«وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ * فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ *یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللّهَ لاَ یُضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ» [آل عمران: ۱۶۹ - ۱۷۱]. و کسانی را که در راه خدا کشته میشوند، مرده مشمار، بلکه آنان زندهاند و بدیشان نزد پروردگارشان روزی داده میشود. آنان شادمانند از آنچه خداوند به فضل و کرم خود بدیشان داده است، و خوشحالند به خاطر کسانی که بعد از آنان ماندهاند و بدیشان نپیوستهاند اینکه ترس و هراسی بر ایشان نیست و آنان اندوهگین نخواهند شد.
از عادتهای بخش عمده زنان ایرانی این که، در مهمانیها تا میتوانند از شوهران خود بد میگویند؛ رقابتی است دهشتناک از تصویر کردن چهرهای دیوآسا از شوهرانشان و توصیف وضعیت اسفناکی که در آن زندگی میکنند. زن ایرانی فارغ از واقعی یا خیالی بودن تصویری که از زندگی خود میسازد، نه تنها هیچ تلاشی برای بهبود وضعیت موجود نمیکند، بلکه دخترش را هم به گرفتن چنین موضعی و این چنین تصویرسازی آموزش میدهد؛
کمتر پیش میآید که بشریت آن گونه که دربارهی نلسون ماندلا قهرمان مبارزه با تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی عمل کرد، به تعظیم و بزرگداشت یکی از رهبران جهان بپردازد که در دین و فرهنگ ونژاد با او تفاوت دارد.
در حین شرکت در جشنوارهی یکصدمین سال سرنگونی رژیم آپارتاید ایشان را در حالی میدیدم که در غرق در عشق و محبت مردم بود؛ دهها هزار نفر از سراسر کرهی خاکی به این جمهوری نوپا آمده بودند
ﭼﻨﺪﯼ ﭘﯿﺶ ﮐﺘﺎﺑﯽ ﺑﺎ ﻋﻨﻮﺍﻥ «ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻭ مسألەی ﻫﻮﯾﺖ ﻣﻠﯽ» ﺑﻪ ﻗﻠﻢ ﺁﻗﺎﯼ ﻋﻠﯿﺮﺿﺎ ﺯﻫﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﺗﻬﯿّﻪ ﮐﺮﺩﻡ؛ ﺁﻗﺎﯼ ﺯﻫﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺧﺘﮕﺎﻥ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﺎﻗﺮﺍﻟﻌﻠﻮﻡ ﻭ ﻓﻌﻼً ﻋﻀﻮ ﻫﯿﺄﺕ ﻋﻠﻤﯽ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺁﺯﺍﺩ ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﺸﺎﻥ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ۳۰۴ ﺻﻔﺤﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻨﺞ ﻓﺼﻞ ﺗﺪﻭﯾﻦ ﮐﺮﺩەﺍﻧﺪ: ﮐﻠﯿﺎﺕ ﻭ ﺗﻤﻬﯿﺪﺍﺕ ﻧﻈﺮﯼ، ﺗﺒﺎﺭﺷﻨﺎﺳﯽ ﻫﻮﯾﺖ ﻣﻠﯽ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ، ﮔﻔﺘﻤﺎﻥﻫﺎﯼ ﻫﻮﯾﺖ ﻣﻠﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﻫﻮﯾﺖ ﻣﻠﯽ ﺩﺭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻭ ﺑﺎﻷﺧﺮه ﻨﻈﺎﻡ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻭ مسألەی ﻫﻮﯾﺖ.
گذشتههای نه چندان دور وقتی کسی از خانه خارج می شد، دسترسی به آن ممکن نبود مگر اینکه به خانه یا جایی برسد که بتواند با تلفن ثابت صحبت کند. یادتان هست؟ تلفن های مشکی بزرگ با شماره گیرهای چرخان. بعد هی تلفن ها کوچک و جمع و جور شدند،بیسیم شدند و می توانستیم در همه جای خانه با آنها صحبت کنیم. سر و کلهی کامپیوترهای خانگی هم پیدا شد. با مانیتور های بزرگ که اندازه ی یک تلویزیون بود. روزهای اولی که موبایل یا همان تلفن همراه وارد زندگی هایمان شد، را هیچ کدام به خوبی بیاد نداریم. بی سر و صدا آمد.
این روزها مردم دنیا با یکی از بزرگترین و محبوبترین رهبران سیاسی و مردمی قرن بیست و یکم و قهرمان مبارزه با تبعیض نژادی وداع میکنند. وداعی به یادماندنی، تاریخی و باشکوه که در تاریخ بینظیر و یا کمنظیر است. رهبری که توانست با مهار نفس خود، مردم را از قفس و زندان ناامیدی و ترس و اندوه واضطراب به پرواز درآورد و آزادی و آزادگی را با دربند بودنش به آنها هدیه کرد. به راستی این شخصیت والامقام کیست که این روزها صدها شخصیت بلندپایه در اقصی نقاط جهان شرف حضور مییابند و برای ادای احترام به روان و روح سازندهاش اشک میریزند و میلیونها نفر با ازدست دادنش سوگوارند.
روزنامهی «امة» پاسخ استاد فقیه، دکتر محمد صلاح صاوی- دبیر کل مجمع فقهای شریعت در آمریکا و رئیس دانشگاه بین المللی و دانشگاه اسلامی مشکاة – به سوالی تحت عنوان زیر را منتشر ساخت: «آیا حاکمان ستمگر به حق نزدیکترند یا اسلامگرایانی کهبا آنان در مواردی اختلاف داریم؟» پاسخ این سوال کمی طولانی بود؛ از این رو بخاطر اهمیت آن و استفاده تعداد بیشتری از خوانندگان، بهتر دیدم که آن را در موارد زیر خلاصه نمایم:
ادیب مصطفی صادق رافعی مقالهای را با عنوان «ابوحنیفه اما بدون فقه» به رشتهی تحریر درآورد و در آن کسانی را که صفت ادیب را یدک میکشند و خود را گندهتر از حد نشان میدهند و در حالی که از عهدهی نوشتن سادهترین الفاظ برنمیآیند خود را صاحب مذهب در ادبیات میدانند به باد سخره میگیرد. این عنوان مرا به یاد آن انداخت که در کشورمان شخصیتهای منحرفی میبینم که خود را به سازمانها و احزاب موسوم به لیبرالی نبسبت میدهند.
امت ما با بحرانهای مختلفی مواجه میباشد، اما این بحرانها، امری طبیعی است. بحرانها، مختص امت اسلامی هم نیست، بلکه دامن ابرقدرتها را نیز گرفته است که جهان را زیر سیطرەی خود دارند یا سعی میکنند، داشته باشند و بیش از دیگر نقاط، بر جهان اسلام و مردمان جنوب مسلط شوند.
ظرافت و پیچیدگی خاصّ مدیریت اجتماع بشریِ درآمیخته به گرایشها و منافع متقاطع، تدارک تدابیر و ساختارهای کارآمد و محافظ عدالت و آزادی را به یکی از اصلیترین دلمشغولیهای متفکران و مصلحان تاریخ زندگی بشر تبدیل کرده است؛ بارانداز این چارەجوییهای درازدامن، اندیشهی دموکراسی است
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل