درون مکتب اسلام و رسولالله (ص) شیرزنانی پرورش یافتند که اسلام را به عنوان برنامه و چارچوبی برای عزت و احترام به خود پذیرفتند و متقابل آن، اسلام نیز برای آنان ارزش و منزلتی بس فراتر از محدودیت جنسیتی و سرکوب کنندهی جاهلیت عرب و بیبند و بار و جاهلیت مدرن امروزی به ارمغان آورد و آنان را مشمول آیهی (إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصّادِقِینَ وَ الصّادِقاتِ وَ الصّابِرِینَ وَ الصّابِراتِ وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصّائِمِینَ وَ الصّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذّاکرِینَ اللّهَ کثِیراً وَ الذّاکراتِ أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً)؛ مردان مسلمان و زنان مسلمان؛ مردان باایمان و زنان باایمان، مردان فرمانبردارِ فرمان خدا و زنان فرمانبردارِ فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان شکیبا و زنان شکیبا، مردان فروتن و زنان فروتن، مردان بخشایشگر و زنان بخشایشگر، مردان روزهدار و زنان روزهدار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانی که بسیار خدا را یاد میکنند و زنانی که بسیار خدا را یاد میکنند، خداوند برای همهی آنان آمرزش و پاداش بزرگی را فراهم ساخته است. (احزاب:35) که مصداق دقیقی از حرّیت و انسانیّت گوهر مشترک انسانها است، عطا نمود.
یکی از پرورش یافتگان این مکتب «بانو امّسلیم بنت ملحان» بانوی صحابی که تاریخ نام نیکویش یادآور عزت، شهامت و افتخاری برای اسلام و بانوان مسلمان است. «رُمَيصاء» یا «سهله بنتمِلْحان بنخالد أنصاری» ملقب به «ام سلیم» بانوی گرانقدر، صاحبنظر و نیکومنظر عصر رسولالله (ص) و از زنان سابقون انصار، در اسلام است، پدرش قبل از هجرت از دنيا رفت و مادرش «مليکه نجاري» از جمله زناني بود که اسلام آورد و با رسول خدا (ص) بيعت كرد.
امّسلیم در جاهلیّت با «مالک بننضر» ازدواج نمود و از او صاحب فرزندی به نام «أنس» شد. مالک به هنگام مسلمان شدن امسلیم در مسافرت به سر میبرد. در بازگشت، وقتی از اسلام امسلیم مطّلع شد به شدت با او مخالفت کرد و به او گفت: خود و فرزندمان را گمراه و فاسد کردهای! امسلیم پاسخ داد: گمراه و فاسد نشده¬ام بلکه ایمان آوردم و فرزندمان را آگاه و مسلمان ساختهام. مالک هنگامی که از منصرف کردن امسلیم از دینش بازماند، آنها را ترک و به نشانهی اعتراض عازم هجرت به شام شد که در راه وفات نمود. امسلیم از شنیدن وفات همسرش بسیار غمگین شد و از آن پس تصمیم گرفت که زندگیش را وقف تربیت فرزندش کند و تا زمانی که «أنس» به بلوغ نرسیده، دوباره ازدواج نکند. او فرزندش را از سن 10 سالگی به خدمت رسول¬الله (ص) برد تا در مکتب نبوی تربیت یابد؛ أنس تا پایان حیات رسولالله (ص) در خانه ایشان پرورش یافت و به «خادمالنّبی» معروف شد؛ احادیث بسیاری از رسولالله (ص) نقل نمود و در بسیاری از غزوات پیامبر همراه ایشان بوده است.
ازدواج امسلیم با ابوطلحه
ابوطلحه زیدبنسهل از اشخاص مشهور و ثروتمند انصار در حالی که هنوز مشرک بود به خواستگاری امسلیم آمد، امّا او به خاطر شرک ابوطلحه درخواست او را رد کرد؛ ولی پس از مسلمان شدن ابوطلحه با او ازدواج کرد و مهریهی خود را اسلامِ همسرش ابوطلحه قرارداد. از أنس بنمالك روایت شدهاست که رسولالله(ص) فرمود: «ما سمعت بإمرأة قط كانت أكرم مهراً من امسليم، كان مهرها الإسلام؛ نشنیدم در مورد زنی که از نظر مهریه گرامیتر از امسلیم باشد، زیرا مهریهی او اسلام بود.»
حاصل این ازدواج، پسری بود به نام عمیر؛ عمیر بیمار شد، بیماریش شدت یافت و به مرحلهای رسید كه ام سلیم برای اینكه همسرش در مرگ فرزند بیتابی نكند او را به بهانهای به خدمت رسولالله (ص) فرستاد. امسلیم جنازهی کودک دلبندش را پوشاند و به اهل خانه سپرد تا ابوطلحه را از مرگ فرزندشان آگاه نسازند، سپس ظاهر خود و خانهاش را آراسته گرداند؛ ابو طلحه با ورودش به خانه از امسلیم جویای حال فرزندشان شد، او گفت: آرام گرفت. با هم غذا خوردند و به بستر رفتند. هنگامی که ابوطلحه آرام گرفت، امسلیم به او گفت: میخواهم مطلبی از تو بپرسم؟ گفت: اگر به تو اطّلاع دهم كه امانتی نزد ما بوده و ما آن را به صاحبش بازگردانده ایم ناراحت میشوی؟ ابوطلحه گفت: نه! هرگز! ناراحتی ندارد، امانت مردم را باید پس داد! امسلیم گفت: سبحانالله! باید به تو اطّلاع دهم كه خداوند، فرزندمان را كه امانتی نزد ما بود، از ما گرفت! ابوطلحه از سخنان همسرش تكان سختی خورد و گفت: به خدا قسم، من از تو كه مادر هستی سزاوارترم كه در سوگ فرزندمان صابر باشم. ابوطلحه فردایش به نزد رسولالله (ص) رفت و ماجرا را برای رسولالله (ص) گفت. پیامبر نیز برای این بانوی فهیم و خانوادهاش دعای خیر نمود. خداوند به آنها فرزند دیگری عطا نمود که رسولالله (ص) نام او را «عبدالله» گذاشت و عبدالله صاحب هفت فرزند شد که همگی قاری قرآن بودند.
امسلیم در میدان جنگ وجهاد
همانطور که مردان مؤمن با عشق و علاقه در عرصهی جنگوجهاد حاضر میشدند، اسلام به بانوان مسلمان نیز این توانایی را عطانمود که در خانه، همراه و دلبری برای همسر و مادری نیکو برای فرزندانشان باشند؛ آنجا که خود و کیان جامعهیشان را در خطر ببینند، سلاح بر دوش میگیرند و به میدان جنگ میروند. جهاد این بانوان مسلمان در غزوات کمتر از مردان مسلمان نبود. مهمترین خدمات آنها، مربوط به امور پشتیبانی از قبیل خدمات بهداشتی و کمکهای اولیه، آماده کردن آب و پختن نان و غذا برای مجاهدان بود که همهی این کارها را با عشق و اخلاص تمام انجام میدادند.
امسلیم، بانوى شجاع و دلاور اسلام، مانند سایر بانوان صحابه، در جنگهاى اسلام و کفر در رکاب پیامبر (ص) شرکت میکرد. در جنگ احد به همراه بانو عایشه مشکهای آب را حمل و مجاهدان را سیراب و مجروحان را مداوا میکرد. در جنگ حُنین در حالى که باردار بود از مجاهدان پرستاری میکرد. همواره خنجرى با خود داشت و میگفت: این اسلحه را به دست گرفتهام تا اگر مشرکی به من نزدیک شود شکم او را پاره کنم. ابوطلحه به پیامبر (ص) عرض کرد: یا رسولالله! امسلیم با خود خنجر برداشته و به میدان آمده است! رفتار او در این جنگ به گونهاى بود که مورد تأیید و تحسین رسولالله (ص) قرار گرفت.
در زمان خلافت عمر فاروق (رض)، هنگامی که ایشان در میان بانوان چادر تقسیم میکردند، عبایی نفیس باقی مانده بود؛ اصحاب مشورت دادند که آن را به همسر خود «امکلثوم» تقدیم نماید، امّا ایشان فرمودند: امسلیم حقّ تقدم دارد زیرا او در غزوهی احد از راه بسیار دور مشک آب را بر کول خود حمل و مجاهدان را سیراب میکرد. امسلیم همواره مورد توجّه و عنایت پیامبر قرار داشت. رسولالله (ص) به خانهی ایشان رفتوآمد میکرد و برایش هدیه میبرد. امسلیم افتخار این را داشت كه برادرش «حرام بنملحان» جزء شهدای بئرالمعونه باشد. او از راویان حدیث رسولالله (ص) بود. در مدینه وفات کرد و در آنجا نیز به خاک سپرده شد. آرى! اين بانو در كرامتهاى انسانى و فداكارى و حمايت از ارزشهاى دينى اسوهی بانوان مسلمان است.

نظرات
امینی
05 اسفند 1392 - 12:23سلام و تشکر از سردبیر گرامی سایت. تشکر از امینه خانم برای مقاله ی خوبشان .. ان شا الله ما بتوانیم در عصر حاضر با بایدها و نبایدها در مسیر پویایی و رشد دینی و دنیایی خود به سان ام سلیم ها پیش رویم. بدان امید
بدوننام
05 اسفند 1392 - 03:05خانم های جماعت به جای تهمت زدن به دیگران کمی شما هم یاد بگیرید
بدوننام
06 اسفند 1392 - 06:20سلام ممنون امینه خانم جزاکم الله و خیر مقاله ی بسیار خوبی بود واقعا بانوان صحابه الگویی برای زنان مسلمان امروز ما هستن منتظر مقالات خوب شما در آینده هستیم
امینی
07 اسفند 1392 - 06:42سلام دوست نازنین اگر واضح حرفت را بزنی خیلی بهتر است. اگر کسی به شما تهمت زده حق دارید اعلام کنید و با ارایه مدرک از خود دفاع کنید. لزومی به پنهان کاری نیست و با ایما و اشاره همه را متهم کردن کار شایسته ای نیست.
بدوننام
06 اسفند 1392 - 04:55سلام عليكم كاربر گرامي از توصيه شما براي ياد گرفتن كمال تشكر داريم اما ايا شما مطمئن هستيد كه خانم هاي جماعت به تهمت زدن مشغولند؟ شما نميدانيد همين خانم ها هستند كه كمترين سيماي مومنانه رادر دنياي امروزي حفظ كرده اند / كاربر گرامي از شما بعيد است كه تمام افراد انهم مومن را تهمت زن بدانيد؟خواهشمند اس در مورد نظر تان اول فكر كنيد بعد ان را منتشر سازيد . استغفرالله لي ولكم وجميع المسلمين
بدوننام
07 اسفند 1392 - 11:54خانم محترم هنوز بعد از سالها همین داعیان نتوانسته اند با مسایل حجاب و ارایش کنار بیایند چرا شما سریع جوش میارید
اقبال
07 اسفند 1392 - 11:44ممنون داده امینه خیلی خوب بود. امیدوارم جای درس و عیرت باشه برای همه بانوان ما.