دین و دعوت

عنوان تاریخ
کرونا و چالش‎هایی در حوزه‌ی اندیشه‌ی دینی (سعدالدین صدیقی ـ عضو شورای مرکزی جماعت دعوت و اصلاح) 1399/01/14
کرونا در خدمت دعوت اسلامی؛ نقش متفاوت دعوتگران در روزهای کرونایی (احمد محمّد) (ترجمه: رسول رسولی‌کیا - مهاباد) 1399/01/12
وجوە اشتراک و افتراق میان جنّ و انسان (دکتر محمّد رسول ابوالمحمّدی) 1399/01/10
صبر در برابر مشکلات (سلیمان رستمی ـ مهاباد) 1399/01/10
آیین‌های اختراع‌شده برای مقابله با همه‌گیری (دکتر محفوظ خیری) (ترجمه: خالد ایوبی‌نیا) 1399/01/08
تأمّلی در آیه‌ی «وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ ۗ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ» (دکتر حسن یشو – عضو اتحادیه‌ی جهانی علمای مسلمان) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/01/06
تنها راه نجات، بیدار شدن است (دکتر جهانگیر ولدبیگی) 1399/01/05
چگونه آرام و بی‌دغدغه زندگی کنیم؟ (محمد حامدی) 1399/01/05
«صَلُّوا فِی بُیُوتِکُم» در اذان جایز است (دکتر محمّد رسول ابوالمحمّدی) 1398/12/26
خاطرات نمازی (کمال مولودپوری دبیر زبان انگلیسی شهرستان مهاباد) 1398/12/23
كرونا و دیدگاه فقه درباره‌ی بیماری‌های واگیر (سیدمصطفی محمودیان) 1398/12/20
حکم فقهی ترک جمعه و جماعت بخاطر کرونا ویروس (دکتر محمّد رسول ابوالمحمّدی) 1398/12/19
چه نیاز به فتوا؟ وجوب تمکین به دستورات اولوا الامر(متخصّصان) (دکتر جهانگیر ولدبیگی) 1398/12/17
تلنگر! (دکتر جهانگیر ولدبیگی) 1398/12/13
احکام فقهی متعلّق به گسترش ویروس کرونا (دکتر علی محی‌الدین قره‌داغی) (ترجمه: وفا حسن‌پور) 1398/12/13
درس‌ها و عبرت‌هايی از ویروس کرونا(نگرشی قرآنی) (هیوا راشدی) 1398/12/09
ضرورت اجتهاد در عصر کنونی (فرزاد ولیدی دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فقه شافعی دانشگاه تهران و دانشجوی دکترای علوم قرآن و حدیث دانشگاه علوم و تحقیقات تهران) 1398/11/30
جامع بودن عبادت در اسلام (عبدالوهاب قرش) 1398/11/17
قرآن کریم و انبساط زمان (دکتر سیداحمد هاشمی) (ترجمه: اصلاحوب) 1398/11/05
پویایی اسلام (محمد سنوسی) (ترجمه: عبدالخالق احسان - افغانستان) 1398/10/29
بررسی و تحلیل آیات قتال(جنگ) در قرآن کريم (دکتر سیداحمد هاشمی) 1398/10/22
ضرورت مقاصدی بودن اجتهاد در عصر حاضر (دکتر نوید نقشبندی - استادیار گروه فقه شافعی و عضو پژوهشی پژوهشکده کردستان شناسی دانشگاه کردستان) 1398/10/16
توجيهات تربیتی قرآن به پیامبر(ص) (فرزان خاموشی) 1398/10/09
فقه تجرّد و فقه موازنات (وصفی عاشور ابوزید) (ترجمه: اصلاحوب) 1398/10/04
اسباب گمراهی (دکتر علی بن محمد صلابی) (ترجمه: عبدالخالق احسان - افغانستان) 1398/09/03
نقش مربّی در دعوت فردی-بخش اوّل (هشام بن عبدالقادر آل عقده) (ترجمه: فاطمه شمسی) 1398/07/29
لحظاتی با سخنان دلنشین پیامبر (صلّی الله علیه وسلّم) - پاره‌ی دوم و پایانی (صالح احمد الشامی) (ترجمه: اقبال فلاحی فرد) 1398/07/20
لحظاتی با سخنان دلنشین پیامبر (صلّی الله علیه وسلّم) - پاره‌ی نخست (صالح احمد الشامی) (ترجمه: اقبال فلاحی فرد) 1398/07/16
زن و نشانه‌های وجودی او (دکتر فرید الانصاری) (ترجمه: زهرا صالحی) 1398/07/14
دیباچه‌ای بر سیمای صورت و سیرت زن در اسلام (دکتر فرید الانصاری) (ترجمه: زهرا صالحی) 1398/07/12
بررسی «آیه حلیة» و ارتباط آن با قضاوت زن (دکتر مختار ویسی) 1398/07/06
بررسی «قوامیّت» و ارتباط آن با قضاوت زن (دکتر مختار ویسی) 1398/07/04
بررسی مفهوم حدیث نبوی شریف «لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمُ امْرَأَةً» - پاره‌ی سوّم و پایانی (دکتر مختار ویسی) 1398/07/01
بررسی مفهوم حدیث نبوی شریف «لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمُ امْرَأَةً» - پاره‌ی دوّم (دکتر مختار ویسی) 1398/06/30
بررسی مفهوم حدیث نبوی شریف «لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمُ امْرَأَةً» - پاره‌ی نخست (دکتر مختار ویسی) 1398/06/27
بررسی حدیث: « مَا رَأَيْتُ مِنْ نَاقِصَاتِ عَقْلٍ وَدِينٍ... »- پاره‌ی دوم و پایانی (دکتر مختار ویسی) 1398/06/07
بررسی حدیث: « مَا رَأَيْتُ مِنْ نَاقِصَاتِ عَقْلٍ وَدِينٍ... »- پاره‌ی نخست (دکتر مختار ویسی) 1398/06/05
مراتب ده‌گانه‌ی هدایت (عبدالعزیز مطیری) (ترجمه: امین پورصادقی) 1398/06/01
ده سببی که به صبر در ترک گناه کمک می‌کند (عبدالعزیز مطیری) (ترجمه: امین پورصادقی) 1398/05/28
اقبال در شهر پیامبر(ص) (سید ابوالحسن علی ندوی) 1398/05/26
اصول ده‌گانه‌ی رستگاری در سوره‌ی شرح (گردآوری: اصلاح‌وب) 1398/05/17
ده سفارش برای روزهای دهگانه (دکتر خالد ابوشادی) (ترجمه: اصلاحوب) 1398/05/15
حجّ، آهنگ شدن و گردیدن (دکتر ژیلا مرادپور) 1398/05/13
گذری بر مناسک حجّ (گردآوری: اصلاحوب) 1398/05/12
راستگوتر از خدا کیست؟ (صلاح عبدالفتاح الخالدی) (ترجمه: مجتبی دوروزی) 1398/05/09
بی‌تردید خدا خلف وعده نخواهد کرد (صلاح عبدالفتاح الخالدی) (ترجمه: مجتبی دوروزی) 1398/05/07
لحظاتی با سخنان دلنشین پیامبر-صلّی الله علیه وسلّم- (پاره‌ی دوّم و پایانی) (صالح احمد شامی) (ترجمه: اقبال فلاحی‌فرد) 1398/05/05
لحظاتی با سخنان دلنشین پیامبر-صلّی الله علیه وسلّم- (پاره‌ی نخست) (صالح احمد شامی) (ترجمه: اقبال فلاحی‌فرد) 1398/05/03
فریاد آشنا- پاره‌ی دوّم و پایانی (سید ابوالحسن علی ندوی) (ترجمه: عبدالحکیم عثمانی) 1398/05/02
فریاد آشنا- پاره‌ی نخست (سید ابوالحسن علی ندوی) (ترجمه: عبدالحکیم عثمانی) 1398/04/31
بسم الله الرحمن الرحيم «الحمد لله والصلاة والسلام على رسول الله و على آله و أصحابه و من والاه»  درگيری جامعه­‌ى جهانى با بيمارى كرونا در پى شيوع ويروس (كوويد ١٩)، شرايط و سبك جديدى از زندگى را ايجاد نموده است.  مجامع علمی آموزشی (دانشکده­‌ها، مدارس…) باشگاه­هاى ورزشى، سينماها و مجتمع­‌هاى تجارى، تعطيل شده و ملياردها انسان را خانه نشين كرده و هرگونه تجمعى ممنوع اعلام شده است.
بحران‌ها در عرصه‌ی آموزش و پرورش بسان شمشیری دولبه به حساب می‌آیند؛ کسی که بتواند به نیکی با بحران‌ها روبرو شود می‌داند که چگونه این چالش‌ها را به فرصت تبدیل کرده و از آسیب‌های احتمالی آن بکاهد؛ ولی کسی که با عجله و بدون اینکه طرحواره‌ای داشته باشد
از نظر قرآن «جنّ» با انسان در مواردی مشترک و در ماهیت و خلقت و مواردی دیگر متفاوت هستند.   بخشی از موارد مشترک: الف) اعضای مشترک: ۱-  «قلوب» الاعراف، ۱۷۹  ۲- «اعین» الاعراف،۱۷۹  ۳- «اذان»، الاعراف، ۱۷۹   ب) اطلاق الفاظ و اصطلاحات مشترک: ۱- «امم»، الاعراف، ۳۸، فصلت، ۲۵، الاحقاب، ۱۸- ۱۹  ۲- «معشر»، الانعام، ۱۳۰ و الرحمن، ۳۳ 
با توجه به وضعیت موجود امروز که ویروس کرونا اکثر ممالک جهان را در برگرفته و این ویروس هم به اکثر استان‌ها و شهرهای ایران رسیده است، وضعیت روحی و روانی مردم مطلوب نیست، تعدادی از خانواده‌ها و افراد جامعه دچار استرس و فشار روانی شده‌اند و نگرانی تمام جامعه را فرا گرفته است.
در طول قرن‌هایی طولانی پیوسته وباها و بیماری‌های همه‌گیر جهان را فرا گرفته است و در بسیاری از وقتها چیزی را باقی نمی‌گذاشت و رها نمی‌کرد و در بعضی مواقع بر انسان، حیوان و حتی گیاهان تأثیر می‌گذاشت. هر وقت درد این بیماری‌ها بر مردم فشار وارد می‌ساخت برای مقابله با آن به هر وسیله‌ای ممکن پناه می‌بردند.
خدای متعال می‌فرماید: "وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ ۗ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ" خانه‌هایتان را [رو به‌] قبله کنید و نماز را برپا دارید و مؤمنان را بشارت ده‌.  در این نوشتار تلاش خواهیم کرد تا در معنای این آیه تأمل کنیم و آن را در واقعیت جهانی امروز و در شرایطی که به خاطر ضرورت پیش آمده نمازهای جماعت تعطیل شده است پیاده کنیم.
بشر در طول تاریخ خود با مشکلات زیادی دست و پنجه زده است این مشکلات گاهی طبیعت، گاهی مال و گاهی جسم و جان او را تهدید کرده وگویی که این در رنج و زحمت زیستن با زندگی او عجین بوده و آیه‌ی وحیانی تذکّری بر این مهمّ است که:  «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ» (بلد:٤)  مشکل پیش آمده(کرونا ویروس) نیز بعد مدّتی با هزینه‌های هنگفت جانی و مالی‌ای که به جا می‌گذارد از بین می‌رود امّا رفتن او هرگز به معنای پایان رنج و زحمت این مخلوق عاقل نیست. باز مشکل پشت سر مشکل و این سریال تا پایان عمر او ادامه دارد.
سلام علیکم خواهران و برادران ایمانی در این روزگار پر تنش و مضطرب، لازم دانستیم جهت کسب آرامش قلبی نکاتی را یادآور شویم تا شاید با دلی آرام ویروس کرونا و حوادثی از این قبیل را پشت سر بگذاریم که عبارتند از: ١- همه‌ی ما این حقیقت را می‌دانیم که خداوند مالک جهان آفرینش و انسان است. همچنین این قاعده را نیز پذیرفته‌ایم که هر مالکی حقّ دارد بر ملک خویش بنا به مصالحی خاصّ تصرّف نماید و هیچ‌کس حقّ ندارد او را بخاطر تصرّفاتش سرزنش و منع کند. در این برهه از زمان نیز خداوند بنا به مصالحی خاصّ از طریق ویروس کرونا بر ملک خویش(انسان) تصرّف می‌کند و البتّه تصرّفات خداوند بر عالم آفرینش و انسان بر اساس علم، حکمت و رحمت بی‌نهایت است و مانند تصرّفات انسانی قابل ایراد نیست.
به‌خاطر اوضاع پیش‌آمده به علّت شیوع بلای ویروس کووید ۱۹ معروف به کرونا ویروس در بعضی جاها از جمله کشور کویت، مؤذّن در اذان به جای «حَیَّ عَلَی الصّلاة» جمله‌ی «صَلُّوا فِی بُیُوتِکُم» را به کار می‌برد، عدّه‌ای از مسلمانان این جمله را شنیدند، سؤالی برایشان پیش آمد که آیا این تبدیل، مبنای شرعی دارد؟ لذا به خاطر روشن شدن موضوع، نکاتی بیان می‌شود:   ۱- بحث تبدیل «حَیَّ عَلَی الصّلاة» به « أَلَا صَلُّوا فِي الرِّحَالِ أَوْ لِيُصَلِّ مَنْ شَاءَ مِنْكُمْ فِي رَحْلِهِ» به علّت بارش باران، باد و یا سرما
یک. تشنه‌ی نماز (خاطرات هفته‌ی اوّل خدمت سربازی در قزوین) هجدهم آبان ماه ١٣٧٦ بود. شب اوّل در پادگان با کفش و لباس خوابیدیم. فردا و پس فردا هم فقط بدو بدو و بشین پاشو بود. کسی از نماز حرفی نمی‌زد. نصف گروهان هنوز غذا نگرفته، باید زود سر صف برای مشق نظامی حاضر می‌شدیم و نفرات آخر با سینه‌خیز تنبیه می‌شدند. روز سوّم در حیاط پادگان یک- دو- سه- چهار تمرین دو داشتیم. دیوارهای پادگان پر از شعار بود؛ نماز نور چشم من است، نماز معراج مؤمن است، نماز انسان را از فحشا و منکر باز می‌دارد، نماز... نماز.... چشمانم طاقت خواندن نداشت. اشک‌هایم بی‌اختیار سرازیر می‌شد و بغض سنگینی گلویم را می‌فشرد.
بروز خطر كووید١٩ یا همان كروناویروس، تحولات فراوانی را در حیات و ممات و جسم و روان جامعه‌ی بشری موجب شد و تاثیر زیادی بر اوضاع اجتماعی و اقتصادی مردم نهاد، صداقت مؤمنان و انسان‌دوستان واقعی را به منصه‌ی ظهور رساند و خباثت انگل‌ها و سودجویان را برملا ساخت. به تعبیری كافر و مسلمان، موحد و مشرك، غنی و فقیر، آزاد و اسیر، کاخ‌نشین و کوخ‌نشین، سلطان و شبان، شجاع و جبان، هریك به نحوی در برابر آن عکس‌العمل نشان داده و موضع مناسب گرفتند. حوزه دین و عبادت هم به نحوی به هم خورد، برخی از احكام پنج‌گانه‌ی دین جا عوض كردند و واجبات به محظور و ممنوعات به میسور مبدل گشتند.
بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمد لله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی محمّد و علی آله و صحبه أجمعین این روزها در شرایط پیش‌آمده در کشور و شیوع بیماری ویروسی کووید ١٩ معروف به کرونا ویروس، سؤال بسیاری از مردم مسلمان و خداجو این است که اگر به منظور پیشگیری از ابتلا به ویروس مذکور از رفت و آمد به مساجد و شرکت در نماز جماعت و جمعه خودداری کنیم رخصت شرعی وجود دارد یا خیر؟    مقدّمه  آیین آسمانی اسلام بدین هدف نظر دارد که زندگی انسان را در جهان به گونه‌ای سامان دهد که هم آسایش دنیوی‌اش حاصل آید و هم انسان مسلمان بتواند از این رهگذر برترین و کامل‌ترین توشه را برای آن سرای برگیرد.
در این مدّت کانال‌ها هر از گاهی کلیپ‌هایی را از فلان و فلان و فلان بزرگوار می‌گذارند با موضوع «حکم و فتوای برگزاری یا عدم برگزاری نماز جمعه و جماعات و....».  یکی زنگ زد و گفت می‌خواهند مساجد را بر رویمان ببندند و از ته دلش دوست داشت بگوید این سیاست علیه دینداران است. ضمن اینکه افسوس می‌خورم از این قیل و قال، از عدم توجّه بزرگواران به «روح دین» دلتنگم.  «روح دین» هرگز برگزاری جمعه و جماعات نیست. روح دین، رسانیدن انسان به صلح، صفا، سلامت و آرامش روحی- روانی و جسمی است.
چه ناخوشایند است حبس آن هم از نوع خانگی! مدّتی است از ترس پدیده‌ای به نام کرونا در حبس خانگی به سر می‌بریم و دقایق آن ساعت‌ها می‌گذرد. در این مدّت بر محفوظات قرآنی‌ام بارها و بارها مروراتی داشتم و آیاتی را بر وضعیّت موجود تطبیق می‌دادم. در این میان قسمتی از آیه‌ی ۲۸ سوره‌ی نساء مرا بیش از آیات دیگر به خود مشغول کرد: «وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفًا»
در خصوص حکم تعامل با ویروس جدید کرونا که با گسترش سریع خود جان بسیاری از مردم را تهدید می‌کند سؤالات فراوانی مطرح شده است:  تعطیلی نمازهای جمعه و جماعت به خاطر ترس از سرایت کرونا چه حکمی دارد؟ در رویارویی با این بیماری چه دعایی وجود دارد و مسلمان باید چه کارهایی انجام دهد؟ پاسخ: الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على المبعوث رحمة للعالمين، وعلى آله وصحبه وبعد؛ نخست: این بیماری‌ها و ویروس‌ها قضا و قدر الهی است و قدرت خدا را به انسان‌ها نشان می‌دهد. خدایی که با ضعیف‌ترین سربازانش هر کس را بخواهد نابود می‌کند: «وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُو» [مدثر:31] و سپاهیان پروردگارت را کسی جز خود او نمی‌شناسد. 
مدّت زمانی است اخبار بیماری کرونا دغدغه‌ی مردم جهان شده و ورد زبان رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی گشته است و برداشتها و تحلیل‌های گوناگونی از آن می‌شود که شاید درست یا نادرست باشند و اندیشه‌های خرافی هم پا به عرصه‌ی ظهور نهاده و رواج یافته‌اند. این عوامل زمینه‌ای گشت تا نکاتی را در رابطه با تعامل صحیح با این بحران و مشابه آن یادآور شوم به این امید که در جهت یافتن منهج صحیح اسلامی و قرآنی قدمی برداشته باشیم. ١.هر بلا و مصیبتی که بر جوامع بشری نازل می‌گردد. ممکن است ابتلا یا عقوبتی از جاتب خدا باشد؛ امّا در شأن ما نیست که بدون علم و آگاهی از غیب دم زده و مقصد خدا را بیان نماییم.
چکیده: هر انسانی در برابر احکام الهی مسؤولیت دارد و باید رفتار خود را با قوانین و دستورهای الهی هماهنگ سازد و در هر رویدادی باید بر اساس درخواست شارع عمل کند و با توجه به عدم روشن بودن احکام شرعی در موضوعات نیاز به اجتهاد می‌باشد. اجتهاد یعنی استفاده از نیروی ذهن برای دستیابی به احکام شریعت از میان منابع و دلایل چهارگانه و با کمک علم اصول فقه بعنوان متدولوژی و ابزار استفاده از این منابع.
عبادت در اسلام یکی از حقوق خدا بر انسان است؛ معاذ بن جبل‌ میگوید: همراه پیامبر خدا بر الاغی که غفیر نام داشت سواری بودیم به من فرمود: ای معاذ آیا حق خدا بر بندگان و حق بندگان بر خدا را می‌دانی؟ گفتم: خدا و رسول او داناترند. فرمود: حق خدا بر بندگان آن است که او را بپرستند و برایش شریکی قائل نشوند و حق بندگان بر خدا آن است تا زمانی که برای او شریک قائل نشوند آن را عذاب کند. گفتم: ای رسول خدا آیا بشارت این خبر را به مردم برسانم؟ فرمود: خیر در آن صورت تنبلی می‌کنند. [بخاری و مسلم] مفهوم عبادت کامل‌تر و جامع‌تر از چیزی است که بسیاری از مسلمانان به آن اعتقاد دارند؛ عبادت نماز و زکات و روزه و حج خالی نیست؛
مفهوم انبساط زمان (Time dilation) به نظریه‌ی نسبی خاص (Special Theory of Relativity) بازمی‌گردد که دانشمند آمریکایی آلمانی‌تبار آلبرت انیشتین در سال ١٩٠٥ مطرح کرد. نظریه‌ی انیشتین به نسبت خاص و نسبت عام تقسیم می‌شود و در نسبت خاص زمان به‌عنوان موجود واحدی که دائماً در حرکت است فرض نشده است بلکه بخشی از نظام بسیار پیچیده‌ای است که به سیستم فضایی مربوط است و به زَمَکان شهرت دارد. زیرا زمان و مکان دو بخش یک موجود واحد هستند و جابجایی از مکان بدون زمان ناممکن است. بنابراین زمان نسبت به هر چیز متحرکی متغیر به شمار می‌رود.
از جمله ویژ‌گی‌ها و امتیازات زیاد اسلام، یکی ویژگی دینامیکی[١] است که اسلام دینی تحرک و فعالیت دوام‌دار در طول زندگی و در هر زمان و مکان می‌باشد، لذا اسلام دین ایستایی و گوشه گیری نیست. هدف ما از دینامیکی اسلام این است که دین اسلام به حرکت و خیزش تشویق نموده و از ایستایی و سکون باز می‌دارد، به تجدید و نوآوری دعوت نموده و از  تقلید و پیروی کورکورانه ابا می ورزد و به آمیخته شدن همراه زندگی ترغیب نموده و از رهبانیت و گوشه نشینی نفرت دارد؛ چون اسلام برنامه زندگی بوده و تمام امور آن را مداوا می‌کند و زمان و مکان را در می‌نوردد و در یک مدت زمانی خاص و محیط ویژه محدود نمی‌ماند، همه انسان‌ها را مخاطب قرار می‌دهد؛
 دیرزمانی بود که ذهنم به آیات قتال مشغول بود به‌ویژه آن بخش که به آیات شمشیر معروف است؛ ازجمله‌ی این آیات: «فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ كلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكاةَ فَخَلُّواْ سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» [توبه:٥] پس چون ماه‌هاى حرام سپرى شد، مشركان را هرکجا يافتيد بكُشيد و آنان را دستگير كنيد و به محاصره درآوريد و در هر كمينگاهى به كمين آنان بنشينيد؛ پس اگر توبه كردند و نماز برپا داشتند و زكات دادند، راه برايشان گشاده گردانيد، زيرا خدا آمرزنده مهربان است. «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكونَ فِتْنَةٌ وَيَكونَ الدِّينُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ» [بقره:١٩٣]
 چکیده  علم مقاصد شریعت دانش شناخت اهداف تشریع احکام شرعی است که مجتهد را در کشف حکم شرعی و پیداکردن راهکارهای حل مسائل جامعه‌ی مؤمنان برای بهتر زیستن بر اساس معیارهای دین اسلام یاری می‌‌‌‌کند. در جهان امروز که قضیه‌ی اجتهاد از ضروری ترین نیازهای جامعه اسلامی محسوب می‌شود؛ احیای روش استنباط بر اساس مقاصد می‌‌‌‌تواند بسیاری از مشکلات جهان اسلام را در حوزه‌های مختلف حل کند. این مقاله به جمع‌آوری اطلاعات مرتبط به علم مقاصد به روش کتابخانه‌‌‌‌ای از منابع معتبر اصولی معاصر پرداخته است و تلاش می‌‌‌‌کند که دیدگاه اصولیان معاصر را در ضرورت توجه به علم مقاصد در جهان معاصر نشان دهد.
اسلام برای تربیت انسان از وسایل متعددی بهره جسته، که از جمله‌ی این ابزار، تربیت به وسیله الگوی عملی است که بسیار تأثیرگذار می‌باشد. بر این اساس قرآن شخصیت پیامبر - صلّی الله علیه وسلّم- را به عنوان الگویی کامل و عملی برای اهل ایمان معرفی می‌کند، که تمام اصول، و مبادی و ارزش‌های اسلام در شخصیت ایشان تجسم و تحقق یافته است. پیامبر - صلّی الله علیه وسلّم- بزرگترین الگو و نمونه در تاريخ طولاني بشريت است. محمد قطب می‌گوید: بدون شک شخصیت پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم- نشانه و معجزه برای یک زمان، یک عصر، یک نسل، یک امت
بررسی یکی از مواضع ابو عبیده جراح رضی الله عنه عزالدین بن عبد السلام سلطان العلماء در کتاب گران‌سنگ خود «القواعد الکبری» درباره‌ی خالد بن ولید آورده است: وقتی عمر بن خطاب خالد را از فرماندهی جنگ شام برکنار کرد و ابو عبیده را به جای او گمارد، نامه‌ی برکناری خلیفه در حالی به دست ابو عبیده رسید که رزمندگان صف بسته و آماد‌ه‌ی جنگ بودند.
گمراهی اسباب زیادی دارد، و در روشنایی سنت الهی در ترتیب نتایج بر مقدمات و وابستگی مسببات بر اسباب؛ گاهی اسباب گمراهی فکری است و گاهی روحی و گاهی اخلاقی، و گاهی از وراثت و محیط تأثیر می‌پذیرد و برخی مواقع از طبیعت زندگی شخص اثرپذیر می‌شود، اینک مهمترین اسباب و عوامل گمراهی را بیان می‌کنیم: ١ – عدم استفاده انسان از موهبت‌های خویش در تفکر در مورد آیات الهی: الله متعال می‌فرماید: «أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا» [الفرقان: 44] آيا گمان می‌بري كه بيشتر آنان (چنان كه بايد) می‌شنوند يا می‌فهمند؟! (نه! آنان تفكّر و تعقّل ندارند). ايشان همچون چهارپايان هستند، و بلكه گمراهتر. 
مقدّمه سپاس و ستایش از آن پروردگار جهانیان است و درود و سلام بر پیامبری که خاتم پیامبران است. یکی از وسایل دعوت به سوی خداوند دعوت فردی است. من در این باب، سخن تعدادی دعوتگر را شنیده یا خوانده و در گفتارشان خیر زیادی پیدا کرده بودم. پس خود را وا داشتم تا خیر کلامشان را از پراکندگی برهانم و یکجا جمع نمایم و خود نیز چیزهایی که می‌دانستم بدان افزودم تا حاصل کارم یک مطلب آسان و قابل فهم باشد و امیدوارم توشه‌ی راه آموزگاران و مربّیان قرار گیرد و این خداوند بلندمرتبه است که توفیقگر و هدایتگر راهِ راستین است.
... تا نعمتِ خداوند (برخود) را کم و حقیر نشمارید! «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِی الله عَنهُ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: انْظُرُوا إِلَى مَنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ، وَلَا تَنْظُرُوا إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقَكُمْ، فَهُوَ أَجْدَرُ أَنْ لَا تَزْدَرُوا نِعْمَةَ اللهِ - قَالَ أَبُو مُعَاوِيَةَ عَلَيْكُمْ»[20]. از ابو هریره (رض) روایت است که گفت: رسول خدا (صلّی الله علیه وسلّم)  فرمودند: «(در دنیا)، به پایین‌تر از خودتان نگاه نکنید و به کسی که بالاتر از شماست ننگرید، چون که این بهتر و مؤثّرتر است در این که نعمت خداوند بر خودتان را کم نشمارید».
پیشگفتار حمد و سپاس بی‌کران برای پروردگار عالمیان و صلاة و سلام فراوان بر بهترین رسولان حضرت محمد مصطفی و بر همه‌ی آل و یاران و پیروان او، و نفرین و خواری هردو سرای بر دشمنان آنان باد. خواننده‌ی عزیز، با توجه به این که جامعه‌ی امروز ما با سنت و اخلاق رسول گرامی روز به روز فاصله‌اش بیشتر و بیشتر شده است و احادیث گهربار پیامبر (صلّی الله علیه وسلّم)  همچون کلام خداوند (قرآن) غریب و مهجور افتاده است، و کوشش مردم برای کسب معنویت به پایین‌ترین درجه رسیده و در عوض تلاش آنان برای اکتساب مال و جاه شبانه روزی شده است، و بنا به آیه‌ی: ﴿وَذَكِّرۡ فَإِنَّ ٱلذِّكۡرَىٰ تَنفَعُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٥٥﴾ [الذاريات: 55].
بخش اول: زن و نفس واحده جایگاه زن؟  این مسئله سوالی است که امروزه در جمله مباحثی قرار می‌گیرد که مردمان آن را بدیهیات می‌نامند و به تحقق یافتن مفاهیمی باز می‌گردد که در جامعه انسانی رسوخ پیدا کرده است. می‌پرسیم واژه زن به چه معناست تا به این سوال پاسخی مشخص بدهیم بر این مبنا که زن جنس مونث انسان است و قاعده نیز بر مراجعه به همین بدیهیات است که ظاهراً تعیین کننده‌‌ی بسیاری از اسراری است که بر ما پوشیده هستند. جنس مونث انسان.....
تمامی سپاس و ستایش‌ها شایسته معبودی است که جز او پناهی نیست، وی را سپاس می‌گوییم و پیوسته از او طلب بخشش داریم. هر کس را که او هدایت دهد گمراه نخواهد شد و هر کس را که گمراه سازد هدایت نیابد. شهادت می‌دهیم الله متعال معبود یگانه‌ای است که شریکی ندارد و محمد بنده و رسول او، رسالت را ابلاغ کرد و امانت را ادا نمود. امت را دعوت داد و در راه معبود خویش چنان که باید مجاهدت کرد تا آن زمان که مرگ، روح او را از جسم خاکی‌ ایشان جدا ساخت. به راستی کلام پروردگار صادق‌ترینِ سخنان و بهترین هدایت، هدایت محمد پیامبر خدا است
مقدمه هرچند نص شرعی صریحی که ولایت زن را در امر قضاوت ممنوع کند در کتاب و سنت وجود ندارد. اما مخالفان قضاوت زن برای اثبات عدم شایستگی زن در تصدی امر قضاوت به مجموعه ای از آیات قرآن کریم و سنّت نبوی شریف و اجماع و دلائل عقلی استدلال می‌نمایند. یکی از این آیات که به آن استناد می‌کنند آیه حلية است که ذیلاً برداشت دو گروه از علمای مخالف و موافق با قضاوت زن را در مورد این آیه‌ی کریمه از نظر می‌گذرانیم: وجه استدلال مخالفان قضاوت زن: در ذات خود نقص دارد،  برای جبران آن با زینت و زیور خود را می‌آراید. و نیز در بیان حجت و استدلال به هنگام مجادله و گفتگو ناتوان است. 
مقدمه  در قرآن کریم و سنّت نبوی به طور صریح و روشن نصی در مورد عدم جواز قضاوت زن بیان نشده است؛  لیکن علما و فقها با برداشتی که از نصوص قرآن و سنّت دارندو استدلال به یک مجموعه دلائل عقلی برای جواز یا عدم جواز قضاوت زن،  سه موضع را اتخاذ نموده و به سه گروه تقسیم می‌شوند.  گروه اول که شامل جمهور علما است،  قضاوت زن مطلقاً جایز نمی‌دانند؛ زیرا قضاوت نوعی ولایت عامه است و لذا،  مرد بودن از مهمترین شروط قضاوت محسوب می‌شود. فقهای مالکی،  شافعی،  و حنبلی و تعدای از علمای حنفی می‌گویند؛  قضاوت زنان مطلقا جایز نیست.
نتیجه  اصل در امور و اشیاء و تصرفات عادی بر اباحه بودن است و مادامی که نص صحیح الثبوت و صریح الدلاله‌ای بر تحریم چیزی وجود نداشته باشد، قضیه بر اصل اباحه قرار دارد. بر این اساس چون منع زنان در انتصاب برای ریاست دولت و منصب قضاوت از طریق نصوص ثابت و صریح به اثبات نرسیده است، لذا، اصل بر مباح بودن آنها است. اگر نص قطعی الثبوت و قطعی الدله‌ای وجود می‌داشت، اجماع علما به طور قطع حکم به عدم جواز زنان برای تصدی آنها صادر می‌کرد و دیگر اختلافی وجود نداشت.
آراء علما در مورد شأن بیان و سبب ورود حدیث و دلالت مفهوم آن  ابن عربی می‌گوید « لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمْ امْرَأَةً»، این حدیث نصی است بر اینکه زن نمی‌تواند خلیفه‌ی مسلمین باشد، و در آن اختلافی نیست[57].  وی می‌گوید جایز است زن داوری کند، مقصود از وضع احکام اجرای آنها توسط قاضی، و شنیدن گواهی بر آنها، و پایان دادن به خصومت دو طرف بر مبنای احکام است. زن مانند مرد می‌تواند از عهده‌ی انجام آن بر آید-یعنی؛  غیر از امامت کبری می‌تواند عهده دار همه‌ی امور شود- چون غرض از امامت کبری، حفظ حدود و مرزهای کشور، تدبیر امور، و حمایت از عرض و ناموس، گرفتن مالیات، و بخشیدن آن به مستحقان آن است.
 همه‌ی علما اتفاق دارند که سنت نبوی، پس از قرآن کریم ازحیث تشریع، منبع دوم احکام شرعی است. از وظایف سنت نبوی توضیح و تبیین و تفصیل موارد مجملی است که مفهوم آن در قرآن کریم واضح و روشن نیست. و بیان تخصیص نص عامی است که عمومیت آن مراد نیست و تقیید مطلقی است که اطلاق آن مقصود نیست. در اسلام، مقولاتی وجود دارد که قرآن کریم در باره‌ی آنها سکوت کرده است، مانند ولایت و قضاوت زنان. اما در سنّت نبوی شریف، بیان شده‌اند؛ مانند عدم جواز زن برای ولایت عظمی و رهبری عمومی مردم توسط زنان. علما و مفسرین مخالف با انتصاب زنان برای ریاست دولت و قضاوت، به حدیثی استناد می‌کنند
و اما علت نسیان و فراموشی زن:  رشید رضا در مورد اینکه علت شهادت دو زن برابر با شهادت یک مرد است می‌گوید: گفته می‌شود بر مزاج زن برودت غالب است و فراموشی نتیجه‌ی آن است، و این دلیل درست نیست. درست این است که در شأن زن نیست به معاملات مالی و اموری مانند معاوضه و داد و ستد مشغول شود. زیرا حافظه وی در این امور ضعیف است. اما در امور خانه که شغل و کار وی است چنین نیست، و وی در این امور حافظه‌ی قوی تری از مرد دارد. یعنی از ذات و طبیعت بشرِ مذکر و مؤنث این است که حافظه و قوه‌ی ضبط و به یادسپاری آنان در اموری که به آن اهتمام می‌ورزند
در صحیح بخاری چنین آمده است که ابو سعيد خدري - رضي الله عنه – می‌گوید: رسول الله - صلى الله عليه وسلم - روز عيد قربان يا عيد فطر بسوي مصلا رفت. سپس، بر زنان گذر کرد و خطاب به آنان گفت: «يَا مَعْشَرَ النِّسَاءِ تَصَدَّقْنَ فَإِنِّي أُرِيتُكُنَّ أَكْثَرَ أَهْلِ النَّارِ» فَقُلْنَ: وَبِمَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «تُكْثِرْنَ اللَّعْنَ، وَتَكْفُرْنَ العَشِيرَ، مَا رَأَيْتُ مِنْ نَاقِصَاتِ عَقْلٍ وَدِينٍ أَذْهَبَ لِلُبِّ الرَّجُلِ الحَازِمِ مِنْ إِحْدَاكُنَّ»، قُلْنَ: وَمَا نُقْصَانُ دِينِنَا وَعَقْلِنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «أَلَيْسَ شَهَادَةُ المَرْأَةِ مِثْلَ نِصْفِ شَهَادَةِ الرَّجُلِ» قُلْنَ: بَلَى، قَالَ: «فَذَلِكِ مِنْ نُقْصَانِ عَقْلِهَا، أَلَيْسَ إِذَا حَاضَتْ لَمْ تُصَلِّ وَلَمْ تَصُمْ» قُلْنَ: بَلَى، قَالَ: «فَذَلِكِ مِنْ نُقْصَانِ دِينِهَا»
امام ابن قیم در کتاب «مدارج السالکین» می‌گوید: فصل: در بیان مراتب هدایت خاص و عام؛ و این ده مرتبه است: مرتبه اول: سخن گفتن الله متعال با بنده‌اش در بیداری و بدون واسطه، یعنی از سوی الله خطاب به بنده، و این بالاترین مراتب هدایت است؛ چنانکه الله متعال با موسی بن عمران سخن گفت؛ ﴿وَكَلَّمَ ٱللَّهُ مُوسَىٰ تَكۡلِيمٗا١٦٤﴾ [النساء: ١٦٤] «و الله (بدون واسطه) با موسی سخن گفت».  الله متعال در ابتدای آیه ١٦٣ سوره‌ی نساء به مساله‌ی وحی به نوح و پیامبران بعد از او اشاره می‌کند
امام ابن قیم در کتاب «طریق الهجرتین وباب السعادتین» می‌فرماید:‌  قاعده: صبر بر ترک گناه، اسباب گوناگونی دارد از جمله:‌ سبب اول: بنده از بدی، ‌رذالت و پستی گناه آگاهی داشته باشد؛ و اینکه الله تعالی گناه را به سبب صیانت و حمایت از بنده در برابر پستی‌ها و رذایل حرام نموده و از آن نهی کرده است، مانند پدر مهربانی که از پسرش در برابر اذیت و آزارها و مضرات حمایت می‌کند؛ این سبب انسان عاقل را بر ترک گناه وادار می‌سازد، هرچند هیچ وعید به عذابی متوجه انجام گناه نباشد.
سراسر زندگی دکتر اقبال، شاعر اسلام و فیلسوف عصر، از عشق به پیامبر بزرگ اسلام(ص)  و شوق شهر او سرشار بود و در اشعار جاودان خود، همواره از این دو محبوب یاد کرده است. اما در آخر روزهای زندگیش این جام لبریز شد، هرگاه نام مدینه را می‌شنید، اشک شوق بی‌خاسته از چشمانش جاری می‌گشت. او با جسم نحیف خود که مدت‌ها به امراض و بیماری‌ها مبتلا بود نتوانست به زیارت رسول الله(ص)  مشرف گردد اما با دل مشتاق و بی‌تاب خویش و نیز با اشعار شیرین و نیروی تخیل قوی خود، بارها در فضای شورانگیز حجاز پرواز کرد
اصل نخست: رستگاری در دست خداوند است و اوست که سینه‌ها را فراخ می‌کند نه کس دیگر؛ رستگاری یکی از آفریده‌های خداوند است. خداوند اعیان را آفریده است به همان ترتیب معانی مانند مرگ و زندگی را نیز آفریده است: "الذي خلق الموت والحياة" اوست که مرگ و زندگی را آفریده است. یکی از این معانی رستگاری است که آن را در دل هر کس که بخواهد قرار می‌دهد؛ با فضل او رستگار می‌شود و می‌خندد. از هر دلی که بخواهد بر می‌گیرد بنابراین بدبخت می‌شود و می‌گرید: "وأنه هو أضحك وأبكى" و اوست که می‌خنداند و می‌گریاند.
 بدانید که روزگار نسیم‌های فرح‌بخشی دارد پس خود را در معرض آن قرار دهید. ١-  در این ایام یک ختم کامل قرآن پیش رو داری اما کمتر کسی آن را انجام می‌دهد؛ پیامبرت هر هفته یک بار قرآن را ختم می‌کرد پس به او اقتدا کن. ٢-  برای قرائت قرآن از گوشی موبایلت استفاده کن؛ اگر به گوشی‌های هوشمند عادت کرده‌ای و نمی‌توانی آن را ترک کنی پس در راستای ازدیاد ایمانت و برای قرائت قرآن و اذکار بامدادی و شامگاهی از آن بهره‌برداری کن. ٣-  سنت تکبیر مطلق در مسیر راه و در ماشین و در اوقات انتظار را فراموش مکن که غنیمتی گران و گنجی پنهان است. 
حجّ آهنگ تغییر است. تغییر در دیدن و شنیدن و فهم، تغییر در گفتن و عمل، تغییر در بودن با خود با خدایت با خلق خدا. حجّ رسیدن به مقصد و سرمنزل شناخت‌هاست. شناخت خود، خدا و هر آنچه غیر این دو است. حاجی به محض ورود به مسجد الحرام و رویت صحنه‌ی طواف که مشتمل بر کعبه بیت‌الله و حجّاج در حال طواف با وحدت عمل در عین تفاوت نژاد و فرهنگ و زبان، منقلب‌ترین حال عمرش را درک می‌کند تاکنون چنین وحدت و یکرنگی را در جمع اختلافها و تفاوتها تجربه نکرده و لذّت دیدنش برای اوّلین بار او را به سکوتی عمیق و تفکّری دلنشین فرو می‌برد
 مقدّمه الحمد لله رب العالمين وصلى الله على نبينا وقدوتنا وحبيبنا محمد بن عبدالله وعلى آله وصحبه ومن سار على نهجه إلى يوم الدين أما بعد: سپاس پروردگار و درود بى پایان بر روان پاک خاتم الأنبیاء محمد و آل و یارانش را از بارى تعالى خواستاریم. برادران و حجاج محترم از اینکه زیارت خانه خدا و حج بیت الله الحرام یکى از ارکان و بنیان اساس اسلام بشمار می‌‏‏رود؛ پس باید مطابق سنّت و گفتار رسول اکرم(ص) باشد چنانکه فرمودند: «لتأخذوا مناسككم فإنّي لا أدري لعلي لا أحج بعد حجي هذه».
مؤمن یقین دارد که خداوند وعده‌اش را عملی نموده و خلاف وعده نمی‌کند؛ زیرا او مطمئن است که کسی در حرف و سخن راست‌گوتر از خدا نیست. به‌طور یقین خداوند راستگوترین است. این مطلب حقیقتی ایمانی و مسلّم است که آیات متعددی از قرآن، آن را بیان داشته‌اند، در آنچه در ذیل می‌آید توقفی گذرا می‌نماییم: ١- در سوره‌ی نساء خداوند می‌فرماید: ﴿ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ لَيَجۡمَعَنَّكُمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَا رَيۡبَ فِيهِۗ وَمَنۡ أَصۡدَقُ مِنَ ٱللَّهِ حَدِيثٗا٨٧﴾ [النساء: ٨٧].
خداوند قدرتمند و توانا است، او دارای صفات کمال و جلال و عظمت است، او از هرنقص و ضعف و ناتوانی‌ای پاک و بری است، او بر هر چیزی تواناست، کسی و چیزی نمی‌تواند مانع اجرای دستورش شود، برنامه و سنّت الهی هیچ تغییردهنده‌ای ندارد، کسی و چیزی نمی‌تواند حکم و قضاوتش را لغو کند، هرآنچه را اراده کند می‌شود، و هرآنچه را نخواهد نمی‌شود. چیزی نه در زمین و نه در آسمان او را ناتوان نمی‌سازد، قدرتی توان ایستادگی در برابر او را ندارد هر اندازه هم بزرگ و قدرتمند باشد.
بهترین استغفارها «عَنْ شَدَّادِ بْنِ أَوْسٍ رَضِیَ الله عَن النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَُ: سَيِّدِ الاِسْتِغْفَارِ: اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّي، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، خَلَقْتَنِي وَأَنَا عَبْدُكَ، وَأَنَا عَلَى عَهْدِكَ وَوَعْدِكَ مَا اسْتَطَعْتُ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا صَنَعْتُ، أَبُوءُ لَكَ بِنِعْمَتِكَ عَلَيَّ، وَ أَبِوءُ لَك بِذَنبِي، فَاغْفِرْ لِي ذُنُوبِي فَإِنَّهُ لاَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ أَنْتَ»، قَالَ: «وَ مَن قَالَهَا مِنَ النَّهارِ مُوقِناً بِها، فَماتَ مِن یِومِهِ قَبلَ أَن یُمسِیَ، فَهُوَ مِن أَهلِ الجَّنَةِ، وَ مَن قَالهَا مِن اللَّیلِ وَ هُوّ مُوقِنٌ بِها فَماتَ قَبلَ أَن یُصبِحَ، فَهُوَ مِن أَهلِ الجَنَّةِ»[24].
در حدیث متفق علیه از ابی وائل روایت شده که فرمود: «عبداللّه بن مسعود(رض) هر پنجشنبه برای مردم موعظه می‌کرد که مردی به او گفت: ای ابو عبدالرّحمن! من بسیار دوست دارم که شما هر روز برای ما موعظه و نصیحت می‌کردی! عبداللّه گفت: چیزی که مرا از این کار منع می‌کند آن است که دوست ندارم که شما را خسته کنم و گاه به گاه برای شما موعظه می‌کنم همان طور که پیامبر-صلّی الله علیه وسلّم-  برای ما گاه به گاه موعظه می‌کرد كه مبادا مارا خسته کند».
  تمدن‌های پوشالی معاصر از دیدگاه یک مؤمن آگاه مؤرخین عرب حکایتی را نقل کرده‌اند، که معمولاً سریع و گذرا از آن می‌گذریم و این در حالی است که حکایت مزبور توجه و اهتمام عمیقی از ما می‌طلبد، زیرا این حکایت بیانگر دید آگاهانه‌ی مؤمنی است بر تمدّن‌های پوشالی معاصر. شاید با مطالعه‌ی تاریخ فتوحات اسلامی در صدر اول، خیلی از خوانندگان، این حکایت را خوانده باشند اما به مفاهیم عمیق و نتایج قابل ملاحظه‌ای که بنده را به خود جلب نموده است پی نبرده باشند و چه بسا یک حکایت و داستان نظر یک خواننده را که از عامه‌ی مردم می‌باشد، به خود جلب می‌نماید.
وامعتصماه مؤرخ بزرگ، ابن اثیر در کتاب مشهورش «الکامل» چنین روایت می‌کند: أنَّ المعتصمَ بلغهُ انَّ امرأةً هاشمیةً صاحتْ وهی أسیرةٌ فی أیدی الرّوم «وامعتصماه!» فَأَجَابَها وهو جالس على سریره: لبّیكِ لبّیكِ ونَهَضَ مِنْ ساعته وصاحَ فی قصره: النفیرَ النفیرَ! وأَشهدَ القضاة والشهودَ على ما وقفَ من الضیاعِ وغزا «عموریة» وأَمَرَ بَها فهُدِّمتْ وأُحْرِقَتْ[1]. «به معتصم بالله اطلاع دادند که زنی هاشمی اسیر در دست رومی‌ها چنین فریاد بر آورده است: «وامعتصماه وامعتصماه»
همزمانی محتوا