تفرجگاه دل

گرافیک‌های طراحی شده

دلیر عباسی و لقمان حسن‌پور
قرآن یکی از اهداف رسالت پیامبر اسلام-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- را تعلیم کتاب (قرآن) و دانایی بیان می‌فرماید. پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- خودش را چنین معرفی می‌فرماید: «إنَّما بُعثتُ مُعَلِّماً» یعنی: «من به عنوان معلم مبعوث شده‌ام». اولین کلمه‌‌‌ای هم که از قرآن نازل شده «اقراء» به معنی « بخوان» بود. در قرآن بیش از 1500 کلمه از مشتقات علم و مترادف آن به کار برده شده است.
مورخین معتقدند که با آمدن اسلام عصر انفجار علم‌آموزی آغاز گردید. در حدیثی از بخاری چنین می‌خوانیم: «کسی که دنبال دانش می‌رود، راهش را به سوی بهشت هموار کرده است.» در حدیثی از ترمذی آمده است: «إنَّ اللهَ و مَلائِکَتَهُ و أهلَ السَّمَواتِ و الأرضَینَ حتّی النَّملَةَ فی جُحرِها و حَتّی الحوتَ لَیُصَلُّونَ عَلَی مُعَلِّمِ الناسِ الخَیر»
همانا خدا و فرشتگان، اهل آسمان‌‌ها و زمین و حتی مورچه‌‌ها در لانه‌هایشان و ماهی‌‌ها در دریاها برای کسانی که کارهای خیر را آموزش می‌دهند دعای خیر می‌کنند. و نیز فرمود: «فَضلُ العالِمِ عَلَی العابِد کَفَضلِی عَلَی أدناکُم» یعنی: برتری عالم بر عابد مانند برتری من بر کم‌ترین شماست.
پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- در تمام جوانب زندگی اسوه و الگوی ماست، برماست که در زمینه‌ی کسب علم و دانش نیز به وی اقتدا نمائیم. هنگامی که در غزه بدر 70 نفر از مشرکان به اسارت مسلمانان در آمدند، پس از مشورت با اصحاب تصمیم بر این شد که هر اسیر که توان مالی دارد، در قبال 4000 درهم آزاد شود و اسیرانی هم که توان مالی ندارند ولی باسوادند، در قبال آزاد شدنشان به 10 نفر از فرزندان مسلمان خواندن و نوشتن بیاموزند.
موج علم‌آموزی که با «اقرأ» از مکه شروع شده بود به سراسر جهان گسترش یافت و مدینه و حبشه و عراق و مصر و آسیای میانه و مشرق زمین و اسپانیا و غرب را بیش از هزار سال به عنوان مراکز یادگیری و یاددهی ماندگار کرد.
زنان نیز از این نعمت بی‌بهره نماندند، برای نمونه حضرت عایشه-رضی‌الله‌عنها- بیش از 2 هزار حدیث از پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- روایت فرموده است. پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- با گفتن حدیث «أُطلُبُوا العِلمَ وَ لَو بالصِّین» یعنی: «علم را بطلبید گرچه در چین باشد»، به مسلمانان آموخت که برای کسب علم حتی باید در محضر غیرمسلمانانی که در دورترین مکان‌‌ها نسبت به شبه جزیره‌ی عرب هستند، تلمذ کنند.
پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- زمان مشخصی را برای علم آموزی مشخص ننمود، بلکه مسلمانان را موظف کرد که ازگهواره تا گور دانش بجویند و فرمود: «أُطلُبُوا العِلمَ مِنَ المَهدِ الیَ اللَّحدِ» همچنین ایشان طلب علم را بر زن و مرد واجب دانسته است. و نیز می‌فرماید: «الحکمة ضالة المؤمن فحیث وجدها فهو أحقُّ بها» یعنی: حکمت، گم‌شده‌ی مؤمن است و هر جا که آن را بیابد، شایسته است پیش از دیگران آن را کسب نماید. پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- به مسلمانان آموخت که حق ندارند فقط به خاطر علم دنبال علم بروند. بلکه باید علم را به خاطر هدف متعالی شناخت خدا و رفاه انسان بیاموزند.
پیامبر آمد و یک انقلاب فکری به وجود آورد که به برکت آن، تحلیل عینی، واقع‌بینانه و منطقی جایگزین تفکر خرافی گردید. و بنا به گفته «پیرنه» اسلام چهره‌ی جهان را دگرگون کرده و نظم سنتی بشر را درهم ریخت. وقتی پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- وارد مسجدی شد که در آن گروهی مشغول علم‌آموزی بودند و گروهی مشغول دعا و عبادت، فرمود: هر دو گروه کار نیکی می‌کنند؛ اما من دوست دارم در مجلسی بنشینم که مشغول علم‌آموزی هستند؛ زیرا من آمده‌ام تا کتاب و حکمت را به مردم تعلیم دهم.

آرشیو
1392/11/09

قال ابوالدرداء رضی الله عنه:
أهل الأموال یأکلون و نحن نأکل و یشربون و نحن نشرب و یلبسون و نحن نلبس و لهم فضول أموال ینظرون إلیها و ننظر معهم إلیها و علیهم حسابها و نحن منها براء.
ترجمه:
ابودرداء رضی الله عنه فرمود:
ثروت‌مندان می‌خورند ما هم می‌خوریم، آنان می‌نوشند ما هم می‌نوشیم، می‌پوشند ما هم می‌پوشیم. اموالی زیادی دارند که به آن نگاه می‌کنند ما هم در کنارشان به آن نگاه می‌کنیم با این تفاوت که آنان باید حساب اموال را پس دهند اما ما حسابی نداریم.
-
قال ابوالدرداء رضی الله عنه:
یا معشر أهل الأموال برّدوا علی جلودکم من أموالکم قبل أن نکون و إیاکم فیها سواء لیس إلا أن تنظروا فیها و ننظر فیها معکم.
ترجمه:
ابودرداء رضی الله عنه فرمود:
ای جماعت ثروت‌مند؛ با اموالی که دارید پوست‌هایتان را از آتش جهنم خنک نگه دارید پیش از آن که ما و شما در مورد اموالی که گرد آورده‌اید برابر باشیم؛ بهره‌ی شما تنها آن باشد که به اموال نگاه کنید و ما هم با شما به آن نگاه کنیم.

آرشیو
1392/07/12

«فَرِّغ قلبَکَ مِنَ الاغیارِ یَملَأه بِالمَعارفِ والاسرار»
ترجمه: قلبت را از بیگانگان بپیرای تا از معارف و اسرار بیاگَند.
شرح:
عارفان در کنار دانش‌های اکتسابی و آموختنی که آدمیان به جُهد و تلمّذ می‌یابند به پاره‌ای معارف و روشنایی‌های موهوبی که محصول و ثمره‌ی پالودن نفس و پیراستن دل است باور دارند. ابن عطا می‌گوید اگر قلبت را از عناصر بیگانه با فطرت و روح بپیرایی و خانه را از اغیار و نامحرمان خالی کنی، زودا که معرفت‌ها، روشنایی‌ها و اسرار معنوی را دریابی.
در قرآن کریم می‌توان تذکرات و تنبیهاتی را یافت که به این نوع معرفت که بیش‌تر نوعی بینش، حکمت معنوی، روشنایی و قوه‌ی تمیز است، اشاره می‌کند:
(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یجْعَل لَّکمْ فُرْقَاناً...)[انفال:29] اى کسانى که ایمان آورده‏اید، اگر از خدا پروا دارید، براى شما [نیروى‏] تشخیص [حقّ از باطل‏] قرار مى‏دهد...
«فُرقان» را می‌توان نیرویی معنوی و بصیرتی دانست که مایه‌ی امتیاز و تمایزِ سره از ناسره می‌گردد. مبتنی بر این آیه، تقوا می‌تواند زمینه‌ساز دستیابی آدمی به چنین قوّه و استعدادی شود. در آیه‌ی دیگری می‌خوانیم:
(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ یؤْتِکمْ کفْلَینِ مِن رَّحْمَتِهِ وَیجْعَل لَّکمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَیغْفِرْ لَکمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ)[حدید:28] اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از خدا پروا دارید و به پیامبر او بگروید تا از رحمت خویش شما را دو بهره عطا کند و براى شما نورى قرار دهد که به [برکت‏] آن راه سپرید و بر شما ببخشاید، و خدا آمرزنده مهربان است.
در این آیه هم ایمان و تقوا اسباب دستیابی به روشنایی و نور قلمداد شده‌اند. این فُرقان و نور و روشنی، شاید همان بصیرت و دیده‌وری است که در قرآن ذکر شده است و اصحاب تقوا و ذکر،‌ واجد آن می‌شوند:
إ(ِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیطَانِ تَذَکرُوا فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ)[اعراف:201] پرهیزگاران هرگاه خیالی شیطانی عارضشان شود، یاد [خدا] کنند، و آنگاه دیده‌ور شوند.
درقرآن کریم، از دو نوع بینایی سخن رفته است: بینایی چشم و بینایی دل. بصیرت، بینایی دل است و ظاهراً معرفتی که عارفان در طیِ تزکیه و تهذیب نفس بدان نائل می‌شوند، محصول چنین دیده‌وری و بینایی‌ است. به باور اهل‌معنویت، حقائق و اسراری هستند که تنها با چشمِ دل دیده می‌شوند. اغلب آدمیان صاحبان «ابصار» هستند اما معدودی‌اند که صاحبان «بصائر» گشته‌اند. بَصر و بصیرت دو چیزند:
(... فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَکن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ)[حج:46] در حقیقت چشمها [ى سر] نابینا نیست بلکه [چشم‏] دل‌هایى که در سینه‏هاست کور و نابیناست.
آنکه سرا و صحنِ‌ دل را از تیرگی‌ها و زنگارها می‌پیراید و آینه‌ی دل صیقلی می‌کند، از نوعی دیده‌وری، بینایی باطن، فُرقان و قوه‌ی تمییز و روشن‌بینی معنوی بهره‌مند می‌شود.

آرشیو
1392/07/12

علیرغم سن پایین، یكی از بارزترین نمونه های دوستداری پیامبر و نیكویی كردن به پدر و مادر بود. بسیار مشتاق دیدار رسول خدا بود، برای اینكه با او به اسلام بیعت كند و به صف جوانان مسلمانی ملحق گردد كه با جان و هر چه كه دارند در راه خدا جهاد می كنند. روزی خواست كه این آرزو را جامه عمل بپوشاند، به مسجد رفت و آن جا را مملو از مهاجرین و انصار دید كه به سخنان پیامبر گوش می دهند. در انتهای صفوف جایی را یافت و در میان اطفال و بچه ها نشست، وقتی كه پیامبر سخنانش را به پایان رسانید و صحابه شروع به خارج شدن از مسجد كردند طلحة به پیامبر نزدیك شد و با شور و شعف شروع به بوسیدن دست پیامبر كرد و گفت كه: من طلحة بن البراء هستم، آمده ام تا با شما بر اسلام بیعت كنم مرا به هر چه كه می خواهید فرمان دهید، هرگز از هیچ فرمانی سرپیچی نخواهم كرد. پیامبر به او نگاه كرد و دستی بر شانه اش زد و فرمود: حتی اگر به تو امر كنم كه با والدینت قطع رابطه كنی؟ طلحه گفت: خیر، زیرا مادری داشت كه را بسیار دوست داشت و به او نیكویی می كرد و هرگز تصور نكرده بود كه روزی برسد كه با او قطع رابطه كند. پیامبر مجدداً سخن خویش را تكرار نمود و طلحه همان جواب را داد و در مرتبه سوم چون محبتش به پیامبر بیشتر بود گفت حاضر است كه با والدین قطع رابطه كند و شاید طلحه یكی از كسانی بود كه این حدیث پیامبر بر او صدق می كند كه فرمود: هیچكدام از شما ایمان ندارد مگر اینكه خدا و رسولش از هر چه و هر كس غیر از آن دو را، بیشتر دوست بدارد.

پیامبر با شنیدن سخن طلحه لبخندی زد و فرمود: ای طلحه در دین ما قطع صله‌ی رحم وجود ندارد، اما دوست داشتم كه در ایمان تو كمترین اشكال و ایرادی وجود نداشته باشد، به همین علت اصرار ورزیدم كه اخلاص و محبت ترا نسبت به خدا و رسول آزمایش نمایم. طلحه بعد از این كه اسلام آورد از حضور پیامبر خارج شد و با خود عهد كرد كه برای جهاد در راه خدا خود را آماده سازد هر روز برای آموزش نظامی به دشتی خارج از مدینه می رفت و با جوانان مشغول آموزش نظامی برای جهاد می شد. هر كدام از جوانان آرزو داشتند كه مانند دو پسر عفراء باشند كه ابوجهل را در بدر كشتند. اما مشيّت و خواست خداوند چنین بود كه طلحه عمر طولانی نداشته باشد اگر چه در همان عمر كوتاه مجموعه ای از فضائل و ارزشهای بلند اخلاقی و عبادی و اجتماعی را از آن خود ساخته و از جمیع جهات آماده حضور در میدان جهاد و منتظر فرمان پایمبر بود؛ اما مگر به او فرصت تحقیق این آرزو را نداد. در فصل زمستان به بیماری شدیدی مبتلا گردید، طوری كه هر چند مدت یكبار بیهوش می شد؛ به پیامبر اطلاع دادند كه طلحه مریض است و پیامبر به عیادتش رفت. طلحه بیهوش بود؛ و متوجه آمدن پیامبر نشد. نیمه های شب به هوش آمد از خانواده اش پرسید كه آیا پیامبر به عیادتم آمدند، گفتند: بله و پیامبر فرموده كه اگر به هوش آمدی ایشان را مطلع كنیم. طلحه گفت: اگر فوت كردم به او اطلاع ندهید زیرا می ترسم كه در راه دچار گزند یا حادثه ای شود، اما سلام مرا به او برسانید و از او بخواهید كه برایم استغفار و طلب آمرزش نماید سپس شهادتین را بر زبان آورد و جان به جان آفرین تسلیم كرد.

طلحه در آخرین لحظات عمرش فقط به پیامبر می اندیشید و ترجیح داد كه برای حفظ جان پیامبر بدون حضور او بمیرد و دفن شود، اگر چه بسیار مشتاق بود در لحظات پایانی حیاتش پیامبر را ملاقات كند.

قبل از طلوع فجر خانواده اش او را دفن كردند و هنگامی كه پیامبر برای اقامه نماز صبح تشریف آورد، مرگ طلحه را به او اطلاع دادند. بعد از اقامه نماز صبح به زیارت قبر طلحه رفتند و این دعا را خواندند كه خداوندا طلحه را با لبخند ملاقات كن و او را هم با لبخند به ملاقات خود برسان.

آرشیو

شروع رمضان و پایان آن وابسته به اثبات هلال می باشد

قال الله تعالی (وَهُوَ الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ) (الانعام/97)

ترجمه آیه: (و او {خداوند} آن كسی است كه ستارگان را برای شما آفریده است تا در تاریكیهای خشكی و دریا بدانها رهنمود شوید، ما آیات را برای كسانی بیان داشته ایم كه اهل دانش اند.)

الحدیث (قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْه إِذَا رَأَيْتُمُوهُ فَصُومُوا وَإِذَا رَأَيْتُمُوهُ فَأَفْطِرُوا فَإِنْ غُمَّ عَلَيْكُمْ فَاقْدِرُوا لَهُ) (رواه البخاری ومسلم)

ترجمه حدیث: (رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرموده است: هرگاه هلال {اول ماه} را مشاهده كردید روزه بگیرد و هرگاه هلال {ماه شوال} را دیدید افطار كنید و اگر به علت ابری بودن هوا آن را ندیدید به محاسبه عمل كنید {و اول یا آخر ماه را تعیین كنید})

آرشیو

دوستان خوبم چرا حافظ فرموده: بر لب جوی بنشین و گذر عمر ببین؟!
ببینید همه ما به یک اندازه وقت داریم.
پس چرا بعضی‌ها به کارهایشان می‌رسند، وقت اضافه هم می‌آورند و بعضی‌ها همیشه از کمبود وقت می‌نالند؟...
 متاسفانه بعضی از افراد هستند که همه جور بهانه را جور می‌کنند تا ثابت کنند که به راستی وقت ندارند یا می‌گویند امروز برای انجام کارها روز مناسبی نیست. می‌گویند: خسته‌ام، باران می‌بارد، الان خیلی کار دارم، از دست دادن یک روز یا یک هفته یا یک ماه چیزی نیست و لطم‌های به کسی وارد نمی‌کند اما در مقابل آدم‌‌های مسئول و وقت شناسی هستند که بهاننه را نمی‌شناسند و فقط به نتیجه عمل فکر می‌کنند و باد و باران و سردی و گرمی برایشان هیچ فرقی ندارد و هیچ چیز نمی‌تواند سد راهشان شود. چرا؟
چون آدم‌های موفق بلدند چگونه از وقتشان بهترین استفاده را ببرند.. پس چرا ما هم مثل آنها نباشیم و زمان خود را مدیریت نکنیم؟ چونکه زمان بهترین سرمایه ماست که اگر از دست برود دیگر قابل بازگشت نسیت و اگر خدای نکرده نتوانیم خوب ازش استفاده کنیم دچار خسران و زیان می‌شویم.
مدیریت زمان به معنای در گردش نگه داشتن زمان و مفید نمودن حداکثری آن می‌باشد. انسان و فضیلت‌‌های او در لحظات و دقایق و ساعات متولد می‌شوند و نو به نو می‌گردند. حضرت علی( علیه‌السلام) می‌فرماید: هر فردی فرزند زمان خودش و مولود آن است و یا می‌فرماید: گذشته‌ی عمر تو رفته و باقی مانده آن محل تردید است پس زمانی را که در آن به سر می‌بری برای کار غنیمت شمار.
روزها فکر من این است و همه شب سخنم
 که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
مانده‌ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا یا چه بوده است، مراد از این ساختنم
از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود به کجا می‌روم، آخر ننمایی وطنم
افراد موفق عمدتا یک چیز دارند؛ در بره‌های از زندگی در گوش‌های با خود خلوت کرده و به تفکری عمیق فرو رفته اند و درباره اینکه از سرمایه وقت و عمرشان چگونه سود ببرند، اندیشیده‌اند. زیرا زمان با ارزش‌ترین منبعی است که در اختیار داریم. در بعضی از زبان‌‌ها، وقت و زمان متداول‌ترین کلماتی هستند که به کار می‌روند و وقت بسیار با ارزش‌تر از پول و مادیات است.
سرمایه وقت بایستی با دقت و احتیاط استفاده شود. مهم‌ترین وظیفه در زندگی آن است که بیشترین بهره را از این زمان ببریم. انسان باید از دست دادن زمان را حساب کند همانطور که از دست دادن پول را حساب می‌کند؛ هرچند که زمان بسیار مهمتر از پول است.
" فرض کنید در بانکی حسابی دارید که روزانه 400/86 واحد پول به حساب شما واریز می‌شود و هیچ مانده حسابی از روز گذشته به فردا منتقل نمی‌شود و پایان شب هر روز مانده حساب شما صفر می‌شود..
هر صبح 86400 ثانیه به حسابمان واریز می‌شود که این مبلغ در صورت عدم سرمایه گذاری زمان مناسب تا آخرین ثانیه ممکن است تلف شود. آیا حاضر نیستید برایش کاری کنید و نگذارید این سرمایه هدر برود.
زمان سرمایه گرانبهاست. زمان را نمی‌توان پس انداز کرد و یا ذخیره نمود و ما نمی‌توانیم سپری شدن زمان را متوقف کنیم. آیا یک ساعت از عمر شما چقدر برایتان ارزش دارد اگر نمی‌دانی:
ارزش یک ساعت را از فردی که در انتظار ملاقات فرزندانش است بپرسید.
ارزش یک دقیقه را از مسافری که پرواز خود را از دست داده بپرسید.
ارزش یک قدم را از ورزشکاری بپرسید که مدال طلا نگرفته است.
ارزش یک ثانیه را از کسی بپرسید که به تازگی تصادف کرده است.
بالاخره ارزش یک هفته را از سردبیر یک هفته نامه بپرسید.
و ارزش یک ماه را از مادری که نوزاد خود را زود رس به دنیا آورده است بپرسید.
و ارزش یک سال را از دانش آموزی بپرسید که مردود شده است.
پس ما باید مراقب دقیقه‌ها باشیم. ساعات‌ها از خودشان مراقبت می‌کنند."
ببینید هرگز برای هیچ چیزی وقت نخواهیم داشت؛ اگر وقت می‌خواهیم باید آن را ایجاد کنیم.
بیشتر وقت‌ها و انرژی‌هایمان به هدر می‌روند چون اهداف روشن، برنامه‌ریزی و اولویت گذاری و درونگری وجود ندارد.
استفاده بهتر از زمان محدود و ارزشمند عمر تنها از طریق مدیریت زمان که هوشیارانه، مستمر و پایدارتدوین شده باشد، میسر است.
مدیریت اوقات شما به معنی مسلط بودن و کنترل کردن زمان و کار شما است. به جای آنکه اجازه دهید گذر عمرشما را تحت کنترل خود درآورد، شما زمان را تحت کنترل خود درآورید.
مدیریت زمان به معنای برنامه ریزی و هدف گذاری و تعیین اولویت‌ها و انضباط شخص و انجام کارها به صورت موثر و نه با شتاب است.
1- هدف گذاری پیش شرط لازم و کلید مدیریت زمان افراد موفق است. هدف رفتار را معنی دار یا بی معنی می‌کند. تنها کسی که اهدافش را تعیین کرده است، می‌تواند روشن بینی و وسعت نظر خود را در گام‌‌های بی قرار زندگی روزمره حفظ کند. حتی زیر بار سنگینی از کار، او می‌تواند اولویت‌ها را مشخص کند و می‌داند که چگونه از حداکثر توانایی‌‌های خود استفاده کند و با اطمینان و به سرعت به اهداف مطلوبش دست یابد. شخصی که اهداف آگاهانه و هوشمندانه دارد حتما آنها را تعقیب می‌کند.
2- برنامه ریزی: بعد وقتتان را برنامه ریزی کنید تا به اهدافتان برسید. هر کس در بهار نکارد، در پاییز درو نخواهد کرد.
برنامه ریزی به معنی آمادگی جهت تحقق اهداف است. برنامه ریزی یعنی نجات دادن و ذخیره سازی وقت. مهمترین قاعده در برنامه ریزی آن است که کارها را به نوشته درآوریم. برنامه نوشته شده به معنی کاهش بار از روی حافظه شماست. کنترل فهرستی از کار‌های در دست اقدامتان( اگر تنها در فکرتان باشد) دشوار است و به راحتی می‌توان از آنها منحرف شد.( از دل برود هر آنچه از دیده برفت).
3- بعد اولویت گذاری: اولویت گذاری به معنی تصمیم گیری است. اینکه کدام وطیفه دارای حق تقدم زیادی است، کدام در اولویت دوم است ال آخر و اینکه کدامیک دارای کمترین اولویت است.
اولویت بندی بایستی ابتدا انجام شود. تنظیم اولویت‌ها بیشتر انتخاب گر بودن و گلچین کردن کارها و تفویض و محول کردن کارها و بعد نظم و انضباط شخصی و انجام کارها به صورت موثر، آهسته و پیوسته... رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
تعریف خلاصه مدیریت زمان: 1-  برنامه ریزی درست 2-  برای انجام کار درست 3-  توسط فرد مناسب + پیگیری منظم.
نتیجه مدیریت زمان: انجام کار‌های بهتر و بیشتر در زمان کمتر، رهایی از استرس و رسیدن به آرامش، رسیدن به رضایت بیشتر در کارها
بعضی‌ها معتقدند که به جای زمان باید انرژی خودمان را مدیریت کنیم و علت اینکه ما کارهایمان را خوب و به موقع انجام نمی‌دهیم، نداشتن انرژی است.
ما باید بدانیم که چهار نوع انرژی داریم، که برای سرحال بودن و داشتن بهترین راندمان کاری باید هر چهار نوع این انرژی‌ها در حد مطلوبی تامین و شارژ باشند.
1- انرژی فیزیکی( بدن) 2 - انرژی فکری( ذهن) 3- انرژی روحی( روح) 4- انرژی احساسی( احساسات)
و اما هرگز برای همه کارهایی که در نظر داریم انجام دهیم، وقت کافی وجود ندارد و نخواهد داشت. افراد موفق همه نوع کاری را نمی‌کنند. آنها چنین آموخته اند که هم و غم خود را روی مهمترین کارها متمرکز کنند و آنها را به انجام برسانند.
سه راهکار فرد وقت شناس و هدفمند: 1- اولویت: اولویت امور بر اساس اهمیت آنها 2- تناسب: یادآوری فهرست درستها 3- تعهد: خواستن توانستن است.
افرادی که زمان خود را به خوبی مدیریت می‌کنند احساس مثبت و اعتماد به نفس دارند و مسئول زندگیشان هستند. این را باید بدانیم که مدیریت زمان یک مهارت مدیریتی است و مهارت مدیریتی قابل یادگیریست.
مدیریت زمان مثل راندن یک دوچرخه و یا تایپ یک صفحه کلید و یا ورزش کردن است. از مجموعه ی روش‌ها، استراتژیها و تکنیکها تشکیل شده است. مجموع‌های از مهارتهاست که می‌توانید بیاموزید، تمرین کنید و با اراده و تکرار در آنها استاد شوید.
پس زمانی را به ارزیابی زندگی و فعالیت‌های خود در گستر‌های بزرگتر اختصاص دهید و به این بیندیشید که امروز کجا هستید و می‌خواهید پنج سال دیگر کجا باشید. به کارهایی که امروز انجام می‌دهید فکر کنید و ببینید کدامیک از آنها بیشترین اثر را بر آینده تان دارد.
دکتر ادوارد بن فیلد از دانشگاه هاروارد بیش از پنجاه سال درباره نگرش و رفتار افراد بسیار موفق در آمریکا و در سراسر دنیا تحقیق کرده است. به نظر او یک ویژگی خاص، وجه تمایز افراد موفق از ناموفق است آن را چشم انداز بلند مدت می‌نامد. بن فیلد دریافت که افراد موفق زمانی را به تفکر درباره آینده دور و اغلب 10 تا 20 سال آینده اختصاص می‌دهند و دقیقا مشخص می‌کنند که می‌خواهند در آن زمان و در زندگی و کار خود به چه جایگاهی رسیده باشند. پس به زمان حال برمی‌گردند و اطمینان حاصل می‌کنند که هر کاری که در حال حاضر انجام می‌دهند با جایگاهی که می‌خواهند در آینده بدان دست یابند، سازگار است.
منابع مطالعاتی:
1-    مدیریت زمان، برایان تریسی، ترجمه ژان بقوسیان و بنفشه عطرسائی
2-    مدیریت و برنامه ریزی، مهدی لک علی آبادی
3-    مدیر یک دقیق‌های وقت شناس و هدفمند، کنت بلانچارد واستیون گانری، ترجمه مهرداد مهاجر
4-    قورباغه را قورت بده، برایان تریسی، ترجمه ماندا حمیدپور

آرشیو
شعبه‌ی هفتاد و هفتم: دعوت و تبلیغ دین خدا

دعوت و تبلیغ دین خدا چون دولت بدون دعوت، جسم بدون روح است و حرکت بدون تربیت ایمانی، حزبی سیاسی بیش نیست. لذا با برپایی دولت اسلامی دعوت پایان نمی‌پذیرد و تا روز قیامت دعوت و جهاد مستمر و ادامه دارد. و با اقامه‌ی دولت اسلامی نیاز دولتمردان و آحاد جامعه به دعوت و تربیت اسلامی بیشتر می‌شود.

آرشیو