دین و دعوت

عنوان تاریخ
تحلیل پاره‌ای مشکلات انسانی از منظری قرآنی ـ اخلاقی (مولود بهرامیان) 1399/08/04
چکیدەای از درسگفتار دعوت(بانگەواز) (استاد ناصر سبحانی) 1399/08/04
چکیده‌ای از درسگفتار ازدواج (استاد ناصر سبحانی) 1399/08/04
دینداری فاسد (شیخ محمد غزالی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/08/04
مفاهیم تربیتی در مدرسه‌ی دعوت در برخورد با مخالفان فکری (شيخ محمّد عبدالله خطيب) (ترجمه: مظهر نعمتی دزآوری) 1399/07/17
قواعد منظّم فکری در قرآن (دکتر احمد ریسونی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/07/16
ردّپایی در شنزار زمانه - بخش دوّم و پایانی (فرزان خاموشی) 1399/07/12
شخصیّت عرفانی محمّد صلّی‌الله علیه وسلّم (جهانگیر بابایی) 1399/07/10
ردّپایی در شنزار زمانه - بخش اوّل (فرزان خاموشی) 1399/07/10
دل در گرو معبود داشتن (فرزاد ولیدی- دانشجوى دكتراى علوم قرآن و حديث) 1399/07/08
نگرش صحیح به آیات صفات در قرآن در پرتو فهم دو اصطلاح محکم و متشابه (مظهر نعمتی) 1399/07/07
راهکارهای نوین فراخوانی جوانان به دینداری (بیان عزیزی – پاوه) 1399/06/14
خداوند اشک‌های بندگان خود را نگه می‌دارد- پاره‌ی دوّم و پایانی (فرزان خاموشی) 1399/05/27
خداوند اشک‌های بندگان خود را نگه می‌دارد- پاره‌ی نخست (فرزان خاموشی) 1399/05/24
قرضاوی، امام وسطیت و اعتدال (عصام تلیمه) (ترجمه: مظهر نعمتی دزآوری) 1399/05/12
کار دوست و کام دشمن (عبد العزیز سلیمی) 1399/05/11
فتواهایی در خصوص قضایا و مسائل مربوط به قربانی (دکتر علی محی‌الدین قره‌داغی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/05/10
دعاهایی که اجابتش هزاران سال طول کشید (نسرین حسن‌زاده) 1399/05/09
نگرشی نوین به قربانی از دیدگاه قرآن (بیان عزیزی – پاوه) 1399/05/08
حجاب و عفاف (بیان عزیزی) 1399/05/03
حج؛ چرایی و مقاصد ( بخش ۱ از ۳ ) (سعدالدین صدیقی ـ عضو شورای مرکزی جماعت دعوت و اصلاح) 1399/05/03
فتوایی در خصوص «حکم نماز جماعت با رعایت فاصله یک متر و نیم یا بیشتر از آن در میان دو نمازگزار» (د.علي محيى الدين قره داغي) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/05/02
پلیس درونی (فرزان خاموشی) 1399/04/24
گفتمان اصلاحی نوین در اندیشه‌ی اسلامی (مهنا الحبیل مدیر دفتر مطالعات مشرق اسلامی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/04/23
از سفارشات روشن‌گر امام حسن البنا (رح) (امام حسن البنا) (ترجمه: مظهر نعمتی دزآوری) 1399/04/22
پوشش قرآنی از منظر استاد ناصر سبحانی (فرمیسک فرهادی) 1399/04/21
اهمیّت و مشروعیّت فقه واقع (دکتر عصام البشیر) (ترجمه: عبدالخالق احسان) 1399/04/19
شیوه‌ی فهم ویروس کرونا ونحوه‌ی رفتار با آن (عبد المجید بن مسعود) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1399/04/19
خوشبختی در اخلاق قرآنی (یاسین محمد) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1399/04/17
نیازمندی‌های جنبش اصلاحات اسلامی معاصر (نورالدّین محمود) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب) 1399/04/12
زن در گفتمان روشنفکری دینی (بیان عزیزی – پاوه) 1399/04/11
مباحثی پیرامون اندیشه و ایمان (هیوا راشدی) 1399/04/08
جهاد عنوان زندگی مؤمنانه (سعدالدین صدیقی) 1399/04/02
ازدواج مسیار - بخش دوّم و پایانی (دکتر یوسف قرضاوی) (ترجمه: مظهر نعمتی دزآوری) 1399/04/01
آیا زمان تدوین‌ فقه‌ نوین فرا رسیده است (دکتر عمّار طالبی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/03/30
ازدواج مسیار– پاره‌ی دوّم از بخش اوّل (دکتر یوسف قرضاوی) (ترجمه: مظهر نعمتی دزآوری) 1399/03/22
كرونا، آموزگار ايمان به قضا و قدر (فرزاد ولیدی- دانشجوى دكتراى علوم قرآن و حديث) 1399/03/22
سال «سنة الفقهاء» (دکتر علی صالحی) 1399/03/21
ازدواج مسیار ـ پاره‌ی نخست از بخش اوّل (دکتر یوسف قرضاوی) (ترجمه: مظهر نعمتی دزآوری) 1399/03/20
ابو هریره و کثرت روایات (دکتر علی صالحی) 1399/03/12
مرد آخربین مبارک بنده‌ای است (فرزان خاموشی) 1399/03/05
مرزهای باریکتر از مو (۱۱/۲) (مُعِد مردوخی - سنندج) 1399/03/03
وجه‌ تسمیه‌ی قرآن به ‌کتاب از دیدگاه‌ استاد ناصر سبحانی (ترجمه: مظهر نعمتی دزاوری) 1399/03/02
قلب سلیم (دکتر محمود ویسی) 1399/02/29
قرضاوی انسانی وارسته (اسماعیل ابراهیم) (ترجمه: هیوا راشدی) 1399/02/21
واکاوی حقوق و تکالیف متقابل زوجین در قرآن و سنّت (بیان عزیزی – پاوه) 1399/02/18
سوداى سربالا (سعدالدین صدیقی ـ عضو شورای مرکزی جماعت دعوت و اصلاح) 1399/02/16
مرزهای باریک‌تر از مو (۱۱/۱) (مُعِد مردوخی - سنندج) 1399/02/15
فضایل قرآن کریم: توجه به اصلاح نفس (شیخ عبدالله مراغی) (ترجمه: اصلاحوب) 1399/02/13
حکم اثبات هلال ماه با محاسبات علم نجوم-بخش دوّم (جابر عیدالوندة العازمی) (ترجمه: مظهر نعمتی دزاوری) 1399/01/30
در سوره‌ی حجرات، از شش خصلت و رذیله‌ی اخلاقی که دارای سویه‌ی اجتماعی هستند نهی شده است. اگر مؤمنان بتوانند از این شش صفت اخلاقی جاهلی خودداری کنند، چنین به نظر می‌رسد از جهت اجتماعی به نوعی بهداشت روانی می‌رسند. این شش صفت عبارتنداز: مسخره‌کردن دیگری، عیب‌جویی و دادن لقب زشت و ناپسند به دیگری، داشتن سوءظن و بدگمانی و تجسّس در زندگی دیگران و غیبت و بدگویی از دیگری. این شش صفت مذموم شالوده‌ی زندگی اجتماعی را بهم می‌ریزند. اساس مسخره کردن دیگری نوعی تحقیر و کوچک‌شمردن کسی است که اثری از نعمت ـ خواه معنوی خواه مادی ـ در او دیده می‌شود. ریشه‌ی این ویژگی حسد و بالمآل رقابت و چشم‌و همچشمی و مقایسه‌ی خود با دیگری است.
1. پایه‌‌‌های دیدگاه اسلامی در زمینه‏‌ی تربیت ـ بر اساس کلمه‏‌ی ربّ ـ عبارتند از: ١ـ انسان نیازمند تربیت است. ٢ـ انسان برای تربیت ‏شدن آمادگی دارد؛ بنابراین، انسان مخلوقی محتاج و مستعد برای تربیت است. برای تحقّق این امر مهم، باید با استفاده از دو نیروی علم و اراده، در دو زمینه‌‏ی جسم و روح، اخذ و عطا داشته باشد. 2. تربیت، انتقال متربّی از پایین‌‏ترین درجه به بالاترین درجه‌‏ی ممکن است؛ به‏‌عبارت دیگر، تبدیل استعدادهای بالقوّه‌‏ی انسان به حالت بالفعل از طریق ایجاد اخلاق و رفتارهای نیکوی ملکه‌‏شده، «تربیت» نام‏ دارد.
یکم؛ وظیفه‏‌ی مرد، مراقبت و سرپرستی مداوم از خانواده است؛ به این وظیفه، «قوّامیّت» می‏‌گویند و پذیرش قوّامیّت مرد، شوهرداری و تربیت فرزندان ازجمله وظایف زن است. نکته‏‌ی اساسی این است که زن و مرد هیچ‏کدام نباید وظایفشان را به‏‌عنوان حقوق خود قلمداد کنند؛ بر این اساس، مرد هرگز نمی‏‌تواند وظیفه‏‌ی قوّامیت خود را به همسرش بسپارد و بالعکس؛ زیرا تکالیف، قابل تفویض نیستند و این کار بر مبنای مفاهیم دینی، همانند ترک روزه قلمداد می‏‌شود.
تجارب من در دعوت در سال ١٩٤١ میلادی از دانشگاه الازهر فارغ التحصیل شدم و از آن زمان تاکنون در خدمت اسلام بوده‌ام و به کار دعوت و تدریس مشغولم. به نظر من دعوتگران این زمان با زمان‌های گذشته تفاوت دارند؛ در زمان گذشته با دانش محدود و تقوای ظاهری موفق عمل کرده‌اند.  اما در این زمان که دشمنان اسلام فعالیت خود را دو چندان کرده‌اند و حقد و کینه‌ی آنان نسبت به اسلام زیاد شده است، موانع پیش روی دعوتگران فراوان است. دشمنان در بسیاری از نقاط جهان از موقعیت برتر فرهنگی خود برای متوقف کردن قطار اسلام بهره برده‌اند و ثروت و قدرت خود را برای فتنه‌انگیزی و به جان هم انداختن گروه‌هایی از مسلمانان در آفریقا و آسیا و اروپا نهایت به کار گرفته‌اند.
مسلمانان راستین، دارای سجایا و خصوصیّاتی هستند که در مکتب قرآن کریم و سنّت پیامبر اعظم(صلّی‌الله علیه وسلّم) آموخته و با این ویژگی‌ها شناخته می‌شدند؛ به‌گونه‌ای که زندگی و روابط آنان با هم، بازخوردی از پیروی و تطبیق این مفاهیم در زندگیشان بود تا جاییکه مسائل جنجال‌برانگیز و بحث‌های جدلی، از مجالس و نشستهایشان، رخت بربست و به کلّی به کار و جهاد در راه خدا و برای خدا روی آوردند. عناوینی که در ذیل می‌آید مفاهیمی هستند که مؤمنان صدر اسلام آموختند و به کار بستند
دکتر احمد ریسونی در همایش جهانی قرآن که به کوشش انجمن محافظت از قرآن کریم در عمان برگزار شده بود در موضوع قواعد منظم فکری در قرآن کریم سخنرانی کرد. وی در مقدمه تصریح کرد قرآن کریم از یک جهت حقایق و احکام مشخصی دارد که قابل اقتدا و عمل است؛ اما در کنار آن قواعد منظمی نیز دارد که به انسان قدرت تفکر و اظهار نظر و فهم و نتیجه‌گیری سالم می‌دهد و به او کمک می‌کند معارف و احکام بیشتری را درک کند. در ادامه چکیده‌ای از این قواعد را ذکر خواهیم کرد. 
٥- دعای خیر موجودات دیگر بر کسی که راهنمای دیگران است، دلیلی بر ارزش و اهمیت چنین فردی و تربیت آن دارد. قال النبي صلى الله عليه وسلم: (إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ وَأَهْلَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرَضِينَ حَتَّى النَّمْلَةَ فِي جُحْرِهَا وَحَتَّى الْحُوتَ لَيُصَلُّونَ عَلَى مُعَلِّمِ النَّاسِ الْخَيْرَ) رواه الترمذي (٢٦٠٩) وصححه الألباني في صحيح الجامع (١٨٣٨) ترجمه: به درستی که خداوند عز و جل و فرشتگان او و اهل آسمان‌ها و زمين‌ها حتى مورچه در سوراخ‌ها و حتى ماهى‌ها كسى را كه نيكى به مردم آموزد دعا می‌كنند. 
 جهان با تمام مکاتب آسمانی و فکری خود در پی آن است که شخصیت انسان را به سوی تعالی و ارزشمندی پیش ببرد. هم کتاب‌های آسمانی و هم مکاتب فکری و بشری، سروری و عظمت این موجود خاکی را تأیید می‌نمایند؛ هرچند برنامه و اهدافی که دارند برای ترقّی  و سربلندی او به کار می‌گیرند ولی در عمل تا چه اندازه به این اهداف و نتایج دست می‌یابند و چه راهکارهای عملی دارند باید قضاوت آن را به تاریخ و اندیشمندان و عالمانی سپرد که در این باره داوری نمایند.
یکی از ویژگی‌ها و صفاتی که خداوند در نهاد انسان قرار داده، میل به جاودانگی و خلود است. و بر این اساس در داستان ابلیس و آدم می‌خوانیم که ابلیس برای فریب آدم او را بر اساس همین انگیزه و میل درونش به خوردن درخت ممنوعه تشویق کرد. «فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَى» [طه/١٢٠] (آنگاه شیطان [به دل] او وسوسه انداخت [و] گفت: (ای آدم، آیا تو را بر درخت جاودانگی و فرمانروایی [ماندگاری] راه نمایم که نفرساید [و از بین نرود]؟)  قرآن زندگی واقعی و جاوید را در سرای آخرت معرفی می‌کند. آنجا که سرتاسر آن نشاط و سرزندگی است، و مرگی وجود ندارد، سرای آخرت است.
مخاطبان گرامى، قبل از پرداختن به موضوع، لازم به ذکر است كه مسائل مطرح شده در اين يادداشت به معنى تطبیق عملی آن از سوی نويسنده نیست؛ بلكه خويشتن در بدو راهم.  عمر و مرگ اين هر دو با حق خوش بود  بى خدا، آب حيات، آتش بود مولانا  چنانکه مشهور است، در نماز، بنده با معبود به گفت‌وگو و راز و نياز مى‌پردازد و با قرائت و خواندن قرآن كريم، خداوند متعال با انسان هم کلام مى‌شود.  به تعبيرى، يك سوی اين محاوره انسان است و سوی ديگر آن خداوند متعال. رابطه‌ای سنگین و محاوره‌ای  شگرف که مستلزم تسهیلگری در مسیر شرفیابی به‌این ملاقات معنوی و محاوره‌ی متبرّک است.
آیات صفات خداوند به مجموعه آیاتی گفته می‌شود که در آنها به یکی از صفات خداوند اشارت رفته که همین صفات در انسانها نیز بکار رفته‌اند به تعبیر دیگر آیات صفات، در برگیرنده‌ی صفاتی هستند که مشترک لفظی میان خدا و انسان می‌باشند، تفسیر و چگونگی مواجهه با این آیات یکی از مسائل بحث برانگیز علوم قرآنی و علم تفسیر بوده که فکر و اندیشه دانشمندان اسلامی از ابتدا تا به اکنون و از تمامی فرق مختلف اسلامی را به خود معطوف و مشغول ساخته است بررسی آیات صفات با مسئله‌ی محکم و متشابه که خود یکی از مسائل چالش برانگیز و اختلافی علوم قرآنی است
جوانان آینده‌سازان هر جامعه‌ای به شمار می‌آیند که اگر خوب تربیت شوند و باورهای دینی را در قلب پاک خویش بپرورانند، ‌هادیان جامعه و مشعل به دستان راه طریقت خواهند شد و شور و نشاط جوانی وقتی با فرهنگ پاک و پویای اسلام عجین شود، آن‌گاه به بار خواهد نشست و همگان از ثمرات آن بهره‌مند خواهند شد. از نگاه جامعه‌شناسان، جامعه‌ای سالم است که جوانانی سالم و متعهّد داشته باشد.  راه‌های مهمّ تربیت سالم، آشنایی جوانان با آموزه‌های دینی و مفاهیم والای آن است، این شناخت دینی به مثابه‌ی نسخه‌ی پزشک است که انسان را از بیماری‌ها نجات می‌دهد
در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و سلم آمده است که می‌فرماید:  «ما يُصِيبُ المُسْلِمَ، مِن نَصَبٍ ولَا وصَبٍ، ولَا هَمٍّ ولَا حُزْنٍ ولَا أذًى ولَا غَمٍّ، حتَّى الشَّوْكَةِ يُشَاكُهَا، إلَّا كَفَّرَ اللَّهُ بهَا مِن خَطَايَاهُ» [رواه البخاري] ترجمه:  هیچ اندوه و نگرانی و زحمت و ناراحتی برای انسان مسلمان پیش نمی‌آید حتی خاری که در بدنش فرو رود مگر آن که خدا به واسطه آن بخشی از خطاهایش را می‌زداید.
طبیعت زندگی دنیا و طبیعت حضور بشر در صحنه زندگی، اقتضای این است که محال است انسان در گیر و دار زندگی دچار سختی‌ها و گرفتاری‌های نشود. و دشواری‌هایی به سراغش نیاید. بسیار می شود که کاری به سامان نمی‌رسد، آرزوی جامعه عمل نمی‌پوشد، دوستی می‌میرد، بیماری بدنی عارض می‌شود، ثروتی از دست می‌رود، این‌ها همه چیزهایی است که در جویبار زندگی یافت می‌شود. نگرش و بینشی که خداوند به انسان از نظام زندگی به بندگانش می‌دهد این است
از مهمترین مواردی که قرضاوی را متمایز و برجسته می‏‌گرداند این است که او محققی معتدل است که نه گرایشی به غلو دارد و نه سهل‌انگاری وتسامح بی‌جا، در کارش نه افراط است و نه تفریط، نه اهل خشونت و سختگیری‌ست و نه سستی و بی‌ثباتی، اندیشه و منهج فقهیش میانه‌روی و اعتدال است، از همین روست که عناوین برخی کتب وی همین نگاه و رویه را نشان می‏‌دهد، مانند: «بیداری اسلامی بین جمود و افراط‌گرایی» و «اجتهاد معاصر بین انضباط و زیاده‌خواهی» و همه این شواهد موجود در کتب وی نمایانگر موقف ما بین حداکثر به راست و حداکثر به چپ وی می‏‌باشد.
رویارویی باورها و رویکردها نه اینکه پدیده‌ای طبیعی است بلکه نشانه‌ای است بر پویایی اهل دانش و اندیشه و دلسوزی برای درمان دردهای گوناگون جامعه‌های بشری، مشروط بر آن که معیارها، ارزش‌ها، اخلاق و امانتداری علمی مراعات شوند.  امّا اگر جریانی فکری یا فردی بخواهد به روش رومیان شیفته شوالیه‌ها شمشیر از کمر برکشد و بی‌پروا پای در گود بگذارد، به تمامی ارزش‌ها و آداب رایج پشت کند، و نه‌تنها فرق «فقه و فقاهت» را نشانه بگیرد، بلکه به‌نام دین و در مقام دلسوزی برای بیان باورها و باید و نبایدها به «زمین» و خاکیان بسنده کند
الحمد لله رب العالمين و الصلاة و السّلام على المبعوث رحمة للعالمين سيدنا محمد و على آله و صحبه، و بعد مسأله نخست: تعریف صحیح قربانی:  قربانی عبارت است از ذبح یکی از چهارپایان - گوسفند، بز، گاو ، شتر- به قصد تقرّب به خداوند در روز عید قربان و ایام التّشریق (سه روز بعد از روز عید قربان).
 ابراهیم با فراغت بال و خرسند، به خاطر رهایی از چند حادثه‌ی تلخ و شیرین، به دنبال مأموریتی دیگر بود.  سال‌ها قبل مقدّمه‌ی آموزش مراسم و مناسک حج آغاز شده بود؛ با عدم باروری همسر ابراهیم ساره و بار‌گرفتن هاجر، کنیزی که ساره برای بقای نسل ابراهیم به او بخشید. هاجر بار بر زمین نهاد. کودکش شیرین و جذاب بود، رشد نمود و حس پدری و مهر ابراهیم او را به سوی اسماعیل سوق می‌داد.  نمی‌دانم غریزه زنانگی ساره تا چه اندازه در دوری همسر دوم از شوهرش نقش داشته است؟! هر چه بود مشیت الهی این بود که هاجر و طفلی کوچک همراهِ مردی مصمم راهی سرزمینی لم‌یزرع و خشک شوند. امر پروردگار، ابراهیم را بر آن داشت که هاجر و طفل‌ را در تنهاییِ این سرزمین رها کند و برای حفظِ همسرِ جوان و طفل کوچکش از گرما و زندگی در غربت و تنهایی و ترس، پناهی جز سایه‌یِ مهر خداوند نبیند و چه سایه‌ی استواری!
 آیین قربانی، قدمتی بس طولانی دارد. قرآن در این مورد می‌فرماید: «وَ لِکُلِّ أُمَّهٍ جَعَلْنَا مَنْسَکًا لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَهة الْأَنْعَامِ فَإِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ» (قربانی تنها منحصر به شما مسلمانان نبوده و بلکه) ما برای هر ملّتی (که پیش از شما به خدا ایمان داشته‌اند) قربانی را (که سمبل آمادگی انسان برای فدا شدن در راه خدا است) مقرّر کرده‌ایم، تا به نام خدا چهارپایانی را ذبح کنند که خدا بدیشان عطاء نموده است. خدای شما و ایشان خدای واحدی است (و برنامه‌ی او هم برنامه‌ی واحدی است. حال که چنین است) پس‌تسلیم (فرمان) او بوده، و (اعمالتان خالصانه برای او باشد. ای پیغمبر) مژده بده مخلصان متواضع (در برابر فرمان خدا) را (به بهشت و پاداش فراوان آفریدگارشان) (حج /34) کلمه منسک، از ظاهر جمله‌ی «لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ»، بر می‌آید که مصدر میمی ‌و به معنای عبادت باشد، عبادتی که مشتمل بر قربانی و ذبح هم هست و معنایش این است که ما در امتهای گذشته  میان آنهایی که ایمان داشتند، قربانی را وسیله‌ای برای عبادتشان قرار داده بودیم، تا آنان نیز نام خدا را بر بهیمه انعام که خدایشان بر آن‌ها روزی کرده بود ببرند و خلاصه شما پیروان ابراهیم، اولین امّت نیستید که بر آن‌ها قربانی مقرر شده بلکه برای قبل از شما هم مقرر شده بود.
حجاب و عفاف از واژه‌های پر‌بسامد در فرهنگ دینی و ملّی ما است و بدون شک حجاب از احکام شناخته‌شده‌ی شرعی و عفاف از پسندیده‌ترین سجایای اخلاقی است . گوهر وجود آدمی در دایره‌ی هستی ارزشمندترین و بی‌بدیل‌ترین تابلوی نقاشی شده توسط خالق بی‌همتاست که بعد از فراغ از خلقت آن گوهر بی مثال، خداوند خود را با «فتبارک الله احسن الخالقین» تحسین نموده و این شاهکار خلقت را مسجود ملائک قرار داد تا به آیه‎‌ی کریمه‌ی یادشده عینیت بخشد . حجاب و عفاف در قاموس بشری، واژه‌های آشنایی هستند که در گذر زمان، از سنّت به سوی مدرنیته، فراز و نشیب‌های زیادی را طی کرده اند، در این میان مردان و زنان (به‌خصوص زنان) در مسیر تند‌باد حرکت به سوی مدرنیسم، در معرض برهنگی فرهنگی و فرهنگ برهنگی قرار گرفتند تا در توسعه سرمایه‌داری نقش خویش را ایفا کنند، امّا با گذر زمان از هویّت و شخصیّت و ماهیّت خود بیشتر دور شدند و در یک حرکت جدید با بازگشت دوباره به سوی منیّت خویش و توجّه به سرشت و طبیعت و احتیاجات حقیقی خود، در میان معنویت، هویّت خویش را در عفاف و حجاب جستجو کردند
خداوند انسان را در اصل خلقت ترکیبی دوگانه بخشیده است. خاک را ماده‌ى اولیه‌ی آفرینش او قرار داد و پس از آن، طی مراحلی از اندازه‌گیری و جدا کردن و تصویر بخشیدن از روح خود در او دمید. بدین ترتیب انسان موجودی زمينى آسمانى گشت، كه از يك سو نيروهايى او را به زمین و مادّه (ناسوت) و از دیگر سو نيروهايى او را به عالم بالا و روح (لاهوت) متصل مى‌كنند.
  الحمد لله ربّ العالمين و الصلاة و السلام على سيدنا محمد المبعوث رحمة للعالمين و إخوانه من الأنبياء و المرسلين، و آله و صحبه، ومن تبع هداه إلى يوم الدين، و بعد در سایه توجّه برخی از کشورهای اسلامی از جمله کشور قطر، به بازگشایی مساجد برای نمازهای جمعه و جماعت، به شرط پایبندی به رعایت فاصله بین نمازگزاران، سؤالات و پرسشهایی در خصوص صحت نماز با این حالت از ما پرسیده شده و این‌که آیا پاداش نماز جماعت در این صورت برای نمازگزار نوشته می‌شود یا نه؟ جواب: اولا – بدون شک فشردگی صف‌ها، کامل کردن صف اوّل و سپس کامل کردن صف بعدی، در موازات هم قرار گرفتن شانه‌ها و پر کردن جاهای خالی در صف‌ها، همه مسائلی هستند که سنّت صحیح بر آن دلالت می‌نماید و به این خاطر از دیدگاه جمهور فقها این موارد از سنّتهای مؤکّده‌ی نماز جماعت هستند ولی با توجّه به وضعیت کنونی در سایه‌ی ویروس کرونا (کوید 19) تصمیمات پیشگیرانه مقتضی آن است که فاصله اجتماعی رعایت شود به گونه‌ای که بین هر دو شخص، دو متر و یا حداقل یک متر و نیم فاصله باشد. 
اصلاح و تربیت انسان کار ساده‌ای نیست که بدون هیچ‌گونه ضابطه‌ای صورت پذیرد، چرا که تربیت یعنی دگرگون کردن روان و طرز تفکّر انسانی که از صفت و ویژگی اختیار برخودار است، خداوند انسان را آزاد و مختار آفریده است، در درون و روان او گرایش به سوی شر و بدی و گرایش به سوی خیر و خوبی را قرار داده، «فألهَمَها فٌجورَها وَ تَقواهَا» تا راه شکر را انتخاب کند یا مسیر و راه کفر، «إمّا شاکراً و إمّا کفوراً» و این اختیار به شخص داده شده که  اگر خواست گام در راه مسیر خدا نهد. «إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا» [المزمل/19] (همانا این [آیاتِ قرآنی پند و] اندرزی است؛ پس هرکس که بخواهد [برای رسیدن] به پروردگارش، راهی در پیش گیرد) لذا تعامل با چنین شخصیّتی و ایجاد قناعت و تغییر در او کار آسانی نیست.  در این میان عصری که در آن زندگی می‌کنیم با وجود امکانات فراوان تکنولوژی و دسترسی آسان بشر به آن برای استفاده نادرست و ناصحیح،کار را بر مربیان تربیتی سخت‌تر کرده است.  لذا برای تربیت شخص از دو روش می‌توان بهره برد.
به‌تازگی برای اصلاح اندیشه‌ی بیداری اسلامی معاصر فراخوان‌هایی صورت گرفته است، از مهم‌ّترین آن‌ها فراخوان دکتر احمد ریسونی دعوتگر برجسته‌ی مراکشی است وب نگاه وی به اِشکال تأثیرپذیری گفتمان دعوت اسلامی از الگوهای دینداری که ساخته‌ و پرداخته‌ی شرایط و قالب مذهبی مؤسسه‌ی رسمی در خلیج فارس هستند. زبان گفتار دکتر ریسونی اهمیّت ویژه‌ای دارد؛ او در تأسیس اندیشه‌ی بیداری اسلامی در مراکش نقش مهمّی دارد به ویژه پس از آن‌که مجموعه‌ی مراکشی او خود را از تأثیرات فکری منفی سلفیّت افراطی رها کرد.  امّا مقاله‌ی «اسلام سعودی از شکوفایی تا فروپاشی» به خاطر شرایط زمان انتشار و قالب گفتار، در چارچوب تجزیه‌ و تحلیل علمی مطلوب قرار نگرفت و در بحث تأثیر سیاسی و جغرافیای تاریخی بر دعوت‌های مذهبی نیاز به بررسی دارد. این هم‌پوشانی به تقسیم تاریخی و سیاسی نیازمند است و می‌طلبد که به دوره‌های انحراف یا تصحیح که در تاریخ تشریع اسلامی رخ داده است ارتباط داده شود. 
با مجموعه‌ای از سفارشهای گرانبهای امام بنا روبه‌رو هستیم که به خاطر داشتن رنگ الهی، واقع‌گرایی و سازگاری با روح انسان و جامع بودن در زمینه‌های مختلف، شایسته‌ی درنگ و تأمّل است. این وصایا در قالب درخواست‌هایی دلسوزانه از جانب یک دعوتگر صادق و مربی مجرّب و فقیهی آگاه مطرح شده است. امید که پروردگار، ما را از آن بهره‌مند گردانده و در ترازوی حسنات ایشان قرار دهد . این متنِ وصایای روشن‌گر امام شهید حسن البنا (رح) است، که با این عنوان منتشر گردیده است:  «من وصايا المُرشد العام» از سفارشات مرشد عام:  •برادرم! بدون هدف زندگی نکن، زیرا خداوند شما را پوچ و باطل نیافریده و بیهوده در این کره‌ی خاکی رها نکرده است.    •برادرم! بگذار خداوند بالاترین و مهمترین آرمان و هدفت باشد. این سخن خداوند متعال را بشنو که می‌فرماید: «ففِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَکُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ»‌ (50 الذاریات) به سوی خدا بگریزید، که من از سوی او برای شما بیم‌‌دهنده‌ای آشکارم
کلمه «حجاب» در معنای خویش تحریف شده است؛ حجاب در قرآن به معنی آنچه زن خود را به آن می‌پوشاند نیست، بلکه حجاب به معنی پرده یا دیوار یا چیزی شبیه آن است که زن در منزل در پشت آن پرده یا دیوار باشد و از پس پرده تقاضای چیزی کند و پرده در میان باشد، چون زن در منزل مکلّف نیست که خود را بپوشاند تا نامحرم او را نبیند. آن‌چه که صحیح است به‌کار برده شود کلمه‌ی«ستر» است و همچنین «جلباب» و «خمار»؛ این‌دو، کلمات قرآنی هستند. جلباب عبارت است از پیراهنی _ هم‌چون پیراهن کردی_ که از گردن به پایین را می‌پوشاند: «... يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنّ ...» بخشی از آیه ۵۹ از سوره مبارکه احزاب و «خمار»: عبارت است از روسری که سر و گردن را می پوشاند: «ولْيضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَ ...» بخشی از آیه ۳۱ از سوره مبارکه نور جیوب جمع جیب: یقه طوری روسری پوشیده شود که همه سر و جیب ( یقه): گردن هم پوشیده شود. در نتیجه صورت، چانه و ... می‌ماند که بیرون باشد. البته در جلباب که در سنّت هم تبیین شده است، انسان خودش هم متوجّه شده است که باید دست‌ها بیرون باشند.
یکی از اسباب درخشش فقه اسلامی در دوران طلایی آن، توانایی فقیه در جمع بین فقه متون شرعی و فقه احوال واقعی جامعه بود. فقیه زمانی فقیه حقیقی به‌حساب می‌آید که بین فقه به معنای فهم متون اسلامی و فقه واقع، هماهنگی و توازن ایجاد نماید، البته نه به این معنا که واقع بر متن مسلط باشد، چون هیچ عالمی چنین تصوّری از فقه واقع ندارد؛ بلکه به معنای چگونگی تطبیق متن شرعی بر واقعیت موجود می‌باشد، علمای اصول این مسأله را «تحقیق مناط» نامیده‌اند، یعنی محل تحقّق و عملی سازی حکم. هم‌چنین اجتهاد در امور جدید و نوپدید در واقعیت زندگی که نصّی در مورد آن نباشد، جایز است.  حکم بر هر چیزی فرع شناخت و درک آن است، فقیه دانا کسی است که حقانیّت خود را با تعامل، به واقعیت زندگی و مردم ثابت می‌کند و کسی است که واقعیت را می‌شناسد و نسبت به آن نا‌آگاه نیست، به واقعیت توجه کرده و از آن رو بر نمی‌تابد، به آن عمل نموده و آن را مورد اهمال قرار نمی‌دهد، و مسایل شرعی را بر واقعیت بنا می‌کند و نه بر هوا.  ابن قیم رحمه الله می‌گوید: مفتی و حاکم وقتی می‌توانند، به حق حکم و فیصله نمایند که دو نوع فهم داشته باشند، یکی از آن دو نوع، فهم واقع و دانش روز است، در حقیقت استنباط آن است که با قرینه‌ها، نشانه‌ها و واقعیّت‌ها همگام باشد
خداوند متعال انسان را برای هدف بزرگی آفریده است و آن هم مسؤولیت جانشینی در زمین است؛ در این باره می‌فرماید: «وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» (البقرة:30) و چون پروردگارت به فرشتگان گفت من گمارنده‌ی جانشینی در زمینم. انسان را به تمام چیزهایی که در راستای حمل این امانت سخت به آن نیاز دارد مجهّز کرده است. شیوه‌ی حرکت، نقشه‌ی راه، تضمین رسیدن به ساحل امن و رستگاری دنیا و آخرت همه و همه را برایش فراهم کرده است. درباره‌ی وسایل و امکاناتی که برای انجام تکالیف لازم است می‌فرماید: «وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَارَ وَ الْأَفْئِدَةَ ۙ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» (النحل78). و خداوند [است‌] که شما را از شکم‌های مادران‌تان، در حالی که هیچ چیز نمی‌دانستید، بیرون آورد و [از پیش‌] برای شما گوش و چشم و قلب آفرید، باشد که سپاس گزارید. «وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِّنْهُ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» (الجاثية: 13) و آن‌چه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است همه از اوست و آن‌ها را برای شما رام کرد، بی‌گمان در این، مایه‌های عبرتی برای اندیشه‌وران هست‌.
خواستن خوشبختی میلی طبیعی است و هم فیلسوفان یونانی و هم اسلامی بر این‌ نظر که خوشبختی هدف نهایی است، توافق دارند. امّا بر سر چیستی این هدف و چگونگی دست‌یابی به آن اختلاف دارند. پرسش مهمّی که فلاسفه طرح می‌کنند این است که آیا فضیلت‌ها برای خوشبختی کافی هستند یا این‌که برای تحقق خوشبختی به امور بیرونی مانند سلامتی، ثروت و دوستان احتیاج داریم. از روی تجربه می‌دانیم که دلبستگی افراطی به امور بیرونی همانند ثروت و دارایی‌های مادی می‌تواند برای زندگی انسان مضر باشد. با این وجود، نمی‌توانیم این باور را هم که این امور بیرونی برای دست‌یابی به بهزیستی و پرورش فضیلت ضروری هستند، رد کنیم. علاوه بر این، باید به‌یاد داشت که فلسفه اخلاقی قرآن کریم صرفاً خردگرایانه نیست، بلکه با تشخیص رنج انسانی و مفهوم بصری از شکوفایی انسان پیوند خورده است. ازاین‌رو، علمای اخلاق اسلامی در تلاش خود برای مقابله با رنج انسانی، سعی در مرتبط ساختن یک شیوه زندگی در جهان دارند. آنها فقط به خاطر لذّت علمی، در مورد اخلاق فلسفه‌ورزی نمی‌کنند.
نشست‌های فکری و اندیشگی نوید‌بخش آینده‌ی نوین جنبش اسلامی هستند؛ جنبشی که بیشتر اعضا و هواداران آن بر ضرورت بازسازی تأکید می‌کنند. بازسازی در اندیشه‌ی‌ اسلامی و میراث فکری ما با تغییر افکار ارتباط دارد نه با تغییر شکل و ظاهر؛ اگر چه تغییرات ظاهری هم زمانی مورد نیاز بود. پرداختن به این مقدّمات معرفتی ‌برای کسی که نگاهش به درون است و به مسائل و مشکلات خود توجّه دارد و از آن در رنج است و آن‌ها را از زاویه‌ی اصلاحات داخلی و نه خارجی می‌بیند، لازم است. خط سیر مرحله‌ی بیداری از نگاه من جنبش اصلاحات سه مرحله‌ی اساسی را پشت سر گذاشته است: مرحله‌ی نخست:این مرحله را می‌توانیم مرحله‌ی بیداری، رستاخیز یا پیکار بنامیم؛ مرحله‌ای است که جهان اسلام از سرنگونی خلافت و سقوط نظام‌های اسلامی و جایگزین شدن نظام‌های سکولار شگفت‌زده شده بود؛ آن‌ هم در شرایطی که ذهن مسلمان در نتیجه‌‌ی عوامل سیاسی و تاریخی به جمود رسیده بود. اینجا بود که تفکّر اسلامی به دو چیز نیاز داشت:
با نگاهی گذرا به تاریخ صدر اسلام، به این حقیقت رهنمون می‌شویم که در جامعه‌ی مدنی نبوی، زن تا حدود زیادی، حقوق از دست‌رفته‌اش را به دست آورد و جایگاه و مقام والای خویش را بازیافت، او تا قبل از اسلام از حقوق مسلّم خویش محروم مانده بود و شأن و جایگاه اجتماعی نداشت .ظهور اسلام مایه برکت و امتیازهای بی‌سابقه‌ای برای زنان گردید، به قول یکی از مفسّران، زن از برکت اسلام، مستقل و متکی به نفس شد اراده و عمل او که تا ظهور اسلام به اراده‌ی مرد گره خورده بود، مستقل شد و روی پای خود ایستاد. به مقامی رسید که دنیای قبل از اسلام، با همه‌ی قدمتش و در تمامی ادوارش چنین مقامی به وی نداده بود. اسلام مقامی به زن داد که در هیچ یک از زوایای تاریخ گذشته‌ی بشر، چنین مقامی برای او یافت نشد.
خداوند انسان را خلق کرد و نیروی خرد و تفکر را به او ارزانی داشت تا با آن حقایق را بیابد و خیر و شر را از هم تشخیص دهد. چنانکه می‌دانیم عقل مناط تکلیف است و فقدان آن سبب رفع تکلیف از آدمی می‌گردد. امّا حوزه عقل و توان آن و محدوده اندیشه را باید تعریف کرد. و به مستوای کاربرد آن از آن انتظار داشت. عقل درمیدان مشخصی جولان می‌کند که خارج از آن ناتوان بوده و ناکارآمد می‌گردد. انسان با دریافت معلومات از طریق حواس آنها را پردازش کرده و به نتایج جدیدی دست می‌یابد همچون کارخانه‌ای که مواد اوّلیه وارد آن گردیده و محصولات تازه‌ای را تولید می‌کند. و درهر زمینه‌ای که مواد اولیه به آن داده شود محصولی جدیدخواهد داشت. قرآن کریم در این راستا می‌فرماید: «وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» (78) نحل
مفهوم جهاد همچون بسياری از مفاهيم دينی دست‌خوش تحريف گشته است. بسیاری جهاد و قتال را یکی دانسته‌اند، به عبارت دقیق تر در اذهانِ خیلی‌ها، مفهوم فراگیر جهاد در یکی از مصادیق آن یعنی جنگ خلاصه شده است. اصطلاح قتال به عنوان يكى از مهمّ‌ترين اسباب حفظ دين، در عهد مدنی به مفاهيم دينی راه يافته است در حالی كه جهاد در آيات مكّی به آن پرداخته شده است. خداوند در سوره فرقان به پيامبر صلی الله عليه و سلم دستور می‌دهد كه به وسيله قرآن با كافرين جهاد كند، می‌فرمايد: «فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا» [فرقان:52]ترجمه: پس از کافران اطاعت مکن و با قرآن با آنان جهاد بزرگ را بیاغاز. بر همين اساس رسول خدا صلی الله عليه وسلم در حديثی كه امام مسلم آن را در كتاب خود آورده است، از انواع جهاد - و البته نه بر سبيل حصر- سخن می‌گويد و می‌فرمايد:
 بخش دوّم: پاسخ به برخی ایرادها و بیان تفاوت مسیار با عقد‌های شبیه به آندر دو پاره‎ی اوّل و دوّم، به ماهیّت و ارکان ازدواج مسیار پرداخته شد و به برخی شبه‌ها و اشکال‌ها پاسخ داده شد. در این قسمت به اذن خداوند، به اشکال‌های دیگری در این زمینه پاسخ داده می‌شود و همچنین تفاوت ازدواج مسیار با دیگر نکاح‌ها از جمله نکاح متعه که باعث شبهه برای افراد زیادی گشته، ذکر می‌گردد. • ترس از غارت و باج‌خواهی زنان توسط مردان در ازدواج مسیار: برخی از مخالفان ازدواج مسیار، از این واهمه دارند که مبادا نیاز زنان به مردان در این نوع ازدواج، دستاویزی در دست مردان قرار دهد تا به غارت و چپاول زنان متمول و ثرتمند بپردازند و با تحت فشار قرار دادن آن‌ها زمینه‌ی باج‌خواهی وسوء‌استفاده از آن‌ها را فراهم آورند.
می‌توان گفت که ما در بیان فقه بهداشت در اسلام کوتاهی کرده‌ایم، اگر به عوامل حفظ سلامتی در کتاب و سنّت دقت کنیم می‌بینیم یک مجموعه‌ی فقهی کامل است. بهداشت به معنی صحت و سلامتی کامل جسمی، روانی، اجتماعی و محیطی یکی از حقوق اساسی انسان‌ها است که در حفظ جان خود به آن نیازمند هستند. همچنین بهداشت یکی از مقاصد کلان شریعت است و به همین خاطر امام غزالی به این مهم پی‌برد و قانونی را برای حفظ بهداشت وضع کرد که عبارت است از: «نظام دین با شناخت و عبادت سامان می‌یابد و انسان تنها با سلامتی بدن و بقای عمر و بهداشت جسم و برخورداری از خوراک و پوشاک و مسکن و ایمن بودن از آفات به آن دست می‌یابد».
بخش اوّل: ازدواج مسیار: ماهیّت، حکم و اسبابدر سیره‌ی نبوی، سوده بنت زمعه همسر گرامی رسول خدا (ص) پس از خدیجه را می‌بینیم، زمانی که به سن پیری رسیده و احساس کرد که پیامبر با وجود آن‌که در رعایت حقوقش کوتاهی نمی‌کند، امّا همچون گذشته ‌اقبال و رغبتی به ‌او ندارد، بیمناک گردید که مبادا رسول خدا او را طلاق دهد و یا به فکر جدایی از او بیفتد و او از فضیلت ام المؤمنین بودن و همسری پیامبر در بهشت محروم گردد، فلذا نزد پیامبر آمد و از چشم‌پوشی خود از سهم بیتوته‌ی رسول خدا در منزل خود، به نفع عایشه خبر داد، رسول خدا کارش را ستود و وی را در همسری خود نگاه داشت و این فرموده‌ی خداوند در تائید همین عمل می‌باشد
ديشب هنگام صحبت با يكى از دوستان عزيزم كه به بيمارى كرونا دچار شده است، متوجّه وضعيت جدّى و بغرنج اين بيمارى در سنندج شدم.  به گفته‌ی وی، يكى از پزشكان فعّال اين ايّام در حوزه‌ی كرونا فقط در يك روز  ١١٠ نفر را ويزيت كرده است كه متأسّفانه اکثر مراجعه كنندگانش به اين بيمارى دچار شده‌اند.  نگرانى و استرس فراوان، حال و روز اين ايّام خانواده‌هاى سنندجى است و چه بسا آثار مخرّب اين بيمارى برای سال‌ها بر ذهن و روان آحاد جامعه مانده و لطمات جبران‌ناپذيرى را به دنبال داشته باشد. از این رو، بر آن شدم تا سخنى با خانواده‌هاى درگير بيمارى كرونا و مردم ديارم داشته باشم.
سال ۹۴ هجری مصادف با ۷۱۲ هجری را سال «سنة الفقهاء» نامیده‌اند، زیرا طی این سال، تقریباً همه‌ی فقهای نامدار مدینه که اسامی و شرح حال مختصری از برخی از آن‌ها خواهد آمد، از دنیا رفتند و به دیار باقی پیوستند. (1)۱- ابوبکر مخزومی: ایشان یکی از هفت فقیه مدینه و حجّت و مورد وثوق و پیشوا بود و از بس که زاهدانه زیست که به (راهب قریش) ملقّب گشت. زهری و دیگر تابعین جوان‌تر، از وی حدیث نقل کرده‌اند و سرانجام در همین سال ۹۴ هجری در مدینه درگذشت.
بخش اوّل: ازدواج مسیار: ماهیّت، حکم و اسبابمقدّمه:عقد ازدواج مقدّس‌ترین و در عین‌حال مهم‌ترین پیوندیست که نه‌تنها در اسلام بلکه در دیگر ادیان وآیین‌های بشری وجود دارد، دین مبین اسلام مهم‌ترین هدف آن‌را رسیدن زن و مرد به مودّت و رحمت و در یک کلمه ‌آرامش روحی و روانی معرفی می‌کند. هرچند ممکن است این مهم، در گذر زمان و در پیچ‌و‌خم مشکلات فراوان زندگی مغفول مانده یا کمرنگ گردد،
حضرت ابوهریره از اصحاب پیامبر (ص) و اهل صفّه و از راویان حدیث و یکی از والیان امام عمر در یمن بود، ظاهرا پس از فتح خیبر ایمان آورد، نامش عبدالشّمس بود و پس از اسلام به فرمان پیامبر آن‌را به عبدالرّحمان تغییر داد.«1»  می‎‌گویند علاقه‌ی زیادی به گربه‌ها داشت، پیامبر لقب ابوهریره را به وی داد. این کنیه بر اسم اصلی‌اش که عبدالرّحمان بود چیره شد.«2»
باور به قیامت نقش زیادی در پرورش روح انسان دارد. بدین معنا که حسّ مسؤولیّت‌پذیری و وظیفه‌شناسی را در انسان زنده می‌کند که در نتیجه‌ی ‌آن نتایج با برکتی در زندگی فردی و اجتماعی او پدید می‌آید؛ زیرا انسانی که به زندگی جاودان پس از مرگ باور دارد همواره در اندیشه، خلق وخوی و اعمال و رفتار خویش کمال دقّت را به کارمی‌برد، چون می‌داند که نباید به این‌ها به چشم یک سلسله امور زودگذر نگاه کرد، چرا که همه، پیش‌فرستاده‌های انسان به دنیای دیگر هستند و آن‌جا باید با این سرمایه زندگی کرد.(اصول تربیتی در داستان‌های قرآن، حمید قاسمی، ص ۱۵۳)
   آسمان، آسمان‌‌‌ها در قرآن، ١٢٠ بار سماء و ١٩٠ مرتبه سماوات به کار رفته است که جمعاً، ٣١٠ می‌شود. به برداشت نگارنده و با استناد به آیات مربوط، منطور از آسمان (سماء، سماوات)، فضاست. فضایی که در آن، اشیاء و پدیده‌‌‌های ریز و درشت فراوانی در قالب ذرات تا اجرام عظیم کهکشانی غیر قابل احصاء وجود دارد.   همان طور که عرض کردم، ما هر کجای زمین باشیم به عنوان ناظر زمینی، این فضا و مافیه را بالای سر خود حسّ می‌کنیم و این حسّی واقعی است نه اعتباری. در دو سوره از قرآن در باره‌ی ترکیب «بغیر عَمَد ترونها» دو آیه هست.
خداوند متعال، معجزه‌ی جاودان خود، قرآن ‌را به ‌نام‌ها و اوصاف متعددی خوانده ‌است که ‌هیچ‌ یک از آن‌ها مرادف دیگری نیست؛ بلکه ‌هر یک جلوه‌ای از ‌این کتاب را به ‌نمایش می‌گذارد. هر نام یا وصفی از قرآن در حقیقت، گواه‌ و دلیلی بر کمال و جمالی از ‌این کتاب آسمانی است و نشان از مرتبه‌ای از مراتب بی‌شمار آن دارد. بازشناسی وجه ‌تسمیه‌ی ‌این نام‌ها و اوصاف قرآن کریم می‌تواند گوشه‌ای از ظرفیت گنجینه‌ی بی‌پایان آن ‌را آشکار کند و اهداف هدایتی و تربیتی تعالیمش ‌را نمایان سازد و به‌ تَبَع، بر میزان شناخت
تعبیر قلب سلیم در دو جای قرآن بکار رفته است. در سوره‌ی مبارکه‌ی شعرا آیه ۸۹ و در سوره‌ی صافات آیه‌ی ٨٤ و هر دو در رابطه با سیدنا ابراهیم -علیه‌السّلام- آنجا که ابراهیم دست به دعا بر می‌دارد و با خدا راز و نیاز آغاز می‌کند که «رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ﴿٨٣﴾ وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ ﴿٨٧﴾ يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَابَنُونَ ﴿٨٨﴾ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ»﴿٨٩﴾ و در صافّات نیز آمده است که: «إذ جاء ربَّهُ بقلبٍ سلیم» تنها سرمایه‌ای که در دنیا و آخرت به صاحب خود شخصیت می‌بخشد
قرضاوی شیخی که به او افتخار می‌کنیم و به شاگردیش می‌بالیم اسماعیل ابراهیم، یکی از شاگردان و کارمندان دفتر استاد قرضاوی می‌نویسد: یوسف قرضاوی انسان این شهادت حقّی است که به خاطر خداوند ادا می‌کنم و خود شیخ هم تا بعد از نوشته شدنش از آن، خبر نداشته است و بعداً که آن را خواند، چشمانش پر از اشک شد.  یوسف قرضاوی، فقیه دوران، پرچمدار مجاهدان، الگوی مربّیان، امام دعوتگران، شیخ میانه‌روی، فقیه دعوتگران و دعوتگر فقیهان، دارای موهبتها و ویژگی‌های متعدّد و فراوان است.
حقوق و تکالیف بشر در اسلام نه امری نوپیدا، بلکه موضوعی ریشه‌دار و اصولی است. دلیل آنهم بیان صریح و جامع آیات قرآن، احادیث پیامبر -صلّی الله علیه وسلّم- و اجتهادات صریح علمای قدیم و جدید مسلمان در این باره است. حقّ، چیزی است که به وسیله شرع یعنی حکم شریعت اسلامی که همان نصوص قرآن کریم و سنّت رسول الله -صلّی الله علیه وسلّم- به اثبات رسیده است. این نصوص، تجلّی اراده‌ی دینی و شرعی خداوندی است که حقوق و تکالیف را مقرّر نموده است. بر این اساس خداوند پدید آورنده‌ی حقوق و بخشنده‌ی آن به انسان است و اگر چنین نبود هیچ‌گاه حقّی برای انسان به اثبات نمی‌رسید.
خداوند در حسن ختام ارسال رسل، كاملترين نسخه‌ی هدايت را بر آخرينِ رسولان، محمّد فرزند عبدالله صلّى الله عليه وسلّم فرو فرستاد تا بشريت را تا قيام قيامت سببِ هدايت، درآمدن به آرامش، اصلاح و رسيدن به «حياة طيبة» گردد. اين هداى ربّانى را بايد محكم چسپيد و ارتباط با خدا را بايد برپاى داشت.  «وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ» و كسانى كه كتاب را محكم مى‌گيرند و نماز را بر پاى مى‌دارند ما پاداش مصلحان را ضايع نمى‌كنيم.  به راستى آيا قرآن كه كتاب هدايت است، همه را سودمند مى‌افتد؟ آيا هر كسى مى‌تواند از قرآن استفاده كند؟ مى‌گويند رستم به دنبال اسبى در خور بود، گفت
السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ    نگاهی به آیاتی از قرآن که به پدیده‌‌هایی مانند: آسمان، زمین، کوه‌‌ها، آب، باران، دریا و... اشاره دارد. و قبل از آن... آنچه به مشاهده‌ی ما می‌آید و محسوس ماست، واقعیت می‌نامیم. یعنی، پدیده‌‌ها و اشیاء این‌گونه بر ما واقع می‌شوند. مثلاً، اگر ما در هر نقطه‌ای از زمین باشیم، معمولاً ابرها را بالای سر خود حسّ می‌کنیم و یا قطرات باران، از بالا بر ما فرو می‌ریزد و یا حسّ می‌کنیم که خورشید در حال حرکت است و از مشرق به مغرب نقل مکان می‌کند و یا اشیاء را به رنگ‌‌های گوناگون می‌بینیم و می‌گوییم: این سیب، زرد است. آن سیب، سرخ است. آن گیاه، سبز است و...
بخشندگی خدای متعال می‌فرماید: «وَآَتِ ذَا القُرْبَى حَقَّهُ وَالمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا إِنَّ المُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا» [اسراء:۲٦-۲۷]. و به خویشاوند حقش را ببخش، و نیز به بینوا و در راه مانده، و هیچ‌گونه تبذیری پیشه مکن.‌ چرا که اهل تبذیر قرین شیاطین هستند،
دلایل مانعین (مخالفین) استدلالات و مناقشات: گروه مانعین با دلایل نقلی وعقلی برای اثبات نظر خود استدلال نموده‌اند.  دلایل نقلی مانعین ١- قرآن کریم:   " شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَ بَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَ الْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ..... (البقره:١٨٥)  ترجمه: (روزه، در چند روز معدودِ) ماهِ رمضان است؛ ماهی که قرآن، برای راهنمایی مردم، و نشانه‌های هدایت، و فرق میان حق و باطل، در آن نازل شده است. پس آن کس از شما که ماه رمضان را دریابد، باید روزه بگیرد.
همزمانی محتوا