درس هایی از سیره نبوی

1392/11/11

دلیر عباسی و لقمان حسن‌پور
قرآن یکی از اهداف رسالت پیامبر اسلام-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- را تعلیم کتاب (قرآن) و دانایی بیان می‌فرماید. پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- خودش را چنین معرفی می‌فرماید: «إنَّما بُعثتُ مُعَلِّماً» یعنی: «من به عنوان معلم مبعوث شده‌ام». اولین کلمه‌‌‌ای هم که از قرآن نازل شده «اقراء» به معنی « بخوان» بود. در قرآن بیش از 1500 کلمه از مشتقات علم و مترادف آن به کار برده شده است.
مورخین معتقدند که با آمدن اسلام عصر انفجار علم‌آموزی آغاز گردید. در حدیثی از بخاری چنین می‌خوانیم: «کسی که دنبال دانش می‌رود، راهش را به سوی بهشت هموار کرده است.» در حدیثی از ترمذی آمده است: «إنَّ اللهَ و مَلائِکَتَهُ و أهلَ السَّمَواتِ و الأرضَینَ حتّی النَّملَةَ فی جُحرِها و حَتّی الحوتَ لَیُصَلُّونَ عَلَی مُعَلِّمِ الناسِ الخَیر»
همانا خدا و فرشتگان، اهل آسمان‌‌ها و زمین و حتی مورچه‌‌ها در لانه‌هایشان و ماهی‌‌ها در دریاها برای کسانی که کارهای خیر را آموزش می‌دهند دعای خیر می‌کنند. و نیز فرمود: «فَضلُ العالِمِ عَلَی العابِد کَفَضلِی عَلَی أدناکُم» یعنی: برتری عالم بر عابد مانند برتری من بر کم‌ترین شماست.
پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- در تمام جوانب زندگی اسوه و الگوی ماست، برماست که در زمینه‌ی کسب علم و دانش نیز به وی اقتدا نمائیم. هنگامی که در غزه بدر 70 نفر از مشرکان به اسارت مسلمانان در آمدند، پس از مشورت با اصحاب تصمیم بر این شد که هر اسیر که توان مالی دارد، در قبال 4000 درهم آزاد شود و اسیرانی هم که توان مالی ندارند ولی باسوادند، در قبال آزاد شدنشان به 10 نفر از فرزندان مسلمان خواندن و نوشتن بیاموزند.
موج علم‌آموزی که با «اقرأ» از مکه شروع شده بود به سراسر جهان گسترش یافت و مدینه و حبشه و عراق و مصر و آسیای میانه و مشرق زمین و اسپانیا و غرب را بیش از هزار سال به عنوان مراکز یادگیری و یاددهی ماندگار کرد.
زنان نیز از این نعمت بی‌بهره نماندند، برای نمونه حضرت عایشه-رضی‌الله‌عنها- بیش از 2 هزار حدیث از پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- روایت فرموده است. پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- با گفتن حدیث «أُطلُبُوا العِلمَ وَ لَو بالصِّین» یعنی: «علم را بطلبید گرچه در چین باشد»، به مسلمانان آموخت که برای کسب علم حتی باید در محضر غیرمسلمانانی که در دورترین مکان‌‌ها نسبت به شبه جزیره‌ی عرب هستند، تلمذ کنند.
پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- زمان مشخصی را برای علم آموزی مشخص ننمود، بلکه مسلمانان را موظف کرد که ازگهواره تا گور دانش بجویند و فرمود: «أُطلُبُوا العِلمَ مِنَ المَهدِ الیَ اللَّحدِ» همچنین ایشان طلب علم را بر زن و مرد واجب دانسته است. و نیز می‌فرماید: «الحکمة ضالة المؤمن فحیث وجدها فهو أحقُّ بها» یعنی: حکمت، گم‌شده‌ی مؤمن است و هر جا که آن را بیابد، شایسته است پیش از دیگران آن را کسب نماید. پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- به مسلمانان آموخت که حق ندارند فقط به خاطر علم دنبال علم بروند. بلکه باید علم را به خاطر هدف متعالی شناخت خدا و رفاه انسان بیاموزند.
پیامبر آمد و یک انقلاب فکری به وجود آورد که به برکت آن، تحلیل عینی، واقع‌بینانه و منطقی جایگزین تفکر خرافی گردید. و بنا به گفته «پیرنه» اسلام چهره‌ی جهان را دگرگون کرده و نظم سنتی بشر را درهم ریخت. وقتی پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- وارد مسجدی شد که در آن گروهی مشغول علم‌آموزی بودند و گروهی مشغول دعا و عبادت، فرمود: هر دو گروه کار نیکی می‌کنند؛ اما من دوست دارم در مجلسی بنشینم که مشغول علم‌آموزی هستند؛ زیرا من آمده‌ام تا کتاب و حکمت را به مردم تعلیم دهم.

1392/11/10

دلیر عباسی و لقمان حسن‌پور
قرآن، رسالت پیامبران را دعوت به توحید و آزاد کردن مردم از هرگونه بردگی طواغیت اجتماعی و بندگی شیاطین درونی و بیرونی می‌داند: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ»؛ در میان هر امتی پیامبری برانگیختیم تا مردمان، خدا را پرستش كنند و از طاغوت بپرهیزند.(نحل:36) از نظر اسلام آزادی یکی از بزرگترین هدیه‌های خدا به بشریّت و امری فطری، ذاتی، طبیعی و انسانی است نه یک پدیده و قرارداد اجتماعی، سیاسی و حقوقی. متأسفانه آزادی در طول تاریخ مورد بی‌مهری بسیاری قرار گرفته و از آن سوء استفاده‌های زیادی شده است. پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- در راستای تحقق آزادی از هیچ‌گونه تلاش و كوشش فكری و عملی دریغ نکرده است و ساز و كارهایی را نیز در جهت نیل به این مقصود به كار گرفته است. برخی از این سازوکارها عبارتند از: روشنگری، تقویت خردورزی، انتقاد از وضعیت موجود، معرفی نظام برتر و ساختن جامعه‌ی آزاد و نمونه. یکی از مصادیق آزادی، آزاد کردن انسان‌ها از بردگی و بندگی غیر خداست که پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- این مأموریت را به بهترین نحو ممکن و در اوج حکمت و رعایت تدریج به انجام رسانده است. وی به هر مناسبتی مردم را به رعایت انصاف و عدالت در برخورد با بردگان توصیه می‌نمود، صاحبان بردگان را به آزادی آنان ترغیب می‌کرد و کفاره‌ی برخی از گناهان را آزادی بردگان قرارداد تا از این طریق به این نظام فاسد خاتمه دهد. سلمان و بلال و عمار و یاسر و... جزو بردگانی بوده‌اند که در سایه‌ی مبارزات پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم-آزاد شدند و بعدها به صف یاران برجسته پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- در آمدند.
یکی از تربیت شدگان پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم-ربعی بن عامر در جواب فرمانده سپاه ایران در جنگ قادسیه که گفت: «شما چه‌کاره‏اید و خواسته و هدف شما چیست؟»، چنین فرمود: «نحن قومٌ بُعثِنا لِنُخرجَ الناسَ مِن عبادَة العِبادِ إلی عبادَة الله وحدَه و مِن ضیقِ الدُنیا إلی سَعَتِها و مِن جَورِ الأدیانِ إلی عدلِ الإسلام» یعنی ما قومی هستیم که خداوند ما را برانگیخته تا انسان‌ها را از عبادت بندگان به عبادت خداوند یکتا، از تنگی دنیا به سوی گشایش آن، و از جور و ستم ادیان به سوی عدالت اسلام رهنمون شویم.(الاسلام بین الدعوة والدولة، عبدالسلام یاسین، مطبة النجاح الدار البیضاء ص8)
یکی دیگر ار تربیت‌شدگان پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم-، عمر-رضی‌الله‌عنه- وقتی پس از فتح بیت المقدس با درخواست یکی از راهبان مسیحی مبنی بر خواندن نماز جماعت در یکی از کلیساهای آن‌ها روبرو شد، فرمود: «من درآن جا نماز نمی‌خوانم تا بعدها مسلمانان به بهانه‌ی این که خلیفه مسلمانان در آن کلیسا نماز خوانده است آن را به مسجد تبدیل نکنند. (ابن كثیر، فی البدایة والنهایة)
وقتی در سال چهارم هجرت، یهودیان بنی¬نضیر بر اثر ارتکاب جنایت نسبت به پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- و مسلمانان، مجبور به ترک وطن شدند؛ انصار می‌خواستند پسران و برادران خویش را که در دوران کودکی از ترس ابتلا به بیماری پیش بنی‌نضیر برده بودند، به اجبار، مسلمان كنند و مانع رفتن آنها همراه یهودیان بشوند، در این هنگام آیه شریفه؛ «لاَ إِكْرَاهَ فِی الدِّینِ»(بقره:256) نازل شد؛ پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- به انصار فرمود: «پسران و برادران شما آزادند كه یا شما را برگزینند که در این صورت از شمایند و یا آن‌ها را انتخاب کنند که در این صورت از یهودیان¬اند»؛ ولی آنان با انتخاب یهودیان از پذیرش اسلام سرباز زدند و یهودیان مدینه را ترك کردند.(واقدی، محمد بن سعد؛ الطبقات الکبری، ج2، ص44)
در منشور مدینه كه برای ساماندهی شهر مدینه به تصویب رسید، رسول اكرم-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- آزادی عقیده را در آن برای تمامی اقلیت¬های مذهبی و قبیله‌ای به رسمیت شناخت در ماده 18 این منشور آمده است: یهودیان بنی¬عوف با مسلمانان، متحد و در حكم یك ملت‌اند و هر كدام در آیین خود آزادند.
نمونه‌ی بسیار عالی از آزادی عقیده در حكومت نبوی در مذاكره‌ی مسیحیان نجران با رسول¬اكرم-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- به وقوع پیوست؛ چون مذاكره طول كشید و زمان برپایی مراسم عبادی مسیحیان فرا رسید، پیغمبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- به آن‌ها اجازه داد مراسم عبادی¬شان را در مسجدالنبی برپا کنند.(ابن¬هشام، سیره، ج 1، ص 382.)
پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- اصحاب را چنان آزاداندیش تربیت کرده بود که اگر رأیی بر خلاف رأی پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- را هم داشتند، بی‌پروا آن را بیان می‌کردند، همان‌گونه که در جنگ اُحُد جوانانِ اصحاب برخلاف پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- به مقابله با مشرکین در بیرون شهر رأی دادند و پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- به پیشنهاد آنان جامه عمل پوشانید. پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- به ما یاد داد که: وقتی خداوند انسان را در مهمترین مسأله‌ی زندگی(انتخاب عقیده) کاملاً آزاد گذاشته است، ما حق نداریم که در این زمینه آزادی را از وی سلب نمائیم. به همین دلیل بر ما مسلمانان است که با تمام توان در راه ایجاد جامعه‌ای که در آن آزادی‌های فطری و خدادادی بشر ارج نهاده شود، بکوشیم.

1392/11/08

دلیر عباسی و لقمان حسن‌پور
خداوند منّان قوّه‌‌‌ای به نام قوّة شهویّه در درون انسان قرار داده است که باعث میل آدمی به لذت و فرار از درد می‌شود. اگر کسی به صورت متعادل از این قوّه بهره ببرد، به صفت عفت و پاکدامنی متصفت می‌شود. عفت عبارت است از مطيع و منقاد شدن قوه شهويه در برابر قوه عاقله. پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- همچنانکه مَثَلِ اعلای تمام فضایل بود، به بالاترین درجه‌ی پاکدامنی و عفّت در تمامی زمینه‌‌ها و انواع آن نیز رسیده بود و یکی از مأموریت‌های بسیار مهم وی در ابلاغ رسالتش تربیت و تعدیل همین قوّه در وجود انسان‌‌ها بود.
بنا به نقل يكي از همسران آن حضرت، روزي اسماء دختر ابوبكر(خواهر عایشه) در حالي كه لباسي نازك و بدن‌نما بر تن داشت وارد خانه پيامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- شد. پيامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- با ديدن وي در حالي كه روي از وي بر مي‌گرداند فرمود: زني كه به سن بلوغ مي‌رسد سزاوار نيست كه جز چهره و دو دست او مشاهده شود.(سنن ابي داود، ج 2، ص 270) ایشان با بیان این مطالب به اسماء علاوه بر این که بر داشتن صفت عفت سفارش می‌فرماید، در حین حال به لزوم پوشش خواهر زن در حضور داماد و نامحرم بودن آن دو نسبت به هم نیز تأکید می‌ورزد.
پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- در حدیثی دیگر می‌فرماید: «من یضمنُ لی ما بینَ لحییهِ و ما بینَ رجلیهِ أضمنُ لهُ الجنةَ»؛ هرکس ضمانت مابین دولب و دو رانش را برای من بنماید بهشت را برایش ضمانت می‌کنم.(بخاری و مسلم)
وقتی کسی عفیف و پاکدامن باشد، درونش را پاک می‌گرداند، از ارتکاب کارهای حرام خودداری می‌کند؛ شرمگاهش را از حرام باز می‌دارد، و عزت نفسش را بالا می‌برد.
اهمیت این صفت وقتی روشن می‌شود که، به بی بند و باری‌های جنسی در جهان کنونی نظری بیفکنیم. بی‌عفتی، نسل بشر را در معرض انقراض و تهدید جدّی قرار داده و مقام وی را به پایین‌تر از مقام بهائم تنزل داده است. تمامی معضلات جامعه‌ی انسانی و به کارگیری سه راهکار زر و زور و تزویر از جانب ظالمان بر علیه مظلومان از شهوت نان و جاه و جنس نشأت می‌گیرد. اینجاست که پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- داشتن عفت و پاکدامنی را به عنوان بهترین سپر در برابر بلای خانمان‌سوز بی‌بندو باری توصیه می‌کند و پیروانش را به متصف شدن به این اخلاق نیکو و مؤثر فرا می‌خواند تا با برخورداری از این صفت پسندیده سالم‌ترین جامعه‌ی انسانی را شکل دهند.

1392/11/06

دلیر عباسی و لقمان حسن‌پور
بي‌گمان حقوق بشر مهم‌ترين موضوع انساني قرن بيستم و چالشي بزرگ براي آغاز قرن بيست‌ويكم است. حقوق بشر جايگاه و هويت انسان جديد در دنياي نوين را معين مي‌سازد. امروزه بسياري از اعمال،‌ رفتارها، تصميم‌ها و برنامه‌ها با ملاك و محك حقوق بشر سنجيده مي‌شود. اسلام بزرگ‌ترين پرچم‌دار آزادي است و اساساً مهم‌ترين فلسفه‌ي بعثت انبياء و به ويژه پيامبر خاتم-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- آزاد ساختن انسان از قيد و بندها بوده است و بر همين اساس حقوق انسان مورد توجه ويژه‌ي دين مبين اسلام و پیامبر قرار گرفته است. خداوند به عنوان آفريننده‌ي هستي كه آفرينش انسان را در بهترين صورت آن قرار داده و جانشيني خود و آباداني زمين را به او واگذار نموده است، قوانيني را در راستاي حفظ دين، جان، عقل، ناموس، مال و نسل او نازل كرده است.
حقوق در اسلام دو دسته است. حق الله و حق الناس یا حق مردم. از نظر اسلام هر کس به مخلوقی بی‌حرمتی کند، به طور غیر مستقیم به خالق آن بی‌احترامی کرده است. پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- می فرماید: «به خدا سوگند مومن نیست کسی که همسایه‌اش از شر او در امان نباشد.»(ابوداود)
قرآن تفاوتهای نژادی و قبیله‌ای و طبقاتی را فقط وسیله‌ی شناسایی قرار داده و از این که مایه‌ی امتیاز و برتری واقع شوند، نهی فرموده است.(حجرات13)
وقتی جنازه یک یهودی از کنار پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- تشییع می‌شد، به احترام او بلند شد و ایستاد. وقتی اصحاب گفتند قربان این یک جنازه یهودی بود. ایشان فرمود: «آیا او یک انسان نبود؟» (صحیح بخاری)
در اسلام اطاعت بی‌قید و شرط از خداوند قوی‌ترین انگیزه رعایت حقوق بشر و نیرومندترین مانع در مقابل نقض حقوق بشر را فراهم می‌کند. یکی از اساسی‌ترین حقوق بشر آزادی دین و عقیده است که اسلام به کاملترین وجه آن را با فرستادن آیه «لا اکراه فی الدین» تامین فرموده است. پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- نیز عملاً هیچ گاه کسی را به زور مجبور به تغییر عقیده‌اش نفرموده است.
یکی از مصادیق حقوق بشر آزادی بیان و عقیده است که در اسلام به نحو اتم و اکمل تأمین شده است. وقتی شاگرد پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم-، عمر-رضی‌الله‌عنه- بر روی منبر رفت و گفت: ای مردم اگر من از پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- منحرف شوم شما چه می‌کنید؟ یک عرب بیابانی بلند شد و گفت: ما شما را آن‌گونه می‌بینیم که پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- را می‌دیدیم. اما اگر از راه راست منحرف شوی، شما را راست می‌کنیم همان‌گونه که شمشیر کج را با قرار دادن میان گیره راست می‌نمائیم. عمر-رض‌الله‌عنه- خدا را شکر کرد که در میان مردمی قرار دارد که اگر کج برود، راستش می کنند.
وقتی شاگرد پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم-، عمر-رضی‌الله‌عنه- در مقام خلیفه دستور داد که مهریه نباید بیش از 400 درهم باشد،. پیرزنی بلند شد و با اعتماد به نفس گفت: «قرآن در این مورد هیچ محدودیتی قایل نشده است. عمر حق ندارد مهریه را تعیین کند.» و برای تایید گفته‌ی خودش آیه 20 سوره نساء را خواند. بلافاصله خلیفه گفت: «زنی با عمر به مجادله برخاست و بر او پیروز شد».

1392/11/04

دلیر عباسی و لقمان حسن‌پور
وفاداری در دو بخش خودنمایی می‌کند. یکی اینکه اگر به کسی وعده‌‌‌ای دادی و پیمانی بستی بر آن وعد و پیمان بمانی و دیگر اینکه هر گاه کسی منتی بر شما نهاد تو نیز برای تجلیل از لطف و کرم او و به نشانه‌‌ی قدرشناسی و وفاداری، در حق وی نیکی کنی. اگر مردم به عهد و پیمان‌هایشان وفا کنند و قدرشناس نیکی‌‌‌‌های هم باشند، فضایی آرامش‌بخش و عطرآگین در جامعه بوجود می‌آید و افراد تشویق می‌شوند که هر چه بیشتر برای خوشبختی همدیگر فداکاری نمایند. پیامبر گرامی-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- سه نشانه برای منافق ذکر می‌کند که یکی از آن‌ها خلف وعده است. پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- در وفای به عهد و قدرشناسی الگویی حسنه و کامل بودند. اینک مواردی از وفاداری ایشان:
وفا نسبت به نعمت‌‌‌‌های الهی: مادرمان عایشه-رضی‌الله‌عنها-: «پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- شبها چندان قیام‌اللیل می‌فرمود که پاهایش ورم می‌کرد وقتی به او می‌گفتیم چرا چنین می‌کنی در حالی که خداوند خطاهای پیشین و پسین شما را بخشیده است می‌فرمود: «اَفَلا اُحِبُّ اَن أکونَ عبداً شکوراً؟» آیا دوست نداشته باشم که بنده‌‌‌ای بسیار شکرگزار باشم؟
وفا نسبت به عهد و پیمان: حُذیفه بن یمان و پدرش خواستند به مدینه مهاجرت کنند. کفّار قریش آنها را گرفتند. به شرطی آزادشان کردند که وقتی به مدینه رفتند با آنها جنگ نکنند. وقتی که جنگ بدر به وقوع پیوست، پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- عهد و پیمانشان را به یادشان آورد و فرمود از جنگ منصرف شوید و پیمانی را که با آنها بسته‌اید رعایت کنید، آنها نیز چنین کردند.(مسند امام احمد 5/395)
وفا نسبت به یاران: در مورد علی-رضی‌الله‌عنه- می‌فرمود: «علی برادر من در دنیا و آخرت است.» درباره ابوبکر و عمر-رضی‌الله‌عنهما- می‌فرمود: «ابوبکر و عمر نزد من بمنزله‌ی چشم و گوش هستند.» درباره انصار فرمود: «آنها امین اسرار من بودند به آنها نیکی کنید و از گناهکارانشان در گذرید.»
پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- در صدد تربیت امتی بود که همه‌‌ی افراد نسبت به پروردگار، پدران و مادران، همسایه‌ها، خاک و وطن، سایر مردم و حتی دشمنانشان هم وفادار باشند. وی-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- با ارائه‌‌ی الگوی وفاداری این روحیه را القاء نمود که مسلمان نباید تنها به منافع شخصی توجه داشته باشد. در فرهنگ دینی پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم-، هدف وسیله را توجیه نمی‌کند. و همچنان که هدف پاک و مشروع است، وسایل رسیدن به هدف نیز باید حلال و پاک باشند. مسلمان حق ندارد بر اساس مصلحت‌‌‌‌های آنی عمل کند بلکه باید حق‌مدار و عدالت‌محور باشد. و لذا دین محمد-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- با مکاتب اخلاقی غایت‌نگرِ همچون لذت‌گرایان و یا سودگرایان و تفکر شخصی‌انگاری به شدت مخالف است. یکی از مظاهر رحمت دین مربوط به فرهنگ وفاداری است که باید حتی در رابطه با دشمنان هم رعایت شود و قرآن به صراحت می‌فرماید: «...وَلا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى...»(مائده:8) یعنی: دشمنانگي قومي شما را بر آن ندارد كه (با ايشان) دادگري نكنيد. دادگري كنيد كه دادگري(به ويژه با دشمنان) به پرهيزگاري نزديكتر است.

1392/11/02

دلیر عباسی و لقمان حسن‌پور
از مطالعه‌ی سیره‌ی پیامبر -صلی‌الله‌علیه‌وسلم- روشن می‌گردد که ایشان علاقه داشته‌اند کارهای شخصی خود را به دست خویش انجام دهند‌‌‌‌، از جمله وی خود شتران را علف می‌داد‌‌‌‌، آن‌‌ها را می‌بست‌‌‌‌، خانه را جارو می‌زد‌‌‌‌، گوسفندان را می‌دوشید‌‌‌‌، کفش‌‌ها و لباس‌هایش را وصله می‌زد. خادمش را در آرد کردن گندم یاری می‌داد‌‌‌‌، چیزی را که از بازار می‌خرید خود به خانه حمل می‌کرد و بر دستان پینه بسته‌ی سعد انصاریِ چاه‌کَن‌‌‌‌، در راه برگشت از جنگ تبوک بوسه زد و فرمود: اين دستي است كه آتش جهنم آن را لمس نخواهد كرد.
پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم-پیروانش را به کار کردن تشویق می‌نمود. عایشه-رضی‌الله‌عنه- از وی نقل می‌کند که می‌فرمود: «أطیبُ ما أکلَ الرجلُ‌‌، ما کسبَ بِیَدهِ» یعنی: پاک‌ترین چیزی که آدمی می‌خورد‌‌‌‌، حاصل دسترنجش است.
از سیره و احادیث پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- چنین فهمیده می‌شود که کسب و کار از دیدگاه وی عار نبوده‌‌‌‌، بلکه آن چه عار و ننگ محسوب می‌شود‌‌‌‌، تنبلی و بیکاری است. پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- نمی‌خواهد که پیروانش تنبل و بیکار باشند؛ بلکه آنان را چنین تربیت کرده است که به کار به عنوان تکلیف و تمرین صبر و استقامت و مهارت و تقویت جسم و به کارگیری فکر و اندیشه بنگرند.
بیکاری مرگی پنهان و تدریجی است که به تدریج تمام نیروهای آدمی را از بین می‌برد و منجر به مفاسد و شرور فراوان می‌گردد. تنبلی عقل از تنبلی جسم به مراتب بدتر است. همانگونه که آب در برکه‌ی راکد می‌گندد افکار زشت و تباه کننده نیز در شخص تنبل رشد کرده‌‌، روحش را پلید ساخته و افکارش را مضطرب و جسمش را ضعیف می‌نمایند.
فلسفه ارسال رُسُل اصلاح جامعه و دور کردن آن‌‌ها از فساد فکری‌‌‌‌، فرهنگی‌‌‌‌، اجتماعی و اقتصادی بوده است. تنبلی و بیکاری بزرگترین عامل فساد است‌‌‌‌، به قول ابو العتاهیه‌ی شاعر:
إنَّ الشَّبابَ والفراغ َوالجده / مفسدةٌ للمرءِ أيُّ مَفسدة
یعنی: جوانی و بیکاری و توانگری باعث انحراف و مایه‌ی تباهی است. لذا پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- نیز پیروانش را به کار و تلاش خستگی‌ناپذیر در راه کسب روزی حلال و تشکیل جامعه‌ای سالم و جلب رضایت خداوند سفارش فرموده است. بر ماست که در اجرای فرامین ایشان کار و تلاش را پیشه‌ی خود سازیم و از تنبلی و بیکاری خودداری کنیم‌‌‌‌، باشد تا خیر دنیا و آخرت را بهره‌ی خویش سازیم.

1392/10/30

دلیر عباسی و لقمان حسن‌پور
خداوند در درون انسان قوّه‌ای به نام قوه غضبیّه را به منظور دفع خطر و رفع ضرر در انسان به ودیعه نهاده است و در کنار آن راه صحیح استفاده از آن را نیز از طریق وحی و سیره‌ی نبوی به ما آموخته است تا با استفاده‌ی درست و منطقی و متعادل از آن بتوانیم در حفظ دین و جان و نسل و عرض و مال‌مان بکوشیم. از آن‌جا که اسلام دین اعتدال و میانه‌روی است و افراط و تفریط را نمی‌پسندد، در خصوص قوّه‌ی غضبیه نیز به ما آموخته که به رعایت اعتدال ملتزم باشیم؛ به گونه‌ای که نه چنان بی‌غیرت باشیم که هیچ‌گاه خشم‌مان تحریک نشود و نه چنان متهوّر که با هر عملی ولو ناچیز کنترل خود را از دست دهیم؛ بلکه باید به تبعیت از پیامبر‌-صلی‌الله‌علیه‌وسلم-، حد وسط این دو حالت؛ یعنی شجاعت را ملکه‌ی خود ساخت.
هدف پیامبر‌-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- از شجاعت نیز یاری حق، دفاع از توحید خالص، آزاد کردن مردم از زنجیرهای بت‌پرستی، ریسمان بندگی، دام فساد و... بود، نه قصد تکبّر و برتری‌طلبی و انتقام‌جویی، به همین علّت می‌فرمود: «هر کس به خاطر مال، جان، دین و خانواده‌اش کشته شود قطعاً شهید است.»(فتح المبدی2/240) در تاریخ نمونه¬های فراوانی از شجاعت رسول خدا‌-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- ذکر شده است که در این جا به بعضی از آنها اشاره می¬کنیم.
1. پیامبر‌-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- در تبلیغ دین خود شجاعت خاصی داشت. ایشان تمام مشکلات و سختی¬هایی که مشرکان بر سر راه تبلیغ دین اسلام قرار می¬دادند، با شجاعت و روحیه¬ای خستگی‌ناپذیر و با توکل بر خدا، با جان و دل می¬خرید و در این راه تردیدی به خود راه نداد. صبر و تحمل در برابر شکنجه¬ها، محاصره‌ی اقتصادی، ناسزاگویی¬های مشرکان، تطمیع و ... و حرکت در مسیر حق، نمونه‌ی بارز شجاعت آن حضرت است.
2. از دیگر شواهدی که نشان¬گر شجاعت و قاطعیت رسول¬خدا‌-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- است، بدعت¬شكنی و طرد نژادگرایی و تفاخرات قبیلگی بود که در دوران جاهلیت یک اصل محسوب می¬شد. پیامبر‌-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- برای درهم كوبیدن سنت نادرست حرمت ازدواج دختران اشراف با طبقه تهی‌دست، دختر عمه‌ی خود «زینب» را كه نوه عبدالمطلب بود، به ازدواج غلام سابق خود زید بن حارثه درآورد تا مردم بدانند كه این مرزهای موهوم باید برچیده شود و اگر پیامبر‌-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- می¬گوید ملاك برتری تقوا و پرهیزكاری است و دختر مسلمان، هم شأن مرد مسلمان است، خود نخستین مجری آن است.
3. یکی دیگر از اقدامات شجاعانه پیامبر‌-صلی‌الله‌علیه‌وسلم-، ازدواج با همسر مطلقه پسر خوانده خود «زینب» بود. این عمل موجی از اعتراض و انتقاد را از جانب منتقدان و کوته‌فکران پدید آورد. خدا برای سرکوبی این افکار، آیه زیر را نازل فرمود: «ما کانَ محمّدٌ أبَا أحَدٍ مِن رِجالِکُم وَ لکِن رسولَ اللهِ و خاتمَ النبیّین...»( احزاب:40) یعنی محمد پدر یکی از شما نیست، او رسول¬خدا و خاتم پیامبران است.

1392/10/28

دلیر عباسی و لقمان حسن‌پور
از آنجایی که بشر موجودی اجتماعی است؛ هیچ چیزی به اندازه وحدت و همبستگی برای بقا و ماندگاری و پیشرفتش اهمیت ندارد. نبودن همبستگی بین ادیان و تمدن‌ها و فرهنگ‌ها جوامع را از هم می‌پاشد و در آن صورت جوامع مانند جزیره‌های از هم جدا که ارتباطی با هم نخواهند داشت، می‌گردند و همگی از مضرات تفرقه و اختلاف ضرر می‌بینند. هر اقدامی برای متحد و همبسته کردن انسان‌ها ممدوح و مشکور خواهد بود. از بررسی آموزه‌های دینی به این نتیجه می‌رسیم که تلاش برای از بین بردن تمدن‌ها و ادیان و فرهنگ‌ها از طرف یک دین یا یک تمدن یا یک فرهنگ، به فرض تحقق، تنها منجر به تشنج و ناآرامی جهان می‌شود و نتیجه‌ای جز عقب‌ماندگی برای دسته‌ای و پیشرفت نامتوازن برای دسته‌ی دیگر به بار نخواهد آورد. آموزه‌های قرآن و سنت ما را چنین بار آورده است که حتی با غیر مسلمانان رابطه‌ی مسالمت‌آمیز و صلح‌جویانه داشته باشیم الا با کسانی که پیمان بشکنند و مسلمانان را آواره و در بدر کنند و آغاز‌گر جنگ باشند. اسلام دین جهانی است و پیروان همه‌ی ادیان را به جمع شدن به دور مشترکات فرا می‌خواند و می‌فرماید: «قُلْ يـأَهْلَ الْکِتَـاب ِ تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَة سَوَآءِم بَينَنَا وَبَينَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَيـًا وَلاَ يتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»(آل عمران:64) بگو: اى اهل کتاب ، بياييد به سوى سخنى که ميان ما و شما مشترک است که جز خداوند يگانه را نپرستيم، و چيزى را شريک او قرار ندهيم، و بعضى از ما بعضى ديگر را، غير از خداوند يگانه، به خدايى نپذيرند، هرگاه (از اين دعوت) سر برتابید، بگوييد گواه باشيد که ما مسلمانيم.» پیامبر-صلی‌الله علیه‌وسلم-برای رستگاری بشر همه آنها را به توحید که مایه رستگاری است دعوت می‌کند. ایشان می‌فرماید: «قولوا لا اله الله تفلحوا.» به توحید بگروید تا رستگار شوید.
پیامبر-صلی‌الله علیه‌وسلم-دراین زمینه نیز سرآمد همه‌ی مصلحان جامعه بوده است. پیامبر-صلی‌الله علیه‌وسلم-با نشان دادن هدف واحد که همانا کسب رضای خداست، توانست پیروانش را به گونه‌ای با هم یکپارچه کند که هر کدام دیگری را بر خود ترجیح می‌داد. با اصلاح عقیده به اصلاح اخلاق و اصلاح کردار بشریت پرداخت و کشتی زندگی بشریت را از غرق شدن در دریای تفرقه و اختلافا ت نجات بخشید. پيامبر اعظم-صلی‌الله علیه‌وسلم-براي برپايی وحدت امت اسلامي راهبردهاي گوناگوني داشته است. اين مسأله درسيره آن حضرت به خوبي تجلّي يافته است كه به عنوان نمونه می توان به برخي از مهم ترین آنها پرداخت :
• ایجاد وحدت ملّي در جامعه‌ی سیاسی مدینه: حضور مسلمانان در مدينه، فصل جديدي در زندگي سیاسی پيامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم-گشود ؛ حضرت با ورودش به مدينه، راه‌كارهاي اساسي براي عزت و اقتدار مسلمانان در پيش گرفت که پيمان مشهور به پیمان مدینه یکی از مهم‌ترین آن‌ها بود؛ قردادي که با گروه‌هاي مختلف از جمله یهودیان و بعدها نصاری به امضاء رسانید و بر مبنای آن همه ملزم به دفاع از همدیگر در مقابل دشمنان خارجی و حفظ استقلال ملی بودند.
• ایجاد وحدت دینی در میان مسلمانان انصار(‌اوس وخزرج) که سالیانی متمادی با هم جنگ و نزاع و برادر کشی داشتند.
• ایجاد وحدت و اخوت دینی در میان مهاجر و انصار به نحوی که تاریخ شبیه آن را به خود ندیده بود.
بدين سان آن حضرت منادي برحق مساوات اسلامي و بنيان‌گذار وحدت امت اسلامي شد؛ زيرا شعارش، شعار وحدت و همبستگی بود: ‌«ايها الناسُ إنّ‌رَبّكم واحدٌ وإنّ‌ أباكُم واحدٌ، كُلُّكُم لأدَمَ وآدمُ مِن تُرابٍ وَ ليسَ لِعربيٍّ علي عجَمِيٍّ فضلٌ إلاّ بالتقوي.»‌ مردم! پروردگار شما يکي، و پدرتان هم يکي است؛ همه‏ي شماها فرزندان آدم، و آدم سرشت از خاک دارد... و عرب را بر عجم فضل و برتری نیست مگر بر اساس تقوا.
لازم است ملت‌ها، احزاب و گروه‌ها برای دستیابی به وحدت و همبستگی زمینه‌ی مشارکت عادلانه همه را در صحنه‌های جامعه فراهم آورند و منافع مشترک را مد نظر قرار دهند و از برجسته کردن نقاط و امور اختلافی به صورتی جدی بپرهیزند؛ و در یک کلام کاری کنند که توانایی تحمل تفاوت‌ها را در افراد بالا ببرند. براي رسيدن به وحدت امت اسلامي در زمانه و عصركنوني، راه‌های عملي ذيل می‌توانند کارساز باشند:
1ـ مراجعه به قرآن و سنت رسول خدا-صلی‌الله‌علیه‌وسلم-كه همواره مسلمانان را به وحدت وهمبستگي تاكيد كرده‌اند .
2ـ تحمل نظرات مخالف و مدارا با پيروان سایر ادیان و مذاهب.
3ـ دوري از تعصبات خشك دینی، ملي، ‌قومي و نژادي.
4ـ آشنائي صاحبان مذاهب از آراء و نظريات علمي يكديگر با مطالعه منابع دست اول مربوط به يكديگر.
5ـ گفتگوهاي علمي انديشمندان ادیان و مذاهب مختلف جهت رفع سوءتفاهم‌ها.
6ـ اطلاع از توطئه‌هاي دشمن براي ايجاد اختلاف.
7ـ احترام به مقدسات هم و دوري از تهمت وافترا نسبت به يكديگر.
9ـ ايجاد مراكز آموزشي و آموزش رَویّه‌ی اعتدال و میانه‌روی در دین از طرق مختلف ازجمله رسانه‌ها.
10ـ تأکید بر نقاط مشترك و معذور دانستن هم دیگر در امور مورد اختلاف.

1392/10/25

دلیر عباسی و لقمان حسن‌پور
عدالت فضیلتی است که از اجتماع سه فضیلت دیگر (حکمت، عفت و شجاعت) حاصل می‌شود. یعنی کسی که بتواند در برخورد با قوه عقلیه متعادل برخورد کند. بدین صورت که نه عقلش را سخیف کند و بت بپرستد و نه جایگاهی برتر از حد خودش برای آن قایل باشد، بلکه حکمت به خرج دهد و جایگاه در خور برای عقل قایل شود. و در برخورد با قوه غضبیه راه افراط و تفریط را نپیماید، بلکه شجاع باشد یعنی به‌جا و به‌موقع خشمگین شود و در برخورد با قوه شهویه‌ی نیز عفت داشته باشد و از کانال طبیعی و مشروع آن به شهوت پاسخ دهد، می‌توان عادل باشد. عادل کسی است که ابتدا برخود انصاف را جاری می‌کند، سپس در برخورد با دیگران انصاف را رعایت کرده و حقوقش را منصفانه از دیگران می‌گیرد.
نظر به این که پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- حکیم‌ترین، شجاع‌ترین و عفیف‌ترین انسان‌‌ها بود. صفت عدالت به نهایت درجه در ایشان وجود داشت.
جلوه‌‌های عدالت پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم-:
• فطرت پاک پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- او را مستعد عدالت‌ورزی حتی قبل از پیامبری هم نموده بود ایشان در جوانی در پیمان حلف‌الفضول شرکت کرد و با دوستانش عهد بست که با ستمکاران مبارزه کنند و حق مظلومین را از آن‌‌ها بگیرند.
• عباس عموی پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- درمیان اسیران بدر بود، گروهی از مردان انصاری از پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- اجازه خواستند که عمویش عباس از دادن فدیه در میان اسیران بدر معاف گردد. اما پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- فرمود: حتی یک درهم کمتر از او نسبت به دیگران نگیرید. عباس گفت: ای رسول خدا من مسلمان شده بودم، ولی قومم مرا به زور آوردند. پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وسلم- فرمود: خدا آگاهتر است. اگر راست بگویی خداوند پاداشت را خواهد داد. ولی ما ناچار هستیم که به ظاهر امور حکم کنیم، پس فدیه‌ات را بده.
• زنی مخزونی سرقت کرده بود. قریش نسبت به حال او ناراحت بودند. از اسامه ‌بن زید که محبوب پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- بود خواستند با پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- صحبت کند و او را از مجازات معاف کند. پس از اینکه اسامه موضوع را مطرح کرد، پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- با ناراحتی فرمود: آیا در باره حدی از حدود الهی میانجیگری می‌کنی؟ سپس خطبه‌ای ایراد فرمود و طی آن فرمود: «سوگند به خدا اگر فاطمه دختر محمد-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- دزدی کند، بیگمان محمد دست او را قطع میکند.»
پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- به ما یاد داد که تحقق عدالت، پیش شرط هرگونه رشد و تعالی انسانی است. به تعبیر دیگر، عدالت عبارت است از برخورداری همه‌ی افراد یک جامعه از تمامی امکانات و آموزش‌هایی که جهت کسب شایستگی‌های لازم برای مشارکت فعال در جامعه ضروری‌اند و همچنین برابری آنها در مقابل الزامات اجتماعی و قانونی حاکم برجامعه. عدالت وقتی به اجرا در می‌آید که همه‌ی افراد جامعه در مقابل قانون حاکم بر جامعه برابر باشند.
در جایی که پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- با طیب خاطر اعلام می‌دارد که هر کس حقی برگردن او دارد بیاید و آن را باز پس بگیرد و یا قصاص کند، دیگر حرفی برای گفتن نخواهند ماند و کسانی که خود را پیرو آیین این بزرگوار می‌دانند، نباید امتیازی بیشتر از وی برای خود قایل باشند و صد البته که حاکمان و قضات مسلمان باید در اجرای عدالت در حیطه‌ی اقتدارشان دریغ نورزند.

1392/10/24

دلیر عباسی و لقمان حسن‌پور

از آن جا که انسان آزاد آفریده شده است و بارز‌ترین جلوه‌ی آزادیِ او، انتخاب آزادانه‌ي عقیده و باور است و با توجه به این که انسان موجودی خردورز و تربیت‌پذیر است و در شرایط مناسب می‌تواند بدون تهدید و یا اجبار، انتخابی درست و منطقی داشته باشد، نیازی به توسّل به خشونت وجود ندارد و در این مقوله هیچ فرقی بین انسان‌ها از نظرِ نژاد، جنسیت، رنگ، توان اقتصادي و... وجود ندارد. عده‌ای از سر عناد یا بضاعت اندک علمی خویش، اسلام را دین زور و شمشیر معرفی می‌کنند که خشونت در آن حرف اول را می‌زند و می‌خواهد آیین خود را به زور بر مردم تحمیل نماید. اما واقعیت امر و شواهد تاریخی بر بی‌ارزشی و سخافت این دیدگاه صحه می‌گذارد. چرا که قرآن به صراحت می فرماید: «لا إکراه فی الدِّین» یعنی در پذیرش دین هیچ‌گونه اجباری وجود ندارد. فلذا پذیرش دین اگر از روی اجبار و اکراه باشد فاقد ارزش و اعتبار است. قرآن پذیرش ظاهری دین بدون تأیید قلبی را نفاق خوانده و جایگاه منافقان را در پایین ترین درجه‌ی دوزخ تعیین نموده است: «إنَّ المُنافقینَ فی الدَّرک الأسفلِ منَ النارِ". اسلام دینی است که از خشونت جز در مقام دفاع و از روی ناچار پرهیز می کند و حتی در این حالت هم احترام به کرامت بشری دشمنانش را از یاد نمی‌برد. رسول گرامی اسلام-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- می‌فرماید: «إنَّ اللهَ یُعطِی بالرفق مَا لَا یُعطِی بِالعُنفِ» یعنی: خداوند پاداشی را که به عمل آميخته به رفق و مدارا مي‌دهد به كار فاقد مدارا اعطا نمي‌نمايد.
پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- در صلح حدیبیه به رغم آن که یاران وفادارش تمایل چندانی به امضای قرار داد صلح نداشتند و فکر می‌کردند که امضای آن به نوعی تنازل و عقب‌نشینی در مقابل مشرکان است، بر انعقاد آن اصرار فرمودند تا در فضای آرام و به دور از جنگ و آشوب پیامش را به سمع مردم برساند؛ چرا که محیط آرام و بدور از خشونت برای به بار نشستن درخت اسلام به مراتب مساعدتر از محیط ناآرام و خشونت‌بار است. بی‌مناسبت نبود که سران قریش به مشرکان سفارش می‌کردند که هنگام ابلاغ دعوت توسط پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- با صوت و کف زدن و برپا کردن سر و صدا، این فضای آرام را از او سلب نمایند و مانع ابلاغ پیامش به گوش دیگران شوند.
وقتی پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- در ذیقعده سال ششم هجری به قصد ادای عمره به طرف حدیبیه حرکت نمود، جمعی 1500 نفری در معیت وی بودند؛ اما بعد از سپری شدن دو سال تبلیغ در فضایی نسبتاً آرام وقتی که در رمضان سال هشتم هجری تصمیم به فتح مکه گرفت، 10000 نفر وی را همراهی می‌نمودند. پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم-تدبیری آن چنان حکیمانه اندیشید که توانست مکه را بدون خونریزی فتح کند و پس از فتح مکه با فرمان مشهور «إذهبوا فأنتم الطلقاء» دستور عفو عمومی داد و در صدد انتقام و اعمال خشونت برنیامد.
مورخان اذعان می‌دارند که شمار کشته‌های جنگ‌های زمان پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم-اعم از کافر و مسلمان، چیزی حدود کمتر از 1000 نفر بوده است. این در حالی است که شمار قربانیان جنگ‌های اول و دوم جهانی به ده‌ها میلیون نفر می‌رسد. با این همه اسلام دین ترور و خشونت معرفی می‌شود و مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر به زعم خویش و به منظور خشکاندن ریشه‌های ترور و خشونت در جوامع اسلامی هر روز خشونتی نو می‌آفرینند.
ما مسلمانان نیز باید با الهام از قرآن و با استناد به سیره پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم-،پرهیز از خشونت را در تعامل با دیگران و ایجاد تغییر و تحولات سیاسی، اجتماعی به عنوان یک اصل، در سرلوحه‌ی کار خویش قرار دهیم و گفتگو، باور به ضرورت نقد منصفانه، باور به تغییر و التزام به قرار دادهای اجتماعی با تاکید بر آموزه‌های اخلاقی را راهکار رسیدن به این هدف بدانیم.

1392/10/23

دلیر عباسی و لقمان حسن‌پور
قرآن جایگاهی بسیار مهم برای «شور» قایل شده است. به همین جهت پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- که خلق قرآنی دارد، عملاً بسیار بدان پایبند بوده و در زندگی عملیش آن را به کار گرفته است. همچنین قرآن مشورت کردن و رایزنی پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- با یارانش را عامل جذب آنها و عدم متفرق شدنشان دانسته و ایشان را به عفو و گذشت و طلب آمرزش و مشورت با یارانش امر فرموده است.: «... فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاستغفِرلهم و شاوِرهم فی الامر»(آل‌عمران:159) رفتار پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- به عنوان الگو آنچنان تاثیری در یارانش به جای گذاشته بود که حضرت عمر-رضی‌الله عنه- تعدادی از صحابه را همیشه در مدینه جهت شور و مشورت نگه می‌داشت و اجازه خروج از شهر را به آن ها نمی‌داد. مسلمانان چنان تربیت شده بودند که در ابزار رأی و نظر خود ولو این که مخالف پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- هم باشد، ترسی به دل راه نمی‌دادند.
پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- در مسائل مختلف با یارانش مشورت می‌کرد و در صورتی که آراء آنان را به صلاح و نفع می‌دانست، به آراء آنان عمل می‌نمود. از جمله می‌توان به موارد مهم مشورت پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- با یارانش به شرح ذیل اشاره نمود:
• مشورت با آنان در مورد محل چادر زدن سپاهش در غزوه‌ی بدر و پذیرش رأی پیشنهادی برخلاف رأی خودش.
• مشورت با آنان در مورد نحوه‌ی برخورد با أسرای بدر.
• مشورت با آنان در مورد نحوه و محل رویاروی با قریش در غزوه‌ی أحد.
• مشورت با آنان در مورد نحوه‌ی دادن امتیاز به بزر گان غطفان در مقابل عدم حمایتشان از احزاب در جنگ احزاب و پذیرش رأی پیشنهادی سعد بن معاذ و سعد بن عباده مبنی بر عدم پرداخت یک سوم محصولات مدینه به آنها برخلاف رأی خودش.
• واگذاری انتخاب خلیفه‌اش به عقل جمعی اصحاب بعد از وفاتش.
به همین خاطر است که عایشه-رضی‌الله‌عنها- می‌فرماید: «کسی را ندیدم که بیشتر از پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- با مردم مشورت کند».
در طول تاریخ بشر بزرگ‌ترین مانع و ترقی و وحدت و همبستگی و رفاه انسان‌ها و رشد استعدادهایشان و بارزترین عامل ظلم وستم به آنها از جنبه‌های فردی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی استبداد و خودکامگی بوده است. تمرکز قدرت اجرا و تصمیم‌گیری و منابع ثروت در دست یک نفر یا یک گروه خاص زیان‌های فراوانی در طول تاریخ به مردم وارد آورده است. پیامبران الهی همواره استبداد و خودکامگی را به چالش کشیده‌اند و اسلام برای ریشه‌کن کردن فردمحوری و استبداد از زندگی انسانها، اصل بسیار مترقی شورا را در تمام سطوح، حاکم بر تنظیم روابط اجتماعی از جمله خانواده، جامعه و حکومت مقرر فرموده‌اند تا با به اجرا گذاشتن آن، کرامت انسانها ارج نهاده شود و افراد در تعیین سرنوشتشان مشارکت داده شوند. سیره مبارک پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- مشحون از به اجرا در آمدن این اصل مترقی بوده است. رسیدن به آزادی، مشارکت و همبستگی اجتماعی وسیاسی جز از راه شورا مسیر نبوده و بهترین راهکار رسیدن به این هدف می‌تواند آموزش و فرهنگ‌سازی و تأسیس یا مشارکت در نهادهای مدنی باشد.
البته لازم به ذکر است که اصل شورا به مراتب مترقی‌تر و منطقی‌تر از دمکراسی کنونی می‌باشد. چرا که در شورا شایستگان امت به اتخاذ تصمیم‌های سرنوشت‌ساز جامعه همچون تعیین حاکم اسلامی و... می‌پردازند؛ ولی در غالب دمکراسی‌های کنونی عموم مردم در این امر دخیلند و آراء شایستگان و افراد ناشایست یکی تلقی شده و با یک معیار سنجیده می‌شوند.
می‌توان گفت که دمکراسی برای پیشگیری از استبداد و تمرکز قدرت در دست عده‌ای معدود است. اما چه بسا می‌بینیم که صاحبان قدرت و ثروت با سوء استفاده از قدرت و ثروت خود بر افکار عمومی غلبه نموده و با برگزاری انتخابات نمایشی مانع از تحقق هدف اصلی دمکراسی که حکومت مردم بر مردم است، می‌گردند.

1392/10/23

دلیر عباسی و لقمان حسن‌پور
خداوند بشر را فطرتاً موجودی اجتماعی خلق فرموده است. افراد جامعه وقتی می‌توانند در آسایش و آرامش به سربرند که به‌جای اینکه مزاحم هم گردند مراحم هم باشند. اگر افراد جامعه از دست و زبان همدیگر در امان باشند و هنگام مصائب و مشکلات به کمک و یاری یکدیگر امیدوار باشند آن چنان روحیه‌ای می گیرند که به کمک هم می‌توانند بر سخت‌ترین مشکلات زندگیشان فایق آیند. خداوند در طول تاریخ کسانی را از میان مردم بر می‌گزیند و آنان را با دستورات لازم به پیامبری مبعوث می‌کند تا زندگی و اخلاقشان سرمشق و الگویی برای دیگران باشد. اگر چه همه‌ی پیامبران در همه‌ی فضایل اخلاقی از جمله رحمت و مهربانی الگو و نمونه بوده‌اند امّا خداوند کریم در قرآن مجیدش محمّد-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- را «رحمة للعالمین» نامیده است: «و ما ارسلناک الّا رحمة للعالمین»(انبیاء/107).
الحق که پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- نیز در الگوی رحمت بودن برای همه جهانیان (مسلمانان، مشرکان، کودکان، بندگان، حیوانات و...) سنگ تمام گذاشته است و با رفتار مهربانه‌اش تمام جهانیان را انگشت به دهان کرده است.
اینک به نمونه هایی از رحمت بودن ایشان-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- اشاره می‌کنیم:
1- رحمتش به پدران و مادران: اوج مهربانی و رحمت پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- برای پدران و مادران در اینجا معلوم می‌شود که اجازه جهاد در راه خدا نمی‌داد مگر بعد از اجازه پدر و مادر نیازمند و با کسی که به علت آماده شدنش برای هجرت، پدر و مادرش به گریه افتادند، بیعت نکرد و به او امر کرد که پیششان برگردد و آنان را به خنده آورد.
2- رحمتش نسبت به دشمنان: در حالی که رسول الله-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- با دشمنانش جنگ می‌کرد، یارانش به او عرض کردند که چرا آنها را لعنت نمی‌کنی؟ فرمود: «انّما بُعِثتُ رحمة و لم اُبعث لعّاناً» من به عنوان پیامبر رحمت مبعوث شده‌ام نه به عنوان لعنت کننده. همیشه برای کافر و مسلمان دعای خیر می‌نمود نه دعای شر.(الاحیاء 2/321).
3- رحمتش به کودکان: وقتی اقرع بن حابس پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- را در حال بوسیدن حسن دید گفت: من ده فرزند دارم و تا حال هیچ کدام از آنها را نبوسیده ام. پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- فرمود: آیا خداوند مهربانی را از قلب تو بیرون کشیده است؟ «من لا یَرحم لا یُرحَم» هرکس رحم نکند مورد رحم قرار نمی‌گیرد. (فتح الباری 3/302 ، صحیح مسلم 15/76)
4- رحمتش به بردگان: پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- به اصحاب فرموده بود که: «بردگان شما برادران شما هستند. خداوند آن ها را زیر دست شما کرده است. پس هر کس برادرش زیر دستش بود باید از آن چه خود می‌خورد به او بدهد و با آن چه خود می‌پوشد او را بپوشاند. به کار سخت وادارش نکند و در کارهای سخت یاریشان کنید.(احیاء / 2/195)
5- رحمتش به حیوانات: پیامبر-صلی‌الله‌علیه‌وسلم- نسبت به رحمت و مهربانی با حیوانات بسیار توصیه می‌نمود از جمله می‌فرمود: حیوانات را از بچّه‌هایشان جدا نکنید. حیوانات را اخته نکنید، خداوند شخصی را به خاطر این که با کفش‌هایش به یک سگ آب داد، بخشید، و زن دیگری را به خاطر بدرفتاری با گربه‌ای به جهنم بُرد.(تیسیر الوصول/2/52)