آیا نخستوزیری هست که یوسفوار عمل کند؟
در اندیشه و کردار، در عزم و همّت، در نیکوکاری و دلسوزی یوسفگونه باشد؟
حتی اگر پشت میلههای زندان باشد؛ یا از رهبری و فرماندهی محروم شود؛ یا بدون هیچ دلیل و حجتی محکوم شود همانند فتنهی عشقبازی ساختگی؛ یا با حکم قضایی دروغین مظلومانه وارد زندان شود و مقدار دروغ را هم قاضیان ساحری تشخیص دهند که آن را امضاء کردهاند.
آیا حاکمی شجاعی هست که با چشم سر و در عالم واقعیت – نه در خواب – ببیند که نه هفت گاو چاق بلکه وزرا و رؤسای حال و گذشتهای که در صحنه هستند و بودهاند، تر و خشک را با هم میبلعند و میهن را از شرق و غرب و شمال و جنوب به فساد میکشند؟
رمضان ماه زلال سپیده دم و گرایش به نفس بهشتی است که در هر وجب آن بوی بندگی نجوا میدهد و نی نوازی که با چشم طراوت آفرینش نوای ربناها را بر سر کوچههای بهشت مستقر کرده.
پیامآور رحمت الهی میفرماید: «اِنَّ لربکم فی ایام دهرِکم نفحاتٍ اَلا فتعَرَّضُوا لها (ولا تُعرِضُوا عنها)»١ «گاهی خداوند در پارهای از ایام زندگیتان، نسیمهای رحمتش را میوزاند. پس هشیار باشید و خود را در معرض آنها قرار دهید و خود را از آنها دور نکنید». به عبارت دیگر: خداوند اوقات و فرصتهای مناسبی را در اختیارتان قرار میدهد، بکوشید از آنها استفاده نمایید. مولوی از این حدیث چنین الهام گرفته و میگوید:
بسم الله الرحمن الرحيم إِنَّاأَنزَلْنَاهُ فِيلَيْلَةِالْقَدْرِ وَمَاأَدْرَاكَ مَالَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُالْقَدْرِخَيْرٌمِّنْأَلْفِ شَهْرٍ تَنَزَّلُالْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَابِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطْلَعِالْفَجْرِ
چالشها، انتقادات و انتظارات جامعهی اهلسنت از رییسجمهور
در مقدمهی این گفتار مراتب تقدیر و سپاس از دستاندرکاران و میزبانان این مراسم، خصوصاً حوزهی مشاوران ریاست جمهوری در امور اقوام، ادیان و مذاهب اعلام میگردد که ضمن استقبال گرم از میهمانان، فرصتی را برای دیدار نخبگان اهلسنت از سراسر کشور با همدیگر و با ریاست محترم جمهوری در فضایی بسیار صمیمی فراهم کردند.
در ادامه ضمن اشاره به اهمیت چنین نشستهایی با مسؤولان، بررسی و تحلیلی کوتاه از این دیدار ارائه میگردد:
انتشار فایلی صوتی از استاد شفیعی کدکنی درباره اهمیت و جایگاه والای زبان فارسی و نواختن زبانهای ایرانی و غیرایرانی رایج در این دیار با بیمهری، واکنشهای گوناگونی برانگیخته است.
مشابه چنین تعابیر و موضعگیریهایی را هرازگاهی در میان برخی اصحاب قلم، روشنفکران و ارباب جراید متعلق به اکثریت زبانی کشور میتوان مشاهده کرد.
با این وجود بر خلاف آنانی که برای توصیف یا تقبیح این وضعیت به ابزارهای مفهومی از قبیل فاشیسم و نمونههای تاریخی از اروپای قارهای و یا خشونتهای زبانی رخ داده در ترکیه معاصر روی میآورند، معتقدم این نمونهها، سنخیت بیشتری با آنچه بیماری «نزدیکبینی یا تفرعن بریتانیایی» خوانده میشود، دارند.
همانگونه که دربارهی تاریخ دورانهای تاریک اروپا خواندهایم و شنیدهایم که چگونه نهادهای کهنوتی، قضاوت بر عقاید گروههایی از افراد ـ به ویژه دانشمندان و فیلسوفان و متفکران روشنفکر ـ و نیز سوزاندن بعضی کتابها و تحریم پارهای نظریات و مبارزه با تعدادی از اختراعات و اکتشافاتِ علمی و نظری را به سلطهی دینی مستند میکردند، همانا جوامع اسلامی نیز ـ جوامعی که آنها هم دوران تاریکِ مختص به خود را دارند ـ هرگاه با شیوع پدیدهی «سلطهی دینی» قرین شدند شاهد صفحات سیاهی شبیه به دوران تاریک قرون وسطا بودند.
در همین چارچوب است که نمونههایی از محنتهای فلاسفه و متفکران مسلمان و حتی محنتهای مکاتب و جریانات اسلامی، به اذهان متبادر میشود:
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل