إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

مقالات

  • آداب غذا خوردن

    25 خرداد 1393

    پيامبرگرامي‌ اسلام صلی الله علیه و سلم كه بزرگ‌ترين معلم اخلاق مي‌باشد، روزي به يكي از ياران نوجوان خود چنين سفارش كردند:
    "سَمِّ اللَّهَ، وَكُلْ بِيَمِينِكَ، وَكُلْ مِمَّا يَلِيكَ "
     كه اي نوجوان! هر گاه خواستي غذا بخوري حتماً در آغاز نام خدا را ياد كن و« بسم الله الرحمن الرحيم» را بگو و با دست راستت آن را بخور و از آن قسمتي بردار كه جلو خودت مي‌باشد.

  • گاهی پیش می‌آید که انسان احساس می‌کند به آخر خط رسیده است و در بدترین مراحل ضعف و ناتوانی قرار دارد و تمام راه‌ها به رویش بسته است. در آسمان به رویش بسته می‌بیند و زمین را بر خود تنگ می‌یابد و میان خود و دیگران دیوارهای بلندی می‌بیند؛ همه با او مخالفند و روی خوشی به او نشان نمی‌دهند. این مرحله‌ای است که پیامبران الهی هم که با نیروی وحی و کمک الهی تقویت شده‌اند

  • در بیستم شوال 1416 مطابق با 19 اسفند 1374 عالم ربانی، اندیشمند بزرگ، دعوت‌گر پرتلاش استاد فرزانه شیخ محمد غزالی رخت از دیار فانی بربست. بر کسی پوشیده نیست که شیخ غزالی مردی بود که توانست از زمان خود پیشی گیرد و یگانه‌ی دوران شود. او نماد عصر و دعوت‌گر قرن بود و اکنون بهترین قدردانی از این بزرگ‌مرد آن است

  • گفت‌وگوی متعارف مدنی به این اعتبار که بین مقامات و جامعه‌ی مدنی سازمان‌یافته انجام می‌گیرد و می‌تواند نهادهای جامعه را به عنوان شریک اجتماعی گرد هم آورد، امکان رایزنی بر سر مسایل کلان اجتماعی از قبیل عملکرد اجتماعی، مسایل تربیتی، مبارزه با نژادپرستی، برابری در حقوق و محیط و حمایت از مصرف‌کننده و غیره را فراهم می‌کند؛

  • راهبردی از دموکراسی خوشایند است که حداقل فساد سیاسی را داشته باشد و اغلب مردم بتوانند مشارکت برابر سیاسی و خودمختاری را به منصه‌ی ظهور برسانند. چنین رهیافتی در غرب و هم در کشورهای در حال توسعه با تلاشهای متعددی چه در حوزه اندیشه و چه عمل توأمان پیش رفته است و به اندازه‌ی زیادی درباره چالشها و حفره‌‌‌های آن سخن به میان آمده است و البته باب آن همچنان مفتوح است.

  • دکتر ابوالقاسم فنایی در ادامه گفتگو با دین‌آنلاین درباره «اخلاق دینی و اخلاق فرادینی»، به علل ایجاد فاصله‌ میان علم و عمل اخلاقی در شهروندان می‌پردازد و ضمن اشاره به شیوه‌های لازم برای گستراندن رفتارهای اخلاقی در جامعه، برخی رفتارهای اجتماعی و سیاسی را از منظر اخلاقی، آسیب‌شناسی می‌کند. او در این گفتگو به مسائلی مانند اخلاق جنسی و شیوه برخورد با مسائل جنسی نیز می‌پردازد.

    نویسنده:
    دکتر ابوالقاسم فنایی
  • واژه‌ی دموکراسی از اصطلاح یونانی «دیموکراتیا» گرفته شده است و به دو بخش تقسیم می‌شود: دیمو یعنی مردم و کراتیا یعنی حکومت؛ که با تقدیم صفت بر موصوف می‌شود: حکومت مردمی؛ بر خلاف زبان انگلیسی که موصوف را پیش از صفت می‌آورند. این کلمه پس از تغییراتی در زبان عربی به «دیموقراطیة» و در فارسی به «دموکراسی» تبدیل شد.

    نویسنده:
    دکتر سعود فنیسان
  • «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي»

    جسارت نمی‌‌کردم وداع استاد منیرغضبان را با این آیه که تمجید عظیمی است از جانب خدا، افتتاح نمایم اگر احساس نمی‌‌کردم که اعمال و زندگی آن استاد فقید همان منش و رفتار بندگان گرامی و نیکوکار خدا است، اینجانب از نزدیک استاد را می‌‌شناسم، به نظر شما چه چیزی باعث شد که اینگونه به تعریف و تمجید استاد فرزانه‌ام بپردازم؟

  • تعلیم عشق

    19 خرداد 1393

    «بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه‌ی خاص تو با کسی.»[نلسون ماندلا]

     سخن گفتن از «تعلیم عشق»، در فرهنگ و ادبیات مسلط ما، کار دشواری است. شاعران در گوش ما به فسون و فسانه خوانده‌اند: «عشق آمدنی بُوَد نه آموختنی!» مدتی است دیگر با این آموزه و باور همدلی ندارم. آری، عاشق شدن، آمدنی است و نه آموختنی. اما عاشق شدن اغلب نوعی انفعال است و تقریباً همه کس می‌توانند به آسانی چنین تجربه‌ای داشته باشند. دشواری و صعوبت کار در عاشق ماندن و باغبانی این نهال شکننده و ظریف است. هنر باغبانی عشق است که فضیلت است و کمتر انسانی متصف و آراسته به چنین هنری است. 

  • در خلوت

    19 خرداد 1393

    یکـى از عـلـمـاى وارسـتـه، کلاس درسى داشت و از میان شاگردانش به نوجوانى بیشتر احترام مـى‌گـذاشـت.

    روزى یـکـى از شاگردان از آن عالم پرسید: چرا بى دلیل، این نوجوان را آن همه احترام مى کنید؟ آن عالم دستور داد چند مرغ آوردند.

    آن مرغ ها را بین شاگردان تقسیم نمود و به هر کدام کاردى داد و گفت: هریک از شما مرغ خود رادر جایى که کسى نبیند ذبح کند و بیاورد.

    شاگردان به سرعت به راه افتادند و پس از ساعتى هر یک از آنها، مرغ ذبح کرده خود را نزد استاد آورد، اما نوجوان مرغ را زنده آورد.