دین و دعوت

عنوان تاریخ
نقش مربّی در دعوت فردی-بخش اوّل (هشام بن عبدالقادر آل عقده) (ترجمه: فاطمه شمسی) 1398/07/29
لحظاتی با سخنان دلنشین پیامبر (صلّی الله علیه وسلّم) - پاره‌ی دوم و پایانی (صالح احمد الشامی) (ترجمه: اقبال فلاحی فرد) 1398/07/20
لحظاتی با سخنان دلنشین پیامبر (صلّی الله علیه وسلّم) - پاره‌ی نخست (صالح احمد الشامی) (ترجمه: اقبال فلاحی فرد) 1398/07/16
زن و نشانه‌های وجودی او (دکتر فرید الانصاری) (ترجمه: زهرا صالحی) 1398/07/14
دیباچه‌ای بر سیمای صورت و سیرت زن در اسلام (دکتر فرید الانصاری) (ترجمه: زهرا صالحی) 1398/07/12
بررسی «آیه حلیة» و ارتباط آن با قضاوت زن (دکتر مختار ویسی) 1398/07/06
بررسی «قوامیّت» و ارتباط آن با قضاوت زن (دکتر مختار ویسی) 1398/07/04
بررسی مفهوم حدیث نبوی شریف «لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمُ امْرَأَةً» - پاره‌ی سوّم و پایانی (دکتر مختار ویسی) 1398/07/01
بررسی مفهوم حدیث نبوی شریف «لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمُ امْرَأَةً» - پاره‌ی دوّم (دکتر مختار ویسی) 1398/06/30
بررسی مفهوم حدیث نبوی شریف «لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمُ امْرَأَةً» - پاره‌ی نخست (دکتر مختار ویسی) 1398/06/27
بررسی حدیث: « مَا رَأَيْتُ مِنْ نَاقِصَاتِ عَقْلٍ وَدِينٍ... »- پاره‌ی دوم و پایانی (دکتر مختار ویسی) 1398/06/07
بررسی حدیث: « مَا رَأَيْتُ مِنْ نَاقِصَاتِ عَقْلٍ وَدِينٍ... »- پاره‌ی نخست (دکتر مختار ویسی) 1398/06/05
مراتب ده‌گانه‌ی هدایت (عبدالعزیز مطیری) (ترجمه: امین پورصادقی) 1398/06/01
ده سببی که به صبر در ترک گناه کمک می‌کند (عبدالعزیز مطیری) (ترجمه: امین پورصادقی) 1398/05/28
اقبال در شهر پیامبر(ص) (سید ابوالحسن علی ندوی) 1398/05/26
اصول ده‌گانه‌ی رستگاری در سوره‌ی شرح (گردآوری: اصلاح‌وب) 1398/05/17
ده سفارش برای روزهای دهگانه (دکتر خالد ابوشادی) (ترجمه: اصلاحوب) 1398/05/15
حجّ، آهنگ شدن و گردیدن (دکتر ژیلا مرادپور) 1398/05/13
گذری بر مناسک حجّ (گردآوری: اصلاحوب) 1398/05/12
راستگوتر از خدا کیست؟ (صلاح عبدالفتاح الخالدی) (ترجمه: مجتبی دوروزی) 1398/05/09
بی‌تردید خدا خلف وعده نخواهد کرد (صلاح عبدالفتاح الخالدی) (ترجمه: مجتبی دوروزی) 1398/05/07
لحظاتی با سخنان دلنشین پیامبر-صلّی الله علیه وسلّم- (پاره‌ی دوّم و پایانی) (صالح احمد شامی) (ترجمه: اقبال فلاحی‌فرد) 1398/05/05
لحظاتی با سخنان دلنشین پیامبر-صلّی الله علیه وسلّم- (پاره‌ی نخست) (صالح احمد شامی) (ترجمه: اقبال فلاحی‌فرد) 1398/05/03
فریاد آشنا- پاره‌ی دوّم و پایانی (سید ابوالحسن علی ندوی) (ترجمه: عبدالحکیم عثمانی) 1398/05/02
فریاد آشنا- پاره‌ی نخست (سید ابوالحسن علی ندوی) (ترجمه: عبدالحکیم عثمانی) 1398/04/31
اختلاف ائمه‌ی مذاهب و حکم تقلید از آنها(٢) (دکتر یوسف قرضاوی) (ترجمه: دکتر احمد نعمتی) 1398/04/27
اختلاف ائمه‌ی مذاهب و حکم تقلید از آنها(١) (دکتر یوسف قرضاوی) (ترجمه: دکتر احمد نعمتی) 1398/04/25
چگونه قرآن ایشان را به شگفتی وا می‌دارد؟ (ابراهیم سکران) (ترجمه: زهرا صالحی) 1398/04/19
قرآن و تأثیر آن بر جسم و روح (ابراهیم سکران) (ترجمه: زهرا صالحی) 1398/04/17
پرورش استعدادها (فرزاد ولیدی- دانشجوى دكتراى علوم قرآن و حديث) 1398/04/16
تربیت فرزندان در اسلام (یوسف محمدالحسن) (ترجمه: عبدالله دارابی) 1398/04/15
امتحان دنیا و امتحان آخرت (دکتر صلاح سلطان) (ترجمه: اصلاحوب) 1398/04/11
مقام عشق منبر نیست، دار است (حیدر غلامی) 1398/04/05
شتاب در نماز تراویح (دکتر یوسف قرضاوی) (ترجمه: اصلاحوب) 1398/03/11
مبارزه‌ی همیشگی (عبدالکریم بکار) (ترجمه: وفا حسن‌پور) 1398/03/10
تعامل خدا با بندگانش (فرزان خاموشی) 1398/03/09
شب قدر (دکتر زغلول نجار) (ترجمه: اصلاحوب) 1398/03/08
از خلوت شب‌های رمضان (یوسف عزیزپور- پیرانشهر) 1398/03/06
فضایل و ویژگی‌های خاصّ امّ‌المؤمنين عایشه‌ی صدّیقه - رضی‌الله عنها- (دکتر خالد محمد صالح) (ترجمه: یونس سلیمان‌زاده) 1398/03/05
قرآن کتابی پویا و انگیزاننده‌ (شیخ محمد غزالی) (ترجمه: سردار شمامی) 1398/03/04
رمضان ماه آزادى (دکتر مصطفی سباعی) (ترجمه: هاشم حکیمی) 1398/02/28
زنان حائض ارزش شب‌های قدر را اینگونه درک می‌کنند (گردآوری: سرویس دین و دعوت پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح) 1398/02/27
راه‌های تقویت ایمان (دکتر علی بن محمد صلابی) (ترجمه: امید شکری) 1398/02/26
وقت‌های سه گانه‌ی رمضان ... هيچگاه در آن كوتاهی نكن! (ترجمه: اصلاحوب) 1398/02/22
تربیت فرد از درون (دکتر علی محی‌الدین قره‌داغی) (ترجمه: اصلاحوب) 1398/02/21
نُه کار آسان که هر یک با قیام یک شب برابر است (گردآوری: اصلاحوب) 1398/02/19
زندگانی پیامبر رحمت و مهربانی- پاره‌ی سیزدهم(پيكهای رحمت به سوی فرمانروايان جهان) (هادی محمودی) 1398/02/18
آنچه روزه‌داران فراموش می‌کنند! (صدیق قطبی) 1398/02/16
رمضان فرصتی برای نجات قلب (میی محمد) (ترجمه: اصلاحوب) 1398/02/16
با چه حالی به پیشواز ماه رحمت و بخشایش می‌روی؟ (دکتر سیرین صعیدی) (ترجمه: اصلاحوب) 1398/02/14
مقدّمه سپاس و ستایش از آن پروردگار جهانیان است و درود و سلام بر پیامبری که خاتم پیامبران است. یکی از وسایل دعوت به سوی خداوند دعوت فردی است. من در این باب، سخن تعدادی دعوتگر را شنیده یا خوانده و در گفتارشان خیر زیادی پیدا کرده بودم. پس خود را وا داشتم تا خیر کلامشان را از پراکندگی برهانم و یکجا جمع نمایم و خود نیز چیزهایی که می‌دانستم بدان افزودم تا حاصل کارم یک مطلب آسان و قابل فهم باشد و امیدوارم توشه‌ی راه آموزگاران و مربّیان قرار گیرد و این خداوند بلندمرتبه است که توفیقگر و هدایتگر راهِ راستین است.
... تا نعمتِ خداوند (برخود) را کم و حقیر نشمارید! «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِی الله عَنهُ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: انْظُرُوا إِلَى مَنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ، وَلَا تَنْظُرُوا إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقَكُمْ، فَهُوَ أَجْدَرُ أَنْ لَا تَزْدَرُوا نِعْمَةَ اللهِ - قَالَ أَبُو مُعَاوِيَةَ عَلَيْكُمْ»[20]. از ابو هریره (رض) روایت است که گفت: رسول خدا (صلّی الله علیه وسلّم)  فرمودند: «(در دنیا)، به پایین‌تر از خودتان نگاه نکنید و به کسی که بالاتر از شماست ننگرید، چون که این بهتر و مؤثّرتر است در این که نعمت خداوند بر خودتان را کم نشمارید».
پیشگفتار حمد و سپاس بی‌کران برای پروردگار عالمیان و صلاة و سلام فراوان بر بهترین رسولان حضرت محمد مصطفی و بر همه‌ی آل و یاران و پیروان او، و نفرین و خواری هردو سرای بر دشمنان آنان باد. خواننده‌ی عزیز، با توجه به این که جامعه‌ی امروز ما با سنت و اخلاق رسول گرامی روز به روز فاصله‌اش بیشتر و بیشتر شده است و احادیث گهربار پیامبر (صلّی الله علیه وسلّم)  همچون کلام خداوند (قرآن) غریب و مهجور افتاده است، و کوشش مردم برای کسب معنویت به پایین‌ترین درجه رسیده و در عوض تلاش آنان برای اکتساب مال و جاه شبانه روزی شده است، و بنا به آیه‌ی: ﴿وَذَكِّرۡ فَإِنَّ ٱلذِّكۡرَىٰ تَنفَعُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٥٥﴾ [الذاريات: 55].
بخش اول: زن و نفس واحده جایگاه زن؟  این مسئله سوالی است که امروزه در جمله مباحثی قرار می‌گیرد که مردمان آن را بدیهیات می‌نامند و به تحقق یافتن مفاهیمی باز می‌گردد که در جامعه انسانی رسوخ پیدا کرده است. می‌پرسیم واژه زن به چه معناست تا به این سوال پاسخی مشخص بدهیم بر این مبنا که زن جنس مونث انسان است و قاعده نیز بر مراجعه به همین بدیهیات است که ظاهراً تعیین کننده‌‌ی بسیاری از اسراری است که بر ما پوشیده هستند. جنس مونث انسان.....
تمامی سپاس و ستایش‌ها شایسته معبودی است که جز او پناهی نیست، وی را سپاس می‌گوییم و پیوسته از او طلب بخشش داریم. هر کس را که او هدایت دهد گمراه نخواهد شد و هر کس را که گمراه سازد هدایت نیابد. شهادت می‌دهیم الله متعال معبود یگانه‌ای است که شریکی ندارد و محمد بنده و رسول او، رسالت را ابلاغ کرد و امانت را ادا نمود. امت را دعوت داد و در راه معبود خویش چنان که باید مجاهدت کرد تا آن زمان که مرگ، روح او را از جسم خاکی‌ ایشان جدا ساخت. به راستی کلام پروردگار صادق‌ترینِ سخنان و بهترین هدایت، هدایت محمد پیامبر خدا است
مقدمه هرچند نص شرعی صریحی که ولایت زن را در امر قضاوت ممنوع کند در کتاب و سنت وجود ندارد. اما مخالفان قضاوت زن برای اثبات عدم شایستگی زن در تصدی امر قضاوت به مجموعه ای از آیات قرآن کریم و سنّت نبوی شریف و اجماع و دلائل عقلی استدلال می‌نمایند. یکی از این آیات که به آن استناد می‌کنند آیه حلية است که ذیلاً برداشت دو گروه از علمای مخالف و موافق با قضاوت زن را در مورد این آیه‌ی کریمه از نظر می‌گذرانیم: وجه استدلال مخالفان قضاوت زن: در ذات خود نقص دارد،  برای جبران آن با زینت و زیور خود را می‌آراید. و نیز در بیان حجت و استدلال به هنگام مجادله و گفتگو ناتوان است. 
مقدمه  در قرآن کریم و سنّت نبوی به طور صریح و روشن نصی در مورد عدم جواز قضاوت زن بیان نشده است؛  لیکن علما و فقها با برداشتی که از نصوص قرآن و سنّت دارندو استدلال به یک مجموعه دلائل عقلی برای جواز یا عدم جواز قضاوت زن،  سه موضع را اتخاذ نموده و به سه گروه تقسیم می‌شوند.  گروه اول که شامل جمهور علما است،  قضاوت زن مطلقاً جایز نمی‌دانند؛ زیرا قضاوت نوعی ولایت عامه است و لذا،  مرد بودن از مهمترین شروط قضاوت محسوب می‌شود. فقهای مالکی،  شافعی،  و حنبلی و تعدای از علمای حنفی می‌گویند؛  قضاوت زنان مطلقا جایز نیست.
نتیجه  اصل در امور و اشیاء و تصرفات عادی بر اباحه بودن است و مادامی که نص صحیح الثبوت و صریح الدلاله‌ای بر تحریم چیزی وجود نداشته باشد، قضیه بر اصل اباحه قرار دارد. بر این اساس چون منع زنان در انتصاب برای ریاست دولت و منصب قضاوت از طریق نصوص ثابت و صریح به اثبات نرسیده است، لذا، اصل بر مباح بودن آنها است. اگر نص قطعی الثبوت و قطعی الدله‌ای وجود می‌داشت، اجماع علما به طور قطع حکم به عدم جواز زنان برای تصدی آنها صادر می‌کرد و دیگر اختلافی وجود نداشت.
آراء علما در مورد شأن بیان و سبب ورود حدیث و دلالت مفهوم آن  ابن عربی می‌گوید « لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمْ امْرَأَةً»، این حدیث نصی است بر اینکه زن نمی‌تواند خلیفه‌ی مسلمین باشد، و در آن اختلافی نیست[57].  وی می‌گوید جایز است زن داوری کند، مقصود از وضع احکام اجرای آنها توسط قاضی، و شنیدن گواهی بر آنها، و پایان دادن به خصومت دو طرف بر مبنای احکام است. زن مانند مرد می‌تواند از عهده‌ی انجام آن بر آید-یعنی؛  غیر از امامت کبری می‌تواند عهده دار همه‌ی امور شود- چون غرض از امامت کبری، حفظ حدود و مرزهای کشور، تدبیر امور، و حمایت از عرض و ناموس، گرفتن مالیات، و بخشیدن آن به مستحقان آن است.
 همه‌ی علما اتفاق دارند که سنت نبوی، پس از قرآن کریم ازحیث تشریع، منبع دوم احکام شرعی است. از وظایف سنت نبوی توضیح و تبیین و تفصیل موارد مجملی است که مفهوم آن در قرآن کریم واضح و روشن نیست. و بیان تخصیص نص عامی است که عمومیت آن مراد نیست و تقیید مطلقی است که اطلاق آن مقصود نیست. در اسلام، مقولاتی وجود دارد که قرآن کریم در باره‌ی آنها سکوت کرده است، مانند ولایت و قضاوت زنان. اما در سنّت نبوی شریف، بیان شده‌اند؛ مانند عدم جواز زن برای ولایت عظمی و رهبری عمومی مردم توسط زنان. علما و مفسرین مخالف با انتصاب زنان برای ریاست دولت و قضاوت، به حدیثی استناد می‌کنند
و اما علت نسیان و فراموشی زن:  رشید رضا در مورد اینکه علت شهادت دو زن برابر با شهادت یک مرد است می‌گوید: گفته می‌شود بر مزاج زن برودت غالب است و فراموشی نتیجه‌ی آن است، و این دلیل درست نیست. درست این است که در شأن زن نیست به معاملات مالی و اموری مانند معاوضه و داد و ستد مشغول شود. زیرا حافظه وی در این امور ضعیف است. اما در امور خانه که شغل و کار وی است چنین نیست، و وی در این امور حافظه‌ی قوی تری از مرد دارد. یعنی از ذات و طبیعت بشرِ مذکر و مؤنث این است که حافظه و قوه‌ی ضبط و به یادسپاری آنان در اموری که به آن اهتمام می‌ورزند
در صحیح بخاری چنین آمده است که ابو سعيد خدري - رضي الله عنه – می‌گوید: رسول الله - صلى الله عليه وسلم - روز عيد قربان يا عيد فطر بسوي مصلا رفت. سپس، بر زنان گذر کرد و خطاب به آنان گفت: «يَا مَعْشَرَ النِّسَاءِ تَصَدَّقْنَ فَإِنِّي أُرِيتُكُنَّ أَكْثَرَ أَهْلِ النَّارِ» فَقُلْنَ: وَبِمَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «تُكْثِرْنَ اللَّعْنَ، وَتَكْفُرْنَ العَشِيرَ، مَا رَأَيْتُ مِنْ نَاقِصَاتِ عَقْلٍ وَدِينٍ أَذْهَبَ لِلُبِّ الرَّجُلِ الحَازِمِ مِنْ إِحْدَاكُنَّ»، قُلْنَ: وَمَا نُقْصَانُ دِينِنَا وَعَقْلِنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «أَلَيْسَ شَهَادَةُ المَرْأَةِ مِثْلَ نِصْفِ شَهَادَةِ الرَّجُلِ» قُلْنَ: بَلَى، قَالَ: «فَذَلِكِ مِنْ نُقْصَانِ عَقْلِهَا، أَلَيْسَ إِذَا حَاضَتْ لَمْ تُصَلِّ وَلَمْ تَصُمْ» قُلْنَ: بَلَى، قَالَ: «فَذَلِكِ مِنْ نُقْصَانِ دِينِهَا»
امام ابن قیم در کتاب «مدارج السالکین» می‌گوید: فصل: در بیان مراتب هدایت خاص و عام؛ و این ده مرتبه است: مرتبه اول: سخن گفتن الله متعال با بنده‌اش در بیداری و بدون واسطه، یعنی از سوی الله خطاب به بنده، و این بالاترین مراتب هدایت است؛ چنانکه الله متعال با موسی بن عمران سخن گفت؛ ﴿وَكَلَّمَ ٱللَّهُ مُوسَىٰ تَكۡلِيمٗا١٦٤﴾ [النساء: ١٦٤] «و الله (بدون واسطه) با موسی سخن گفت».  الله متعال در ابتدای آیه ١٦٣ سوره‌ی نساء به مساله‌ی وحی به نوح و پیامبران بعد از او اشاره می‌کند
امام ابن قیم در کتاب «طریق الهجرتین وباب السعادتین» می‌فرماید:‌  قاعده: صبر بر ترک گناه، اسباب گوناگونی دارد از جمله:‌ سبب اول: بنده از بدی، ‌رذالت و پستی گناه آگاهی داشته باشد؛ و اینکه الله تعالی گناه را به سبب صیانت و حمایت از بنده در برابر پستی‌ها و رذایل حرام نموده و از آن نهی کرده است، مانند پدر مهربانی که از پسرش در برابر اذیت و آزارها و مضرات حمایت می‌کند؛ این سبب انسان عاقل را بر ترک گناه وادار می‌سازد، هرچند هیچ وعید به عذابی متوجه انجام گناه نباشد.
سراسر زندگی دکتر اقبال، شاعر اسلام و فیلسوف عصر، از عشق به پیامبر بزرگ اسلام(ص)  و شوق شهر او سرشار بود و در اشعار جاودان خود، همواره از این دو محبوب یاد کرده است. اما در آخر روزهای زندگیش این جام لبریز شد، هرگاه نام مدینه را می‌شنید، اشک شوق بی‌خاسته از چشمانش جاری می‌گشت. او با جسم نحیف خود که مدت‌ها به امراض و بیماری‌ها مبتلا بود نتوانست به زیارت رسول الله(ص)  مشرف گردد اما با دل مشتاق و بی‌تاب خویش و نیز با اشعار شیرین و نیروی تخیل قوی خود، بارها در فضای شورانگیز حجاز پرواز کرد
اصل نخست: رستگاری در دست خداوند است و اوست که سینه‌ها را فراخ می‌کند نه کس دیگر؛ رستگاری یکی از آفریده‌های خداوند است. خداوند اعیان را آفریده است به همان ترتیب معانی مانند مرگ و زندگی را نیز آفریده است: "الذي خلق الموت والحياة" اوست که مرگ و زندگی را آفریده است. یکی از این معانی رستگاری است که آن را در دل هر کس که بخواهد قرار می‌دهد؛ با فضل او رستگار می‌شود و می‌خندد. از هر دلی که بخواهد بر می‌گیرد بنابراین بدبخت می‌شود و می‌گرید: "وأنه هو أضحك وأبكى" و اوست که می‌خنداند و می‌گریاند.
 بدانید که روزگار نسیم‌های فرح‌بخشی دارد پس خود را در معرض آن قرار دهید. ١-  در این ایام یک ختم کامل قرآن پیش رو داری اما کمتر کسی آن را انجام می‌دهد؛ پیامبرت هر هفته یک بار قرآن را ختم می‌کرد پس به او اقتدا کن. ٢-  برای قرائت قرآن از گوشی موبایلت استفاده کن؛ اگر به گوشی‌های هوشمند عادت کرده‌ای و نمی‌توانی آن را ترک کنی پس در راستای ازدیاد ایمانت و برای قرائت قرآن و اذکار بامدادی و شامگاهی از آن بهره‌برداری کن. ٣-  سنت تکبیر مطلق در مسیر راه و در ماشین و در اوقات انتظار را فراموش مکن که غنیمتی گران و گنجی پنهان است. 
حجّ آهنگ تغییر است. تغییر در دیدن و شنیدن و فهم، تغییر در گفتن و عمل، تغییر در بودن با خود با خدایت با خلق خدا. حجّ رسیدن به مقصد و سرمنزل شناخت‌هاست. شناخت خود، خدا و هر آنچه غیر این دو است. حاجی به محض ورود به مسجد الحرام و رویت صحنه‌ی طواف که مشتمل بر کعبه بیت‌الله و حجّاج در حال طواف با وحدت عمل در عین تفاوت نژاد و فرهنگ و زبان، منقلب‌ترین حال عمرش را درک می‌کند تاکنون چنین وحدت و یکرنگی را در جمع اختلافها و تفاوتها تجربه نکرده و لذّت دیدنش برای اوّلین بار او را به سکوتی عمیق و تفکّری دلنشین فرو می‌برد
 مقدّمه الحمد لله رب العالمين وصلى الله على نبينا وقدوتنا وحبيبنا محمد بن عبدالله وعلى آله وصحبه ومن سار على نهجه إلى يوم الدين أما بعد: سپاس پروردگار و درود بى پایان بر روان پاک خاتم الأنبیاء محمد و آل و یارانش را از بارى تعالى خواستاریم. برادران و حجاج محترم از اینکه زیارت خانه خدا و حج بیت الله الحرام یکى از ارکان و بنیان اساس اسلام بشمار می‌‏‏رود؛ پس باید مطابق سنّت و گفتار رسول اکرم(ص) باشد چنانکه فرمودند: «لتأخذوا مناسككم فإنّي لا أدري لعلي لا أحج بعد حجي هذه».
مؤمن یقین دارد که خداوند وعده‌اش را عملی نموده و خلاف وعده نمی‌کند؛ زیرا او مطمئن است که کسی در حرف و سخن راست‌گوتر از خدا نیست. به‌طور یقین خداوند راستگوترین است. این مطلب حقیقتی ایمانی و مسلّم است که آیات متعددی از قرآن، آن را بیان داشته‌اند، در آنچه در ذیل می‌آید توقفی گذرا می‌نماییم: ١- در سوره‌ی نساء خداوند می‌فرماید: ﴿ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ لَيَجۡمَعَنَّكُمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَا رَيۡبَ فِيهِۗ وَمَنۡ أَصۡدَقُ مِنَ ٱللَّهِ حَدِيثٗا٨٧﴾ [النساء: ٨٧].
خداوند قدرتمند و توانا است، او دارای صفات کمال و جلال و عظمت است، او از هرنقص و ضعف و ناتوانی‌ای پاک و بری است، او بر هر چیزی تواناست، کسی و چیزی نمی‌تواند مانع اجرای دستورش شود، برنامه و سنّت الهی هیچ تغییردهنده‌ای ندارد، کسی و چیزی نمی‌تواند حکم و قضاوتش را لغو کند، هرآنچه را اراده کند می‌شود، و هرآنچه را نخواهد نمی‌شود. چیزی نه در زمین و نه در آسمان او را ناتوان نمی‌سازد، قدرتی توان ایستادگی در برابر او را ندارد هر اندازه هم بزرگ و قدرتمند باشد.
بهترین استغفارها «عَنْ شَدَّادِ بْنِ أَوْسٍ رَضِیَ الله عَن النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَُ: سَيِّدِ الاِسْتِغْفَارِ: اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّي، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، خَلَقْتَنِي وَأَنَا عَبْدُكَ، وَأَنَا عَلَى عَهْدِكَ وَوَعْدِكَ مَا اسْتَطَعْتُ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا صَنَعْتُ، أَبُوءُ لَكَ بِنِعْمَتِكَ عَلَيَّ، وَ أَبِوءُ لَك بِذَنبِي، فَاغْفِرْ لِي ذُنُوبِي فَإِنَّهُ لاَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ أَنْتَ»، قَالَ: «وَ مَن قَالَهَا مِنَ النَّهارِ مُوقِناً بِها، فَماتَ مِن یِومِهِ قَبلَ أَن یُمسِیَ، فَهُوَ مِن أَهلِ الجَّنَةِ، وَ مَن قَالهَا مِن اللَّیلِ وَ هُوّ مُوقِنٌ بِها فَماتَ قَبلَ أَن یُصبِحَ، فَهُوَ مِن أَهلِ الجَنَّةِ»[24].
در حدیث متفق علیه از ابی وائل روایت شده که فرمود: «عبداللّه بن مسعود(رض) هر پنجشنبه برای مردم موعظه می‌کرد که مردی به او گفت: ای ابو عبدالرّحمن! من بسیار دوست دارم که شما هر روز برای ما موعظه و نصیحت می‌کردی! عبداللّه گفت: چیزی که مرا از این کار منع می‌کند آن است که دوست ندارم که شما را خسته کنم و گاه به گاه برای شما موعظه می‌کنم همان طور که پیامبر-صلّی الله علیه وسلّم-  برای ما گاه به گاه موعظه می‌کرد كه مبادا مارا خسته کند».
  تمدن‌های پوشالی معاصر از دیدگاه یک مؤمن آگاه مؤرخین عرب حکایتی را نقل کرده‌اند، که معمولاً سریع و گذرا از آن می‌گذریم و این در حالی است که حکایت مزبور توجه و اهتمام عمیقی از ما می‌طلبد، زیرا این حکایت بیانگر دید آگاهانه‌ی مؤمنی است بر تمدّن‌های پوشالی معاصر. شاید با مطالعه‌ی تاریخ فتوحات اسلامی در صدر اول، خیلی از خوانندگان، این حکایت را خوانده باشند اما به مفاهیم عمیق و نتایج قابل ملاحظه‌ای که بنده را به خود جلب نموده است پی نبرده باشند و چه بسا یک حکایت و داستان نظر یک خواننده را که از عامه‌ی مردم می‌باشد، به خود جلب می‌نماید.
وامعتصماه مؤرخ بزرگ، ابن اثیر در کتاب مشهورش «الکامل» چنین روایت می‌کند: أنَّ المعتصمَ بلغهُ انَّ امرأةً هاشمیةً صاحتْ وهی أسیرةٌ فی أیدی الرّوم «وامعتصماه!» فَأَجَابَها وهو جالس على سریره: لبّیكِ لبّیكِ ونَهَضَ مِنْ ساعته وصاحَ فی قصره: النفیرَ النفیرَ! وأَشهدَ القضاة والشهودَ على ما وقفَ من الضیاعِ وغزا «عموریة» وأَمَرَ بَها فهُدِّمتْ وأُحْرِقَتْ[1]. «به معتصم بالله اطلاع دادند که زنی هاشمی اسیر در دست رومی‌ها چنین فریاد بر آورده است: «وامعتصماه وامعتصماه»
اختلاف در فروع موجب تَفَرُّق و تَشَتُّت نخواهد شد اختلاف در مسائل اجتهادی که درباره‌ی آن‌ها نص قطعی الثبوت و قطعی الدلاله وارد نشده است، نباید باعث تفرق و تنازع میان امت گردد. اصحاب در مسائل غیر منصوص با هم اختلاف داشتند، ولی میان‌شان هیچ‌گونه تفرقه، عداوت و نزاع، راه نمی‌یافت و اختلاف نظر آن‌ها در قضایای منصوص، یک امر عادی تلقی می‌شد. در میان اصحاب، تابعین و افراد بعد از آن‌ها، کسانی هستند که در قرائت فاتحه، بسم الله... می‌خواندند و بعضی دیگر نمی‌خواندند. بعضی به جهری خواندن بسم الله... و گروهی به سری بودن آن قائل بودند. بعضی در نماز صبح قنوت می‌خواندند و بعضی نمی‌خواندند.
آیا عمل برخلاف مذاهب چهارگانه جایز است؟ سؤال: مدت‌های مدیدی است که بعضی از دوستان کتاب‌خوان به خاطر آن‌چه که مجله (نورالاسلام) از مباحث فقهی تحت عنوان (غریب الاحکام) منتشر نموده، سؤالی از من می‌پرسند و آن این است که: آیا عمل به این احکام غریب، اگرچه مخالف مذهب و امام خواننده و سؤال کننده باشد، جایز است؟ مبنی بر این‌که در میان این نوع فتاوا، احکامی وجود دارد که بر خلاف تمام مذاهب چهارگانه مشهور و مورد اعتماد هستند. لذا دل انسان چگونه در عمل به آن حکم غریب، آرامش می‌یابد؟
بنگر که چگونه جمادات در برابر کلام حق خاشع می‌گردند و کوه‌هایی که نماد صلابت و استواری هستند از هیبت کلام پروردگار خویش تکه تکه می‌شوند. ﴿لَوۡ أَنزَلۡنَا هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ عَلَىٰ جَبَلٖ لَّرَأَيۡتَهُۥ خَٰشِعٗا مُّتَصَدِّعٗا مِّنۡ خَشۡيَةِ ٱللَّهِۚ وَتِلۡكَ ٱلۡأَمۡثَٰلُ نَضۡرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ٢١﴾ [الحشر: ٢١] «اگر ما این قرآن (عظیم الشأن) را (به جای دل‌های خلق) بر کوه نازل می‌کردیم مشاهده می‌کردی که کوه از ترس و عظمت خدا، خاشع و ذلیل و متلاشی می‌گشت و این امثال را برای مردم بیان می‌کنیم باشد که اهل (عقل و) فکرت شوند».
از جمله عجیب‌ترین اسرار قرآن، حس غریبی است که به هنگام شنیدن نوای آن بر قلب‌ها سایه می‌افکند؛ همان حس غریبی که جان‌ها در پرتو آن خاشع می‌گردد و نفس‌ها در سینه حبس می‌شود.  همان که عقل‌ها را حیران و مدهوش خویش می‌سازد.  گویی همه‌ی جمادات در سکوتی برابر به نظم نشسته‌اند و تمامی وجود ایشان، تسلیمِ شنیدن این طنین آسمانی گشته است.  گویی زمان از حرکت باز ایستاده است و تمامی ثانیه‌ها و دقیقه‎ها و ساعت‌ها در این لحظه بی‌معنا می‌شوند.  حسی غریب و زیبا که با هیچ واژه‌ای نمی‌توان آن را وصف کرد. 
معمولاً پرورش، در جهت بارور ساختن استعداد خير در وجود آدمى به كار مى‌رود؛ زیرا ميل و گرايش انسان به سمت فجور بسى آسان و هموار است و حرکت انسان در مسیر بدی‌ها برخلاف سیر در وادی خیر و نیکی چندان نیازمند پرورش و تربیت خاصی نیست. همانگونه که خداوند متعال می‌فرماید: بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ [القيامة: ٥]  (انسان در قدرت خداوند بر گردآوردن استخوانها و زنده کردن مردگان تردیدی ندارد) بلکه هدف انسان (از انکار) این است که می‌خواهد در مدّت زمانی که در پیش دارد (تا زنده است) گناه کند(و مسیر شر و بدی را پیش گیرد)).
بسم الله الرحمن الرحیم خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: ﴿وَٱلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبۡ لَنَا مِنۡ أَزۡوَٰجِنَا وَذُرِّيَّٰتِنَا قُرَّةَ أَعۡيُنٖ وَٱجۡعَلۡنَا لِلۡمُتَّقِينَ إِمَامًا ٧٤﴾ [الفرقان:۷۴]. «مؤمنان کسانیند که می‌گویند: پروردگارا! همسران و فرزندانی به ما عطا فرما که باعث روشنی چشمان‌مان گردند و ما را پیشوا و قدوۀ پرهیزگاران بگردان». و می‌فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَأَهۡلِيكُمۡ نَارٗا وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُ عَلَيۡهَا مَلَٰٓئِكَةٌ غِلَاظٞ شِدَادٞ لَّا يَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ ٦﴾ [التحریم:۶].
امتحان دنیا توسط بندگان از یک‌دیگر گرفته می‌شود و امتحان آخرت توسط پروردگار بندگان. امتحان دنیا یک ماده‌ دارد و امتحان آخرت شامل همه چیز می‌شود: شامل جوانی، پیری، مال و علم. خدای متعال می‌فرماید: "مَالِ هَـٰذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا"
هفته‌ی گذشته دکتر محمد مرسی، دقیق در سالروز اعلام انتخاب ایشان به عنوان اولین رئیس‌جمهور منتخبِ تاریخ مصر،  در بیدادگاه نظامی فرعون مصر، به شهادت رسید. پس از کودتای مصر و قبضه‌ی قدرت توسط ارتش به رهبری ژنرال سیسی، دکتر مرسی بدون کوچکترین جرم و گناه اثبات شده در دادگاهی عادل، به مدت شش سال ـ پنج سال آن در سلول انفرادی ـ بدون کمترین امکانات زندگی و بهداشتی، زندانی شد.
پرسش: در برخی از مساجد شاهد هستیم که نماز تراویح را با شتاب می‌خوانند و توجّهی به مفهوم آن نمی‌کنند؛ به نظر شما این نوع نماز خواندن چه حکمی دارد و خشوع و کیفیت نماز چقدر مهمّ است؟ بسم الله والحمد لله والصلاة والسلام علی رسول الله وبعد... در صحیحین از رسول خدا روایت است که فرمود: «مَنْ قَامَ رَمَضَانَ إِيمَانًا وَاحْتِسَابًا غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ» هر کس در رمضان با ایمان و امید به پاداش نماز بخواند گناهان گذشته‌اش بخشوده می‌شود. خدای متعال روز رمضان را به روزه و شب‌ را به نماز اختصاص داده است و نماز و قیام شب را باعث بخشایش گناهان قرار داده است. امّا قیامی که باعث بخشایش گناهان و شستن پلیدی‌ها می‌شود نمازی است که با شرایط و ارکان و آدابش خوانده شود. 
 خداوند دنیا را محل آزمایش اقسام مردم قرار داده است: ثروتمند و فقیر، باهوش و کم‌هوش، شریف و حقیر، قوی و ضعیف.. هر یک از این افراد در وضعیتی که هستند و با توجه به جایگاه و نعمتی که از آن برخودارند مورد آزمایش قرار می‌گیرند. ما وظیفه داریم در چارچوب امکانات و ابزارهایی که در دست داریم کار خود را به نحو احسن انجام دهیم؛ وظیفه داریم با موانعی که ما را از هدف و رویکردمان باز می‌دارد مبارزه کنیم. در دنیا منطقه‌ی امنی وجود ندارد که در آنجا رخت اقامت بیفکنیم و تقوا و پارسایی و صفات اخلاقی و رفتاری خود را در آن بار بنشانیم. همه‌ی ما بر زمین لرزانی قرار داریم در کشمکش میان درست و نادرست و خیر و شر.
خداوند با قوانینی زندگی بر روی زمین را نظم می‌بخشد که بر همگان جاری است.  و در قرآن و سنت شریف به قوانینی که حاکم بر زندگی است سخن گفته شده است. به صورت کلی قوانین به دو دسته تقسیم می‌شوند:  ۱- قوانین مادی: این قانون حرکت ماده را در هستی نظم می‌بخشند. مانند گردش شب و روز، چهار فصل، حرکت ماه.... ۲- قوانین اجتماعی: قوانینی هستند که زندگی آدمی را نظم بخشیده و سعادت و شقاوتشان از بکارگیری و یا عدم بکارگیری این قوانین حاصل می‌شود. و کسی که در قوانین اجتماعی نظر بیفکند متوجه می‌شود که یک تقسیم‌بندی دو طرفه شکل گرفته و شروع آن زمانی است که فرد خواهان آن باشد. این حالت هم چون معادلات ریاضی است که کامل شدن طرف اول سبب تحقق طرف بعدی می‌شود.
کلمه‌ی قدر که در توصیف این شب آمده است به معنی مقام و شرف و برکت است؛ به همین خاطر خدای متعال می‌فرماید: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ* أَمْراً مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ* رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» (الدخان:٣-٦). [كه‌] ما آن را در شبى فرخنده نازل كرديم، [زيرا] كه ما هشداردهنده بوديم. در آن [شب‌] هر [گونه‌] كارى [به نحوى‌] استوار فيصله مى‌يابد. [اين‌] كارى است [كه‌] از جانب ما [صورت مى‌گيرد]. ما فرستنده [پيامبران‌] بوديم. [و اين‌] رحمتى از پروردگار توست، كه او شنواى داناست. «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ القَدْرِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ القَدْرِ* لَيْلَةُ القَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ* تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ* سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الفَجْرِ» (القدر:١-٥).
برادران و خواهران ایمانی السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته در سایه‌ی لطف و مرحمت خدا مدتی است که همه‌ی ما «ایمان »را به منظور آبادنمودن درون و «اسلام» را جهت آباد نمودن برون و تنظیم زندگی برگزیده، که جای بسی شکر و سپاس است. از همان روز که پروردگار مهربان، شیطان ناسپاس و نافرمان را به دلیل تمرد و سرپیچی‌اش که ناشی از حسادتش به انسان و جایگاه وی نزد خدا بود؛ از درگاه خود راند، شیطان نیز قسم خورده‌ی ما شد و مطمئن باشیم که از وسوسه و گمراهی ما یک لحظه هم کوتاهی نکرده و نخواهد کرد. و بازهم متأسّفانه در این راه موفّقیّت‌هایی داشته است ولی این موجود شرور، متمرّد و مغرور هیچ گاه حریف مخلصین و مجاهدین واقعی در راه خدا» مراد کسانی هستند
در میان همسران پیامبر-صلّی الله علیه وسلّم- خداوند به امّ‌المؤمنین عایشه-رضی الله عنها- فضایل و ویژگی‌های خاصّی عطا فرموده بودند. ایشان در این مورد می‌فرمایند: الله تعالی به من نُه فضلیت و ویژگی داده‌اند که بعد از مریم بنت عمران آن را به کسی دیگر عطا نفرموده‌اند. ۱) جبریل نازل شده و روی کف دستانش تصویر من را به پیامبر- صلّی الله علیه وسلّم- نشان داده‌اند و حتی به پیامبر-صلّی الله علیه وسلّم- دستور فرموده‌اند که مرا به همسری خود درآورند. ۲) پیامبر-صلّی الله علیه وسلّم- با من درحالی‌که دختری باکره بودم ازدواج کرده‌اند، حال هیچ یک از همسران دیگر ایشان باکره نبوده‌اند.
قرآن کتاب مبارکی است که‌ توانست از ملتی نادان امتی بزرگ تشکیل دهد و نسلی را بر صفحه‌ی تاریخ ماندگار ساخت که‌ اگر انگیختن‌های این کتاب وجود نداشت، هرگز نامی در تاریخ نمی‌یافت. قرآن تنها ملت عرب را از برکات خود بهره‌مند نساخت، بلکه‌ جهانیان توانستند بهترین نتایج را از این کتاب والا برچینند، زیرا تعالیم قرآنی، جامعه‌ انسانی را از نو بنیان نمود و تمامی کج اندیشی و خرافه‌‌پرستی‌های گذشتگان را برچید. دیدگاهی که‌ جامعه‌ی جهانی با ظهور قرآن بدان رویی آورد، منطقی نو را بخشید، زیرا اسلوب معرفتی را آزاد گذاشت و توانست بر گیتی دست یابد. 
آزادی – آنچنانکه عدّه‌ای تصور می‌کنند- به دستیابی ملّتها به استقلال و حق حاکمیت خود منحصر نمی‌شود این آزادی سیاسی است که آزادی اندیشه، فرهنگ، و بینش‌های متعالی انسانی را برای ملّتها به دنبال دارد. همچنین آزادی به معنی سرگردانی انسان به دنبال شهوات و هوای نفس نیست هرآنچه را هوس کرد بخورد و بیاشامد و انجام دهد. این آزادی مطلق را نخست باید یک بحران و سپس بندگی ذلیلانه برای نفس نامید. آزادی مطلق بحران و آنارشیسم است، چون در هیچ جای دنیا آزادی مطلق و نامحدود وجود ندارد. بلکه هر چیزی قانون و مقرّراتی دارد
زنانی که در حیض و نفاس هستند نگران نباشند بسیاری از زنان از این که دچار حیض و نفاس می‌شوند اندوهگین هستند چرا که نمی‌توانند تعدادی از روزهای رمضان را روزه باشند. رسول خدا در شب‌ها و روزهای این ماه مبارک به زنانی که در حیض و نفاس هستند و تمام کسانی که عذری دارند این چنین مژده می‌دهد: می‌فرماید: دنیا برای چهار نفر است: بنده‌ای که خداوند مال فراوانی به او ارزانی داشته است؛ او تقوای خدا را رعایت می‌کند؛ صله‌ی رحم به جای می‌آورد و می‌داند که خدا را در این مال حقی است. چنین فردی بهترین جایگاه را دارد.
مقاله‌ای که پیش روی شما خوانندگان گرامی قرار دارد، اشاره به ده سبب از اسباب تقویت ایمان می‌باشد که این حقیر آن را به فارسی برگدانده‌ام. امیدوارم که مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد و ما را از دعای خیر خودتان محروم نکنید که محتاج دعایتان خیرتان هستیم. ده امری که ایمان به وسیله آنها تقویت می‌شود: ایمان واقعی عبارت است از وارد شدن بنده به دین مبین اسلام. سایر اعمال با اسلام اعتبار پیدا می‌کند و اصلاح رفتار یا فساد آن بستگی به ایمانی دارد که در قلب انسان موجود است.
 یک سوم باقیمانده‌ی شب و لحظات سحر لحظات نماز شب و نیایش و استغفار و دعا؛ در این لحظات است که دعا رد نمی‌شود. رسول خدا فرموده است: «إذا مضى ثلث الليل الأول ، هبط الله إلى سماء الدنيا ، فلم يزل هنالك حتى يطلع الفجر يقول قائل : ألا سائل يعطى؟  ألا داع فيجاب؟  ألا مذنب يستغفر فيغفر له؟  ألا سقيم يستشفي فيشفى؟ » هر گاه یک سوم شب سپری شد خداوند به آسمان دنیا فرود می‌آید و تا سپیده‌دم صبح در آنجا خواهد بود؛ ندا می‌دهد:آیا کسی هست که چیزی بخواهد و به او بدهم؟  آیا کسی هست که دست به دعا بردارد و برایش اجابت کنم؟  آیا گناهکاری هست که استغفار کند و او را ببخشایم؟  آیا بیماری هست که شفا بخواهد تا شفا یابد؟ [سنن دارمی] بنده‌ی مؤمن باید این لحظات گرانقدر را فرصت شمارد و به نماز و تلاوت و ذکر و نیایش و استغفار سحرگاهی مشغول شود.
امت‌ها بر اساس سنت الهی دچار ضعف و ناکامی می شوند و اگر این حالت ادامه یابد طومارشان پیچیده خواهند شد و امت دیگری جای آن را خواهد گرفت: «وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ» و ما اين روزها[ى شكست و پيروزى‌] را ميان مردم به نوبت مى‌گردانيم.  این چیزی است که در تاریخ امت‌های گذشته مانند روم و یونان و ایران به روشنی به چشم می‌خورد. زمانی در اوج قدرت بودند سپس با هم درگیر شدند و به ضعف و سستی رو نهادند و سرانجام از صفحه‌ی روزگار محو شدند چنان که گویی هرگز وجود نداشته‌اند. اما امت اسلامی امت عقیده و اندیشه و رسالت است و پایانی ندارد اما ملت‌ها و اقوام دستخوش تغییر می‌شوند:
بدان که ارزش این اعمال از جهت پاداش است. این فرصتی است که تو را به عمل تشویق می‌کند و عمل قلعه‌ای است که از ورود غم و اندوه جلوگیری می‌کند. هر گاه بنده در عمل کوتاهی کند خداوند او را به غم و اندوه دچار می‌کند. و اینک آن نه عمل: ١-  نماز عشا و صبح با جماعت: مسلم به روایت از عثمان بن عفان آورده است: از رسول گرامی اسلام شنیدم که فرمود: «من صلى العشاء في جماعةٍ فكأنما قام نصف الليل، ومن صلى الصبح في جماعةٍ فكأنما صلى الليل كله» هر کس نماز عشا را به جماعت بخواند گویی نصف شب را احیا کرده است و هر کس نماز صبح را به جماعت بخواند گویی تمام شب را در نماز بوده است. 
پیشگفتار:‌ مكیان با وجود جمعیت بسیار زیادی كه نسبت به مردم مدینه داشتند و با دو جنگ بزرگ بدر و احد كه با محمّد انجام داده بودند؛ دریافتند كه حریف قدرتمندی دارند كه با وجود اینكه سه برابر آنها هستند حریف آنها نیستند و از آینده و ترقی جامعه مدینه و بیشتر شدن پیروان محمّد نیز واهمه داشتند و به فكر راه حل و چاره‌ای بودند . بنابراین مكیان پس از مذاكرات طولانی، اتحاد عظیمی از قبایل عرب را با خود همراه ساختند و با نیرویی عظیم و بسیار زیاد، تصمیم به جنگی تمام عیار و بی سابقه علیه محمّد و جامعه مدینه را نمودند
١. همچنان که نماز بدون حضور قلب، کم‌اثر است، روزه هم بدون حضور قلب، روشنی‌بخشی چندانی ندارد. حضور قلب یعنی توجه همواره به این که چرا از خوردن و نوشیدن امساک می‌کنیم و قرار است با این امساک، چه روحیه‌ای در ما تقویت شود (لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ / باشد که پرهیزکاری کنید/ بقره:١٨٣). اگر این حضور قلب در اغلب آنات روزه‌داری همراه ما نباشد، عمدتاً رنج بُرده‌ایم و کمی اجر،‌ اما روشن‌بینی و حظ معنوی نه. پیامبر(ص) گفته‌اند: «رُبَّ صَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ، وَرُبَّ قَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ قِيَامِهِ إِلَّا السَّهَر / چه بسیار که روزه‌دار جز گرسنگی نصیبی از از روزه ندارد، و چه بسیار شب‌زنده‌داری که تنها بهره‌اش از شب‌زنده‌داری، بی‌خوابی است.»(به‌روایت نسائی و ابن‌ماجه)
چند روزی بیشتر تا فرا رسیدن ماه رمضان باقی نمانده است؛ دل‌ها پراکنده، روان‌ها افسرده، اراده‌ها ضعیف و ناتوان و دل‌ها و عقل‌ها پرمشغله؛ نه حال امت خوشایند است و نه سکوت جایز است؛ سرگرمی‌ها پایانی ندارد و خواسته‌ها دست نیافتنی است. در جهانی آکنده از پراکندگی و آشفتگی زندگی می‌کنیم کم هستند کسانی که با عزم و همت باشد؛ در این شرایط بهترین ما کسی است که به آرامش رمضان و زیبایی تراویح و خشوع قرآن امیدوار است... این چه حالی است! روح نمی‌تواند در فضای عطرآگین رمضان نفس بکشد؛ پس چگونه است
زندگی تنها فرصتی است که هیچ وقت تکرار نمی‌شود و اهمیتش در آن است که کشتگاه زندگی بعدی و گذرگاه آخرت و میدان رقابت برای زندگی پس از مرگ است. تلاش و کوشش و تمام حرکات و سکنات انسان در این جهان به او باز می‌گردد؛ انسان‌ها در روزی با شکوه در پیشگاه کردگار جهان گرد می‌آیند تا به خاطر تمام کارهای آشکار و نهان‌شان حساب پس دهند. از فضایل خدای بزرگ بر ما آن است که گذر زندگی دنیایی موسم‌های برای خیر و طاعت قرار داده است تا پاداش عمل در آن بیشتر از روزهای دیگر باشد همچنان که در جهان مکان‌های مقدسی وجود دارد که بالاتر از سایر مکان‌ها هستند. 
همزمانی محتوا