٢. خودگرایی اخلاقی
خودخواهی اخلاقی مدعیست من به لحاظ اخلاقی باید برخی اقدامات را انجام دهم، اگر و فقط اگر به این دلیل که انجام آنها موجب حداکثرسازی منافع شخصی من شود. (امکاناتی غیر از حداکثرسازی وجود دارد. مثلاً ممکن است شخصی ادعا کند که فرد باید به سطح خاصی از رفاه برسد، اما نیازی به دستاورد بیشتر ندارد. خودگرایی اخلاقی ممکن است در اموری غیر از اقدامات مثل قواعد یا ویژگیهای شخص نیز اعمال شود. از آنجا که این تنوع غیرمعمول است و استدلالهای موافق و مخالف آنها عمدتاً همانند نسخههای استاندارد است، آنها را کنار گذاشتم.)
خودگرایی میتواند موقعیتی توصیفی یا هنجاری باشد. خودگرایی روانشناختی به عنوان مشهورترین موقعیت توصیفی ادعا میکند که هر شخص یک هدف غائی دارد که رفاه خودش است. صور هنجاری خودگرایی بیش از آنکه توصیفی از اعمال فرد باشد، اعمالی که باید فرد انجام دهد را مطرح میکنند. خودگرایی اخلاقی ادعا میکند که من به لحاظ اخلاقی باید برخی اعمال را انجام دهم، اگر و فقط اگر به این دلیل که انجام آن عمل منافع شخصی من را افزایش میدهد. خودگرایی عقلانی ادعا میکند که من باید برخی اعمال را انجام دهم، اگر و فقط اگر به این دلیل که انجام آن عمل باعث افزایش منافع شخصی من میشود.
این مقاله دربارهی اسلام که اساساً عبارت است از ایمان به خدا و انجام عمل صالح و آراستن به اخلاق زیبای نبوی نیست؛ از اسلام در حوزهی دعوت و امور خیریه هم نمیگوید. بلکه روی سخنش با اسلام سیاسی است یعنی حرکات سیاسی که اسلام را به عنوان مرجع فکری خود برای رسیدن به قدرت و حفظ سلطه قرار میدهند.
- اگر انسان پس از مرگ نابود میشد خودکشی راه حل مقبولی برای رهایی از تنگناهای دنیایی بود.
-درد و رنجهای دنیا هر چند بزرگ و مهم باشد در مقایسه با عذاب آخرت ناچیز است.
-کسی که خودکشی کرده است در روز قیامت به او دستور میدهند تا صحنه را بازسازی کندو با همان حالت وارد آتش میشود و در آن میماند.
-صلهی رحم و دیدار با خویشان و آشنایان و تعامل مثبت با مسلمانان شرط برقراری روابط اجتماعی سالم است و از اضطراب و افسردگی جلوگیری میکند.
خودکشی نشاندهندهی تنگناهای دنیا و فرار از زندگی و ناتوانی در رویارویی با بحرانهای شدید زندگی است. عوامل این بحران که انسان را به خودکشی وادار میکند متفاوت است؛ رسوایی، فقر شدید، ستم، احساس ناتوانی در برابر ستم و سرکوب از مهمترین عوامل این پدیده هستند.
دکتر ریسونی: عادیسازی روابط با صهیونیستها حرام است و عالمی که آن را تأیید میکند از اوامر ولی امر و اربابش اطاعت میکند.
دکتر احمد ریسونی رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمان اصطلاح عادیسازی را تعبیر جدیدی توصیف کرد که مفهومش آن است که اعراب از اقدامات رژیم صهیونیستی از قبیل اشغال و تجاوز و آواره کردن مردم فلسطین و دیگر جنایات بیشمار چشمپوشی کنند و موجودیت صهیونیستها را بپذیرند.
دکتر ریسونی که جانشین شیخ یوسف قرضاوی در اتحادیه جهانی علمای مسلمان است خاطر نشان کرد کسی که خود را عالم میداند و عادیسازی را توجیه را میکند خواست و ارادهی ولی امر و ولی نعمت و ارباب خود را اجرا میکند.
٥. منازعهی خودگرایی در برابر نوعدوستی در روانشناسی
مطالب روانشناختی مرتبط با منازعهی خودگرایی در برابر نوعدوستی، وسیع است؛[١٣] در راستای شیوهی انتخابی، مقاله بر اثر دانیل باتسون و همفکرانش متمرکز خواهد بود که به لحاظ فلسفی برخی از تأثیرگذارترین و پیچیدهترین تحقیقات را در این زمینه انجام دادهاند.
باتسون به همراه بسیاری دیگر از محققان با اقتباس ایدهای با ریشههای عمیق در مباحث فلسفی نوعدوستی تحقیق خود را آغاز میکند. با اینکه جزئیات و اصطلاحات به طور قابل ملاحظهای از نویسندهای به نویسندهی دیگر متفاوت است، اما ایدهی اصلی این است که نوعدوستی غالباً محصول واکنش عاطفی به رنج شخص دیگر است.
هنوز در شوک فقدان نخبهی فقید، مرحوم مهندس مهراب امرا بودیم، که خبر تلخ دیگری واصل شد. مولوی ملک محمد ملازهی، از علما و معتمدین خوشنام و سرشناس بلوچستان درگذشت. إن القلب لیحزن وإن العین لتدمع وإنا علی فراقهما لمحزونون ... ولا نقول الا ما یرضي ربنا .. إنا لله وإنا إلیه راجعون.
روانشاد مهندس امرا از کنشگران پیشرو فرهنگی اجتماعی بلوچستان بود. او در کنار خدمت به ادبیات زبان مادری، در قالب سرودن شعر و مشاركت در انتشار ترجمهی قرآن مجید به زبان بلوچی، در بزنگاه سوانح و مصایب مردمش، در قامت یک امدادگر خستگیناپذیر در کارزارهای خیریه و امدادی ایفای نقش میکرد.
«سخنان ما اجسادی خاموشند. زمانی که در راه حقّانیّت آنها بمیریم و با خون خود آبیاریشان کنیم، آن وقت است زنده به پا میخیزند و در میان زندگان به حیات خود ادامه میدهند.»
این نمونهای از سخنان نورانی سیّد است که بوی جان افزایشان ٣٢ کتابی را که در حیات کوتاه خود نگاشت عطرآگین نمودهاند و همانطور که میخواست زنده ماندند، سیّد پس از آنکه خونبهای این اصول، مبادی وسخنانش را که با روح خود بدان ایمان داشت پرداخت، با سربلندی و اطمینان خاطر، به طرف چوبهی دار قدم برداشت تا شکوهمندش سازد و قاتلانش را ناتوان گرداند.
به اعتقاد بسیاری از فیلسوفان، نوعدوستی مولفهی اصلی اخلاق است و مردم غالباً رفتارهای نوعدوستانه انجام میدهند. سایر فلاسفه به همراه بسیاری از زیستشناسان و دانشمندان علوم اجتماعی ادعا كردهاند كه حقایقی در مورد روانشناسی انسان، یا فرآیندهای تکاملی منجر به شکلگیری روانشناسی انسان، نشان میدهد که هیچ کدام از رفتارهای انسانی کاملاً نوعدوستانه نیست. بخشی از این اختلاف میتواند به این واقعیت بازگردد که هم فیلسوفان و هم دانشمندان از اصطلاح «نوعدوستی» با معانی کاملاً متفاوتی استفاده میکنند. در بخشهای دوم، سوم و چهارم تعدادی از محاسبات نوعدوستی مورد استفاده مشخص میشود.
5. کدام نوعدوستی واقعی است؟
نظریههای تکاملی تشریح شدهی فوق به ویژه انتخاب خویشاوندی در راستای تطبیق وجود نوعدوستی در طبیعت با اصول داروینی، مسیری طولانی را طی میکنند. با این وجود، برخی از افراد این نظریهها را به نوعی بیارزش جلوه میدهند و رفتارهایی که توضیح میدهند، واقعاً نوعدوستانه نیستند. زمینههای این دیدگاه به آسانی قابل مشاهده است. معمولاً ما اقدامات نوعدوستانه را بدون علاقه تصور میکنیم و آن را با توجه به منافع گیرنده انجام میدهیم، بیش از آنکه به منافع خود در ذهن فکر کنیم. اما نظریه انتخاب خویشاوندی، رفتار نوعدوستانه را به عنوان یك استراتژی هوشمندانه ترسیم شده توسط ژنهای خودخواه به عنوان راهی برای افزایش بازنمایی آنها در مجموعهی ژنی در کنار سایر ژنها توضیح میدهد.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل