دکتر علی صالحی
این نبرد که بین مسلمانان با قوم خون‌خوار مغول در‌گرفت، در تاریخ، به ‌نبرد «عین جالوت» معروف شد و بسیار سرنوشت‌ساز و تعیین‌کننده بود. این نبرد خونین در ۲۵ ماه رمضان و در سال ۶۵۸ هجری «برابر با ۱۲۶۰» میلادی میان مسلمانان مملوک به فرماندهی ملک سیف الدّین قدوز یا قطز، چهارمین سلطان ممالیک بحری مصر و لشکر جرّار مغولان به فرماندهی کتبوغ از فرماندهان هلاکوخان با سیصد هزار جنگجو
دکتر احمد ریسونی ترجمه: اصلاحوب
در زمان شیوع کرونا لازم است در هنگام تحرّک و اختلاط با دیگران حتماً بر صورت خود ماسک بزنیم. این کار برای همه‌ی مردم الزامی بوده، در برخی جاها به اجبار و در برخی جاها با اکراه مراعات می‌شود.از قدیم مردم درباره‌ی بستن دهان سخن گفته‌اند، یعنی گذاشتن ماسک بر آن تا سخن حق نگویند. این کار "فرض کفایه" بود به ویژه نسبت به افراد زبان‌دراز و جسور؛ تا جایی که برخی از کشورهای عربی برای جرمی به نام "زبان‌درازی" قانونی مصوّب کرده بودند.
صلاح‌الدین خدیو
سلاّخی رومینا اشرفی بار دیگر از مسأله‌ی خشونت علیه زنان به مثابه‌ی معضلی مستمر و لاینحل رونمایی کرد. رومینا قربانی نهایت قساوت و خشونت مردانه علیه زنانگی خود شد، اما پربیراه است اگر بگوییم تعدّی علیه زنان تنها در صوری نظیر تجاوز به عنف، ضرب و جرح خلاصه می‌شود.هر گونه رابطه‌ی آمرانه که به تحمیل اراده‌ی طرف قدرتمند‌‌تر منجر شود، قسمی خشونت است و شایسته‌ی سرزنش، و شور‌بختانه مستعدّ ارتقا به انواع عالی‌تر آن است.

ابو هریره و کثرت روایات

دکتر علی صالحی
حضرت ابوهریره از اصحاب پیامبر (ص) و اهل صفّه و از راویان حدیث و یکی از والیان امام عمر در یمن بود، ظاهرا پس از فتح خیبر ایمان آورد، نامش عبدالشّمس بود و پس از اسلام به فرمان پیامبر آن‌را به عبدالرّحمان تغییر داد.«1»  می‎‌گویند علاقه‌ی زیادی به گربه‌ها داشت، پیامبر لقب ابوهریره را به وی داد. این کنیه بر اسم اصلی‌اش که عبدالرّحمان بود چیره شد.«2»

در فضیلت استاد مصطفی خرّم‌دل

صلاح قاسمیانی
دل می‌رود ز دستم صاحبدلان خدا را   کرونا به شخصیّت محبوب ما، دکتر خرّم‌دل هم رحم نیاورد و او را نیز آسمانی نمود.  از صمیم قلب برای عروج ملکوتی دکتر اندوهناک و متأثّرم. با توجّه به ارتباطات خانوادگی و همسایگی چند ساله‌ی دیوار به دیوار با ایشان و ارجاع بازبینی کتاب الله به این‌جانب، قبل از تحویل به ناشر، توفیق یار بود که از فیض همراهی و البتّه شاگردی ایشان بهره ببرم. پیچیده‌ترین راز هستی؛ یعنی مرگ از نظرگاه ما غایب است و در پرده! تا آن‌گاه که بی‌سر و صدا از راه می‌رسد و ناگهان عزیزی را با خود می‌برد و ما را در شوک از دست دادنش فرو می‌برد. 

پدرم اگر دعوی پیامبری می‌کرد به او ایمان می‌آوردم!

سیّده تهمینه میرفضلی
من تالشم، عجولانه بر حیثیتم تاختند. سرزمینی لطیف با چشم‌‌اندازی زیبا و رود‌های خروشان و زلال و سبزه‌زار و درختان سرسبز. این روزها عدّه‌ای بر حیثت و شرفم تاختند، مردمان مهربان و دل‌رحمم را، خشن سرسخت و متعصّب دانستند. از سکوتم سوء ‌استفاده کردند. اتّفاقی ناگوار بر قلبم خنجر زد. داغ رومینا بر من سنگینی می‌کند و چشمانم خون گریه می‌کنند. سرزمین زیبایم تالش، به دلیل موقعیّت بی‌نظیر آب و هوایی و شغلی و... مهمان‌پذیر است از هر قومیّتی.

دعوتگری از جنس آفتاب

فرزاد ولیدی- دانشجوى دكتراى علوم قرآن و حديث
در این سال‌ها، دو مسئله‌ی مهمّ و اساسی همواره ذهن مرا به خود مشغول داشته است و هرگز نتوانسته‌ام به‌گونه‌ای با آن دو کنار آیم که موجبات آرامش درون را از آن حاصل کنم. با گذشت زمان و تعمیق موضوع و ناکامی در یافتن راه برون‌رفت از آن – که به نظر من ریشه در تبعیت از هوای نفس دارد- عدم آرامش درونی ناشی از آن دو چندان گشته است. این دو مسئله، یکی فعّالیّت افراد در کسب ثروت به صورت فردی و جمعی و عدم هزینه‌ی آن در راه خداست، و دیگری، عدم وحدت و همگرایی جماعت‌های دینی است.

گفت‌وگو

گفت‌وگو از: فرخنده سهرابی
اشاره: زندگی رسم غریبی است نازنین، سال‌ و بلکه قرن‌هاست که انسان‌ها حیران و سرگشته‌ی معنا و منشأ آنند. فیلسوفان، شاعران، اندیشمندان و الهیدانان هریک به فراخور دانش و تجارب روحی خود و مطابق درکی که از مفهوم زندگی یافته‌اند چیزی می‌گویند؛ امّا با این وجود روزها فکر من این است و همه شب سخنم/ از کجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود؟ درباب موضوع معنای زندگی و زندگی معنادار چند پرسشی را با نویسنده و کنشگر دینی بلوچ «عبدالغفور گردهانی» درمیان نهاده‌ایم، آن‌چه در پی می‌آید پاسخهای وی به پرسش‌های اصلاحوب است. 

گزیده اخبار و مقالات

از طریق این فرم لینک های پیشنهادی خود را برایمان ارسال کنید.

مصاحبه

گفت‌وگو از: فرخنده سهرابی 1399/03/09
اشاره: زندگی رسم غریبی است نازنین، سال‌ و بلکه قرن‌هاست که انسان‌ها حیران و سرگشته‌ی معنا و منشأ آنند. فیلسوفان، شاعران، اندیشمندان و الهیدانان هریک به فراخور دانش و تجارب روحی خود و مطابق درکی که از مفهوم زندگی یافته‌اند چیزی می‌گویند؛ امّا با این وجود روزها فکر من این است و همه شب سخنم/ از کجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود؟ درباب موضوع معنای زندگی و زندگی معنادار چند پرسشی را با نویسنده و کنشگر دینی بلوچ «عبدالغفور گردهانی» درمیان نهاده‌ایم، آن‌چه در پی می‌آید پاسخهای وی به پرسش‌های اصلاحوب است. 

دین و دعوت

دکتر علی صالحی 1399/03/12
حضرت ابوهریره از اصحاب پیامبر (ص) و اهل صفّه و از راویان حدیث و یکی از والیان امام عمر در یمن بود، ظاهرا پس از فتح خیبر ایمان آورد، نامش عبدالشّمس بود و پس از اسلام به فرمان پیامبر آن‌را به عبدالرّحمان تغییر داد.«1»  می‎‌گویند علاقه‌ی زیادی به گربه‌ها داشت، پیامبر لقب ابوهریره را به وی داد. این کنیه بر اسم اصلی‌اش که عبدالرّحمان بود چیره شد.«2»

اندیشه

اویلین مارینوف ترجمه: اصلاحوب 1399/03/08
زندگی یعنی چه؟ این یکی از پرسش‌های اساسی است که در طول زمان ذهن بشریت را به خود مشغول کرده است. پاسخ‌‌های گوناگونی که به این پرسش داده‌اند؛ این پاسخ‌ها با صیغه‌های گوناگون آن به سرآغاز وجودی ما باز می‌گردد یعنی پاسخ به اسباب آفرینش بشر و تلاش خستگی‌ناپذیر انسان برای بهبود وضعیت خویش. فلاسفه در طول تاریخ زندگی هدفمند را چگونه تصور کرده‌اند؟ پس از پرداختن به عناصر معنادهنده‌ی زندگی، به زمان بازگردیم و ببینیم اندیشمندان در طول تاریخ درباره‌ی زندگی هدفمند چه گفته‌اند؟ یونان: یونانیان قدیم به مفهوم «یودیمونیا» باور داشتند؛ به معنی رستگاری یا رفاه.

اهل سنت ایران

صلاح قاسمیانی 1399/03/11
دل می‌رود ز دستم صاحبدلان خدا را   کرونا به شخصیّت محبوب ما، دکتر خرّم‌دل هم رحم نیاورد و او را نیز آسمانی نمود.  از صمیم قلب برای عروج ملکوتی دکتر اندوهناک و متأثّرم. با توجّه به ارتباطات خانوادگی و همسایگی چند ساله‌ی دیوار به دیوار با ایشان و ارجاع بازبینی کتاب الله به این‌جانب، قبل از تحویل به ناشر، توفیق یار بود که از فیض همراهی و البتّه شاگردی ایشان بهره ببرم. پیچیده‌ترین راز هستی؛ یعنی مرگ از نظرگاه ما غایب است و در پرده! تا آن‌گاه که بی‌سر و صدا از راه می‌رسد و ناگهان عزیزی را با خود می‌برد و ما را در شوک از دست دادنش فرو می‌برد. 

فرهنگی

دکتر لقمان ستوده 1399/03/07
دكتر مصطفى خرّم‌دل عالم فرهیخته و سربلند کُرد ایرانی، مترجم، مفسر و قرآن‌پژوه نامدار مهابادی، پس از سپری کردن عمری پربار و سرشار از خدمت فرهنگی چشم از دیار فنا فروبست و به دیدار معبود شتافت. سلام علیه یوم ولد ویوم رحل ویوم یبعث حیا ... . مردی بود به غایت شریف، فرزانه و فروتن. وفادار به هویت اسلامی و ملی. از کودکی از محضر قلم پربارش بهره می‌گرفتم. «نماز فرمان خدا»یش راهنمای مصور و مزین به تصاویر فرزند برومندش [دکتر] ژیان برای نوجوانان خانواده‌های ملتزم بود. قاموس بسیار کوچک و البته بسیار مفید سه‌زبانه‌اش مبتدیان را با کُردی، فارسی و عربی آشنا می‌کرد.

سیاسی

حسن قادری 1399/02/31
نصیحت حاکمان حاکمان بیش‌تر از سایرین سزاوار پند و اندرز‌ هستند، زیرا آن‌ها مانند مردم عادی نیستند که تنها مسئول خود و خانواده‌ی خویش باشند بلکه آن‌ها مسئول جامعه‌ای هستند که باید امنیت، معیشت و عدالت را در آن برقرار سازند تا مردم در سایه‌‌ی عدالت‌محوری آن‌ها در رفاه و آسایش به‌سر برند و با خیالی آسوده به اطاعت و شکرگزاری پروردگار مشغول باشند و برای امرار معاش و ارتقای سطح علمی و معرفتی خود بکوشند. ماوردی از علما و دانشمندان نام آور و صاحب‌نظر در امور سیاسی و اجتماعی است

اجتماعی

دکتر احمد ریسونی ترجمه: اصلاحوب 1399/03/14
در زمان شیوع کرونا لازم است در هنگام تحرّک و اختلاط با دیگران حتماً بر صورت خود ماسک بزنیم. این کار برای همه‌ی مردم الزامی بوده، در برخی جاها به اجبار و در برخی جاها با اکراه مراعات می‌شود.از قدیم مردم درباره‌ی بستن دهان سخن گفته‌اند، یعنی گذاشتن ماسک بر آن تا سخن حق نگویند. این کار "فرض کفایه" بود به ویژه نسبت به افراد زبان‌دراز و جسور؛ تا جایی که برخی از کشورهای عربی برای جرمی به نام "زبان‌درازی" قانونی مصوّب کرده بودند.

تاریخی

دکتر علی صالحی 1399/03/14
این نبرد که بین مسلمانان با قوم خون‌خوار مغول در‌گرفت، در تاریخ، به ‌نبرد «عین جالوت» معروف شد و بسیار سرنوشت‌ساز و تعیین‌کننده بود. این نبرد خونین در ۲۵ ماه رمضان و در سال ۶۵۸ هجری «برابر با ۱۲۶۰» میلادی میان مسلمانان مملوک به فرماندهی ملک سیف الدّین قدوز یا قطز، چهارمین سلطان ممالیک بحری مصر و لشکر جرّار مغولان به فرماندهی کتبوغ از فرماندهان هلاکوخان با سیصد هزار جنگجو

ادب و هنر

فرمیسک فرهادی 1399/02/11
به ساعت شنی عمرم که نگاه می‌کنم انگار چیزی تهش نمانده یا در خوش‌بینانەترین حالت یک ثلث باقی است. آدمی به اینجا که می‌رسد، معمولاً توقّفی می‌کند و به عقب نگاه می‌اندازد. نگاهی عمیق، دقیق و ممتد. مدّت‌ها همانطور می‌ماند و اشک از چشمان خیره‌اش سرازیر می‌شود. گاه برقی از نگاهش می‌گذرد و تبسّمی، بی‌صدا بر لبانش نقش می‌بندد.