ایدهی «ناتوی اسلامی» نخستینبار در دههی ۱۹۶۰ توسط جمال عبدالناصر و سپس در دههی ۱۹۸۰ توسط نجمالدین اربکان مطرح شد، اما هر دو بار به دلیل شکست نظامی اعراب و تغییرات سیاسی ناکام ماند. پس از حوادث ۷ اکتبر و نسلکشی در غزه، نیاز به چنین اتحاد نظامیِ دفاعی برای صیانت از تمامیت ارضی کشورهای اسلامی و مقابله با تهدیدات تروریستی و تجاوزات خارجی بار دیگر احساس شد. مزایای این پیمان شامل تقویت همبستگی، حفظ امنیت منطقهای، پاسخ سریع به بحرانها، اشتراک منابع نظامی و کاهش وابستگی به قدرتهای خارجی است. بااینحال، موانع عمدهای همچون دخالت کشورهای اسلامی در امور یکدیگر (بیاعتمادی متقابل)، دخالت قدرتهای فرامنطقهای و رژیم صهیونیستی، و شکلگیری ائتلافهای رقیب (امارات-بحرین-اسرائیل و عربستان-پاکستان) راه را بر تحقق این ایده بسته است. جنگ اخیر چهلروزه و تهاجم ایران به هشت کشور اسلامی، «اعتماد» را که عنصر اصلی هر اتحادی است، بهطور کامل میان کشورهای اسلامی از بین برده و موضوع ناتوی اسلامی را عملاً از دستور کار خارج کرده است.
این گزارش روزنامه «اعتماد» به تلاش دولت برای رفع انسداد اینترنت بینالملل با تشکیل «ستاد ساماندهی فضای مجازی» اشاره دارد. این ستاد با پشتوانه قانونی قوی، در حال بررسی رفع محدودیتها است، اما با مخالفتهایی از سوی «مافیای فیلترینگ» که از این وضعیت سود میبرد، روبرو است. پیشبینی میشود این موضوع به زودی تصویب شود، زیرا اینترنت به زیرساختی حیاتی تبدیل شده و رفع انسداد آن میتواند به اعتماد عمومی کمک کند.
این نوشتار بیست معیار اساسی برای دستیابی به آرامش روحی و یک زندگی متعادل را بیان میکند. محور اصلی آن، ایمان آگاهانه و رضای الهی به عنوان جهتدهندهی زندگی است. نویسنده بر داشتن نیت صادق، هدفمندی، برنامهریزی، تلاش مستمر و بهرهگیری درست از امکانات تأکید میکند و در کنار آن، احتیاط، وجدانمداری و پایبندی به معیارهای الهی را ضروری میداند. همچنین پرورش همزمان ارکان شخصیت (روح، نفس، عقل و جسم)، بهرهوری در کار، اعتدال در استراحت و تلاش، نرمخویی در برابر مشکلات، حفظ روابط سالم، رعایت حقوق دیگران و پذیرش اشتباه از دیگر اصول مطرحشدهاند. در نهایت، دوری از عوامل ناکامی و اندیشیدن به پیامدهای هر کار پیش از آغاز آن، به عنوان شرط موفقیت و آرامش پایدار معرفی میشود.
نویسنده از تجربهی شخصی خود در آشنایی با کتاب از دوران دبستان و فعّالیّت در کتابخانهی مدرسه میگوید. او در سالهای بعد بیشتر به مطالعهی تخصّصی فقه و حقوق روی آورد تا اینکه با تذکّر همسرش متوجّه شد کتابخانهاش تکبعدی شده و از ادبیات، شعر، روانشناسی و حوزههای دیگر خالی است. این تلنگر باعث شد از آن پس با هر نمایشگاه کتاب، آگاهانه به تنوّع در مطالعات خود توجّه کند. به باور او، مطالعه در حوزههای مختلف علوم انسانی ذهن را گستردهتر و نگاه انسان را عمیقتر میکند. بنابراین توصیه میکند در انتخاب کتابها، تنوّع را فراموش نکنیم.
این یادداشت معتقد است آمریکا و رسانههایی مانند اکسیوس با روایتسازی هدفمند دربارهی مذاکرات، هم افکار عمومی و هم بازارهای مالی جهان را مدیریت میکنند و در مقابل، ایران به دلیل انفعال رسانهای و کلّیگویی، ابتکار روایت را از دست داده است؛ نویسنده میگوید این وضعیت به ترامپ کمک کرده پیامدهای اقتصادی جنگ و بحران انرژی را کنترل کند، در حالی که روایت رسمی ایران ابهامهایی دربارهی هدف و محتوای مذاکرات ایجاد کرده و حتّی شائبهی بیمیلی تهران به توافق را تقویت کرده است. در پایان نیز با اشاره به ردّ سریع پاسخ ایران از سوی ترامپ و تماس او با نتانیاهو، احتمال تشدید دوبارهی تنشها مطرح میشود و راهحلّ، ارائهی گزارشهای شفافتر و مستمرّ از روند مذاکرات عنوان میشود.
در ميانه بهاري كه به جاي شكوفه، بوي باروت و بيم موشك در آن پيچيده بود، دانشگاههاي ايران ناگهان خالي شدند. جنگ رمضان ۱۴۰۴-۱۴۰۵ تعطيلياي را تحميل كرد كه هيچ شباهتي به تعطيليهاي آرام نوروز يا تابستان نداشت؛ نه بر پايه تقويم، نه با اختيار و آمادگي كه در پي تهديدي بيروني و ويرانگر رخ داد. يكباره كلاسها به سكوت فرو رفت، خوابگاهها با شتاب تخليه شد و انبوهي از ناتماميها - از كارهاي اداري معلق تا دفاعهاي عقبافتاده و وسايل جامانده - پرسشهايي پردامنه و اغلب بيپاسخ را در ذهن دانشگاهيان كاشت.
این یادداشت به تحلیل چشمانداز تقابل ایران و آمریکا پرداخته و استدلال میکند که به دلیل ماهیت «جنگ نامتقارن»، مقاومت میدانی و اهرم بستن تنگه هرمز لزوماً به امتیازات پایدار سیاسی و اقتصادی برای ایران تبدیل نمیشود (مشابه آنچه در جنگ غزه رخ داد). در مقابل، آمریکا با تشدید محاصره و مدیریت روانی بازار نفت میکوشد این اهرم را خنثی کند. در نهایت، نویسنده دستیابی به یک توافق جامع و پایدار را بسیار بعید میداند و معتقد است محتملترین سناریوها برای آینده شامل یک توافق موقت و اولیه، تداوم وضعیت فرسایشی کنونی (نه جنگ، نه توافق) و یا حملات نظامی کوتاهمدت و متمرکز بهعنوان مکمل فشارهای اقتصادی خواهد بود. این یادداشت به تحلیل چشمانداز تقابل ایران و آمریکا پرداخته و استدلال میکند که به دلیل ماهیت «جنگ نامتقارن»، مقاومت میدانی و اهرم بستن تنگه هرمز لزوماً به امتیازات پایدار سیاسی و اقتصادی برای ایران تبدیل نمیشود (مشابه آنچه در جنگ غزه رخ داد). در مقابل، آمریکا با تشدید محاصره و مدیریت روانی بازار نفت میکوشد این اهرم را خنثی کند. در نهایت، نویسنده دستیابی به یک توافق جامع و پایدار را بسیار بعید میداند و معتقد است محتملترین سناریوها برای آینده شامل یک توافق موقت و اولیه، تداوم وضعیت فرسایشی کنونی (نه جنگ، نه توافق) و یا حملات نظامی کوتاهمدت و متمرکز بهعنوان مکمل فشارهای اقتصادی خواهد بود.
نویسنده بیان میکند که با وجود سهولتِ کسب محبوبیت از طریق عوامفریبی و سوءاستفاده از احساسات و باورهای مردم، هرگز این میانبُر غیراخلاقی را برنمیگزیند. او ترجیح میدهد به جای تخدیر افکار عمومی، در مسیر دشوار اما درستِ آگاهیبخشی، صداقت و بیداری خرد جامعه گام بردارد.
اینترنت بینالمللی چه زمانی وصل میشود؟ این پرسش اگر نگوییم اولین مطالبه بلکه یکی از مهمترین مطالبات این روزهای ایرانیان است. مردمی که بیش 65 روز است که مناسبات ارتباطی بینالمللی خود را از دست داده و منتظر روزی هستند که امکان استفاده از اینترنت بینالمللی برای آنها فراهم شود. این انسداد پارادوکسی جدی را برای بسیاری از شهروندان ایرانی شکل داده است. دیروز امیر سرتیپ محمدحسن نامی، دستیار ویژه وزیر کشور با اشاره به وضعیت محدودیتهای اینترنت در ایران اعلام کرد که این محدودیتها احتمالا طی یک ماه تا یک ماهونیم آینده برطرف خواهند شد؛
آیا مؤمنان واقعاً زندگی میکنند یا تنها به نمایشِ ایمان میپردازند؟ آیا ما به خداوند نزدیکتر شدهایم یا به دوربینهای موبایلمان؟ اگر دینداری به معنای فروتنی، اخلاص، نیت پاک و بردباری در رفتار باشد، چگونه میتواند در عصری بقا یابد که معیارها، «لایک» و «اثرگذاری بر دیگران» است؟در عصر رسانههای اجتماعی، ارزشها به شدت تغییر کردهاند؛
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل