مواد لازم:
*تخم مرغ: 4 عدد /* شکر: یک و نیم لیوان /* روغن مایع: نصف لیوان /*آرد: دو لیوان /* پکینگ پودر: دو قاشق چای خوری /* آب پرتقال تازه: نصف لیوان /* رنده پوست پرتقال: دو قاشق غذاخوری /*وانیل: کمی /*نمک: یک پنس
دو مفهوم پسااسلامگرایی و پساانقلابی از جمله مفاهیمی هستند که در سالهای آتی از طنین قدرتمندتری در تحلیل اندیشهی سیاسی ایران برخوردار خواهند شد. ابعاد این دو مفهوم هر چند در نگاهی اجمالی چرخشی را نسبت به اندیشهی روشنفکریسیاسی سالهای ابتدای انقلاب یا اندیشهی رسمی جمهوری اسلامی به نمایش میگذارند، اما با نگاهی موشکافانهتر به نظر میرسد این اصطلاح را نباید صرفاً به مثابه امری تاریخی یا به طور اخص پایان اسلامگرایی در ایران تلقی کرد.
آصف بیات به عنوان مبدع مفهوم پسااسلامگرایی، براین باور است که این اصطلاح مبین دو فرایند همزمان اسلامیزه کردن و نیز پسااسلامگرایی است.
در کامنتی که دوستانی بر پست چند وقت پیشم در بارهی “ابوزید” گذارده بودند، خواسته بودند مقایسهای بین آراء سه اندیشمند تأثیرگذار ایرانی: شبستری، سروش و ملکیان داشته باشم که پاسخ آن را به بعد موکول کردم.
آن هنگام که زیر سنگ تاریک در اوج تنهایی خداخدا میکردم؛
غافل از اینکه خدا کنار من بود (اینما تکونوا معکم) خدابا شماست؛ هرکجا باشید،شما تنها نیستید.
ثانیهها بسی طولانیتر از گذر سالهای عمر من بود...
و مهربان خالق من چه زیبا با اسباب (موبایل) زیر دستم قبر تاریکم را روشن نمود...
و چه زیبا دست و پای مرا بسته بود تا ناتوانی مرا در برابر قدرت بیکران خود به من بنمایاند...
و باز چه زیبا انگشت شصت دست چپم را وسیله بازگشت من به دنیای خاکی نمود...
در آن حال چه معاملهها با خدای خود کردم وقتی کارنامه نیمهتمام خود را دیدم؛
معاملهای صادقانه بین من و خدای من؛
خالق من از نیّت درون من آگاه بود؛
معاملهای که در آن نیاز به کاغذوقلم، شاهد و گفتار نبود؛
ساعتی از نماز عشا گذشته بود و بهروال هر شب، آکار کوچولو منتظر بود همراه بابا به خونه پدربزرگش بره؛ امّا بابای آکی کوچولو با نگاهی غریبانه به من، برنامهاش را تغییر داده بود به بهانه... من هم قبول کردم...
بابای آکی کوچولو رو به من کرد و گفت: «به دایی فری زنگ بزن بیاد دنبالتون برید تا ساعت یازده برنگردید...»
دست اکی کوچولو رو گرفتم و از پلهها پایین رفتم و برخلاف هرشب، تا سر کوچه دنبال اکی قدم زدم...
با رسیدن آکی کوچولو به سرکوچه و دیدن رانندهی آشنا، به دایی فری زنگ زدم که به آمدن او نیازی نیست...
انگار تمام برنامههای امشب تغییر داده شده بود...
مقدّمه:
یگانه متن اصیل، متّقن و تنها مبنای ایمانِ مسلمانان، قرآن کریم است که در کنار سنت متواتر نبوی ـ به مثابه تبیین و بَلاغ قرآن ـ بایستی بالاتر از تمام محصولات تراث مسلمانان قرار گرفته و مبنا و بنیاد و سنجهی رویکردهای آنان باشند. نتیجتاً هر موضوعی ابتدا به ساکن باید به قرآن عرضه شود و در صورت وجود اختلاف فهم در قرآن، آن فهمی که بیش از همه به روح «اخلاق»، «عدالت» و «قسط» نزدیکتر است مبنای عمل قرار گیرد. سیوطی ـ به نقل از عبدالرزاق صنعانی ـ میگوید از صحابی بزرگ عبداللّه بن مسعود پرسش شد که محکمترین آیهی قرآن، کدام است؟ و وی در پاسخ این آیه را خواند: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ» (النحل٩٠)[٢]
هم خوشحالم، هم غمگین، هم آرامم، هم بی قرار، مسرورم عزیزانم را میبینم، ولی در همین حال هم، دلم سخت فشرده میشود؛ به قول خواهری:" به خانهای میروم که صاحب خانه محبوب و محجوبم آنجا نیست".
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل