در اواخر ژانویه ۲۰۲۵، پس از هفته‌ها مذاکره و تحت فشار سناتورهای آمریکایی از جمله لیندسی گراهام، دولت سوریه و نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) به توافقی تاریخی دست یافتند که نقشه قدرت در شمال‌شرق این کشور را بازنویسی می‌کند. این توافق که طی یک هفته نهایی شد، به دوران خودمختاری کردها پایان می‌دهد و آن‌ها را وارد چارچوب دولت مرکزی می‌کند.

کردهای سوریه در سال‌های اخیر نقشی حیاتی در امنیت منطقه ایفا کردند. آن‌ها در جنگ علیه داعش بیش از ۱۱ هزار شهید دادند و با همکاری ائتلاف بین‌المللی، این گروه تروریستی را شکست دادند. در غیاب دولت مرکزی، کردها توانستند ساختارهای اداری کارآمدی ایجاد کنند، امنیت را برقرار نگه دارند و خدمات پایه ارائه دهند. این دستاوردها باعث شده برخی بپرسند: آیا خودمختاری عملی که با خون و فداکاری به دست آمده، از شراکت در حکومتی که سابقه سرکوب دارد، بهتر نبود؟

سه عامل این توافق را ممکن ساخت: خستگی جنگ و تمایل به راه‌حل سیاسی، فشار سناتورهای آمریکایی برای تثبیت وضعیت کردها قبل از خروج احتمالی نیروهای آمریکا، و ضرورت یافتن راهکاری که هم امنیت ترکیه و هم حقوق کردها را تضمین کند. واقعیت این بود که بدون شناسایی بین‌المللی و با تهدیدهای مداوم ترکیه، خودمختاری پایدار نبود.

بر اساس این توافق، ۵۰ تا ۶۰ هزار نیروی SDF به ارتش ملی می‌پیوندند و کنترل میادین نفتی، سدها و گذرگاه‌های مرزی به دمشق واگذار می‌شود. در مقابل، دولت زبان کردی را در آموزش رسمیت می‌بخشد، مشکل بی‌تابعیتی ۳۰۰ هزار کرد را حل می‌کند، مدارک تحصیلی را به رسمیت می‌شناسد و صدور گذرنامه را تسهیل می‌کند. جوانان کرد می‌توانند در مناطق سکونت خود سربازی کنند و چند پست کلیدی در ساختار حکومتی به نخبگان کرد واگذار می‌شود. برای یک جوان کرد در قامشلی، این یعنی پایان سال‌ها انتظار: گذرنامه، رسمیت مدرک تحصیلی، امنیت شغلی و آموزش به زبان مادری.

واکنش‌های بین‌المللی متفاوت است. آمریکا که سال‌ها در کنار کردها علیه داعش جنگید، از توافق استقبال کرده و آمادگی خود را برای نظارت بر اجرای آن اعلام کرده است. روسیه این را فرصتی برای ثبات می‌داند. ترکیه از انحلال ساختارهای نظامی راضی است، اما نسبت به حضور سیاسی کردها حساس است. اتحادیه اروپا کمک‌های بازسازی را منوط به احترام به حقوق اقلیت‌ها کرده و سازمان ملل خواهان نظارت بین‌المللی است.

پرسش اساسی باقی است: آیا این معامله برای کردها سودمند است؟ طرفداران می‌گویند خودمختاری بدون شناسایی بین‌المللی پایدار نبود. منتقدان معتقدند کردها با فداکاری در جنگ با داعش، اهرم مذاکراتی قوی‌تری داشتند. واقعیت این است که کردها استقلال عملی را با شناسایی رسمی و حقوق شهروندی معاوضه کرده‌اند.

چالش‌ها جدی است: بازسازی اعتماد پس از دهه‌ها سرکوب، توافق بر سر ساختار نهایی حکومتی و نیاز به مکانیسم نظارتی بین‌المللی. اما برای اولین بار، هر دو طرف به میز مذاکره آمده‌اند و گام‌های عملی برداشته‌اند. این توافق می‌تواند الگوی امیدبخشی برای حل اختلافات در منطقه باشد و نشان دهد که راه‌حل‌های سیاسی جایگزین مناسبی برای درگیری‌های مسلحانه هستند.

کردهای سوریه وارد مرحله‌ای تاریخی و پرخطر شده‌اند. پاسخ به پرسش عنوان روشن است: بله، سهم‌خواهی سیاسی جایگزین اسلحه شده است. اما آیا این معامله سودمند بوده؟ موفقیت به پایبندی دمشق به تعهدات، انسجام سیاسی کردها و حمایت بین‌المللی بستگی دارد. اکنون فرصتی تاریخی فراهم شده که در زندگی روزمره مردم قامشلی و حسکه به ثمر خواهد نشست و می‌تواند الگویی برای صلح پایدار در منطقه باشد یا درسی تلخ از فرصت‌های از دست رفته.