«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ.... وَلاَ یجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ...»(مائده، آیهی٢)
ترجمه: «ای مؤمنان.... دشمنی قومی كه شما را از آمدن به مسجدالحرام باز داشتند، شما را بر آن ندارد كه تعدّی و تجاوز كنید؛ (بلکه) در راه خیر و نیكی و پرهیزگاری همدیگر را یاری و پشتیبانی نمایید و همدیگر را در راه تجاوز و ستمكاری یاری و پشتیبانی مكنید.»
با توجّه به آیهی فوق، قرآن کریم اولاً امر به تعاون با مؤمنان و حتی غیرمؤمنانی که مسلمانها را در مقطعی از تاریخ، آزار دادهاند میکند و ثانیاً آنچه را در این تعامل و تعاون مورد عنایت قرار میدهد، نه «هویّت طرف تعاون» بلکه «مبنای تعاون» است؛
«تکلیف» و «حق» اگر بر یک رابطهی انسانی مترتب شوند، بسان دو روی سکّه یا دو کفهی ترازو، قرینهی همدیگر خواهند بود[١]؛ یعنی تکلیفِ «الف» نسبت به «ب» معادل حقِّ «ب» نسبت به «الف» است و بالعکس؛ در پیرو این گزاره، میتوان گفت که انسانها با آغاز خلقتشان در رابطه با همنوعانشان واجدِ حقوقی میگردند که آفریدگار در بدو آفرینش، بصورت طبیعی آن حقوق را برایشان قائل شده و بعضاً بصورت تشریعی آنها را به رسمیت شناخته است. به علاوه میتوان گفت هرچیزی که برای چیزی به وجود آمده باشد، منشأ حق است
تصور کنید آندم که چشمان بستهتان را باز کنند و خود را در مکانی نامعلوم بیابید و ندانید که کجایید؛ این حالت، مصداق کسیست که «خود» را گم کرده؛ حال تصور کنید خود را که از مکان کنونی خویش آگاهید و میدانید در کجایید، اما به دلیل نداشتن یا ندانستن مقصد، ویلان و سرگردانید؛ این حالت نیز مصداق کسیست که «راهش» را گم کرده است!
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل