إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

مقالات

  • در مقدمه از کادر درمان و تمام مسئولین در سطح منطقه به خصوص مردمی که به سلامتی خود و جامعه احترام می گذارند تشکّر و قدردانی می‌کنم.
    مطلب را با مرور یکی از خاطرات زمان کرونا شروع می‌کنم.
    به یاد دارم در اوایل اسفند که تازه خبر‌هایی مبنی بر ابتلای چند تن از هم‌وطنان به کرونا، به‌ویژه در قم در فضای مجازی و منطقه منتشر شد با ملاحظه‌ی خودرویی به شماره پلاک قم که در بازارچه ی تعطیلِ جوانرود پارک شده بود، در تمام فضاهای مجازی و حقیقی مردم اعلام نگرانی کرده و در خواست پیگیری و مراقبت دادند.
    آن زمان فقط به خاطر پلاک ماشینی که فکر کنم راننده اش هم جوانرودی از آب در آمد، تمام فضای حقیقی و مجازی منطقه را بسیج کردیم!

  • خداوند در قرآن به‌طور مفصّل به موضوع مرگ و زندگی پرداخته است و هدف از آن‌را بیدار کردن وجدان انسان‌ها معرفی می‌کند، وجدانی که انسان آن‌را نادیده می‌گیرد و نیز می‌فرماید مرگ و زندگی را آفریده است تا ما را بیازماید که کدام یک نیکو‌کردارتریم؟

    «الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ» [سوره الملك 2] (کسی که مرگ و زندگى را آفرید تا شما را بيازمايد [و معلوم بدارد] كدام یک از شما نيكوكارتر می‌شود و او شکست‌ناپذیر آمرزنده است)

    تعامل انسان‌ها با مرگ و زندگی پس از آن متفاوت است. رفتار و عملکرد عدّه‌ایی از آن‌ها در دنیا نشان‌گر عدم باور به این حقیقت است.

    حسن بصری می‌فرماید: «ما رأيت حقّاً أشبه بالباطل من الموت»! هیچ حقّی مثل مرگ شبیه باطل ندیدم.

  • امروز سالگرد وفات جناب ماموستا احمدیان است؛ عالمی کم‌نظیر، زمان شناس، فروتن و خدمتگزار که نامش در تاریخ فرهنگ ایران و کردستان جاودان خواهد ماند!
      سال‌های آغازین دهه هفتاد شمسی و در زمانی که حس غریبی و رنجیدگی از زندگی در این کشور، بر روانم سنگینی می‌کرد و انبوه تجارب ناخوشایند قومی-مذهبی، روحیه‌ای مرکب از یأس و انزوا بر درونم حاکم کرده بود، در یکی از کتابفروشی‌ها کتابی توجّهم را به خود جلب کرد: «سیمای صادق فاروق اعظم»!
    عنوانی که با ناباوری و شگفتی بارها مرورش کردم و آن را شربت‌وار نوشیدم!

    نویسنده:
    جلیل بهرامی‌نیا
  • مردمان امروزی

    23 خرداد 1399

    مردمان امروز عجب مردمان عجیبی هستند..!

    البتّه مردم هر روز این‌گونه بوده‌اند!

    به خدا ایمان ندارند چون او را نمی‌بینند 

    و کرونا را هم باور ندارند چرا که با چشم سر نمی‌بینند!

    به گمانم چندین و چند هزار انسان کشته شده به وسیله‌ی کرونا نشانه‌ی خوبی برای اثبات حضورش باشد ...! اینطور نیست؟!

    امّا نه، انگار که این مردمان با هیچ نشانه‌ای متوجه نمی‌شوند. 

    چه، اینان با دیدن این همه آیه‌ی قدرت و عظمت و شکوه و جلال در هستی، به وجود خدای لایزال پی نبرده‌اند!

  • یاد یار دیرین

    21 خرداد 1399

    «استاد ماموستا ملا محمّد کوهی» بدون تردید یکی از برجسته‌ترین طلبه‌های مدارس علوم دینی اورامانات در دهه‌ی ۶۰ شمسی بود. جوانی با فیزیک بدنی مناسب و بسیار خوش‌سیما، با محاسنی آراسته به آرامش، طلبه‌ای مستعدّ، مدرّسی بزرگ در عنفوان جوانی، مفسّر و روشنگر تفسیر «في ظلال القرآن» شهید سید قطب که در آن زمان ترجمه‌ی فارسی نداشت، برای دیگر دوستان طلبه‌اش در مدرسه‌ی علوم دینی امام محمّد غزالی پاوه که با مدیریت شخصیت خوشنام اهل سنّت ایران و چهره‌ی ماندگار جماعت دعوت و اصلاح «ماموستا ملا احمد بهرامی حفظه الله تعالی»، اداره می‌شد.

  • چرا من؟

    20 خرداد 1399

    همیشه از خودم می پرسم چرا بعضی از انسان‌ها در زندگی هنگام روبرو شدن با مشکل یا حادثه‌ای به سرعت بر آن مسلط می‌شوند در حالی‌که عده‌ای دیگر در این شرایط کاملا به هم می‌ریزند؟

  • ـ شهوت‌رانی روح را تباه می‌کند: تا وقتی که تن‌پروری کنیم، فرصتی برای تربیت درون و نفس خود نمی‌یابم. جسمی که فربه شده باشد هنگام مردن در میان انبوهی از مشک هم بوی بد می‌دهد. و چاره‌ی آن این است که تا زنده هستیم مشک ذکر و یاد خدا را بر دل بمالیم.
    تا تو تن را چرب و شیرین می‌دهی / جوهر خود را نبینی فربهی
    گر میان مشک تن را جا شود / روز مردن گند او پیدا شود
    مشک را بر تن مزن، بر دل بمال / مشک چه بود؟ نام پاک ذوالجلال
    ـ شهرت طلبی آفت است: بارها انسان را از اینکه خود را در نزد خلق مشهور کند، برحذر می‌دارد. شهرت طلبی یا اشتهاری را نکوهش می‌کند که کبر و غرور یا اسارت را در درون انسان پرورش دهد نه کسب شهرت های مطلوب.


  • برگ‌های سبز گیلان با ناله‌ی بوف شوم خزان گشت
    آن‌گاه که روی پاهای نا‌آرام و موّاج دریا با دلهره به خواب رفته بودی
    رؤیای آن‌‌شب، هراس از فرداهایت بود
    آن‌گاه که نور ماه صورت زیبایت را نوازش می‌داد
    آینه‌ای از ترس در دلت منعکس گشت و سایه‌ای از اضطراب، میان خطوط معصوم چهره‌ات به وضوح دیده می‌شد
    آن‌گاه که آلوچه‌های رسیده‌ی جنگل وقت چیدنش بود
    آن‌گاه که بوی دل‌آویز شالیزار برنج و عطر باغ‌های بهار نارنج
    شقایق گل همیشه عاشق را مست کرده ‌بود
    بی‌پروا از بی‌مهری ها…

  • مدّتی است که آتش، امان از جنگلهای زاگرس بریده است و با اندوه بسیار باید گفت که تمرکز بر کرونا و برخی مسائل جانبی دیگر که اشارتی هم به آنها خواهم داشت سبب شده است که آتش بدون برخورد با مقاومتی چندان، پروژه ناتمام سالهای گذشته‌اش را با سرعتی بی‌بدیل به پیش ببرد. آنچه که تاکنون دیده‌ایم تلاش برخی اشخاص فداکار و انجمن‌های مردم‌نهاد منطقه‌ای برای مهار آتش است که تعداد کم افراد و دستان خالی آنان مانع شده است زحمتشان به نتیجه‌ای ملموس برسد؛


  • درگذشت دکتر مصطفی خرّم‌دل بهانه‌ای شد تا به موازات سنّت مرثیه‌گویی و ذکر خیر اموات که فضای غالب جامعه است، اندک تحلیل‌هایی هم درباره‌ی اندیشه و مکتب فکری او ارائه شود که پدیده‌ای مبارک است. ضمن احترام به همه‌ی این دیدگاه‌ها نگارنده مایل است اندیشه و عمل دکتر خرّم‌دل را در چارچوب مفهوم اسلام کردی بررسی کند. شاید پیش از ورود به بحث لازم باشد به این پرسش پاسخ داده شود که اسلام کردی چیست؟ و آیا نفس این مفهوم امری ممتنع و مانعة‌ الجمع نیست؟ پاسخ به این پرسش به ویژه زمانی که در جامعه‌ای دینی مطرح می‌شود خود مستلزم پرسش دیگری است و آن این که آیا می‌توان از امکان وجود اسلام عربی سخن گفت؟ بدیهی است اگر پاسخ به پرسش دوم مثبت باشد، آن‌گاه زمینه‌ی بحث و گفتگو با دینداران درباره‌ی ممکن بودن اسلام کردی نیز پدید می‌آید.