گذشتن از پیچ و خم زندگی به سرعت و بدون درنگ برای اندیشیدن به معنای آن، میتواند آسان باشد ...
چگونه یک زندگی معنادار داشته باشیم؟
آیا موضوعی که انجام میدهم اهمیت دارد؟ مهمّتر اینکه، آیا این موضوع برای من اهمیّت دارد؟
این احساس که کاری که انجام میدهید دارای یک هدف و معنی واقعی است که برای شما اهمیت دارد، میتواند دگرگونی سترگی در زندگی شما ایجاد کند. این مسأله، برخاستن روزانه را هیجانانگیزترین موضوع در جهان میسازد.
نمیتوانید برای شروع منتظر بمانید. تلاش برای مجبور کردن خودتان به سختکاری را فراموش کنید. یادآوری به خودتان جهت استراحت و خوردن، مهمّتر میشود!
گاهی در زندگى انسانها اتّفاقاتی رُخ مىدهد كه نمىتوان آنها را به راحتی فراموش كرد. خوب به یاد دارم كه سنّم كمتر از ١٠ سال بود، در كوچهى محلّهى قدیمى مان با بچّهها مشغول بازى بودیم. در اوج هیجان بازى، شخصى كه هنوز محاسن جوانىاش كامل نشده بود، با مهربانى هرچه تمامتَر صدایمان كرد و از ما خواست كه بعد از بازى به مسجد رفته و در كلاسهاى قرآن فصل تابستان شركت كنیم؛ بسیارى از بچّهها ایشان را مسخره كرده و با بىتفاوتى بازى خود را ادامه دادند؛ امّا بعد از بازى، من و چند نَفَر از بچّهها به مسجد رفته و با خیل عظیمى از همسن و سالهاى خود روبرو شدیم که به دعوت ایشان به مسجد آمده بودند.
جنگ بود. جنگ، هم با ما بود و هم با ما جنگ بود ... ما کودک بودیم. جنگ را نمیدانستیم و نمیخواستیم .مرزبان و مرزنشین بودیم. فرقی نمیکرد که جنگ با ما یا با ما جنگ. درگیر شده بودیم. مرز اینگونه است .توپ از هر طرف بیندازند روی خط میایستد ....
مرز درد دارد، وسوسهانگیز است، دردسر دارد ... جنگ بود. جنگ با همسایه، انگار جنگ خانهات است .جنگ از جانب همسایه جنگ با خودت است ... جنگ بود. ما، هم در جنگ بودیم و هم میزبان اهالی در به در سرزمین طرف جنگ
به او میگویند «دشمن» ... ما میزبان و پناه مردم کشور دشمن بودیم...
پدر جبهه نرفته بود. دستانش تهی بود. عیالوار بود. با خاک دمساز و درگیر بود. از دل خاک سنگ میکاویید ... سنگ سخت را «نان» میکرد .
جبههی او آنجا بود ...
نان در مرز یعنی خون، یعنی رنج ...
«وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا» [سوره الفرقان 40] (و همانا [کافران قریش] بر شهرى كه باران عذاب (سنگ باران آسمانی) بر آن بارانده شده بود، گذر کردهاند. پس آیا آنرا نمیديدهاند؟ [آری آنرا دیدهاند] امّا اميد به برانگیختهشدن ندارند.)
و خداوند میفرماید انسانهای متکبّر و مغرور از آیات و نشانههای خدا درس و عبرت نمیگیرند و به هر نشانهایی که خداوند برای هدایت متکبّرین بفرستد، ایمان نمیآورند.
«سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ» [سوره اﻷعراف 146]
سوّمین تفسیر از کلمهی «معنا»، کارکرد بود. یعنی اینکه در صورت نبودن تفکّر دربارهی مرگ چه تأثیری بر زندگی انسان میگذارد و چه اتّفاقی میافتد، کارکرد مرگ را مشخص میکند.
در اینجا به بعضی از کارکردهای اندیشیدن به مرگ و آخربینی اشاره میکنیم:
۱- دگرگونی ارزشها
کسانی که باور به آخرت نداشته باشند، ارزشهای اخلاقی در نزد آنها دگرگون میشود و زشتیها و ناپاکیها در نظر آنها زیبا جلوه میکند.
خداوند میفرماید:
«إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ» [سورهی النمل 4] (بیگمان كسانى كه به آخرت ايمان نمیآورند، اعمال [زشت و ناپسند] آنان را برایشان آراستهایم، پس آنان [همواره] در سرگشتگی به سر میبرند.)
بیشتر که بمانی بیشتر میبینی؛ زمانی بود محبّت و وفا را همبسته میانگاشتم؛ اکنون میبینم که چنین نیست و گاهی دلباختگی به قیمت ترک وفا تمام میشود.
لطفاً پیوستگی داماد به خانوادهی همسر و گسستن از خانوادهی پدری را تداعی نفرمایید که اوّلاً مصداقی آماده و قدیمی است و ثانیاً هنوز چنین داغی بر قلبم ننشستهاست!
مقصودم اینبار چیزی دیگر و حقیقتاً درآمیخته به شائبهی سیاسی است!
اجتماع انسانها نیازمند مدیریت است؛ مدیریت جامعه بر عهدهی سازمان حکومت است؛ امّا اگر این درمان خودش درد و رنجافزا شد، چه؟! آیا جور حاکم به از هرجومرج است؟! یا اصلاً از در تقدیس باید وارد شد و هر عیبی را که از حاکم سر زد باید هنر و ستودنی انگاشت؟!
اگر بدون ماسک از خانه خارج میشوید، اهل تردّدهای غیرضروری هستید، بر خلاف پروتوکلها در مجالس عروسی، عزا و مهمانیهای خالی از فاصلهی اجتماعی حاضر میشوید، حتماً مقایسه ذیل را انجام دهید:
برابر آمار رسمی از سال 1390 تا 98 سالیانه بین 790 تا 900 نفر در شهرستان مهاباد فوت کردهاند. یعنی به طور متوسط روزانه 2/3 نفر!
حالا این را مقایسه کنید با تعداد آگهیهای ترحیمی که روزانه در کانال مجلس ترحیم قرار میگیرد.
اگر این کار را بکنید حتماً مانند من مبهوت و حیرتزده میشوید!
همّت و مروّت هرکسی به اندازهی کدخدایی او باشد و سلطان کدخدای همه جهان باشد و همهی پادشاهان زیردست او باشند، پس واجب کند که کدخدایی او و همّت و مروّت و خوان و صلت او بر اندازهی او باشد و از همهی پادشاهان بیشتر و نیکوتر باشد.
در خبر است که فراخ داشتن نان و طعام بر خلق خدای عزوجل در بقاء عمر و ملک و دولت بیفزاید.
و در تواریخ انبیاء (ع) چنان است که موسی (ع) با چندان معجزات و کرامات و منزلت به فرعون فرستادند و هر روز مراتب خوان فرعون چهار هزار گوسفند بوده است و چهارصد گاو و دویست شتر و در خورد این مرغ و ماهی و بواود و قلایا و حلواها و هر چیز و همهی اهل مصر و لشکر بر خوان او هر روز طعام خوردندی و چهارصد سال به خدایی دعوی میکرد و این خوان مینهاد.
داوود خدیر نوجوان 17 ساله بلوچ چابهاری (رمین) بورسیه اتّحادیە بین المللی موج سواری (ISA) را دریافت کرد.
خدای عزّوجل از روی قسط و عدالت حقیقی خویش شادمانی و کامروایی را در رضایت و یقین و غم و اندوه را در نارضایتی و تردید قرار داده است.
همچنین خداوند در قرآن از دو نوع سبک زندگی صحبت میکند، که هرکدام از این دو سبک و نگرش، به تبع نتایجی در زندگی انسان بهدنبال دارد.
سبک اول:
زندگی کسانی که مبنای اعتقادی آنها ایمان به خدا و روز قیامت است، در نتیجهی این باور اقدام به انجام اعمال صالح میکنند. عملاً این مجموعه از زندگی هدفمندی برخوردار هستند و تلاش و کوشش آنها جهتدار و هدفمند است که نتیجهی آن برخورداری از حیات طیّبه است.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل