إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

دین و اندیشه

  • برده‌داری در حقیقت شکل افراطی نابرابری اجتماعی است که در آن بعضی از انسان‌ها به عنوان دارایی در تملک دیگران قرار می‌گرفتند، برده( slave)  از ریشه اسلاو (slav ) است،

  • اسلام نامی آشنایی است که از چهارده قرن پیش تاکنون بر سر زبان‌هاست؛ عنوانی است برای حقیقتی قدیمی که همراه با آفرینش جهان پا به عرصه گذاشت، با زندگی بشر درآمیخت و به هم و غم و هدف اصلی دعوت تمام پیامبران الهی تبدیل شد؛ پیامبرانی که آمده بودند تا دست آدمیان را بگیرند و در دست آفریدگارشان قرار دهند و به آنان بیاموزند که هدف از آفرینش چیزی جز عبادت و بندگی پروردگار قادر و متعال نیست:

    وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿٥٦﴾ مَا أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَا أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ ﴿ذاریات/٥٧﴾

    «و جن و انس را جز برای آنکه مرا بپرستند، نیافریده‌ام؛‌ از آنان رزقی نخواسته‌ام و نخواسته‌ام که به من خوراک دهند.»

  • حج یعنی سفر از خود به خدا – یعنی سفر از پوچی به هستی یا ترک خواهش‌های نفسانی و لذت‌های زود گذر و ترک دشمنی‌ها و کدورت‌ها. یعنی رسیدن به معنویات و هستی‌ها و رسیدن به اصل وجود یعنی ترک حب پست مقام و ثروت.

  • شاید این مثل معروف را شنیده باشید که "فقر که از در وارد شود ایمان از پنجره فرار می‌کند"،بله واقعا بجا گفته‌اند چون نداری در این دنیای پر هیاهو و وابسته به تجملات دلی مؤمن و قانع را می‌طلبد که صبورانه انتظار بکشد و زندگی و زیبایی آن را در این دنیا خلاصه نبیند

  • در مکتب اسلام، امنیتی که در پرتو آن انسان بتواند علاوه بر تأمین زندگی دنیوی‌اش پایه‌های کمال معنوی را به سلامت طی کند، مدنظر است. بدون شک تأمین امنیت شهروندان به طور کامل، تنها از عهده‌ی دولت برمی‌آید،

  • الگوی حاکمیت استخلافی با مجموعهای از تنشها و ناکامیها و سرانجام هبوطی دیگر به پایان رسید: وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَىٰ كُرْسِيِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ ﴿ص/٣٤﴾ «قطعاً سلیمان را آزمودیم و بر صندلیاش کالبدی را انداختیم، آن‌گاه به درگاه خدا برگشت» سلیمان به عنوان یک جانشین خدایی به خاطر تواناییهایش از کش و قوسها، کشیدگیها، تنشها و تیرگیهای فراوانی رنج برد، چون قدرتش همهی موجودات مرئی و نامرئی، بشری و غیر بشری، طبیعی و فوق‌العاده را فرا گرفت. برنامهها و سازوکارهای سلیمان محکی برای تجربیات مطلق و کامل انسان هنگام چیرگی بر هستی و پدیدههایش بود.

    نویسنده:
    محمد ابوالقاسم حاج‌حمد
  • حقوق شهروندی مجموعه‌ای از حقوق و امتیازاتی است که در نظام حقوقی یک کشور به شهروندان آن با لحاظ دو اصل کرامت انسانی و منع تبعیض در جهت فراهم‌سازی رشد شخصیت فردی و اجتماعی آنها تعلق می‌گیرد.

  • نفی حاکمیت الهی ربایشی و سرقتی:

    قرآن تمام پندارهای ربایشی مبتنی بر میراث تلمودی و متفاوت با حقایق نازل شدهی موجود در تورات مقدّس‌ را نفی کرده است. از آنجا که قرآن خود را مُهیمن و چیره دانسته است، نسبت به میراث موجود در کتابهای مقدس پیشین دیدگاهی انتقادی ارجاعی دارد، گرچه در عین حال مصدق و مؤیّد‌ آنها نیز هست، اما عموم مسلمانان و مفسّران‌ بر جنبهی تأیید و تصدیق آن تمرکز کردهاند، نه هیمنه و چیرگیاش، تا جایی که حتی در اصول فقه اصلی گنجاندهاند که میگوید: «شریعت پیش از ما برای ما هم شریعت است، مگر هنگامی که منسوخ شده باشد» و به عنوان مثال، حتی از منسوخ شدن حکم سنگسار هم غفلت کردهاند.

  • خداوند، خالق و آمر موجودات است و انسان و جهان آفرینش، مخلوق و مأمور هستند. قرار بر این بود که انسان نیز همانند دیگر مخلوقات، مطابق فرمان خداوند به‏ سوی سرانجام معیّن خویش حرکت کند؛ اما متأسّفانه‌ انسان از روی جهل و یا ستم، این وظیفه را فراموش نمود و با این فراموش‏کاری و انحراف، نسبت بیهوده‏کاری را در خلق انسان -معاذ الله‌- به خداوند می‌دهد. چنین انحرافی جرم بسیار سنگینی است و بی‏گمان تصحیح این انحراف نیز مستلزم تلاش و فعالیت همه‌جانبه‌ای خواهد بود.

    نویسنده:
    استاد ناصر سبحانی
  • از آنجا که موضوع بحث ما ماهیت انسان و حقوقش با توجه به آیات قرآن میباشد، پس باید چگونگی نگاه به آیات مربوطه را تعیین و بررسی کنیم. باور دارم که این کتاب به ما قدرت معرفتی تجدیدپذیر می‌دهد و از تزهای ایدئولوژیک پیشین پا را فراتر میگذارد. هرچند همهی این ایدئولوژیها را در چارچوب زمانی و مکانیشان دربرگرفته و با ساختارهای فکری آنها همکاری داشته و با نسبتهای معینی به گفتمان تاریخی آنها پاسخ داده است.

    انسان در قرآن بر اساس برداشت و الگوی معرفتی ـ تحلیلی ما، موجودی مطلق است.