زندگی راکد و ایستا نیست، بلکه در حرکت است؛ حرکتی که نه کورکورانه و خودسرانه است و نه تصادفی، بلکه حرکتی هدفمند و سنجیده است. این تقدیر الهی تنها ستون های بزرگ زندگی را به حرکت درنمی‌آورد، بلکه در قالب «نظارت ربانی» همواره و در هر لحظه، تمام حرکات و سکنات زندگی را زیر نظر دارد.

اگر برگی از درختی فرو افتد، خداوند از آن آگاه است؛ و هیچ پرنده‌ای جز به اذن او پر نمی‌زند. گذشتگان برای بیان علم دقیق و نظارت همه‌جانبه خداوند، آن را چنین توصیف کرده‌اند: خداوند راه رفتن مورچه‌ای سیاه را در شب تاریک، بر صخره‌ای صاف، می‌داند.

 

فرض بر این است که هر مسلمانی به این حقیقت ایمان داشته باشد؛ اما تفاوت بسیار است میان ایمانی راسخ که شواهد عینی آن را تأیید می‌کند، با ایمانی عامیانه که هیچ اندیشه و تأملی پشتوانه آن نیست.

مسلمان هوشیار، آنچه را در پیرامونش می‌گذرد با دقت می‌نگرد و حوادث را به نظارت الهی پیوند می‌دهد؛ در حالی که ایمان سطحی، از این فهم عمیق بی‌بهره است.

 

ایمان، امری زنده و پویاست و به اذن خداوند در زندگی اثر می‌گذارد. در زندگی روزمره شواهد و داستان‌های فراوانی وجود دارد که نشان می‌دهد خداوند همان‌گونه که تمام اتم‌ها و اجرام مادی را تحت کنترل دارد، حرکات معنوی انسان را نیز هدایت و تدبیر می‌کند. حرکت زندگی حساب‌شده است؛ هیچ چیز خودسرانه و بیهوده نیست.

 

جست‌وجوی دلایل این توحید و این نوع ایمان، بیش از استدلال‌های صرفاً فلسفی و منطقی، در حال و روز بنده پس از انجام کار نیک یا بد آشکار می‌شود. چنان‌که برخی از گذشتگان می‌گفتند: «من از رفتار چهارپایم به طاعت یا معصیتم پی می‌برم»؛ یعنی پاداش یا کیفر، گاه بلافاصله در همان لحظه ظاهر می‌شود، افزون بر آنچه در ادامه زندگی یا در آخرت در انتظار انسان است.

 

ما نه فرشته‌ای معصوم هستیم و نه شیطانی که دل‌هایمان بسته باشد؛ بلکه دارای نفسی دوگانه‌ایم:

﴿وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا﴾

«و سوگند به نفس انسان و آن‌که او را درست آفرید، سپس فجور و تقوا را به او الهام کرد» (شمس: ۷–۸).

 

ایمان ما همواره در حال افزایش و کاهش است. اگر مسلمانی شبی را با انجام کارهای نیکی چون صدقه دادن، اقامه به‌موقع نماز، امر به معروف، یاری مظلوم، آموزش علم، میانجی‌گری برای حفظ آبرو، پرهیز از شر یا جانشینی مجاهدی سپری کند، فردای آن روز چه رخ می‌دهد؟

 

صبح که بیدار می‌شود، همسرش با لبخند به استقبالش می‌آید؛ فرزندانش با اولین صدا از خواب برمی‌خیزند، مرتب و آماده‌اند و تکالیف مدرسه‌شان انجام شده است. صبحانه‌اش خوش‌طعم است و همسرش با مهربانی بدرقه‌اش می‌کند. خودرویش با اولین استارت روشن می‌شود؛ چراغ‌های راهنمایی یکی پس از دیگری سبز می‌شوند؛ رانندگان اطراف با ادب و آرامش رانندگی می‌کنند؛ حتی مأمور راهنمایی با لبخند برایش دست تکان می‌دهد. محل کارش منظم است، ارباب‌رجوع خوش‌اخلاق‌اند و هنگام بازگشت، غذایی لذیذ تر از آنچه در خانه آماده شده، نمی‌یابد. روزش با آرامش و برکت سپری می‌شود.

 

اما اگر شبی دیگر مرتکب بدی‌هایی چون غیبت، بخل، یاری نرساندن به مظلوم، تاخیر در نماز، تحقیر دیگران، جلوگیری از کار خیر، آزار همسایه یا جانبداری ناحق شود، فردای آن روز چگونه آغاز می‌شود؟

 

صبح با چهره‌ای گرفته از همسرش روبه‌رو می‌شود؛ بی‌آنکه بداند چرا فضا متشنج است. کفش فرزندش گم می‌شود و زمان مدرسه از دست می‌رود. صبحانه شور یا بی‌مزه است؛ خودرو دیر روشن می‌شود؛ چراغ‌ها قرمزند؛ راننده‌ای بی‌ملاحظه راه را می‌بندد؛ مأموری خشمگین او را متوقف می‌کند و بی‌دلیل جریمه می‌نویسد. در محل کار، ارباب‌رجوعی سمج یا ناراضی روزش را تلخ می‌کند؛ و هنگام ناهار، غذا کاملاً می‌سوزد. روز با نگرانی و بدبیاری سپری می‌شود و حتی استراحت عصرگاهی‌اش نیز با زنگ تلفن برهم می‌خورد.

 

این اتفاق‌ها برای همه ما رخ می‌دهد، اما تنها عده‌ای اندک، ذهن خود را به اعمال نیک یا بدی که انجام داده‌اند و سبب این رویدادها شده است، معطوف می‌کنند. انسان موفق کسی است که سریع متوجه شود کجا قدم نادرست گذاشته و این واکنش‌های ساده و لطیف را هشداری الهی بداند؛ هشدارهایی که او را از ادامه لغزش بازمی‌دارند، پیش از آنکه مجازات‌های بزرگ‌تری چون تنگی رزق، ورشکستگی، بیماری مزمن، تسلط ظالمان، طلاق، تهمت، ناکامی یا آزار همسایگان فرا رسد.

 

این واکنش‌ها در حقیقت نشانه لطف الهی نسبت به مؤمنی است که آن را درک می‌کند و از آن پند می‌گیرد. حتی گفته‌اند: این نوعی توجه و یادآوری الهی به بنده است تا بداند خداوند با اوست و بر او نظارت دارد.

 

در حدیثی از پیامبر اکرم ﷺ که در صحیح بخاری آمده است:

«شیطان هنگام خواب، سه گره بر پشت سر انسان می‌زند… اگر بیدار شود و خدا را یاد کند، یک گره باز می‌شود؛ اگر وضو بگیرد، گره‌ای دیگر؛ و اگر نماز بخواند، همه گره‌ها باز می‌شود و صبح را با نشاط و خوش‌دلی آغاز می‌کند، وگرنه با کسالت و سنگینی روح برمی‌خیزد.»

 

درک این نمونه‌های ساده، زمانی کامل می‌شود که آثار آن را در زندگی ملت‌ها و نسل‌ها نیز ببینیم. معیارهای ایمانی تنها به حوزه فردی محدود نیست، بلکه آثار اجتماعی و تاریخی دارد. از این معیارها آن است که دروغ‌گو سرانجام رسوا می‌شود؛ همان‌گونه که طلوع خورشید یا نزول باران امری قطعی است.

خداوند کار مفسدان را اصلاح نمی‌کند و مکر خائنان را به سرانجام نمی‌رساند:

﴿إِنَّ اللَّهَ لَا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ﴾

﴿وَأَنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي كَيْدَ الْخَائِنِينَ﴾

 

گناه، گناه دیگر را در پی دارد و این خود مجازاتی الهی است تا دل در تاریکی فرو رود. در مقابل، هدایت‌یافتگان مشمول افزونی هدایت و تقوا می‌شوند:

﴿وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى وَآتَاهُمْ تَقْوَاهُمْ﴾ (محمد: ۱۷)

 

بسیاری گمان می‌کنند این معیارها تنها در آخرت آشکار می‌شود، در حالی که بخشی از حقیقت آن است که آثارش در همین دنیا نیز جاری است، هر چند گاه با فاصله زمانی. همان‌گونه که برای اثبات قوانین طبیعی به مشاهده طولانی‌مدت نیاز است، برای درک قوانین ایمانی نیز باید به گستره زمان و نسل‌ها نگریست.

 

گاه مجازات بلافاصله رخ می‌دهد؛ مانند داستان‌هایی که از شاهدان دروغین، غیبت‌کنندگان یا ستمگران نقل شده است. گاه نیز نتیجه در نسل‌های بعدی آشکار می‌شود؛ حکمتی که علم آن نزد خداست.

 

در تاریخ و روایت‌های معتبر، نمونه‌های فراوانی از این عدالت الهی وجود دارد؛ چه در سرگذشت افراد و چه در سرنوشت ملت‌ها. سرانجام، اهل باطل عقب می‌نشینند و اهل حق به عزت می‌رسند.

ستمگر حتی پس از مرگ نیز از بدنامی رهایی نمی‌یابد، و چه بسیار مظلومانی که خداوند خود از آنان دفاع کرده است:

﴿إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا﴾ (حج: ۳۸)

 

ویرانی شهرها در پی گسترش منکر، و فروپاشی جوامع در اثر شیوع فساد، خود گواهی روشن بر این حقیقت است.

 

با تأسف باید گفت زندگی در فضای رسانه‌ای سرمایه‌داری و تربیت سکولار، بسیاری از این معانی ایمانی را از ذهن ما دور ساخته است؛ واقعیتی انکار ناپذیر، هر چند برخی آن را نپذیرند.

 

منبع: کتاب صنعت زندگی