اشتیاق به خواستگاری رفته بود، گوشه اتاق مبهوت سخن بزرگان چشم به آنها دوخته بود:

    - مگر دخترمون رو از سرراه آوردیم که مهریه ش 140 سکه باشه؟

    - تو طایفه ما رسم بیشتر از 140سکه نداریم، جواب مردم رو چی بدیم؟

    - مهریه دختر ما 350 سکه است، کمتر از این هم امکان نداره، این جا کم تر از این «رسم» نیست، دوستاش، همه مهریه‌هاشون بیش تر از 500 سکه بود،

  • شیخ محمد غزالی، از بزرگترین فقهای معاصر و در کنار امام حسن البنا از رهبران و داعیان اصلی جنبش اخوان المسلمین بود.

    غزالی متولد ۲۲ سپتامبر ۱۹۱۷ در استان البحیرة کشور مصر است. پدرش احمد سقا، به سبب علاقه‌ی خاصی که به امام محمد غزالی داشت، نام پسر را محمد غزالی نامید. غزالی در همان اوایل کودکی قرآن را حفظ کرد و پس از اتمام دوره‌ی دبیرستان در مدرسه‌ی دینی اسکندریه، در سال ۱۹۳۷ به دانشکده اصول دین، جامعة الازهر قاهره پیوست.

  • از جمله توانمندیهای انسان، این است که می‌تواند اموری را در زوایای فکر و ذهن خود مخفی کرده، در رفتار ظاهری خود، شکلی دیگر جلوه کند و در پرتو آن به مقاصد خود برسد.کسانی که از این نیرو و توان، در راه مقاصد شیطانی بهره‌برداری می‌کنند، منافق نامیده می‌شوند.از این جهت، لازم است که ریشه‌ی لغوی و کاربردهای مختلف نفاق، در قرآن بررسی شده و ویژگی‌ها و انگیزه‌های آن بیان گردد. 

    نویسنده:
    عارف شهدادی
  • آن‌چه در زبانهای غربی به نام سمانتیک خوانده می‌شود، و در زبان فارسی کلمه‌ی «معنی‌شناسی» (و منسوب به آن «معنی‌شناختی») تقریباً به جای آن رایج شده، از لحاظ تدوین علمی و به صورت شاخه‌ی خاصّی از علوم درآمدن، نسبتاً تازه است، هرچند در منطق شرقی و غربی و نیز در اصول فقه مبحث «دلالت الفاظ» پیش از این به بیان قسمتی از مطالبی اختصاص داشته است که در این علمِ تازه تدوین شده مورد بحث قرار می‌گیرد. نویسنده‌ی دانشمند این کتاب، معنی‌شناسی الفاظِ مهمّ قرآنی و تحوّل گروهی از این الفاظ را در انتقال از دوره‌ی جاهلیّت به اسلام مورد بحث قرار داده و الحق بیطرفانه و –برخلاف بعضی از خاورشناسان- درست به همان‌گونه که از فرد مسلمانی انتظار می‌رود، جهان‌بینی قرآنی را از همین راه عرضه داشته است. 

    نویسنده:
    توشیهیکو ایزوتسو
  • آزادی، این واژه‌ی پر طمطراق و دهن پرکن به عنوان یکی از مهم‌ترین مقولات جهان امروز مطرح است. واژه‌ای که توجه محفل‌ها، مجلات و رسانه‌های گروهی را به طور عام به سوی خود معطوف کرده و همه آنرا به عنوان حق مسلم یک انسان می‌دانند و بر این باورند رمز حرکت و پیشرفت و بالندگی این موجود خاکی در سایه‌ی آن صورت می‌گیرد هر چند ممکن است قسمتی از این تبلیغات جنبه‌ی سیاسی داشته باشد و طرح این مسئله به این وسعت مربوط به فشارهایی باشد که از طرف حکومت‌های دیکتاتور به مخالفانشان صورت می‌گیرد؛

  •  در مقالات «طرحواره‌ای ازعرفان مدرن ۱و ۲»، ربط و نسبت میان «عرفان سنتی» و «عرفان مدرن» و مؤلفه‌های وجود‌شناختی، معرفت‌شناختی و انسان‌شناختی مقوله عرفان مدرن به بحث گذاشته شد. چنانکه آمد، می‌توان نسبت میان عرفان سنتی و عرفان مدرن را به تعبیر منطقیون، عموم وخصوص من وجه قلمداد کرد و فصل مشترک و مفترقی را میان آن دو سراغ گرفت.