مهندس مهراب امرا را از نيمهى دوم دههى هفتاد، زمانى كه دانشجوى رشتهى مهندسى مكانيك در مقطع كارشناسى در زاهدان بود، مىشناختم؛ نخستين آشنايى خاطرم نيست، ولى به درستى خاطرم هست پس از شكلگيرى رابطهى اوليه، بسيار زود به دوستى ژرفى تبديل شد و ما گاه و بيگاه در مناسبات رسمى و غيررسمى همديگر را مىديديم. آنچه بسيار روشن در ذهنام جاى گرفته، پويايى و كوشندگى و جاذبهى شخصيتى اوست. در دانشگاه و بيرون از دانشگاه در فعاليتهاى مختلف نقش اثرگذارى داشت.
2.1. توضیحی ساده: معمای زندانی
این واقعیت که همبستگی بین بخشنده و گیرنده کلید تکامل نوعدوستی است را میتوان از طریق بازی معضل زندانی «یک شات» نشان داد. تعداد زیادی از موجودات را که در تعاملی اجتماعی به صورت زوجی مشارکت دارند را در نظر بگیرید؛ تعاملات بر تندرستی بیولوژیکی آنها تأثیر میگذارد. موجودات شامل دو نوع خودخواه (S) و نوعدوست (A) هستند. گروه دوم در رفتارهای جامعهپسند مشارکت میکند، ازاینرو با تحمل هزینهای برای خود به شریک خود بهره میرساند اما گروه نخست اینگونه نیستند. پس در یک زوج مختلط (S، A)، موجود خودخواه بهتر عمل میکند، زیرا او از نوعدوستی شریک خود بدون تحمل هزینهای سود میبرد.
در زیستشناسی تکاملی، گفته میشود وقتی یک موجود رفتار خود را با وجود صرف هزینهی شخصی به نفع سایر موجودات انجام دهد، به نحو نوعدوستانه رفتار میکند. هزینهها و فواید بر حسب تندرستی تولیدمثل یا تعداد فرزندان مورد انتظار اندازهگیری میشود. بنابراین از طریق رفتار نوعدوستانه، یک موجود احتمالاً تعداد فرزندان خود را تنظیم میکند، اما احتمالاً تعداد موجودات دیگر را نیز افزایش میدهد. این مفهوم زیستشناختی از نوعدوستی با مفهوم روزمره آن یکسان نیست. به شیوهی معمول، اگر عملی تنها با نیت آگاهانه کمک به دیگری انجام شود، «نوعدوستانه» خوانده میشود. اما در چارچوب بیولوژیکی چنین الزامی وجود ندارد.
٢٦مرداد ماه سالروز شهادت حضرت عمر بن خطاب (رض) است.این واقعه اگرچه در سالنامهها کمتر ذکر شده است امّا یاد این ابرمرد تاریخ هرگز از اذهان و خاطرهها محو نخواهد شد. هرچند موضوع بحث ما شهادت حضرت عمر (رض) است امّا ذکر این واقعه بدون اشاره به مناقب و ابعاد شخصیتی آن بزرگوار ناقص است.
حضرت عمر (رض) فرزند نفیل بن عبدالعزی اهل مکّه و سه سال بعد از واقعهی عامالفیل متولد شد. دوران نوجوانی و جوانی را در شهر مکّه در خانوادهای متشخص که از ثروتمندان نامی شهر بود سپری کرد. او مانند هر نوجوانی میبایست در امر معیشت خانواده نقشی را بعهده میگرفت که او برای پدرش چوپانی شتران را در منطقهی «ضجنان» بعهده داشت تا به خانوادهاش در این امر هم کمک کند.
مهمترین بخش همایش «دین و حکومت منطقهی عربی» که توسط مرکز مطالعات وحدت عربی و با مشارکت مرکز سوئدی در اسکندریه برگزار شد، نشستی بود که به بررسی وضعیت مصر و تونس پس از انقلاب پرداخت.
در نشستی که در این راستا برگزار شد آراء و نظرات گوناگون و متضادی مطرح شد و بحثهای داغی درگرفت. علت آن را در راه یافتن جریانهای اسلامی به قدرت جستجو کرد.
در این همایش شیخ راشد غنوشی رئیس جنبش النهضه دومین حزب بزرگ تونس از جهت تعداد نمایندگان پارلمان هم حضور داشت و سخنرانی خود را تحت عنوان «دین و حکومت در منابع اسلامی و اجتهاد معاصر» ارائه داد.
با این که افکار اولیهی این مقاله از مدتی پیش در ذهنم وجود داشت اما من در انتشار آن درنگ کردم نه به خاطر نگرانی از افشای اعتقادم؛ بلکه به خاطر فضای عمومی جهان عرب که با نقد سازنده و طرح پرسشهای اساسی میانهای ندارد.
اسلامگرایان به موازات کم رنگ شدن موج تغییر در منطقه و سیطرهی دوبارهی نظامیان بر اریکهی قدرت، از جهات گوناگون با سیاستهای امنیتی شدید مواجهند. در چنین فضایی انسان از فهم این دعوت برای بازنگری و بازبینی بیم دارد گویی نوعی فرار از مسؤولیت و تعصبورزی است که بسیاری از جریانها به آن گرفتارند.
اگر همواره مانند گذشته بیندیشید، همیشه همان چیزهایی را بدست میآورید که تا بحال کسب کردهاید. (فاینمن)
مرگ تمدّنها زمانی فرا میرسد که به سؤالات جدید پاسخهای کهنه میدهند. (ویل دورانت)
من در این مقاله به شرح و تبیین این نکته خواهم پرداخت که نظریهی مقاصد در روزگار ما از دو جهت نظریه ای ناکارآمد است و لذا راهگشای مسائل و بحرانهای امروز مسلمانان نیست.١- از جهت ارتباطی که با فقه دارد. ٢- اشکالات خود نظریه.
یکی از چالشهای نظریهی مقاصد به جهت ارتباط وثیق و تنگاتنگی است که با فقه دارد. مقاصد از آغاز و تاکنون نیز به منظور تبیین احکام فقهی و بسامان نمودن و داوری دربارهی آنها تدوین شده و گسترش یافته است.
میگوییم بار دیگر اسلام سیاسی پایان یافت؛ زیرا هیچ کسی به یاد نمیآورد که چند بار اعلام شده است که دوران اسلامگرایی سپری شده است. مسأله به گونهای است که باید به آن عادت کنیم. در واقع چیزی که عملا به آن عادت کردهایم بحث بر سر اسلامگرایی (یا اسلام سیاسی) در دورههای مشخص و اعلام پایان آن در این بحث است. در حقیقت اعلام چنین مصیبت دورهای عمدتاً به درگیری منجر میشود. در کنار این اعلام روال این بحثها به گونهای است که بسیاری از اشخاص میخواهند ثابت کنند یا حقیقتا مردهاند یا این که عملاً نمردهاند.
تصور کنیم جماعت اخوانالمسلمین مصر در دههی پنجاه یا شصت به قدرت رسیده بود چه سیاستهای اقتصادی را دنبال میکرد؟ آیا شیوهی سوسیالیستی را در پیش نمیگرفت؟ یا به اصطلاح مصطفی سباعی مراقب عام اخوان سوریه در سال ١٩٦٠«سوسیالیزم اسلامی» را به جای نیولیبرالیسم که محمد مرسی در دورهی کوتاه زمامداری خود در پیش گرفته بود دنبال نمیکرد؟
در این مقاله میخواهیم الگوی تفسیری برای سیاستهای اقتصادی اجتماعی یک جماعت ایدئولوژیک را بیان کنیم که نقش مهمی در تاریخ مصر مدرن ایفا کرده است
در بيستمين روز تيرماه و در بحبوحهی كرونا و حريقهای زاگرس، به دعوت سيّدعلی ضياء، مهمان عوامل خوب «فرمول يك» بودم تا راوی زاگرس و چالشهايش باشم.
آنچه وقت مجال داد از نامهربانیها در قبال زاگرس و چالشهای پيش رو گفتم و همچنين از اوضاع زاگرسنشينان و هژمونی امنيتی در جغرافيای آنان.
از نابسامانی ادارات متولّی و نابرابری نيروی حفاظتی و حجم چالشها و نيز از ناموزونی حقوق و مزايا در قبال فشارها و تنشها و كنشهای جنگلبانان و محيطبانان و البتّه مسؤولان مسؤوليتشناس و مسؤولان نمكنشناس و مسؤوليتگريز و كمخرد نيز سخنی اضافه شد.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل