پروژهی روشنفکری دینیِ دو دههی اخیر در ترسیم و نشان دادن نقشهی راه موفق بوده و چارچوب و حدود و ثغور اصلاح گری دینی و نسبت آن با دیگر معارف بشری در زمانهی کنونی را به نیکی ترسیم کرده و نشان داده است.
چنانکه پیشتر نوشتهام، بر این باورم که میتوان از برساختهی « روشنفکری دینی» به نحو موجهی سخن به میان آورد و از آن تعیین مراد کرد.[1] از مباحث لفظی و دلالت شناختی که بگذریم، میتوان چندین گفتمان را در دل سنت روشنفکری دینی ِ دهههای هفتاد و هشتاد شمسی از یکدیگر بازشناخت و تفکیک کرد.
بحثی را كه مایلم در مورد آن نكاتی را خدمتتان عرض كنم در مورد بحران معنویت است. اما برای بحث در باب بحران معنویت به خصوص با تأكید بر مفهوم و واژه بحران، لازم است که 3 مرحله را پشت سر بگذاریم.
مرحله اول این است كه مشخص کنیم مرادمان از زندگی معنوی و به بیان دیگر معنویت چیست؟ به چه چیزی معنویت میگوییم؟ بخصوص اینکه معنویت به چند مقوله دیگر بسیار نزدیک است و برای شناخت معنویت بیشترین كاری كه باید كرد،...
امام بنا در جایگاه امام پدر و انسان الگو: وقتی مادر زنش به او هشدار داد و گفت: «یهود تو را خواهد كشت»، تبسم بر لبانش نقش بست و خندید، گویا سخنش را تأیید میكرد و گفت: دولت با تمام تشكیلاتش برای كشتنم برنامهریزی و توطئه میكند در حالی كه من به تنهایی رفت و آمد میكنم و حتی كودكی ده ساله میتواند
یکی انتقاداتی که همواره توسط خاورشناسان و مخالفان اسلام علیه آن مطرح شده است، مسألهی رابطهی بین اسلام و بردهداری است، آنان اسلام را مبتکر و مروج بردهداری عنوان میکنند، و با این حربه به اسلام میتازند که چگونه ممکن است دینی که خود را پرچمدار آزادی انسانها از بردگی انسانها و رساندن به بندگی خدا میداند، خود بنیانگزار بردهداری باشد، و آنرا ترویج نماید؟!
توبه از دیدگاه دین اسلام به عنوان یک نهاد بسیار مهم مطرح است و در قرآن بیش از صد مرتبه از توبه و مشتقات آن بحث به میان آن آمده است. هیچ اختلافی در این نیست که توبه صادقانه میتواند عذاب اخروی را از انسان ساقط کند،
حضور افغانها در روز سیزدهبهدر در پارک کوهستانی صفه اصفهان ممنوع است و با همکاری نیروهای این کمیته، پلیس امنیت و ادارهی اماکن از ورود آنها جلوگیری میشود. (سایت خبری شهرداری اصفهان نقل از مسئول كميتهی انتظامي ستاد تسهيلات سفر این شهر).
این بزنگاه غریبی در فرهنگ ماست؛ ببینیم چگونه به اینجا رسیدیم؟
ادب عقیدتی، نزاکت مدنی، همبستگی ملی (1)
چندی پیش با جمعی از دوستان مشفق سخن از این میرفت که چرا اینهمه تهمت و تمسخر در مباحث دینی، و یا صریحتر بگوییم، ضد دینی در رسانههای فارسی زبان میخوانیم، میشنویم، و میبینیم.
«چگونه خاک نفس میکشد؟ بیندیشیم»
طلوع بهار و چهرهنمایی سال نو، به طرز خیره کنندهای مدرسهی خاک را پُر شُکوه و رونق میکند. بازار طبیعت از بانگ و رنگهای چشم و گوشنواز آکنده میشود. بهار چیزی نیست جز رستخیز و قیامتی دلافزا که در خاک روی میدهد. قیامتی دلفریب و افسونگر که جانی تازه به کالبد جهان میدمد. علاوه بر ابتهاج و سروری که در پی این نوزایی طبیعت در درون ما شعله ور میشود، اشارت هایی آشکار و نهان نیز از این مدرسهی دلاویز دستگیرمان میگردد.
نظام جهان، نظام نشانهای است. یعنی جزء جزء این هستی پهناور اشارتی دارند و تنبیهی و پیام و رهنمونی برای طرز و شیوهی زیستن ما. اینکه در جای جای قرآن نظام کائنات به عنوان آیات (=نشانهها) قلمداد شده، خود دلیلی واضح بر این امر است.
جشن ها وآیین ها در نزد هر قوم وملتی از دیر باز وجود داشته است. ملتی را نمی توان یافت که در تاریخ خود جشن یا آیینی نداشته باشد اگر چه در پی ضرورتهای زندگی در دورهای ویژه ای از تاریخ ایجاد شده وکارآیی مشخصی داشته اند اما به تدریج وبا گذشت زمان از ریشه های اصلی خود جدا شده وبا توجه به نیازها ونگرشهای جدید ادامه یافته اند مردم هم که نسل به نسل این آیین ها و جشنها را در حافظهی خود حفظ کردهاند پذیرای این تغییر و تحول شدهاند و در این تغییرات شریک هستند و باعلاقهمندی آن را دنبال میکنند.
در چنین روزی هشتم مارس هر سال زنان جهان روز جهانی زن را که یادآور درد ورنج های زنان در اقصی نقاط جهان است، جشن می گیرند، اما در بخشی از این کره خاکی و در فلسطین که تحت اشغال رژیم صهیونیستی است نه دوربینی وجود دارد که درد و رنج های آنها را به تصویر بکشد و نه نهادی هست که صدای فریاد آنها را به گوش فعالان حقوق زن برساند، بنابراین زن فلسطینی همچنان زیر شلاق جلادان بی رحم زجر می کشد.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل