دین و دعوت

عنوان تاریخ
هدف از آفرینش انسان (٢)؛ تبیین مفهوم درست و فراگیر بندگی (سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/10/27
هدف از آفرينش انسان (١)؛ تبیین مفهوم درست و فراگیر بندگی (سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/10/25
پاره‌ای از ویژگی‌های ایمان (سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/10/15
ایمان به قضا و قدر (سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/10/12
اخلاق (محمود محمودی-مریوان) 1397/10/07
آیات سکینه (گردآوری: سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/10/06
اخلاق در بینش اسلامی (محمود محمودی- مریوان) 1397/10/04
در سایه‌های سیره‌ی پیامبر (دکتر راغب سرجانی) (ترجمه: عبدالرحمن عزام) 1397/09/29
جایگاه مردان و زنان در بهشت (دکتر سید احمد هاشمی-معاونت تربیتی جماعت دعوت و اصلاح) 1397/09/26
روش‌های گوناگون برای رویارویی با دعوت (سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/09/25
پرهیز از خشم و پاداش بهشت (سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/09/23
دین، نصیحت است (سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/09/16
تدبّری در قرآن (محمود محمودی-مریوان) 1397/09/14
جشن میلاد و دلایل مخالفان و موافقان (دکتر اکرم کساب) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1397/09/12
او؛ پیامبرِ مهربانی‏ها بود (عبدالرحمن عزام) 1397/08/30
سیره (١)؛ نسب، ولادت و كودكی پیامبر-علیه الصّلوات والبرکات- (جمال اسماعیلی و دیگران) 1397/08/28
اخلاق نيكو (مجموعەای از نویسندگان) 1397/08/25
پیروی از هوا و هوس (مجموعەای از نویسندگان) 1397/08/23
اصلاح میان مردم با داوری عادلانه میان آن‌ها (مجموعەای از نویسندگان) 1397/08/06
ایمان و استقامت (مجموعەای از نویسندگان) 1397/08/05
سیره‌ی نبوی، نافی و خلاف خشونت‌طلبی است (عبدالقادر نیازی) 1397/07/21
هلاکت، فرجام بزهکاران (عبدالرحمن عزام) 1397/07/19
پانزده عبارت از فواید رضا در قلب (گردآوری: سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/06/29
پیشگامان کیفر الهی (دکتر سعد الکبیسی) (ترجمه: احمد عباسی) 1397/06/27
درس‌هایی از هجرت (گردآوری: سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/06/25
پیامبرت را بشناس؛ محمد رسو‌ل‌الله – صلّی‌الله علیه وسلّم– (پاره‌ی چهارم و پایانی) (محمّد جمالزهی) 1397/06/23
هجرت پیامبر به سوی مدینه (محمّد جمالزهی) 1397/06/22
پیامبرت را بشناس؛ محمد رسو‌ل‌الله – صلّی‌الله علیه وسلّم– (پاره‌ی دوّم) (محمّد جمالزهی) 1397/06/21
پیامبرت را بشناس؛ محمد رسو‌ل‌الله – صلّی‌الله علیه وسلّم– (پاره‌ی نخست) (محمّد جمالزهی) 1397/06/19
آیا سنّت بسان قرآن محفوظ است؟ پاره‌ی نخست (احمد یوسف السید) (ترجمه: عرفان حسین‌پناهی) 1397/06/11
پیام و رسالت عید قربان (محمد کامل البنا) (ترجمه: حمید محمودپور - مهاباد) 1397/05/30
احکام و مناسک حج و عمره- پاره‌ی دوّم و پایانی (گردآوری: شیخ محمد عقیل سلطان العلماء) 1397/05/29
احکام و مناسک حج و عمره- پارەی نخست (گردآوری: شیخ محمد عقیل سلطان العلماء) 1397/05/28
مفهوم حج (محمد راتب نابلسی) (ترجمه: واحد ترجمه پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/05/22
قرآن به سوی آزادی فرا می‌خواند (عصام تليمة) (ترجمه: عرفان حسین‌پناهی) 1397/05/21
ضرورت اخلاص در دعوت (استاد جمعه امین عبدالعزیز) (ترجمه: واحد ترجمەی پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/05/11
اصول دهگانه خوشبختی از منظر سوره‌ی ٳنشراح (وصفی عاشور ابوزید) (ترجمه: احمد عباسی) 1397/05/07
ثمرات قرائت قرآن (ترجمه: واحد ترجمەی پایگاە اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/04/28
بترس ز آه مظلومان! (عبدالرحمن عزام) 1397/04/19
با چه نیّتی قرآن می‌خوانی؟ (گردآوری: سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1397/04/10
احیای شب و روز (دکتر احمد ریسونی) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1397/04/08
سخنی با هم‌قطاران و سایر برادران ایمانیِ گرانقدرم (حیدر غلامی) 1397/04/02
اجتهاد و تقلید و سلف صالح امت / ائمه‌‌‌ی اربعه و فقه پویا و بالنده در زندان جمود و تحجّر‌ - بخش سوّم (نویسنده: عبدالرحمن عبدالخالق- کویت) (ترجمه: عبدالرحیم فرامرزی (با اندکی دخل و تصرّف‌) - پیرانشهر) 1397/04/02
اقبال از تجربه‌ی خود در تعامل با قرآن می‌گوید (الحاق جوادی) 1397/03/29
اجتهاد و تقلید و سلف صالح امت / ائمه‌‌‌ی اربعه و فقه پویا و بالنده در زندان جمود و تحجّر‌ - بخش دوّم (عبدالرحمن عبدالخالق- کویت) (ترجمه: عبدالرحیم فرامرزی (با اندکی دخل و تصرّف‌) - پیرانشهر) 1397/03/22
به سوی سکوهای پروازِ ماهِ رمضان (یوسف عزیزپور) 1397/03/20
نفحات‌ جان‌بخش لیالی قدر را دریابیم (حیدر غلامی) 1397/03/19
اجتهاد و تقلید و سلف صالح امت / ائمه‌‌‌ی اربعه و فقه پویا و بالنده در زندان جمود و تحجّر‌ - بخش اوّل (عبدالرحمن عبدالخالق- کویت) (ترجمه: عبدالرحیم فرامرزی (با اندکی دخل و تصرّف‌) - پیرانشهر) 1397/03/18
ارزش قدر و قدر ارزش‌ها (جلال معروفیان) 1397/03/16
با صالحان در رمضان (با صالحان در رمضان) (ترجمه: عبدالرحمن عزام) 1397/03/10
مفهوم صحیح بندگی و جوانب آن خداوند حکیم ما را آفریده تا وی را با نهایت فروتنی، عشق و علاقه بندگی نماییم؛ بنابراین باید بدانیم که این فرمان‌برداری در چه زمینه‌هایی خواهد بود؟ و کدام یک از جوانب زندگی را تحت پوشش خود قرار می‌دهد؟ در حقیقت پاسخ به این پرسش‌هاست که مفهوم بندگی و وسعت ابعاد آن را برای ما روشن می‌سازد.  فراگیری بندگی در همه‌ی امور دینی  امام ابن‌تیمیه ـ‌ رحمه الله‌ـ در پاسخ به سؤالی پیرامون مفهوم عبادت و شاخه‌های آن می‌فرماید
هدف از آفرينش انسان چرا خداوند انسان را آفريده است؟ هدف از آفرينش وي چيست؟ و بالأخره انسان در اين دنيا چه مسؤوليتى به عهده دارد؟ هر انسانى موظّف است اين سه سؤال را از خود بپرسد و مدتي به پاسخ آن‌ها بينديشد؛ چرا که هرگونه جهل و نادانى ـ هر اندازه بزرگ و داراى عواقبى وخيم باشد ـ شايد قابل عفو و بخشش باشد، اما اگر انسان نسبت به هدف‌آفرينش و مسؤوليت خود و همنوعان‌اش در اين دنيا بى‌اطلاع باشد، قابل چشم‌پوشى نيست. هر آفريننده‌يی راز آفرينش خود را به خوبی می‌داند، پس بايد ما نيز هدف از آفرينش خود را از خدای خالق و مدبّر جويا شويم.
 از پیامبر - صلّی الله علیه وسلّم-  نقل شده است که:  عن أبی هُرَیرَةَ رضی الله عنهُ: أنَّ رسُولَ اللهِ صلّى الله علیه وسلّم قال: «مَنْ كانَ یؤْمِنُ باللهِ والْیوْمِ الآخِرِ فَلْیقُل خَیراً اَوْ لِیصْمُتْ، ومَنْ كانَ یؤمِنُ باللهِ والْیوْمِ الآخِرِ فَلْیكْرِمْ جارَهُ، ومَنْ كانَ یؤْمِنُ باللهِ والْیوْمِ الآخِرِ فَلْیكْرِمْ ضَیفَهُ.»[١]، «از ابوهریره-رضی الله عنه- روایت شده است كه پیامبر خدا- صلّی الله علیه وسلّم- فرمود: «كسی كه به خدا و روز قیامت ایمان دارد، ‌باید یا سخن نیك بگوید یا ساكت شود؛ و کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید همسایه‌اش را اکرام کند و کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید مهمان‌اش را گرامی بدارد.»
تعریف قضا و قدر علما، تعاریف متفاوتی از قضا و قدر ارایه کرده‌اند؛ برخی هر دو را یکی دانسته و برخی «قضا» را از «قدر» جدا کرده و برای هر یک تعریفی جداگانه ارایه داده‌اند. در این‌جا تعاریفی را كه از نظر ما دقیق‌تر به نظر می‌رسند ذكر خواهیم كرد: «قضا» یعنی آفرینش موجودات توسط خداوند از روی علم، اراده و توان الهی و «قَدَر» یعنی آگاهی خدای متعال از آن‌چه در آینده برای موجودات پیش می‌آید؛ یعنی قدر با صفت علم خداوند مرتبط است.
«و إنّک لعلی خُلُق عظیم» «إنّی بُعِثتُ لأُتَمِّمَ مَکارمَ الأخلاق» «أکملُ المؤمنینَ إیماناً أحسنُهُم أخلاقاً».     آن‌چه از یک درخت روی زمین می‌بینیم، همه‌ی درخت نیست و اتفاقاً برابر و شاید بیش‌تر از آن را که ریشه‌های درخت است و در زیر خاک قرار دارند، نمی‌بینیم. انسان نیز شبیه درخت است! ما همدیگر را از روی ظاهرمان می‌شناسیم اما واقعیت این است که تمام وجود ما همین ظاهر نیست و اساساً  ما چیزی غیر از این ظاهر هستیم!
«وقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ» [بقره:٢٤٨]  و پيامبرشان بديشان گفت: در حقيقت، نشانه پادشاهى او اين است كه آن صندوق [عهد] كه در آن آرامش خاطرى از جانب پروردگارتان است «ثُمَّ أَنزَلَ اللَّـهُ سَكِينَتَهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ» [توبه:٢٦] آنگاه خدا آرامش خود را بر فرستاده خود و بر مؤمنان فرود آورد. «إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّـهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّـهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا» [توبه:٤٠] آنگاه كه در غار [ثور] بودند، وقتى به همراه خود مى‌گفت: اندوه مدار كه خدا با ماست. پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد، و او را با سپاهيانى كه آنها را نمى‌ديديد تأييد كرد.
«اَخلاق» جمع «خُلُق» است. «خَلق» و «خُلُق» هم خانواده‌اند. «خَلق»: ساختار بدنی و «خُلُق»: ساختار روانی انسان است. ساختار بدنی و ساختار روانی، قابل جایگزینی نیستند. ساختار بدنی  را می‌توان آراست و زیبا کرد. هم چنان که ساختار روانی را می‌توان بهتر و متعادل‌تر کرد. در مَثَل همانند سیاه‌پوستی که با شستشو تمیز می‌شود اما رنگ پوستش پا بر جا می‌مانَد! 
 لحظاتی که انسان به بحث و پژوهش و خواندنِ زندگی و سیرتِ پیامبر صلی الله علیه وسلم سپری می‌نماید، براستی از ارزنده‌ترین لحظه‌های عمر به شمار می‌رود؛ زیرا زندگی پیامبر صلی الله علیه وسلم، زندگی درست و راستینی است که هیچ کمی و کاستی ای در آن رخ نمی‌نماید. و با همه جزئیاتش، لبریز از بهره و سود و منفعت است. براستی این زندگی با وجود همه درد و اندوه های نهفته در خود، زندگی بهره‌مندیها و بهره‌وریهاست.
سؤال ١: چرا در قرآن غالب نعمت‌های بهشتی برای مردان قرار داده‌شده است؟ سؤال ٢: درحالی‌که از ديدگاه قرآن، مردان در بهشت از نعمت حوریان برخوردارند اما چرا این نعمت در بهشت برای زنان وجود ندارد؟ پاسخ: در مورد سؤال اول عرض شود که غالب نعمت‌هایی که در قرآن برای بهشتیان قرار داده‌شده است، مرد و زن در آن شریک‌اند به دو دلیل: اول اینکه: خطاب جمعِ مذکر در زبان عربی صرفاً معطوف به مردان نیست، بلکه زنان را نیز شامل می‌شود و نه برعکس.
هنگامی که قریش متوجّه شد که تکذیب و رویگردانی، پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم - را از دعوت خویش منصرف نمی‌کند، باری دیگر در فکر فرو رفتند و ابزارهایی برای سرکوب این دعوت برگزیدند که در موارد ذیل خلاصه می‌شوند:  تمسخر، تحقیر، ریشخند و تکذیب هدف قریشیان خوار کردن مسلمانان و سست کردن توان معنوی آنان بود. بنابراین تهمت‌های خنده‌دار و ناسزاهای ابلهانه‌ای بر پیامبر زدند؛
عن أبی هُرَیرَةَ رضی اللهُ عنه أنَّ رَجُلاً قال لِلنَّبِّی- صلّی الله علیه وسلّم -: «أَوْصِنِی»، قالَ: «لا تَغْضَبْ»، فَرَدَّدَ مِرَاراً، قال: «لا تَغْضَبْ»[١]، از ابوهریره- رضی الله عنه - روایت شده است كه مردی به پیامبر خدا- صلّی الله علیه وسلّم - گفت: مرا نصیحتی كن. پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم - فرمود:‌ «خشمگین مشو». آن مرد چندین بار خواسته‌ی خود را باز گفت. پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم - فرمود: «خشمگین مشو.»
عَنْ أبِی رُقَیَّةَ تَمِیمِ بنِ أوْسٍ الدَّارِی رضی اللهُ عنه: أَنَّ النَّبی- صلّى الله علیه وسلّم- قالَ: «الدِّینُ النَّصِیحَةُ.» قُلْنَا: لِمَنْ؟ قالَ: «للهِ، ولِکتَابِهِ، ولِرَسُولِهِ، ولِلأَئِمةِ المُسْلِمِینَ، وعامَّتِهِمْ.»[١]، «از ابورقیه، تمیم بن اوس داریt روایت شده است که پیامبر خدا- صلّى الله علیه وسلّم- فرمود: دین خیرخواهی است.» گفتیم: برای چه کسی؟ فرمود: «برای خدا، کتاب خدا، پیامبر خدا، زمامداران و عموم مسلمانان.» 
عالمان گمراه «وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ ٱلَّذِيٓ ءَاتَيۡنَٰهُ ءَايَٰتِنَا فَٱنسَلَخَ مِنۡهَا فَأَتۡبَعَهُ ٱلشَّيۡطَٰنُ فَكَانَ مِنَ ٱلۡغَاوِينَ. وَلَوۡ شِئۡنَا لَرَفَعۡنَٰهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُۥٓ أَخۡلَدَ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُۚ فَمَثَلُهُۥ كَمَثَلِ ٱلۡكَلۡبِ إِن تَحۡمِلۡ عَلَيۡهِ يَلۡهَثۡ أَوۡ تَتۡرُكۡهُ يَلۡهَثۚ ذَّٰلِكَ مَثَلُ ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِ‍َٔايَٰتِنَاۚ فَٱقۡصُصِ ٱلۡقَصَصَ لَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ[١]». در این آیات به کسی اشاره شده است که آیات الهی به او عطا می‌گردد. مفسّران او را «عالِم دینی» دانسته‌اند. انتظار می‌رفته است که آیات الهی، موجودیت و کیان او را فراگیرند و یک «عالِم ربّانی» باشد
هر سال با آغاز ماه ربیع الاول سخن از برگزاری جشن میلاد رسول گرامی اسلام در محافل مطرح می‌شود. گروهی که این جشن‌ها را برگزار می‌کنند از سوی مخالفان (تحریم کنندگان مراسم میلاد) به بدعت‌گذاری متّهم می‌شوند و گروه نخست (قائلان به جواز مولودی) تحریم‌کنندگان را به سختگیری و افراط متّهم می‌کنند. جای شگفتی است که هر سال همین فتاوا مطرح می‌شود و هر یک از دو طرف نوک قلم‌هایشان را تیز می‌کنند
تاریکی همه‌‏جا را فرا گرفته بود، چراغ‏های فروزانی که پیامبران الهی، با نور معرفت روشن نموده بودند، بر اثرِ گرداب‏ها و گردبادهای وحشت و ظلمت، کورسویی بیش از آن‏ها باقی نمانده بود.  بشریت اینک پرده‌‏ی ضمخت تاریکی جلو چشمانش را گرفته بود و نمی‌‏دانست به کدام سوی، رو کند تا دری به روی آفتاب و راهی به سوی روشنایی باز یافته و خود را از وحشتکده‌‏ی ظلمانی‌ای که از هر جانب او را در بر گرفته بود، نجات دهد.
ضرورت مدارسه‌ی سیره‌ی پیامبر-علیه الصّلوات والبرکات- مدارسه‌ی سیره‌ی پیامبر-علیه الصّلوات والبرکات- از جهات زیر ضروری است: ١-     سیره‌ی پیامبر-علیه الصّلوات والبرکات- تفسیر و تطبیق عملی قرآن بوده و بدون شک پیامبر-علیه الصّلوات والبرکات- اولین و بزرگترین کسی است که قرآن را به معنی واقعی فهمیده و تفسیر نموده است و نیز در حیات فردی و جمعی خود آن را اجرا كرده است. وَمَا أَنزَلْنَا عَلَیكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَینَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ ۙوَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ یؤْمِنُونَ[١] «و اما این كتاب [قرآن] را بر تو نازل نكردیم
مقدّمه: پیامبر خدا - علیه الصلوات والبرکات- هدف نهاییِ بعثت خود را با این جمله مشخّص فرموده ‏است:  [إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ صَالِحَی  الأَخْلَاقِ][١] (من برای کامل کردن فضایل اخلاقی مبعوث شده‌ام.)  گویی رسالتی که حرکت خود را در مسیر تاریخ زندگی آغاز کرده و صاحب آن رسالت، تلاشی چشم‌گیر را برای گسترش آن متحمّل شده و مردم را پیرامون آن گرد آورده است، به چیزی بالاتر از تقویت فضایل انسانی و ترسیم افق‌های کمال نمی‌اندیشد و این رسالت می‏‌خواهد انسان‌ها با بصیرت به سوی فضایل اخلاقی گام بردارند.
«پیروی از هوی و هوس» در لغت تنها زمانی مشخّص می‌شود که هوی به‌‏درستی تعریف شود.  هوی چند معنا دارد؛ ازجمله: ١. گرایش نفس انسان به سوی چیزهایی که آرزو می‌کند. ٢. درخواست نفس برای دست‏یابی به چیزهایی که دوست دارد. ٣. محبّت به چیزی و غلبه‌ی آن بر قلب انسان. ٤. عشق ورزیدن به چیزی و چیره شدن آن بر قلب انسان. (لسان العرب، ابن ‏منظور، ١٥/٣٧٢)
عَنْ أَبِی هُرَیرَةَ - رضي الله عنه - قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ عليه الصّلوات والبركات: «كُلُّ سُلاَمَى مِنَ النَّاسِ عَلَیهِ صَدَقَةٌ، كُلَّ یوْمٍ تَطْلُعُ فِیهِ الشَّمْسُ: تَعْدِلُ بَینَ الاِثْنَینِ صَدَقَةٌ، وَتُعِینُ الرَّجُلَ فِى دَابَّتِهِ فَتَحْمِلُهُ عَلَیهَا أَوْ تَرْفَعُ لَهُ عَلَیهَا مَتَاعَهُ صَدَقَةٌ، وَالْكَلِمَةُ الطَّیبَةُ صَدَقَةٌ، وَكُلُّ خَطْوَةٍ تَمْشِیهَا إِلَى الصَّلاَةِ صَدَقَةٌ، وَتُمِیطُ الأَذَى عَنِ الطَّرِیقِ صَدَقَةٌ»[١] (از ابی هریره- رضي الله عنه -روایت شده است که گفت: پیامبر-عليه الصّلوات والبركات- فرمودند
 عَن أبِی عَمرو ـ و قیل: أبی عَمرَة ـ سُفْیان بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الثَّقَفِىِّ قَالَ قُلْتُ یا رَسُولَ اللَّهِ قُلْ لِى فِى الإِسْلاَمِ قَوْلاً لاَ أَسْأَلُ عَنْهُ أَحَدًا غَیرَكَ. قَالَ - عليه الصّلوات والبركات-: «قُلْ آمَنْتُ بِاللَّهِ فَاسْتَقِمْ.»[١]  (از ابی عمرو [و نیز] گفته شده: از ابی عمرة، (سفیان بن عبدالله الثقفی) روایت شده  است که فرمود: به پیامبر- عليه الصّلوات والبركات- عرض کردم: «درباره‌ی اسلام چیزی به من بگویید که از کس دیگری جز شما نپرسم پیامبر- عليه الصّلوات والبركات- فرمودند: «بگو به خدا ایمان آوردم؛ سپس بر این گفته‌ی خود استقامت و پایداری نما.»)
در روزگاری که از هر سو دست به دست هم داده‌اند تا اسلام را یک دین انسان‌ستیز، خشن و خونبار جلوه دهند و در این میان گروههای تکفیری و در رأس آن‌ها داعش، القاعده و طالبان، به نام و با سوء استفاده کردن و ابزاری کردن دین برای کشتار آدمیان، پیشتاز این بدنامی گشته‌اند، سزاوار است که مسلمانان متعهّد و اسلام‌شناسان، مروری دوباره درباره‌ی سیره و سنّت مبارک نبیّ مکرّم اسلام –صلّی الله علیه وعلی آله وسلّم- داشته باشند. 
با نگاه به قرآن کریم، سنّت پاکیزه‏ی پیامبر فرزانه‏ی اسلام و سرنوشت امت‌های پیشین، در می‌یابیم که سبب عمده در از بین رفتن و هلاکت پاره‌ای از امت‏های گذشته، همانا دست یازیدن به گناه و قد علم نمودن و مواجهه با اوامر الهی بوده است که با گذشتن از مرز محرّمات و زیر پا نمودن خط سرخ‌های الهی و نادیده گرفتن ارزش‌ها و آموزه‌های دینی، پرچم جنگِ با خدا را بلند نموده و دست به طغیان و سرکشی زده‌اند.
١-  بسیاری از مردم نمی‌دانند که ذرّه‌ای صبر و رضا در قلب، گاهی به سنگینی کوهی از اعمال جوارح است و وظیفه‌ی ترازوی قیامت آن است که اعمال را وزن کند نه شمارش. ٢-  رضای تو شرط رضای اوست! یحیی بن معاذ می‌گوید: اگر تو از خدا راضی نیستی چگونه می‌خواهی از تو راضی باشد؟ ٣-  اگر پرده‌های غیب کنار زده شود، یقینا شما همان را برای خود انتخاب می‌کنید که علام الغیوب برایتان انتخاب کرده است. ٤-  چه خیرهایی که برایت پیش آمده است و تو از آن ناخشنود بوده‌ای! چه بخشش‌هایی که در لابلای امتحانات و سختی‌ها برایت مقدّر شده است
یکی از موارد اعجاز دین و محاسن و نقاط قوت شریعت الهی این است که همه‌ی واجبات بخاطر جلب و تأمین مصالح دینی و دنیایی و همه‌ی محرّمات نیز تنها در راستای رفع و ریشه‌کن ساختن آثار زیان‌بخش و مفاسد مربوط به دنیا و آخرت انسانها، صورت گرفته است. از جمله موارد مهمّ دفع مفاسد دنیوی و اخروی مطالبی است که در حدیث مشهور وارد در صحیح مسلم آمده است؛ خلاصه و چکیده آن بدین شرح است:
نخست: اخلاص و پاکبازی: از عمر بن خطاب روایت است که رسول خدا فرموده است:  "إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ، وَإِنَّمَا لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى، فَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ فَهِجْرَتُهُ إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ، وَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ لِدُنْيَا يُصِيبُهَا، أَوِ امْرَأَةٍ يَتَزَوَّجُهَا، فَهِجْرَتُهُ إِلَى مَا هَاجَرَ إِلَيْهِ" [روایت بخاری]  اعمال به نیت بستگی دارد و عمل هر کس در گرو نیت اوست. هر کس هجرتش در راه خدا و رسولش باشد
غزوات پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم–  چون مسلمانان قوت و شوکت یافتند بر آنها جهاد فرض شد (اینکه اگر مشرکی بر آنها تاخت آنها می‌توانند در مقابل از خود دفاع کنند):  ﴿كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡقِتَالُ وَهُوَ كُرۡهٞ لَّكُمۡۖ وَعَسَىٰٓ أَن تَكۡرَهُواْ شَيۡ‍ٔٗا وَهُوَ خَيۡرٞ لَّكُمۡ﴾ [البقرة: ٢١٦]. پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– ٢٨ غزوه را سرپرستی نمود و در ٩ غزوه خود او شرکت داشتند و آنها عبارتند از: بدر ـ احد ـ المریسیع ـ خندق ـ قریظه ـ بنی المصطلق ـ تبوک ـ خیبر ـ فتح مکه ـ حنین و طائف. 
چون مشرکین مشاهده کردند که مسلمین به سوی مدینه هجرت کرده‌اند و از اینکه رسول اکرم– صلّی‌الله علیه وسلّم– به آنها ملحق شود خوف داشتند زیرا با رسیدن رسول‌الله– صلّی‌الله علیه وسلّم– پایه‌های اسلام در آن دیار مستحکم می‌شد، و از این می‌ترسیدند که مبادا مسلمانان امنیت راه و تجارت آنها را مختل کنند. لذا همه مشرکین تصمیم گرفتند پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– را به قتل برسانند و برای همیشه از جانب او راحت شوند.
سال دهم تا سیزدهم بعثت  صبر بر بلا  با ارتحال ابوطالب اذیت و آزار مشرکین بر پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– بیشتر شد، و پیامبرج چون کوه استوار بر مصایب و بلاها صبر می‌کرد. و بزرگ و کوچک را به طرف پروردگار دعوت می‌داد و کسانی را که خداوند به آنها توفیق می‌داد دعوت او را قبول می‌کردند. قریش اذیت و آزار را تا جایی ادامه دادند که روزی پیامبر– صلّی‌الله علیه وسلّم– در کعبه نماز می‌خواند و عقبه ‌بن ابن معیط شکمبه‌ی شتر را بر گردن آن حضرت– صلّی‌الله علیه وسلّم– گذاشت. و فاطمه -رضی‌الله عنها- دوید و آن را دور انداخت.
نسب ـ والدین عموها ـ عمه‌ها آن حضرت– صلّی‌الله علیه وسلّم–  او ابوالقاسم محمدبن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی‌بن کلاب بن مره بن کعب‌بن لوی بن غالب بن فهر بن مالک بن النضر بن کنانه‌بن خزیمة بن مدركة بن إلیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان است، تا اینجا همه مورخین اتفاق دارند ولی بعد از این مقداری در روایات در مورد اجداد حضرت رسول اکرم– صلّی‌الله علیه وسلّم– اختلاف نظر است.
برای تحقیق و تأمّل در موضوع حفظ سنّت پیامبر، ابتدا لازم است بین دو سؤال که کاملاً سنخ و قماش آنها با یکدیگر متفاوت است و لوازم گوناگونی از آن‌ها منتج خواهد شد، تفاوت قایل شد. سؤال اوّل: آیا هم چنان که خداوند، قرآن را از تحریف مصون و محفوظ نگه داشته، سنّت را نیز محافظت کرده است؟  سؤال دوّم: چرا خداوند سنّت را از دست درازی نگه نداشت؛ همان‌طور که قرآن را حافظ بود؟ 
این ماه، ماه ذی الحجه است و دهمین روز آن عید قربان برگزار می شود. در این روزهای به یاد ماندنی انبوهی از خاطرات به ذهن خطور می کند. چه خاطرات شریف و بزرگ و شیرین و والایی در این ایام وجود دارند. همین عید مبارک دارای خاطرات باشکوهی است که شایسته است مسلمانان، آن را به یاد داشته باشند و زنده نگه دارند؛
اعمالی که در روز عید حج در منی و غیره به جا آید بعد از طلوع آفتاب بروز عید حج، حجّاج (حج‌کنندگان) به منی می‌رسند یکسر به نزد ستون عقبه می‌روند و هفت سنگ به آن می‌اندازند و هنگام سنگ انداختن به ستون عقبه رو به ستون عقبه می‌نمایند، دگر کسانی که هدی همراه دارند یا فدیه لازم‌شان است یا قربانی می‌کنند همه در منی گوشتی را کارد می‌دهند، دگر موی سر یا بعضی از آن می‌تراشند، آن وقت به مکّه می‌روند (آداب دخول مکّه در فصل دخول مکّه می‌آید) و طواف رکن را به جا می‌آورند پس از آن سعی ننموده‌‌اند و به منی بر می‌گردند
مقدمه بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله الذی جعل کلمة التوحید حرزا من النار وحصنا، وجعل البیت مثابة للناس وامنا، والصلوة و السلام علی سیدنا محمد خانم النبیین وامام الـمتقین وقائد الغر الـمحجلین، الذی اصطفاه الله من خیرة بنی اسمـاعیل، رافع قواعد البیت مع ابیه الخلیل ابراهیم، قال الله ﻷ في کتابه الحکیم: ﴿وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا  إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ١٢٧﴾ [البقرة: ١٢٧]. چهارمین رکن از ارکان پنجگانه اسلام حج است
کل دین یعنی رسیدن به خداوند و اگر بنده‌ای به خدا برسد از نزدیکی با او احساس رستگاری می‌کند. برادران مسلمان‌‌ همانطوری که می‌دانید اسلام عبارت است از عقیده، عبادت، رفتار و آداب؛ بنابراین عبادات یک چهارم اسلام را تشکیل می‌دهند. چندی پیش از عبادت روزه فارغ شدیم؛ عبادات در اصل برای ارتباط تنگاتنگ با خداوند تشریع شده است و جالب است که ما روزانه در نمازهای پنج‌گانه این کار را تمرین می‌کنیم.
قرآن کتابی است آزادیخواه و مقاصدنگر، اهداف فراوانی مطمح نظر قرآن هست که خواننده‌ی خود را به تأمّل و تدبّر در آنها فرا می‌خواند. از مهمترین اهداف قرآنی می‌توان به آزادی اراده و انتخاب آدمی اشاره کرد. از دیدگاه قرآن نوع دین‌ورزی، رنگ، نژاد و طبقه‌ی اجتماعی انسانها تأثیری در اهدای مطلق آزادی ندارد
در بسیاری از کشورها مشکل حرکت اسلامی این است که گستره‌ی دعوت فراتر از قدرت جذب رهبری برای آن بوده است؛ البته این مسأله چندان مهم نیست چون دعوت‌ها در آغاز و در مرحله‌ی گسترش با چنین سرنوشتی روبرو می‌شوند. بیداری اسلامی معاصر در هر سو گسترش یافته
اصل اول: انحصار سعادت و خوشبختی در دست خداوند، این اصل از آیه نخست سور مبارکه شرح ( ٲلم نشرح )  استنباط می‌گردد، پس تنها خدای سبحان است که زمینه انشراح و گشادگی را فراهم می‌سازد زیرا سعادت نیز همچون سایر معانی ( مرگ، حیات و... ) آفریده‌ای از آفریده‌های اوست، یعنی این آفریدە خویش را در درون هر که بخواهد ـ
قرائت قرآن ثمرات بی‌شماری دارد و احادیث نبوی و آثاری به جا مانده از صحابه و تابعین بر این مهم دلالت می‌کند. برخی از ثمرات قرائت قرآن عبارتند از:  قاری قرآن هم‌نشین بزرگان و از بهترین مردمان است و درجه‌ای بالاتر از همگان دارد. قاری از هر حرف قرآن حسنه‌ای می‌برد و حسنه تا ده برابر زیاد می‌شود. قاری در سایه‌ی رحمت خداوند است؛ ملائکه به گردش حلقه می‌زنند و آرامش الهی بر او فرود می‌آید. خداوند قلب قاری قرآن را منور و او را از تاریکی‌های روز قیامت محافظت می‌کند و سختی‌ها را از او دور می‌سازد.
الله متعال برای به خوبی سپری شدنِ زندگی انسان، او را با خوبی‏ها، راستی‏ها و درستی‏ها آَشنا نمود و بدی‏ها، زشتی‏ها و نارسایی‏ها را به او شناساند تا خوبی‏ها را فراچنگ آورد و از زشتی‏ها، خویشتنِ خویش را دور بدارد. لذا از بَدو خلقتش هنگامی که او را در بهشت برین خود جای داد، بدو آموخت تا از زیبایی‏ها بهره ور گردیده و با فرمان؛ {اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلاَ مِنْهَا رَغَداً حَيْثُ شِئْتُمَا} [بقره:٣٥] «تو با همسرت در بهشت سكونت كن و از (نعمت‏هاي فراوان و گوارای) آن، هرچه و هر كجا كه مي‌خواهيد، خوش و آسوده بخوريد» او را از همه‏ی نعمت‏های فراوان و گوارای بهشت، برخوردار نمود. و از او خواست تا در مقابلِ این همه انعام و بخشش، فقط او تعالی را سپاس گوید و نعمتش را شکر، بجای آورد؛ {كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلّهِ} [بقره:١٧٢]
بسیاری از مسلمانان قرآن را تنها به قصد اجر و ثواب می‌خوانند و از منافع فراوان آن تنها به همین بسنده می‌کنند. هر کس قرآن را با هر نیّتی بخواند به آن دست می‌یابد؛ زیرا پیامبر اسلام فرموده است: اعمال به نیّات بستگی دارد و عمل هر کس در گرو نیّت اوست. قرآن آیین زندگی است و نیّت، وسیله‌ی تجارت علماست. به همین خاطر به خود و برادرانم یادآوری می‌کنم که نیّت خود را در قرائت این‌گونه قرار دهند:
در قرآن کریم دو سوره‌ی مشابه و هم‌جوار وجود دارد که از نظر زمانی و مکانی شباهت زیادی به هم دارند؛ سوره‌ی مزّمّل و مدّثّر. به لحاظ تشابه ملاحظه می‌شود که در لفظ و معنا به هم نزدیک هستند یعنی هر دو سوره با خطاب به رسول خدا آغاز می‌شوند: «يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ» و «يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ» هم‌چنین هر دو سوره به قیام و برخاستن امر می‌کند. به لحاظ زمانی هم هر دو سوره پشت سر هم یا در فاصله‌ی زمانی نزدیک به هم در اوایل بعثت نازل شده‌اند. به لحاظ هم‌جواری نیز هر دو سوره در مصحف شریف در کنار هم آمده‌اند با این‌که بسیاری از سوره‌ها و آیات قرآن در نزول نزدیک به هم امّا در ترتیب دور از هم قرار دارند.
هرازچندگاهی در فضای مجازی عده‌ای به بهانه‌های مختلف، «جماعت دعوت و اصلاح» را آماج حمله و تهمت قرار می‌دهند. این افراد با نیّت‌خوانی و تکیه بر ظنّ و گمان‌های خویش، بر مسند قضاوت نشسته و باب میلِ خود، بدون رعایت اصول اخلاقی و توجّه به آیاتی چون: مَّا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ﴿ق: ١٨﴾ » کلماتی چون خائن، معامله‌گر، عامل تفرّق و ... را به جماعت نسبت می‌دهند. امری که به هیچ وجه زیبنده‌ی مسلمانی عادّی نیست؛ چه رسد به مسلمانی که ادّعای دعوتگری و ... را دارد.   جماعتی كه بر اساس آموزه‌های قرآن و سنّت و با فهم عصری از دین در سایه‌ی اجتهاد گروهی، حركت می‌كند. 
ثوابت و متغیرات دین: مسلمانان بخاطر فهم نادرست از آیه‌ی ٣ سوره‌ی مائده  دچار ضرر عظیم گردیده‌اند. آنجا که خداوند می‌فرماید: «ما امروز دین را برای شما کامل گردانیده‌ام و نعمت را بر شما تمام نموده و راضی شدم که اسلام دین شما باشد.» نیز حدیث رسول خدا که فرمود: «هر کس چیزی جدیدی دردین ما بوجود آورد که قبلاً‌ در دین نبوده باشد مردود است ( اخراج از بخاری – مسلم و ابن ماجه) بر اساس این فهم خطا و نادرست، چنین حکم شده که هر گونه اضافه‌ی در دین باطل و مردود می‌باشد. در نتیجه یک باب مهم از ابواب اسلام که اجتهاد تطبیقی است تعطیل نمودند و به حالت جمود و خشک و ثابت، در مقابل مشکلات و تغییرات عصری متوقف شدند.
بخوان، گویی که بر خودت نازل گشته! شاعر بزرگ، محمد اقبال لاهوری گوید: تلاش داشتم روزانه بعد از نماز صبح قرآن بخوانم، پدرم -هر روز که مرا می‌دید- از من می‌پرسید: چه کار می‌کنی؟! من پاسخ می‌دادم: قرآن می‌خوانم. بر این منوال سه سال پیاپی سپری شد و او همچنان سؤالش‌ را می‌پرسید و من هم همان جواب را بازگو می‌کردم. تا اینکه روزی به او گفتم: پدر منظورت چیست که پیوسته این سؤال‌ را از من می‌پرسی و من هم همان جواب همیشگی را باز می‌گویم؛ با این وجود باز هم روز بعد سؤالت‌ را از نو باز می‌پرسی‌؟! پدر گفت: فرزندم می‌خواهم به تو بگویم: به گونه‌ای‌ قرآن بخوان، گویی که -مستقیم از نزد خدا- بر خودت نازل شده است!
آیا مجتهد مطلق وجود دارد؟ خداوند دینش را نازل فرمود تا تمام زمین و همه زمان‌ها را از بعثت محمد (ص) تا قیام قیامت در بر بگیرد. این اندازه از وسعت و فراگیری زمانی و مکانی و مردم و وجود تعداد مشکلات فراوان و اختلافات نیات و نگاه و کثرت اختلافات، هیچ عقلی با وجود قدرت و زکاوت، توانایی جواب‌گویی آنها را ندارد. دینی که از طرف خدا آمد تنها یک شأن‌ و یا یک مقام از شؤون زندگی را در بر نمی‌گیرد. بلکه شامل همه‌ی شؤون و ابعاد زندگی که عبارتند از: حیات و موت، عبادات و معاملات و اخلاق می‌باشد. هیچ بعدی از ابعاد زندگی چه در باب واجبات و یا مستحبات یا نوافل و سنت‌ها یا حرام و مکروه نیست،
ان‌شاءالله ما مسلمانان با شروع ماه رمضان و شرکت در صیام و قیام توانسته باشیم زمینه‌ی بازگشت را در خودمان ایجاد کنیم و شایستگی آن را داشته باشیم که بر سکوهای سه‌گانه‌ی ماه رحمت گذر نمایم و از آن سکوها به سمت دیدار خالق پرواز کنیم و امیدوارانه از خاک و متعلقاتش که عمری است با گناه آلوده کرده‌ایم به سوی آسمان پاک و آستانه‌ی قدس ملکوتی سفرمان را شروع کنیم.   آدرس سکوهای پرواز ماه رحمت: ١- سکوی صیام: صیام از ریشه صَوم در لغت به معنی باز ایستادن مطلق از خوردن و آشامیدن، ولی در اصطلاح به معنی بازداشتن نفس از کل مفطرات در وقت معین و با شرایطی خاصّ -که در قرآن و کتب فقهی ذکر شده- می‌باشد.
پیام‌آور‌ رحمت الهی می‌فرماید: «اِنَّ لربکم فی ایام دهرِکم نفحاتٍ اَلا فتعَرَّضُوا لها (ولا تُعرِضُوا عنها)»١ «گاهی خداوند در پاره‌ای از ایام زندگیتان، نسیم‌های رحمتش را می‌وزاند. پس هشیار باشید و خود را در معرض آنها قرار دهید و خود را از آن‌ها دور نکنید». به عبارت دیگر: خداوند اوقات و فرصت‌های مناسبی را در اختیارتان قرار می‌دهد، بکوشید از آن‌ها استفاده نمایید. مولوی از این حدیث چنین الهام گرفته و می‌گوید: گفت پیغمبر که نفحت‌های حق       اندر این ایام می‌آرد سبق گوش هش دارید این اوقات را          در ربائید این چنین نفحات را نفحه‌ای آمد شما را دید و رفت        هر که را می‌خواست جان بخشید و رفت نغمه‌ای دیگر رسید آگاه باش         تا از این هم وا نمانی خواجه تاش
    امروز مسلمانان به شدت نیازمند اتحاد کلمه می‌باشند و این ممکن نیست و بدست نخواهد آمد مگر اینکه آنها از نظر عقیده و قانون‌گذاری‌ و سلوک و رفتار بر محور قرآن زندگی کنند. لابد دعوت به سوی کتاب و سنت در برابر تحجر و جمود مقلدین قرار می‌گیرد که گمان می‌کنند دعوت به کتاب وسنت و فقه و قانون‌گذاری‌، ویران شدن فقه سنتی را بدنبال دارد. چرا که آنان می‌پندارند اجتهاد و قانون‌گذاری‌ یعنی پایین آوردن شأن‌ ائمه اربعه و به این جهت اقدام به تشویش افکار عامّه‌ برعلیه کتاب و سنت و دعوتگران‌ آن نموده و قانون‌گذاری و کار کردن برای محور قراردادن قرآن وسنت، در باب فقه و اجتهاد را، گشودن دروازه‌ی تهمت و افترا به ائمه و فقه می‌دانند.
بسم الله الرحمن الرحيم إِنَّاأَنزَلْنَاهُ فِي‌لَيْلَةِالْقَدْرِ وَمَاأَدْرَاكَ مَالَيْلَةُ ‌الْقَدْرِ لَيْلَةُالْقَدْرِخَيْرٌمِّنْ‌أَلْفِ شَهْرٍ تَنَزَّلُ‌الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَابِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطْلَعِ‌الْفَجْرِ وارد آخرين روزهاى ماه مبارك رمضان و شب‌های قدر شده‌ایم که زمان برداشت محصول و نتيجه‌گيرى از صیام و قیام و راز و نیاز و دعاست. دهه‌ى آخر اين ماه، به‌دليل قرارگرفتن شب‌هاى قدر، ارزش بسيارى دارد و به‌تعبير قرآن، ارزش يك شب آن، به اندازه‌ى هزار ماه است. اما چرا شب قدر، این‌همه با ارزش و گرانسنگ است؟! دو پاسخ می‌توان به‌ این پرسش داد: یکم) پاسخی ساده و كوتاه که چون در این شب‌ها و د ر این لحظات، قرآن نازل شده است. اين پاسخ کاملاً‌ درست است.
خداوند متعال کتاب‌هایش را فروفرستاد و پیامبرانش را برانگخیت تا نشانه‌ای برای هدایت سرگشتگان به سوی راه سعادت باشند؛ خداوند متعال می‌فرماید: «طه مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى/(اي پيغمبر!) ما قرآن را براي تو نفرستاده‌ايم تا (از غم ايمان نياوردن كافران و نپذيرفتن شريعت يزدان) خويشتن را خسته و رنجور كني» [طه:1-2]. و عبادت هایی را مشروع گردانیده است که انسان را نیک رهنمایی نموده و مسیر‌ را برایش هموار می‌نماید. نماز توشه‌ای برای این راه است که بنده با استعانت بدان، در پیشگاه پروردگارش ایستاد می‌شود و به راز و نیاز می‌پردازد، پریشان حالی خود را به او شکایت می‌‏برد و هنگام سختی‌ها، نیاز خویش را از او می‌طلبد
همزمانی محتوا