زمانه برای دفاع از دین زمانهی سختی است؛ چرا که احترام به دین تقریباً در هر جنبه از زندگی مدرن کم شده است. نه فقط در میان خداناباوران و روشنفکران، بلکه حتّی در میان طیف وسیعتری از مردم. و نسل آینده به نظر بیشترین عدم وابستگی دینی را در دوران مدرن تجربه خواهد کرد.
این ناخرسندی دلایل خوبی دارد: افشای سوء رفتارهای کشیشان و رجال دین، کارزارهای جهاد علیه کفار و دشمنی فزایندهی پیروان مسیحیت با فرهنگهای متنوع و سکولار. این همگرایی رفتارهای زننده و تبلیغات رسانهای بسیاری را برآن داشته تا ادعای زیستشناس فرگشتباور ویلسون را تکرار کنند که میگوید: «بهترین کاری که ما برای پیشرفت بشریت میتوانیم انجام دهیم این است که ایمان مذهبی را تا سرحد نابودی کاهش دهیم.»
اشاره: در میان نواندیشان وطنی کسانی یافت میشوند که با تمسّک به مفاهیم «شرعه» و «منهاج»، دل در گرو ایجاد روشهایی نوین برای تدین و زیست مؤمنانه دارند. آنان معتقدند که در سایهی الگوپذیری از حقیقت ادیان میتوان سنت تکامل شرایع را ادامه داد و بر همان شریعت زمانهی محمّد که اغلب آنها برخاسته و برساختهی فرهنگ اعراب است متّکی نبود، نباید از رشد باز ایستاد که نهایتاً در چنبرهی زمان خواهیم ماند و روی فراخ مدرنیته را بر خود خواهیم بست که نتیجهی بدیهی این امر، بازماندن از قافلهسالاران فرهنگ و مدنیت خواهد بود. از سوی دیگر اندیشمندانی در اقدامی گزینشی، آیاتی از قرآن را مورد استناد قرار داده و در راستای حق پنداشتن تمامی پیروان ادیان جهدها کرده و حقانیت آنان را تلقّی به قبول کردهاند.
شاعر بزرگ، محمد اقبال لاهوری گوید: تلاش داشتم روزانه بعد از نماز صبح قرآن بخوانم، پدرم -هر روز که مرا میدید- از من میپرسید: چه کار میکنی؟!
چندی پیش نزد دوستی ارجمند بودم؛ چنان که افتد و دانی، رفاقتِ درآمیخته با شرم و رواج توهّم تقابلِ صراحت با صمیمیّت، آدمی را به نوعی پوشیدەگویی و کنایەبافی میکشاند؛ کنایەهایی که گاه فقط محصول خلّاقیّت و مهارت بافندگی خودِ گوینده و عاری از کدهای مشترک فرهنگی است و بیچاره مخاطبِ بیگناه، اگر مقصود را در نیابد به بلاهت و دیرفهمی نیز متّهم میشود!
این دوست ما نیز که هم خود را به زحمت افکنده بود و هم مرا، پس از پُشتک و واروی فراوان، پرده از خیرخواهی و مقصود خویش برگرفت و به من که عضو یک جماعت/حزب هستم، رساند که تحزّب با مسلمانی و اخوّت اسلامی منافات دارد
پس از اجتهادات مربوط به سد ذریعه که از خوف فتنه اجازه نمیداد زنان به اماکن عمومی عبادت مثل عیدگاه و مسجد درآیند، با توجه به خطر فتن بیشماری که بر سر راه زنان درآمده است برای نخستین بار از تریبون عیدگاه زاهدان توسط مولوی عبدالحمید بازگشت زنان به عیدگاه مطرح شده است.
البته این امر از جهت بازگشت به ریشهها امری روشنفکرانه محسوب نمیشود و کاملاً سنّتگرایانه است اما از جهت اینکه علمای سنتی با ورود زنان به مسجد مخالف بودند کاملاً بدیع و به مقتضای مدنیت امری عقلائی است.
اشاره: دکتر جليل رحيمى، رئيس فراکسيون نمايندگان اهل سنت مجلس شوراى اسلامى است. در پيچيدگيهاى بوروکراتيک و البته ايدئولوژيک ساختار سياسى کشور، معلوم نيست چنين نهاد درون پارلمانى تا چه ميزان بتواند کارا و مؤثّر باشد؛ هر چند انصافاً در ادوار گذشته نيز همراهى اکثر نمايندگان اهل سنت را –دستکم در امضاى بيانيەهای معطوف بە پیگیری مطالبات شهروندی اهل سنّتـ هموارە داشتەایم، اما این مرد شریف در مسألەی نماز عید فطر دیروز در قامت متفاوت و البتە شامخی درخشید. تردیدی نیست در صورت تداوم این روند، نام او در کنار نام انسانهای شریف و شجاعی همچون مرحوم مهندس ادب، آقای دکتر جلالیزادە و مرحوم مهندس هاشمزهی در دلهای ما موکّلان و نسلهای آتی جاودانە خواهد شد.
اشاره: دکتر قطب مصطفی سانو معاون دانشگاه بینالمللی اسلامی مالزی و عضو مجمع فقه بینالمللی اسلامی در گفتوگو با اسلام اون لاین میگوید: «هر مجتهدی مفتی است اما هر مفتی مجتهد نیست.»
دکتر سانو در باب اجتهاد و افتاء و ارتباط این دو با همدیگر بر این باور است که عقل سلیم با الهام از قرآن در کشمکش میان تجدّد و اجتهاد به سر میبرد. قواعدی از نوع «اجتهاد در برابر نص صحیح نیست» قواعد ناشناختهای هستند. این عقل با شگفتی از خود میپرسد: اگر اجتهاد در برابر نص صحیح نیست پس چه زمانی صحیح است؟ اجتهاد وقتی علم مستقلی باشد بسیاری از مشکلات مفتیها را حل میکند؛
این روزها چهاردهمين سالگرد غروب جسمانى بزرگمرد فرهيختەای است کە خورشید اندیشەی تابناکش در افق حقیقتخواهی و حقطلبی همچنان میدرخشد.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل