خبرهای جماعت

ویدئو: پیام استاد عبدالرحمن پیرانی دبیرکل جماعت به مناسبت فرارسیدن عید سعید قربان
عید سعید قربان، رمز فداکاری و جان‌نثاری شکوهمند قهرمان توحید حضرت ابراهیم خلیل و فرزند شکیبایش حضرت اسماعیل- علی نبینا و علیهما الصلاه و السلام- و یادآور واقعه‌ای سترگ و الهام‌بخش است که ادیان بزرگ ابراهیمی را به رغم تفاوتِ در جزئیات به یکدیگر پیوند می‌دهد و حلقه‌ی وصل تمام رهپویان ایمان به شمار می‌آید.
خليل العناني – نویسنده و پژوهش‌گر مصری ترجمه: اصلاحوب
نوشته‌های اسلام‌گرایان گذشته و نظرات و پست‌های آنان در شبکه‌های اجتماعی در خصوص رابطه‌ی پیچیده‌ای که جماعت‌ها و حرکت و سازمان‌های اسلامی را به هم نزدیک می‌کند بسیار تأمل‌برانگیز است و طبیعتاً این حالت مربوط به زمانی است که به دلایل سیاسی یا ایدئولوژیک یا شخصی از سازمان یا جماعت جدا شده‌اند. به لحاظ نظری فرض بر این است که نوشته‌ها و توضیحات این گروه منبع مهمی برای کسانی است که به بحث و بررسی پدیده‌ی حرکات اسلامی و رابطه‌ی پیچیده‌ی آنها با جامعه و سیاست و حوزه‌ی عمومی مشغولند به ویژه اگر در سطح رهبری بوده‌اند و در امر تصمیم‌گیری برای جماعت‌ها و سازمان‌ها نقش داشته‌اند.
عصام تلیمه ترجمه: مظهر نعمتی دزآوری
از مهمترین مواردی که قرضاوی را متمایز و برجسته می‏‌گرداند این است که او محققی معتدل است که نه گرایشی به غلو دارد و نه سهل‌انگاری وتسامح بی‌جا، در کارش نه افراط است و نه تفریط، نه اهل خشونت و سختگیری‌ست و نه سستی و بی‌ثباتی، اندیشه و منهج فقهیش میانه‌روی و اعتدال است، از همین روست که عناوین برخی کتب وی همین نگاه و رویه را نشان می‏‌دهد، مانند: «بیداری اسلامی بین جمود و افراط‌گرایی» و «اجتهاد معاصر بین انضباط و زیاده‌خواهی» و همه این شواهد موجود در کتب وی نمایانگر موقف ما بین حداکثر به راست و حداکثر به چپ وی می‏‌باشد.
عبد العزیز سلیمی
رویارویی باورها و رویکردها نه اینکه پدیده‌ای طبیعی است بلکه نشانه‌ای است بر پویایی اهل دانش و اندیشه و دلسوزی برای درمان دردهای گوناگون جامعه‌های بشری، مشروط بر آن که معیارها، ارزش‌ها، اخلاق و امانتداری علمی مراعات شوند.  امّا اگر جریانی فکری یا فردی بخواهد به روش رومیان شیفته شوالیه‌ها شمشیر از کمر برکشد و بی‌پروا پای در گود بگذارد، به تمامی ارزش‌ها و آداب رایج پشت کند، و نه‌تنها فرق «فقه و فقاهت» را نشانه بگیرد، بلکه به‌نام دین و در مقام دلسوزی برای بیان باورها و باید و نبایدها به «زمین» و خاکیان بسنده کند

برگی از خاطرات حج (دهم ذی الحجه سال ١٣٩٦)

سیده تهمینه میرفضلی
سلام بر شما مشتاقان حج  روز عرفه به پایان رسیده، کاروانیان حج، همچون رودخانه‌ی به دریا رسیده، آرام شده بودند، هیچ‌کس یارای صحبت با دیگری را نداشت، زیرا هنوز مدهوش سخن گفتن به درگاه خداوند بودند.  همگی در خود فرو رفته بودند، انگار خودشان را می‌شناختند، و این هرگز اتفاق نمی‌افتاد، مگر به یاری و دستگیری، اللهِ مالک.  چهره‌ها نورانی بود، دیگر کسی بهانه تنگی ِجا و عجله در صف را نداشت، خسته و رنجور بودند و مراقب، بله با خدا عهد بسته بودند و اجابت شنیده بودند، صدای دعا و نیاش حجاج در گوش‌شان مانده بود، میدانی چرا؟ چون امروز شیطان، خوار‌تر و ذلیل‌تر از هر روز بود و آنانی هم که درعمل و دعا ضعف داشتند، با قرارگرفتن در سیلِ جمعیّت، به معبود رسیده بودند،

فتواهایی در خصوص قضایا و مسائل مربوط به قربانی

دکتر علی محی‌الدین قره‌داغی ترجمه: اصلاحوب
الحمد لله رب العالمين و الصلاة و السّلام على المبعوث رحمة للعالمين سيدنا محمد و على آله و صحبه، و بعد مسأله نخست: تعریف صحیح قربانی:  قربانی عبارت است از ذبح یکی از چهارپایان - گوسفند، بز، گاو ، شتر- به قصد تقرّب به خداوند در روز عید قربان و ایام التّشریق (سه روز بعد از روز عید قربان).

برگی از خاطرات حج (نهم ذی الحجه سال ١٣٩٦)

سیده تهمینه میرفضلی
روز نهم ذی‌ حجه بود  روز گرفتن کارنامه!  نمی‌دانم چرا می‌خواهم دفتر خاطرات حج را ورق بزنم، ولی حسی بهم می‌گوید با خوانندگان متن دوباره ایّام حج را احساس کن  در منا آماده رفتن به میعادگاه بودیم، گویی برای صحرای محشر می‌روی، مردن قبل از مردن، آماده شدن درحضور خدا و رسولش، آیا مرا خواهد پذیرفت؟  وای بر من! برای پایان کار و آخرتم، چه اندوخته‌ام دستانم خالیست.  ای حاجی! چه آورده‌ای آیا توانستی چیزی را برای قربانی کردن کنار بگذاری؟ درخلوتت با خدا چه گفتی؟  شاید اینجا در منا نیز به فکر خرید (برد یمنی، حریر ژاپنی، ساعت سوئیسی و ...) هستی. درنگ نکن! به‌هوش باش! تو برای چیز دیگری آمده‌ای، بیدار شو، دنبال خودت بگرد، ببین بر لب کدام پرتگاه ایستاده‌ای؟

دعاهایی که اجابتش هزاران سال طول کشید

نسرین حسن‌زاده
 ابراهیم با فراغت بال و خرسند، به خاطر رهایی از چند حادثه‌ی تلخ و شیرین، به دنبال مأموریتی دیگر بود.  سال‌ها قبل مقدّمه‌ی آموزش مراسم و مناسک حج آغاز شده بود؛ با عدم باروری همسر ابراهیم ساره و بار‌گرفتن هاجر، کنیزی که ساره برای بقای نسل ابراهیم به او بخشید. هاجر بار بر زمین نهاد. کودکش شیرین و جذاب بود، رشد نمود و حس پدری و مهر ابراهیم او را به سوی اسماعیل سوق می‌داد.  نمی‌دانم غریزه زنانگی ساره تا چه اندازه در دوری همسر دوم از شوهرش نقش داشته است؟! هر چه بود مشیت الهی این بود که هاجر و طفلی کوچک همراهِ مردی مصمم راهی سرزمینی لم‌یزرع و خشک شوند. امر پروردگار، ابراهیم را بر آن داشت که هاجر و طفل‌ را در تنهاییِ این سرزمین رها کند و برای حفظِ همسرِ جوان و طفل کوچکش از گرما و زندگی در غربت و تنهایی و ترس، پناهی جز سایه‌یِ مهر خداوند نبیند و چه سایه‌ی استواری!

گفت‌وگو

گفت‌وگو از: اصلاحوب
اشاره: «محمّد جهانگیری اصل» متولّد ١٣٦٥ شهرستان اشنویه در نوار مرزی عراق و ترکیه، در سال ١٣٩٦ در مقطع دکتری رشته‌ی زبان و ادبیّات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان(تبریز) پذیرفته شد. وی در ٣٠تیرماه ١٣٩٩ در مدّت‌زمان نسبتاً کوتاه (٢سال و ١٠ماه) از رساله‌‌‌ی دکتری تحت عنوان «نقد زبان‌شناختی ترجمه‌های معاصر فارسی قرآن کریم(مطالعه‌ی موردی ترجمه‌های عبدالرّحمن پیرانی و عبدالعزیز سلیمی)» دفاع نموده و به طور رسمی فارغ‌‌‌التّحصیل شد. اصلاحوب در گفت‌وگویی اختصاصی چند پرسش‌ را با وی در میان نهاده که توجّه شما را به پاسخ آن‌ها جلب می‌نماید. 

گزیده اخبار و مقالات

از طریق این فرم لینک های پیشنهادی خود را برایمان ارسال کنید.

مصاحبه

گفت‌وگو از: اصلاحوب 1399/05/02
اشاره: «محمّد جهانگیری اصل» متولّد ١٣٦٥ شهرستان اشنویه در نوار مرزی عراق و ترکیه، در سال ١٣٩٦ در مقطع دکتری رشته‌ی زبان و ادبیّات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان(تبریز) پذیرفته شد. وی در ٣٠تیرماه ١٣٩٩ در مدّت‌زمان نسبتاً کوتاه (٢سال و ١٠ماه) از رساله‌‌‌ی دکتری تحت عنوان «نقد زبان‌شناختی ترجمه‌های معاصر فارسی قرآن کریم(مطالعه‌ی موردی ترجمه‌های عبدالرّحمن پیرانی و عبدالعزیز سلیمی)» دفاع نموده و به طور رسمی فارغ‌‌‌التّحصیل شد. اصلاحوب در گفت‌وگویی اختصاصی چند پرسش‌ را با وی در میان نهاده که توجّه شما را به پاسخ آن‌ها جلب می‌نماید. 

دین و دعوت

عصام تلیمه ترجمه: مظهر نعمتی دزآوری 1399/05/12
از مهمترین مواردی که قرضاوی را متمایز و برجسته می‏‌گرداند این است که او محققی معتدل است که نه گرایشی به غلو دارد و نه سهل‌انگاری وتسامح بی‌جا، در کارش نه افراط است و نه تفریط، نه اهل خشونت و سختگیری‌ست و نه سستی و بی‌ثباتی، اندیشه و منهج فقهیش میانه‌روی و اعتدال است، از همین روست که عناوین برخی کتب وی همین نگاه و رویه را نشان می‏‌دهد، مانند: «بیداری اسلامی بین جمود و افراط‌گرایی» و «اجتهاد معاصر بین انضباط و زیاده‌خواهی» و همه این شواهد موجود در کتب وی نمایانگر موقف ما بین حداکثر به راست و حداکثر به چپ وی می‏‌باشد.

اندیشه

خليل العناني – نویسنده و پژوهش‌گر مصری ترجمه: اصلاحوب 1399/05/14
نوشته‌های اسلام‌گرایان گذشته و نظرات و پست‌های آنان در شبکه‌های اجتماعی در خصوص رابطه‌ی پیچیده‌ای که جماعت‌ها و حرکت و سازمان‌های اسلامی را به هم نزدیک می‌کند بسیار تأمل‌برانگیز است و طبیعتاً این حالت مربوط به زمانی است که به دلایل سیاسی یا ایدئولوژیک یا شخصی از سازمان یا جماعت جدا شده‌اند. به لحاظ نظری فرض بر این است که نوشته‌ها و توضیحات این گروه منبع مهمی برای کسانی است که به بحث و بررسی پدیده‌ی حرکات اسلامی و رابطه‌ی پیچیده‌ی آنها با جامعه و سیاست و حوزه‌ی عمومی مشغولند به ویژه اگر در سطح رهبری بوده‌اند و در امر تصمیم‌گیری برای جماعت‌ها و سازمان‌ها نقش داشته‌اند.

اهل سنت ایران

فرزاد ولیدی- دانشجوى دكتراى علوم قرآن و حديث 1399/04/02
گاهی در زندگى انسان‌ها اتّفاقاتی رُخ مى‌دهد كه نمى‌توان آن‌ها را به راحتی فراموش كرد. خوب به یاد دارم كه سنّم كمتر از ١٠ سال بود، در كوچه‌ى محلّه‌ى قدیمى مان با بچّه‌ها مشغول بازى بودیم. در اوج هیجان بازى، شخصى كه هنوز محاسن جوانى‌اش كامل نشده بود، با مهربانى هرچه تمامتَر صدایمان كرد و از ما خواست كه بعد از بازى به مسجد رفته و در كلاس‌هاى قرآن فصل تابستان شركت كنیم؛ بسیارى از بچّه‌ها ایشان را مسخره كرده و با بى‌تفاوتى بازى خود را ادامه دادند؛ امّا بعد از بازى، من و چند نَفَر از بچّه‌ها به مسجد رفته و با خیل عظیمى از همسن و سال‌هاى خود روبرو شدیم که به دعوت ایشان به مسجد آمده بودند.

فرهنگی

ریچارد تمپلارد ترجمه: دکتر جهاندار امینی 1399/05/06
من عاشق بچه‌هایم هستم. دوست دارم برایشان کتاب ‌بخوانم، با آنها بازی کنم و بزرگ شدن‌شان را ببینم و عاشق گوش‌دادن به حرف‌هایشان هستم و از اینکه به آنها دوچرخه سواری یاد می‌دهم و در کنار ساحل با آنها حرف می‌زنم، لذّت می‌برم و به طور کلی عاشق سروکله زدن با آنها هستم. با این وجود از جمع کردن ریخت‌وپاش‌های آنها و گوش دادن به جروبحث آنها بی‌زارم؛ این شیوه صحبت کردن که تحقیر‌آمیزانه است، تنها نوجوانان می‌توانند به خوبی از پس‌ آن بربیایند؛ ولی من نمی‌توانم تصور ‌کنم که بدون جمع کردن ریخت وپاش‌ها، آن همه چیز‌ای خوب را (یک‌جا) داشته باشم. دعواها و سرو صداهای بچه‌ها گاه و بی‌گاه است و تمام خواهد شد، به خاطر این گاه و بی‌گاه نمی‌خواهم آن همه روز(های خوب) را از دست بدهم.

سیاسی

صلاح قاسمیانی 1399/04/07
 در آستانه‌ی سپری شدن سی‌وسوّمین سالگرد بمباران شیمیایی سردشت، مناسب است بر ضرورت رسالت كار مدنی شهروندان سردشتی، تأكيدی مجدّد داشت. ما وارثان بمباران شیمیایی سردشت بیش از هر چیز نیازمند درک رسالت و مسؤولیت اجتماعیمان در قالب تشکّل‌ها و نهادهای مدنی خودجوش هستیم و البتّه این مهمّ هرگز با نهادهای دولت ساخت(سدن) و یا نهادهای محافظه‌کار و بی‌اثر محقّق نمی‌شود. آنچه که به زندگی آدمی معنا می‌بخشد، بیرون آمدن از پیله‌ی تنهایی و حضور تٲثیرگذار در عرصه‌ی اجتماعی است که باید از درون ریشه بدواند وگرنه هرگز نمی‌تواند از بیرون بر آدمی دیکته شود.   اساساً انسان به عنوان یک موجود مدنی‌الطّبع همزاد با جامعه‌ی مدنی است و زندگی‌اش بدون زیست اجتماعی محقّق نمی‌گردد

اجتماعی

لئون هو ترجمه: واحد ترجمه اصلاح‌وب 1399/04/23
تصمیم گرفتم عنوان مقاله را نیمه‌کاره رها کنم و متن را به پایان برسانم، به خاطر اینکه دوست دارم شما عنوان را با کلماتی که بهترین تناسب را با جای خالی دارد، پر کنید. همه‌ی ما در مسیرها و در مراحل مختلف زندگی افراد منحصر به فردی هستیم؛ بنابراین عبارتی که در جای خالی می‌آید معنای متفاوتی برای هر یک از ما خواهد داشت.  اگر شما به طور حرفه‌ای مشغول به کار هستید، چرا در شغلی که اکنون دارید، کار می‌کنید؟  آیا به دلیل علاقه‌مندی به این زمینه است و این‌که شما را به رضایت زیادی می‌رساند؟ یا به خاطر این است که در دانشگاه تحصیل کردید و تنها شغلی که برای این مهارت‌ پیدا کردید این بوده و در نهایت استخدام شدید؟ شاید به خاطر پولی است که شما به دست می‌آورید یا می‌دانید که می‌توانید از این مسیر درآمد کسب کنید؟  دو یا سه سال دیگر به مرحله پیش از بازنشستگی رسیده‌اید و با خود می‌گویید که چطور به دنبال بازنشستگی هستم؟ آیا همه کارهایی که می‌خواستید در سی یا چهل سال گذشته انجام دهید را انجام داده‌اید؟ همه‌ی اهداف یا آرزوهای انجام نشده؟ آیا با توجه به همه‌ی تصمیمات و خطراتی که اتخاذ کردید از فرجام زندگی خود تا آن روز شادمان هستید؟ 

تاریخی

حسن قادری 1399/04/12
زید بن اسلم گفت: شبی امیرالمؤمنین عمر بن خطاب (رض) برای بررسی اوضاع مسلمانان در مدینه سرکشی می‌کرد من با وی بودم از مدینه بیرون رفتیم و در آن صحرا دیوار مخروبه‌ای بود که در کنارش آتشی روشن بود. عمر مرا گفت: یا زید بیا آنجا شویم و بنگریم تا کیست که نیم شب آتشی افروخته است، رفتیم چون نزدیک رسیدیم زنی را دیدیم که دیگی کوچک «قابلمه‌ای» بر سر آتش نهاده و دو بچه در کنارش خفته‌اند و می‌گفت: خدای تعالی داد من از عمر بستاند که او سیر خورده و ما گرسنه‌ایم. عمر که آن شنید مرا گفت یا زید این زن مشکلی دارد. تو اینجا باش تا من از حال او بپرسم. رفت و گفت: بدین نیم شب چه می‌پزی در این صحرا؟ گفت زنی درویشم و در مدینه سرای ملک ندارم و بر هیچ چیز قادر نیستم و از شرم آن که دو طفل من از گرسنگی بگریند و بانگ دارند و من چیزی ندارم که ایشان را سیر کنم و همسایگان بدانند که ایشان از جهت گرسنگی می‌گریند و من عاجز مانده‌ام، به اینجا بیرون آمده‌ام.

ادب و هنر

سیده تهمینه میرفضلی 1399/05/10
سلام بر شما مشتاقان حج  روز عرفه به پایان رسیده، کاروانیان حج، همچون رودخانه‌ی به دریا رسیده، آرام شده بودند، هیچ‌کس یارای صحبت با دیگری را نداشت، زیرا هنوز مدهوش سخن گفتن به درگاه خداوند بودند.  همگی در خود فرو رفته بودند، انگار خودشان را می‌شناختند، و این هرگز اتفاق نمی‌افتاد، مگر به یاری و دستگیری، اللهِ مالک.  چهره‌ها نورانی بود، دیگر کسی بهانه تنگی ِجا و عجله در صف را نداشت، خسته و رنجور بودند و مراقب، بله با خدا عهد بسته بودند و اجابت شنیده بودند، صدای دعا و نیاش حجاج در گوش‌شان مانده بود، میدانی چرا؟ چون امروز شیطان، خوار‌تر و ذلیل‌تر از هر روز بود و آنانی هم که درعمل و دعا ضعف داشتند، با قرارگرفتن در سیلِ جمعیّت، به معبود رسیده بودند،