دکتر ایدو لاندائو(Iddo Landau)* ترجمه: اصلاحوب
 اشتباه کمال‌گرایانه دربارۀ معنای زندگی، بخش دوم چرا کمال‌گرایی به جای تقویت معنای زندگی ما، آن را تضعیف می‌کند. در مطلب پیشین، دربارۀ اثر مخرب اشتباه کمال‌گرایانه دربارۀ معنای زندگی بحث کردم. کمال‌گرایی مدعی است که تنها دستاوردهای استثنایی، شکوهمند یا کامل به زندگی معنا می‌بخشد. غالباً کسانی که موافق این دیدگاه هستند از این احساس که زندگی آنها بی‌معنی است رنج می‌برند. آنها معتقدند که تنها زندگی افراد برجسته همانند شکسپیر، انیشتین یا مادر ترزا می‌تواند معنی‌دار باشد، در حالی که زندگی افراد عادی مثل من و شما باید بی‌معنی باشد. در آن مطلب توضیح دادم که چرا کمال‌گرایی مشکل‌ساز است. در کنار موارد دیگر خاطرنشان کردم که هم کمال‌گرایان و هم ضدکمال‌گرایان به تعالی توجه می‌کنند و در صورت امکان، برای دستیابی به آن تلاش می‌کنند. تفاوت مهم کمال‌گرایان و ضدکمال‌گرایان این است که گروه دوم می‌توانند ارزش امور خوب ولی غیرعالی را نیز ‌بپذیرند. از سوی دیگر، کمال‌گرایان نسبت به ارزش غیرعالی بی‌توجّه هستند؛ آنها نمی‌توانند از آن لذّت ببرند یا قدردان باشند. به عنوان مثال، دانشجویان کمال‌گرا هر نمره زیر 98 را همانند صفر می‌دانند. همچمین نویسنده کمال‌گرا می‌پندارد که اگر دستاوردهای ادبی او به اندازۀ شکسپیر نرسد، نباید اصلاً بنویسد. او الساعه باید این زمینه را ترک کند.
دکتر ایدو لاندائو(Iddo Landau)* ترجمه: اصلاحوب
 اشتباه کمال‌گرایانه دربارۀ معنای زندگی، بخش دوم چرا کمال‌گرایی به جای تقویت معنای زندگی ما، آن را تضعیف می‌کند. در مطلب پیشین، دربارۀ اثر مخرب اشتباه کمال‌گرایانه دربارۀ معنای زندگی بحث کردم. کمال‌گرایی مدعی است که تنها دستاوردهای استثنایی، شکوهمند یا کامل به زندگی معنا می‌بخشد. غالباً کسانی که موافق این دیدگاه هستند از این احساس که زندگی آنها بی‌معنی است رنج می‌برند. آنها معتقدند که تنها زندگی افراد برجسته همانند شکسپیر، انیشتین یا مادر ترزا می‌تواند معنی‌دار باشد، در حالی که زندگی افراد عادی مثل من و شما باید بی‌معنی باشد. در آن مطلب توضیح دادم که چرا کمال‌گرایی مشکل‌ساز است. در کنار موارد دیگر خاطرنشان کردم که هم کمال‌گرایان و هم ضدکمال‌گرایان به تعالی توجه می‌کنند و در صورت امکان، برای دستیابی به آن تلاش می‌کنند. تفاوت مهم کمال‌گرایان و ضدکمال‌گرایان این است که گروه دوم می‌توانند ارزش امور خوب ولی غیرعالی را نیز ‌بپذیرند. از سوی دیگر، کمال‌گرایان نسبت به ارزش غیرعالی بی‌توجّه هستند؛ آنها نمی‌توانند از آن لذّت ببرند یا قدردان باشند. به عنوان مثال، دانشجویان کمال‌گرا هر نمره زیر 98 را همانند صفر می‌دانند. همچمین نویسنده کمال‌گرا می‌پندارد که اگر دستاوردهای ادبی او به اندازۀ شکسپیر نرسد، نباید اصلاً بنویسد. او الساعه باید این زمینه را ترک کند.
دکتر سیروس احمدی
چکیده پژوهش حاضر به بررسی تمایل به نوعدوستی در روابط اجتماعی و عوامل موثر بر آن در شهر یاسوج پرداخته و تلاش کرده است اولا میزان تمایل به نوعدوستی را در بین شهروندان تعیین و سپس ارتباط آن را با همدلی, مسئولیت اجتماعی، تحلیل هزینه و پاداش و متغیرهای جمعیتی (سن، جنس، وضع تأهل، میزان تحصیلات و قومیت) بررسی نماید. روش به کار رفته در این پژوهش، روش پیمایشی است. جامعه آماری کلیه افراد ١٥-٦٥ ساله شهر یاسوج هستند که ٣٨٦ نفر به عنوان نمونه تعیین و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه می باشد که ‌جهت تعیین اعتبار آن از روش اعتبار سازه به کمک تکنیک تحلیل عاملی و جهت تعیین پایایی از شیوه هماهنگی درونی به روش آلفای کرانباخ استفاده شده است. نتایج پژوهش در راستای پاسخ به هدف اولیه پژوهش بیانگر آن هستند که میانگین نمره نوعدوستی از میانگین واقعی, به طور معنا داری بیشتر است.

پلیس درونی

فرزان خاموشی
اصلاح و تربیت انسان کار ساده‌ای نیست که بدون هیچ‌گونه ضابطه‌ای صورت پذیرد، چرا که تربیت یعنی دگرگون کردن روان و طرز تفکّر انسانی که از صفت و ویژگی اختیار برخودار است، خداوند انسان را آزاد و مختار آفریده است، در درون و روان او گرایش به سوی شر و بدی و گرایش به سوی خیر و خوبی را قرار داده، «فألهَمَها فٌجورَها وَ تَقواهَا» تا راه شکر را انتخاب کند یا مسیر و راه کفر، «إمّا شاکراً و إمّا کفوراً» و این اختیار به شخص داده شده که  اگر خواست گام در راه مسیر خدا نهد. «إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا» [المزمل/19] (همانا این [آیاتِ قرآنی پند و] اندرزی است؛ پس هرکس که بخواهد [برای رسیدن] به پروردگارش، راهی در پیش گیرد) لذا تعامل با چنین شخصیّتی و ایجاد قناعت و تغییر در او کار آسانی نیست.  در این میان عصری که در آن زندگی می‌کنیم با وجود امکانات فراوان تکنولوژی و دسترسی آسان بشر به آن برای استفاده نادرست و ناصحیح،کار را بر مربیان تربیتی سخت‌تر کرده است.  لذا برای تربیت شخص از دو روش می‌توان بهره برد.

گفتمان اصلاحی نوین در اندیشه‌ی اسلامی

مهنا الحبیل مدیر دفتر مطالعات مشرق اسلامی ترجمه: اصلاحوب
به‌تازگی برای اصلاح اندیشه‌ی بیداری اسلامی معاصر فراخوان‌هایی صورت گرفته است، از مهم‌ّترین آن‌ها فراخوان دکتر احمد ریسونی دعوتگر برجسته‌ی مراکشی است وب نگاه وی به اِشکال تأثیرپذیری گفتمان دعوت اسلامی از الگوهای دینداری که ساخته‌ و پرداخته‌ی شرایط و قالب مذهبی مؤسسه‌ی رسمی در خلیج فارس هستند. زبان گفتار دکتر ریسونی اهمیّت ویژه‌ای دارد؛ او در تأسیس اندیشه‌ی بیداری اسلامی در مراکش نقش مهمّی دارد به ویژه پس از آن‌که مجموعه‌ی مراکشی او خود را از تأثیرات فکری منفی سلفیّت افراطی رها کرد.  امّا مقاله‌ی «اسلام سعودی از شکوفایی تا فروپاشی» به خاطر شرایط زمان انتشار و قالب گفتار، در چارچوب تجزیه‌ و تحلیل علمی مطلوب قرار نگرفت و در بحث تأثیر سیاسی و جغرافیای تاریخی بر دعوت‌های مذهبی نیاز به بررسی دارد. این هم‌پوشانی به تقسیم تاریخی و سیاسی نیازمند است و می‌طلبد که به دوره‌های انحراف یا تصحیح که در تاریخ تشریع اسلامی رخ داده است ارتباط داده شود. 

بیشتر از زندگی چیزی وجود دارد که ...

لئون هو ترجمه: واحد ترجمه اصلاح‌وب
تصمیم گرفتم عنوان مقاله را نیمه‌کاره رها کنم و متن را به پایان برسانم، به خاطر اینکه دوست دارم شما عنوان را با کلماتی که بهترین تناسب را با جای خالی دارد، پر کنید. همه‌ی ما در مسیرها و در مراحل مختلف زندگی افراد منحصر به فردی هستیم؛ بنابراین عبارتی که در جای خالی می‌آید معنای متفاوتی برای هر یک از ما خواهد داشت.  اگر شما به طور حرفه‌ای مشغول به کار هستید، چرا در شغلی که اکنون دارید، کار می‌کنید؟  آیا به دلیل علاقه‌مندی به این زمینه است و این‌که شما را به رضایت زیادی می‌رساند؟ یا به خاطر این است که در دانشگاه تحصیل کردید و تنها شغلی که برای این مهارت‌ پیدا کردید این بوده و در نهایت استخدام شدید؟ شاید به خاطر پولی است که شما به دست می‌آورید یا می‌دانید که می‌توانید از این مسیر درآمد کسب کنید؟  دو یا سه سال دیگر به مرحله پیش از بازنشستگی رسیده‌اید و با خود می‌گویید که چطور به دنبال بازنشستگی هستم؟ آیا همه کارهایی که می‌خواستید در سی یا چهل سال گذشته انجام دهید را انجام داده‌اید؟ همه‌ی اهداف یا آرزوهای انجام نشده؟ آیا با توجه به همه‌ی تصمیمات و خطراتی که اتخاذ کردید از فرجام زندگی خود تا آن روز شادمان هستید؟ 

از سفارشات روشن‌گر امام حسن البنا (رح)

امام حسن البنا ترجمه: مظهر نعمتی دزآوری
با مجموعه‌ای از سفارشهای گرانبهای امام بنا روبه‌رو هستیم که به خاطر داشتن رنگ الهی، واقع‌گرایی و سازگاری با روح انسان و جامع بودن در زمینه‌های مختلف، شایسته‌ی درنگ و تأمّل است. این وصایا در قالب درخواست‌هایی دلسوزانه از جانب یک دعوتگر صادق و مربی مجرّب و فقیهی آگاه مطرح شده است. امید که پروردگار، ما را از آن بهره‌مند گردانده و در ترازوی حسنات ایشان قرار دهد . این متنِ وصایای روشن‌گر امام شهید حسن البنا (رح) است، که با این عنوان منتشر گردیده است:  «من وصايا المُرشد العام» از سفارشات مرشد عام:  •برادرم! بدون هدف زندگی نکن، زیرا خداوند شما را پوچ و باطل نیافریده و بیهوده در این کره‌ی خاکی رها نکرده است.    •برادرم! بگذار خداوند بالاترین و مهمترین آرمان و هدفت باشد. این سخن خداوند متعال را بشنو که می‌فرماید: «ففِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَکُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ»‌ (50 الذاریات) به سوی خدا بگریزید، که من از سوی او برای شما بیم‌‌دهنده‌ای آشکارم

گفت‌وگو

گفت‌وگو از: فرخنده سهرابی
اشاره: زندگی رسم غریبی است نازنین، سال‌‌ها و بلکه قرن‌هاست که انسان‌ها حیران و سرگشته‌ی معنا و منشأ آنند. فیلسوفان، شاعران، اندیشمندان و الهیدانان هریک به فراخور دانش و تجارب روحی خود و مطابق درکی که از مفهوم زندگی یافته‌اند چیزی می‌گویند؛ امّا با این وجود روزها فکر من این است و همه شب سخنم/ از کجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود؟ درباب موضوع معنای زندگی و زندگی معنادار چند پرسشی را با نویسنده و کنشگر دینی بلوچ «عبدالغفور گردهانی» درمیان نهاده‌ایم، آن‌چه در پی می‌آید پاسخهای وی به پرسش‌های اصلاحوب است. 

گزیده اخبار و مقالات

از طریق این فرم لینک های پیشنهادی خود را برایمان ارسال کنید.

مصاحبه

گفت‌وگو از: فرخنده سهرابی 1399/03/09
اشاره: زندگی رسم غریبی است نازنین، سال‌‌ها و بلکه قرن‌هاست که انسان‌ها حیران و سرگشته‌ی معنا و منشأ آنند. فیلسوفان، شاعران، اندیشمندان و الهیدانان هریک به فراخور دانش و تجارب روحی خود و مطابق درکی که از مفهوم زندگی یافته‌اند چیزی می‌گویند؛ امّا با این وجود روزها فکر من این است و همه شب سخنم/ از کجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود؟ درباب موضوع معنای زندگی و زندگی معنادار چند پرسشی را با نویسنده و کنشگر دینی بلوچ «عبدالغفور گردهانی» درمیان نهاده‌ایم، آن‌چه در پی می‌آید پاسخهای وی به پرسش‌های اصلاحوب است. 

دین و دعوت

فرزان خاموشی 1399/04/24
اصلاح و تربیت انسان کار ساده‌ای نیست که بدون هیچ‌گونه ضابطه‌ای صورت پذیرد، چرا که تربیت یعنی دگرگون کردن روان و طرز تفکّر انسانی که از صفت و ویژگی اختیار برخودار است، خداوند انسان را آزاد و مختار آفریده است، در درون و روان او گرایش به سوی شر و بدی و گرایش به سوی خیر و خوبی را قرار داده، «فألهَمَها فٌجورَها وَ تَقواهَا» تا راه شکر را انتخاب کند یا مسیر و راه کفر، «إمّا شاکراً و إمّا کفوراً» و این اختیار به شخص داده شده که  اگر خواست گام در راه مسیر خدا نهد. «إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا» [المزمل/19] (همانا این [آیاتِ قرآنی پند و] اندرزی است؛ پس هرکس که بخواهد [برای رسیدن] به پروردگارش، راهی در پیش گیرد) لذا تعامل با چنین شخصیّتی و ایجاد قناعت و تغییر در او کار آسانی نیست.  در این میان عصری که در آن زندگی می‌کنیم با وجود امکانات فراوان تکنولوژی و دسترسی آسان بشر به آن برای استفاده نادرست و ناصحیح،کار را بر مربیان تربیتی سخت‌تر کرده است.  لذا برای تربیت شخص از دو روش می‌توان بهره برد.

اندیشه

دکتر ایدو لاندائو(Iddo Landau)* ترجمه: اصلاحوب 1399/04/26
 اشتباه کمال‌گرایانه دربارۀ معنای زندگی، بخش دوم چرا کمال‌گرایی به جای تقویت معنای زندگی ما، آن را تضعیف می‌کند. در مطلب پیشین، دربارۀ اثر مخرب اشتباه کمال‌گرایانه دربارۀ معنای زندگی بحث کردم. کمال‌گرایی مدعی است که تنها دستاوردهای استثنایی، شکوهمند یا کامل به زندگی معنا می‌بخشد. غالباً کسانی که موافق این دیدگاه هستند از این احساس که زندگی آنها بی‌معنی است رنج می‌برند. آنها معتقدند که تنها زندگی افراد برجسته همانند شکسپیر، انیشتین یا مادر ترزا می‌تواند معنی‌دار باشد، در حالی که زندگی افراد عادی مثل من و شما باید بی‌معنی باشد. در آن مطلب توضیح دادم که چرا کمال‌گرایی مشکل‌ساز است. در کنار موارد دیگر خاطرنشان کردم که هم کمال‌گرایان و هم ضدکمال‌گرایان به تعالی توجه می‌کنند و در صورت امکان، برای دستیابی به آن تلاش می‌کنند. تفاوت مهم کمال‌گرایان و ضدکمال‌گرایان این است که گروه دوم می‌توانند ارزش امور خوب ولی غیرعالی را نیز ‌بپذیرند. از سوی دیگر، کمال‌گرایان نسبت به ارزش غیرعالی بی‌توجّه هستند؛ آنها نمی‌توانند از آن لذّت ببرند یا قدردان باشند. به عنوان مثال، دانشجویان کمال‌گرا هر نمره زیر 98 را همانند صفر می‌دانند. همچمین نویسنده کمال‌گرا می‌پندارد که اگر دستاوردهای ادبی او به اندازۀ شکسپیر نرسد، نباید اصلاً بنویسد. او الساعه باید این زمینه را ترک کند.

اهل سنت ایران

فرزاد ولیدی- دانشجوى دكتراى علوم قرآن و حديث 1399/04/02
گاهی در زندگى انسان‌ها اتّفاقاتی رُخ مى‌دهد كه نمى‌توان آن‌ها را به راحتی فراموش كرد. خوب به یاد دارم كه سنّم كمتر از ١٠ سال بود، در كوچه‌ى محلّه‌ى قدیمى مان با بچّه‌ها مشغول بازى بودیم. در اوج هیجان بازى، شخصى كه هنوز محاسن جوانى‌اش كامل نشده بود، با مهربانى هرچه تمامتَر صدایمان كرد و از ما خواست كه بعد از بازى به مسجد رفته و در كلاس‌هاى قرآن فصل تابستان شركت كنیم؛ بسیارى از بچّه‌ها ایشان را مسخره كرده و با بى‌تفاوتى بازى خود را ادامه دادند؛ امّا بعد از بازى، من و چند نَفَر از بچّه‌ها به مسجد رفته و با خیل عظیمى از همسن و سال‌هاى خود روبرو شدیم که به دعوت ایشان به مسجد آمده بودند.

فرهنگی

دکتر اسماعیل شمس 1399/03/17
مدّتی است که آتش، امان از جنگلهای زاگرس بریده است و با اندوه بسیار باید گفت که تمرکز بر کرونا و برخی مسائل جانبی دیگر که اشارتی هم به آنها خواهم داشت سبب شده است که آتش بدون برخورد با مقاومتی چندان، پروژه ناتمام سالهای گذشته‌اش را با سرعتی بی‌بدیل به پیش ببرد. آنچه که تاکنون دیده‌ایم تلاش برخی اشخاص فداکار و انجمن‌های مردم‌نهاد منطقه‌ای برای مهار آتش است که تعداد کم افراد و دستان خالی آنان مانع شده است زحمتشان به نتیجه‌ای ملموس برسد؛

سیاسی

صلاح قاسمیانی 1399/04/07
 در آستانه‌ی سپری شدن سی‌وسوّمین سالگرد بمباران شیمیایی سردشت، مناسب است بر ضرورت رسالت كار مدنی شهروندان سردشتی، تأكيدی مجدّد داشت. ما وارثان بمباران شیمیایی سردشت بیش از هر چیز نیازمند درک رسالت و مسؤولیت اجتماعیمان در قالب تشکّل‌ها و نهادهای مدنی خودجوش هستیم و البتّه این مهمّ هرگز با نهادهای دولت ساخت(سدن) و یا نهادهای محافظه‌کار و بی‌اثر محقّق نمی‌شود. آنچه که به زندگی آدمی معنا می‌بخشد، بیرون آمدن از پیله‌ی تنهایی و حضور تٲثیرگذار در عرصه‌ی اجتماعی است که باید از درون ریشه بدواند وگرنه هرگز نمی‌تواند از بیرون بر آدمی دیکته شود.   اساساً انسان به عنوان یک موجود مدنی‌الطّبع همزاد با جامعه‌ی مدنی است و زندگی‌اش بدون زیست اجتماعی محقّق نمی‌گردد

اجتماعی

لئون هو ترجمه: واحد ترجمه اصلاح‌وب 1399/04/23
تصمیم گرفتم عنوان مقاله را نیمه‌کاره رها کنم و متن را به پایان برسانم، به خاطر اینکه دوست دارم شما عنوان را با کلماتی که بهترین تناسب را با جای خالی دارد، پر کنید. همه‌ی ما در مسیرها و در مراحل مختلف زندگی افراد منحصر به فردی هستیم؛ بنابراین عبارتی که در جای خالی می‌آید معنای متفاوتی برای هر یک از ما خواهد داشت.  اگر شما به طور حرفه‌ای مشغول به کار هستید، چرا در شغلی که اکنون دارید، کار می‌کنید؟  آیا به دلیل علاقه‌مندی به این زمینه است و این‌که شما را به رضایت زیادی می‌رساند؟ یا به خاطر این است که در دانشگاه تحصیل کردید و تنها شغلی که برای این مهارت‌ پیدا کردید این بوده و در نهایت استخدام شدید؟ شاید به خاطر پولی است که شما به دست می‌آورید یا می‌دانید که می‌توانید از این مسیر درآمد کسب کنید؟  دو یا سه سال دیگر به مرحله پیش از بازنشستگی رسیده‌اید و با خود می‌گویید که چطور به دنبال بازنشستگی هستم؟ آیا همه کارهایی که می‌خواستید در سی یا چهل سال گذشته انجام دهید را انجام داده‌اید؟ همه‌ی اهداف یا آرزوهای انجام نشده؟ آیا با توجه به همه‌ی تصمیمات و خطراتی که اتخاذ کردید از فرجام زندگی خود تا آن روز شادمان هستید؟ 

تاریخی

حسن قادری 1399/04/12
زید بن اسلم گفت: شبی امیرالمؤمنین عمر بن خطاب (رض) برای بررسی اوضاع مسلمانان در مدینه سرکشی می‌کرد من با وی بودم از مدینه بیرون رفتیم و در آن صحرا دیوار مخروبه‌ای بود که در کنارش آتشی روشن بود. عمر مرا گفت: یا زید بیا آنجا شویم و بنگریم تا کیست که نیم شب آتشی افروخته است، رفتیم چون نزدیک رسیدیم زنی را دیدیم که دیگی کوچک «قابلمه‌ای» بر سر آتش نهاده و دو بچه در کنارش خفته‌اند و می‌گفت: خدای تعالی داد من از عمر بستاند که او سیر خورده و ما گرسنه‌ایم. عمر که آن شنید مرا گفت یا زید این زن مشکلی دارد. تو اینجا باش تا من از حال او بپرسم. رفت و گفت: بدین نیم شب چه می‌پزی در این صحرا؟ گفت زنی درویشم و در مدینه سرای ملک ندارم و بر هیچ چیز قادر نیستم و از شرم آن که دو طفل من از گرسنگی بگریند و بانگ دارند و من چیزی ندارم که ایشان را سیر کنم و همسایگان بدانند که ایشان از جهت گرسنگی می‌گریند و من عاجز مانده‌ام، به اینجا بیرون آمده‌ام.

ادب و هنر

ولی رمضانی 1399/04/15
    نارنجی‌پوش مهربان! خش‌خش جاروهایت در نیمه‌های شب، قبل از خواب در رختخواب راحت و قبل و بعد از اذان صبح، عرق شرمندگی بر جبینم جاری می‌سازد.  می‌دانم دلیل این نابهنگامی ساعت کاریت چیست! آره خوب می‌دانم دلت نمی‌خواهد مایی که سبب این همه زحمت برایت شده‌ایم، شرمنده شویم، در خلوت شب تمیز می‌کنی تا ما نفهمیم که کثیف کرده‌ایم، تا خیلی راحت لحظه‌ی پایین کشیدن شیشه‌ی خودروهای آن‌چنانی و ریختن آشغال در کف خیابان را فراموش کنیم، انگار که اصلاً نریخته‌ایم.    می‌دانم که همّت و اراده‌ات بسیار بلندتر از دسته‌ی جارویت است و در مقابل نا‌مهربانی‌ها کوتاه نخواهد آمد. مردانه برای کسب روزی حلال کار می‌کنی و هر روز بهتر از قبل خرابکاری‌های همشهریانت را جارو می‌زنی تا شهر تمیز بماند و مای شهروند شرمنده‌ی آَشغالی که دیروز بی محابا در کف خیابان ریختیم نشویم.  ای‌کاش این همه بزرگواری و مهربانی‌ تو، کمی ما را به‌خود می‌آورد و با پرهیز از ریختن‌های بی محابا در تمیز نگه‌داشتن محیط زندگی به همکاری وادار می‌کرد.   ای‌کاش می‌فهمیدیم هر آشغالی که در کف خیابان و کوچه و بازار می‌اندازیم کمر چون تو عزیزی را برای برداشتن خم می‌کند و تصمیم می‌گرفتیم که دیگر تکرار نکنیم.