مشروح سخنان استاد عبدالرحمن پیرانی دبیرکل جماعت دعوت و اصلاح به قرار زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحمد لله والصلاة والسلام على رسول الله وعلى آله وصحبه ومن والاه، أما بعد:
عرایضم را با الهام از آیات ۱۹ تا ۲۴ سوره مبارکه الرعد آغاز میکنم؛ آیاتی که به بیان اوصاف و ویژگیهای أُولُو الْأَلْبَابِ میپردازد که برای اهل ایمان بسی قابل توجه است. جالب است هنگام مراجعه به برخی تفاسیر
به منظور فهم درست این آیات، متوجه شدم که مرحوم سید قطب (رحمه الله) در آغاز این سوره میفرماید: گاهی مدتهای زیادی در برابر آیههایی از قرآن مجید میایستم و توقف میکنم؛ زیرا میترسم که به شیوه نارسای آدمی خود به تفسیر و تبیین آنها بپردازم و آنها را آشفته سازم و با تعبیر انسان فناپذیر چون خود، آیهها را بیالایم و آنگونه که شایسته است از عهده آنها برنیایم. وی در ادامه ابراز میدارد: این سوره سراسر آن ـ بسان سوره انعام ـ از جمله نصوصی است که جسارت نمیکنم به آنها بپردازم؛ اما چه کار باید کرد؟ ما در میان نسلی زندگی میکنم که نیاز دارند تا قرآن را همراه با توضیحاتی به آنها عرضه نماییم. او بر این باور است که سوره الرعد از شگفتیهای قرآن مجید است.
و اینک آیات مورد نظر؛ قرآن مجید میفرماید: «أَفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَىٰ ۚ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ» (الرعد: ۱۹)؛ «آیا کسی که میداند آنچه از جانب پروردگارت به تو نازل شده حق ثابت است، مانند کسی است که فاقد بصیرت است و حق را نمیشناسد و نمیپذیرد؟ تنها صاحبان خرد، پند میپذیرند.» بدیهی است در اینجا "حق" به موضوع مهم وحی و قرآن و نحوه تعامل با آن اشاره دارد، که اولوا الألباب آن را میفهمند و به آن ایمان میآورند. اکنون اولوالالباب یا صاحبان خرد، که موضعی درست و تعاملی شایسته با وحی الهی دارند، چه کسانی هستند و از چه ویژگیهایی برخوردارند؟
در بیان نخستین ویژگی، قرآن مجید اینگونه بیان میدارد: «الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلَا يَنْقُضُونَ الْمِيثَاقَ» (الرعد: ۲۰)؛ «کسانی که به عهد و پیمان با خداوند بزرگ وفا میکنند و هیچ عهد و پیمان استواری با پروردگارشان را نقض نمیکنند.» چه عهد تکوینی و قدیمی، عهدی است که با سرشت و فطرت انسانها و بر اساس قوانین و سنتهای الهی حاکم بر هستی صورت گرفته است؛ همانگونه که قرآن مجید آن را یادآوری مینماید و میفرماید: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ» (یس: ۶۰)؛ «ای فرزندان آدم، آیا با شما پیمان نبستم که شیطان را نپرستید؟» این عهد همان پیمان قدیمی است که با فطرت و سرشت و روح انسانها منعقد شده است و نیز قانون قدیمی «خَلَقَ فَهَدَىٰ»؛ بر این اساس هر موجودی را که آفریده، اسباب هدایت متناسب با آن موجود را نیز فراهم ساخته است (جمادات، گیاهان، حیوانات و انس و جن). و چه عهد جدید که پیامبران و رسولان الهی با خود آورده و پیروانشان آن را پذیرفته و مکلف به وفای به آن هستند؛ همانگونه که پروردگار (جل جلاله) بندگان را فرمان میدهد که: «وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدْتُمْ» (النحل: ۹۱)؛ «و هرگاه با خدا و رسول و بندگانش پیمانی بستید، به آن وفا کنید.»
دومین ویژگی اولواالالباب: «وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ» (الرعد: ۲۱)؛ «کسانی که آنچه را خداوند به پیوند دادن آنها فرمان داده است (مانند: پیوند خویشاوندی، پیوند دوستانه، رابطه با همنوعان را) پیوند میدهند و خشیت پروردگارشان را در دل دارند و از سختی حساب روز واپسین میهراسند.» بدیهی است که برقراری رابطه با دیگران از جمله اقتضائات و ضرورتهای حیات انسانی محسوب میشود؛ زیرا برخورداری از یک زندگی متعادل و متوازن، به برقراری پیوندهای مختلف با جهات مختلف نیاز دارد، که مهمترین آنها پیوند انسان و ارتباط تنگاتنگ او با پروردگارش است که در عبادت، بندگی، تقوا، درستکاری، استقامت و فرمانبرداری تبلور مییابد. و سپس پیوند با خانواده، نزدیکان و دوستان و نیز با جامعه، هموطنان و همنوعان است که در بستر اندیشه خیرخواهی و خدمت به دیگران و تعاون در برّ و تقوا و «أخذ و عطا» خود را نشان میدهد و در واقع پیوند با هر امری و یا موضوعی و یا جمعی و مجلسی که در آن خیری و نفعی متوقع باشد؛ و همانگونه که این آیه تاکید مینماید، ارتباط و پیوندی به منظور ادای وظیفه و احساس مسؤولیت با انگیزه تسهیل حیات و برخاسته از خشیت در برابر پروردگار و خوف از حساب روز رستاخیز باشد. تفاوت ظریف خشیت و خوف هم در عبارت «يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ» قابل توجه است؛ خشیت عبارت است از خوفی همراه با درک عظمت پروردگار: «يخشون ربهم»، اما خوف عبارت است از ظن و گمانی که قرین مواجهه با ضرر و زیان و خسران باشد: «يخافون سوء الحساب».
ویژگی سوم اولوا الالباب: «وَالَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولَٰئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ» (الرعد: ۲۲)؛ «و آنان که در جستجوی خشنودی پروردگارشان شکیبایی ورزیدند و نماز را برپای داشتند و از آنچه روزیشان دادهایم نهفته و آشکار انفاق کردند و بدی را با نیکی پاسخ میدهند، آنانند که فرجام نیک در آن سرای ماندگار برایشان مهیا است.» واژه «صبروا» عام است و شامل صبر و شکیبایی بر طاعت و عبادت، صبر بر عدم ارتکاب معصیت، صبر بر بلایا، سختیها و کمبودها، صبر بر محرومیتها و ناکامیها، صبر و شکیبایی بر قدر و قضای الهی و از دست دادن عزیزان و نزدیکان و... میشود. قابل توجه است یکصد آیه در قرآن مجید در مورد اهمیت صبر و شکیبایی، ارزش، جایگاه و اجر آن نازل شده است؛ و در حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و سلم) نقل شده که میفرماید: «الْإِيمَانُ نِصْفَانِ: فَنِصْفٌ فِي الصَّبْرِ، وَنِصْفٌ فِي الشُّكْرِ»؛ «ایمان دو نیمه است: نیمهای در صبر و نیمهای در شکر.» در این سیاق قرآن نیز میفرماید: «إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ» (لقمان: ۳۱)؛ «همانا در این امر، نشانههایی است برای هر صبرکننده سپاسگزاری.» جالب توجه است واژه «صبّار» (بسیار صبور و شکیبا) چهار بار در قرآن همراه «شکور» (بسیار شاکر و قدردان) وارد شده است. و همانگونه که اشاره شد در مورد صبر نیز آیاتی متعدد نازل شده است، از جمله: «وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ...» (الکهف: ۲۸)؛ «و با کسانی که پروردگارشان را صبحگاهان و شامگاهان میخوانند، شکیبایی پیشه کن...»، و یا: «وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا» (الانسان: ۱۲)؛ «و به پاس صبری که کردند، پاداششان را بهشت و حریر قرار داد.»، «وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ» (الانفال: ۴۶)؛ «و شکیبایی کنید که همانا خداوند با شکیبایان است.»، «إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ» (الزمر: ۱۰)؛ «همانا صابران پاداششان را بیشمار و تمام دریافت میکنند.» قابل توجه است بر اساس آموزههای دین مبین اسلام، صبری کامل و بسیار ارزشمند است که نه از روی قهر و یا ناچاری، بلکه صادقانه، آگاهانه و به منظور خشنودی پروردگار انجام پذیرد، بهویژه با اعضای خانواده: پدر، مادر، همسر، فرزندان و نیز خویشاوندان، دوستان و نیازمندان.
و فرمود: «أَقَامُوا الصَّلَاةَ» یعنی نماز را آنگونه که شایسته است برپای میدارند. «وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ»: و از آنچه روزیشان دادهایم به حقوق دیگران چه مادی و چه معنوی اهتمام میورزند و در کمک به نیازمندان و ادای زکات به شیوهای شایسته مبادرت میورزند؛ گاهی پنهانی تا از ریا محفوظ باشد و زمانی آشکارا تا موجب تشویق و تأسی دیگران باشد. قابل توجه است این آیه میفرماید: «وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ» و واژه "رزقناهم" عام و کلی است و تنها در مال خلاصه نمیشود، بلکه شامل مال و ثروت، علم و دانش، خبرگی و تخصص، جایگاه اجتماعی و پایگاه مردمی و غیره میباشد؛ به قول نگارنده عرب: «الْإِنْفَاقُ مِنَ الْمَالِ وَالْعِلْمِ وَالتَّخَصُّصِ وَمِنْ كُلِّ شَيْءٍ يَحْتَاجُهُ النَّاسُ بِصُورَتِهِ الْمَشْرُوعَةِ.» انجام اعمال نیک بهویژه ـ خدای ناکخواسته ـ به دنبال خطا و ارتکاب گناه، معصیت و غفلت بسیار کارساز و رهاییبخش بوده و میتواند اثر گناه و خطا را بزداید و از میان ببرد؛ همانگونه که خداوند علیم حکیم خود میفرماید: «إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ» (هود: ۱۱۴)؛ «همانا حسنات و اعمال نیک، بدیها و گناهان را میزداید.» در اینجا بر اساس اسلوب اعجازی قرآن و شیوه تعبیر به منظور تجدید و متناسب با مقام، از ماضی به مضارع تغییر میکند و میفرماید: «وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ»؛ بدیها را با خوبی و نیکی پاسخ میدهند.
و در ادامه این آیات بینات، خداوند بزرگ (جل جلاله)، اولواالالباب و اهل ایمان را مژدهای بسیار بزرگ، عظیم، امیدوارکننده، راهگشا و هدایتگر میدهد و میفرماید فرجام کار آنها عبارت است از: «جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ ۖ وَالْمَلَائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بَابٍ * سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ ۚ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ» (الرعد: ۲۳ - ۲۴)؛ «همان باغهای بهشت جاودان که آنان را همراه کسانی از پدران و مادران و همسران و فرزندان و... که شایسته بودهاند به آنجا درآورند، و فرشتگان از هر دری بر آنان وارد میشوند و میگویند به پاس استقامت و شکیبایی که کردید درودتان باد، و چه فرجام نیکویی دارید.» ورود به بهشت جاودان پروردگار، آن هم همراه خانواده و عزیزان، هرچند همه به لحاظ تقوا و پرهیزگاری در یک سطح نیستید، اما «تَكْرِيمًا لَكُمْ وَإِينَاسًا بِلِقَاءِ أَحِبَّتِكُمْ» (جهت بزرگداشت شما و انسگرفتن به دیدار محبوبانتان).
بدیهی است بزرگترین و مهمترین عید و جشن اهل ایمان در روز رستاخیز، موفقیت، رستگاری و رهایی از عذاب الهی و برخورداری از بهشت جاودان در آن سرای ابدی است، بهویژه زمانی که همراه با عزیزان، احباب و نزدیکان باشد؛ «ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ» (الجمعة: ۴)؛ «این فضل خداست که آن را به هرکس بخواهد میدهد، و خداوند دارای فضل بزرگ است.»
والسلام علیکم ورحمة الله وبركاته

نظرات