در این نوشتار، آنچه را در مقالات پیشین پیرامون حکمت‌ها و مقاصد روزه آغاز کرده بودیم، پی می‌گیریم تا به این پرسش پاسخ دهیم که: چرا روزه می‌گیریم؟

پنجم: پرورش ملکه‌ی «مراقبه» نسبت به خداوند عزوجل

تحقق «تقوا»، مقصدی است که در آیات روزه به صراحت ذکر شده است؛ آنجا که می‌فرماید: «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (باشد که پرهیزگار شوید). تقوا یعنی استشعارِ این حقیقت که خداوند تو را در هر زمان، هر مکان و هر حال می‌بیند؛ چنان‌که در حدیث پیامبر (ص) آمده است: «اتَّقِ اللَّهَ حَيْثُمَا كُنْتَ» (هر جا که بودی از خدا پروا کن). این یعنی چه در میان مردم باشی و چه در تنهایی، و چه قانون و مجازات حاضر باشند و چه غایب، حضور خدا را احساس کنی.

رابطه‌ی میان روزه و تقوا در این است که روزه برخلاف سایر عبادات که اصل در آن‌ها بر آشکار کردن است، عبادتی «سرّی» و پنهانی است. سنت در نماز بر اقامه‌ی جماعت در مساجد است؛ در زکات خداوند می‌فرماید: «إِن تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ» (اگر صدقه‌ها را آشکار کنید، چه نیکوست)؛ و حج نیز با تلبیه‌ی علنی همراه است. اما در روزه، چه بسا مسلمانی از سپیده‌دم تا غروب از خوردن و آشامیدن امساک کند اما نیت روزه نداشته باشد، پس او روزه‌دار نیست. این همان معنای سخن خداوند در حدیث قدسی است که می‌فرماید: «كُلُّ عَمَلِ ابْنِ آدَمَ لَهُ إِلَّا الصَّوْمَ فَإِنَّهُ لِي وَأَنَا أَجْزِي بِهِ» (هر کار فرزند آدم برای اوست جز روزه، که آن برای من است و من پاداش آن را می‌دهم) و «يَدَعُ شَهْوَتَهُ لِأَجْلِي» (شهوتش را به خاطر من ترک می‌کند).

روزه بزرگترین نقش را در پرورش ملکه‌ی مراقبه ایفا می‌کند. تقوا، ترجمه‌ی معاصرِ «بیداریِ وجدان» است؛ همان نیرویی که انسان را از کار زشت بازمی‌دارد، حتی اگر از مجازات قانونی یا نکوهش مردم در امان باشد. فسادی که امروز جهان ما را پر کرده است، روزی پایان می‌یابد یا فروکش می‌کند که وجدان‌ها بیدار شوند و مردم در نهان و آشکار به مراقبه‌ی الهی آراسته گردند. اگر مسلمانان روزه‌ای حق‌یافته می‌گرفتند، هرگز حاکمی را نمی‌یافتی که ملت خویش را بکشد، یا قاضی‌ای که آگاهانه به ستم حکم دهد، یا پزشکی که به امانت خویش خیانت ورزد.

در سوره بقره که شیخ «محمد غزالی» (رحمه‌الله) آن را «سوره تقوا» نامیده، آیات روزه در میان احکام تشریعی (مانند طلاق و ربا و جهاد) قرار گرفته است؛ این یعنی روزه عبادتی است که تقوا را در جان نهادینه می‌کند تا سایر تکالیف الهی به درستی اجرا شوند. همچنین در سوره طلاق، با وجود کوتاهی‌اش، ۵ بار بر تقوا تأکید شده است؛ اگر همسران تقوا را از روزه می‌آموختند، به جای اتهامات دروغین و تلاش برای تخریب یکدیگر، با انصاف و گذشت با هم رفتار می‌کردند.

ششم: تقویت اراده و رام کردن غرایز

روزه‌دار از پاسخ به دو غریزه‌ی نیرومند یعنی «شکم» و «شهوت» خودداری می‌کند. انسان به طور طبیعی به آنچه منع شود حریص است؛ پس اگر موفق شود در یک دوره‌ی تمرینیِ ۳۰ روزه بر این دو غریزه در امور «مباح» چیره شود، قادر خواهد بود افسار نفس خویش را در برابر دیگر عادت‌ها و شهوات نیز به دست گیرد. رمضان فرصتی برای تغییر و رهایی از عادت‌های زیان‌بار (مانند دخانیات یا اعتیاد به فضای مجازی) است که در طول سال توانِ رهایی از آن‌ها را نداشته است.

هفتم: شناخت ارزش وقت

روزه هدفِ «احترام به وقت» را محقق می‌سازد. روزه‌دار برای لحظه‌ی اذان مغرب و فجر ثانیه‌شماری می‌کند و مراقب است حتی یک دقیقه جابه‌جا نشود تا مبادا عبادتش آسیب ببیند. این دوره‌ی ۳۰ روزه به او می‌آموزد که هر دقیقه بهایی دارد و بابت آن بازخواست خواهد شد؛ چنان‌که در حدیث آمده است: «لا تَزُولُ قَدَمَا عَبْدٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعٍ: ... وَعَنْ عُمُرِهِ فِيمَا أَفْنَاهُ» (در روز قیامت بنده قدم از قدم برنمی‌دارد تا از چهار چیز پرسیده شود: ... و از عمرش که در چه راهی آن را سپری کرده است).

اگر مسلمانان حقیقت روزه را درک می‌کردند، سرآمدِ ملل در انضباط و قدرشناسیِ وقت بودند. جوانی که روزانه ۳ ساعت را در فضای مجازی سپری می‌کند، در واقع ۷ سال از عمر مفید خویش را از دست می‌دهد. روزه به ما می‌آموزد که وقت همان زندگی است و هر دقیقه‌ای که می‌گذرد، ما را به قبر نزدیک‌تر می‌سازد.