فرمیسک فرهادی
کلمه «حجاب» در معنای خویش تحریف شده است؛ حجاب در قرآن به معنی آنچه زن خود را به آن می‌پوشاند نیست، بلکه حجاب به معنی پرده یا دیوار یا چیزی شبیه آن است که زن در منزل در پشت آن پرده یا دیوار باشد و از پس پرده تقاضای چیزی کند و پرده در میان باشد، چون زن در منزل مکلّف نیست که خود را بپوشاند تا نامحرم او را نبیند. آن‌چه که صحیح است به‌کار برده شود کلمه‌ی«ستر» است و همچنین «جلباب» و «خمار»؛ این‌دو، کلمات قرآنی هستند. جلباب عبارت است از پیراهنی _ هم‌چون پیراهن کردی_ که از گردن به پایین را می‌پوشاند: «... يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنّ ...» بخشی از آیه ۵۹ از سوره مبارکه احزاب و «خمار»: عبارت است از روسری که سر و گردن را می پوشاند: «ولْيضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَ ...» بخشی از آیه ۳۱ از سوره مبارکه نور جیوب جمع جیب: یقه طوری روسری پوشیده شود که همه سر و جیب ( یقه): گردن هم پوشیده شود. در نتیجه صورت، چانه و ... می‌ماند که بیرون باشد. البته در جلباب که در سنّت هم تبیین شده است، انسان خودش هم متوجّه شده است که باید دست‌ها بیرون باشند.
جیسون مارش و جیل ساتای ترجمه: واحد ترجمه اصلاح‌وب
  مباحثۀ علمی در مورد رابطه بین معنا و شادکامی، درمورد چگونگی گذران زندگی خوب ، پرسش‌های اساسی ایجاد می‌کند. فیلسوفان، پژوهشگران و رهبران معنوی،درباره این‌که چه چیزی موجب ارزشمندی زندگی می‌شود،بحث و جستجو کرده‌اند. آیا زندگی سرشار از شادکامی است یا سرشار از هدف و معنا؟ آیا بین این دو تفاوت وجود دارد؟ به یک فعّال حقوق بشر فکر کنید که با ظلم مبارزه می‌کند اما در نهایت به زندان می‌رسد، آیا او خوشحال است؟ یا انسانی که شب‌ها (و برخی روزهای) خود را با پریدن از یک مهمانی به مهمانی دیگری می‌گذراند، آیا این زندگی خوب است؟ این‌ها صرفاً پرسش‌های دانشگاهی نیستند. این پرسش‌ها می‌توانند به ما کمک کنند تا مشخص کنیم که باید انرژی خود را کجا سرمایه‌گذاری کنیم تا منجر به زندگی موردنظر ما شود. اخیراً برخی از پژوهشگران این پرسش‌ها را عمیقاً بررسی کرده‌اند و سعی دارند تفاوت‌های یک زندگی معنادار و یک زندگی شاد را روشن کنند. تحقیقات آنها نشان می‌دهد که زندگی فراتر از خوشحالی است، که این حتّی برخی از یافته‌های پیشین در زمینۀ روانشناسی مثبت‌گرا را زیر سؤال می‌برد و تا حد مطلوبی پوشش خبری و نقد رسانه‌ها را از آن خود می‌کند.
دکتر عصام البشیر ترجمه: عبدالخالق احسان
یکی از اسباب درخشش فقه اسلامی در دوران طلایی آن، توانایی فقیه در جمع بین فقه متون شرعی و فقه احوال واقعی جامعه بود. فقیه زمانی فقیه حقیقی به‌حساب می‌آید که بین فقه به معنای فهم متون اسلامی و فقه واقع، هماهنگی و توازن ایجاد نماید، البته نه به این معنا که واقع بر متن مسلط باشد، چون هیچ عالمی چنین تصوّری از فقه واقع ندارد؛ بلکه به معنای چگونگی تطبیق متن شرعی بر واقعیت موجود می‌باشد، علمای اصول این مسأله را «تحقیق مناط» نامیده‌اند، یعنی محل تحقّق و عملی سازی حکم. هم‌چنین اجتهاد در امور جدید و نوپدید در واقعیت زندگی که نصّی در مورد آن نباشد، جایز است.  حکم بر هر چیزی فرع شناخت و درک آن است، فقیه دانا کسی است که حقانیّت خود را با تعامل، به واقعیت زندگی و مردم ثابت می‌کند و کسی است که واقعیت را می‌شناسد و نسبت به آن نا‌آگاه نیست، به واقعیت توجه کرده و از آن رو بر نمی‌تابد، به آن عمل نموده و آن را مورد اهمال قرار نمی‌دهد، و مسایل شرعی را بر واقعیت بنا می‌کند و نه بر هوا.  ابن قیم رحمه الله می‌گوید: مفتی و حاکم وقتی می‌توانند، به حق حکم و فیصله نمایند که دو نوع فهم داشته باشند، یکی از آن دو نوع، فهم واقع و دانش روز است، در حقیقت استنباط آن است که با قرینه‌ها، نشانه‌ها و واقعیّت‌ها همگام باشد

شیوه‌ی فهم ویروس کرونا ونحوه‌ی رفتار با آن

عبد المجید بن مسعود ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب
خداوند متعال انسان را برای هدف بزرگی آفریده است و آن هم مسؤولیت جانشینی در زمین است؛ در این باره می‌فرماید: «وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» (البقرة:30) و چون پروردگارت به فرشتگان گفت من گمارنده‌ی جانشینی در زمینم. انسان را به تمام چیزهایی که در راستای حمل این امانت سخت به آن نیاز دارد مجهّز کرده است. شیوه‌ی حرکت، نقشه‌ی راه، تضمین رسیدن به ساحل امن و رستگاری دنیا و آخرت همه و همه را برایش فراهم کرده است. درباره‌ی وسایل و امکاناتی که برای انجام تکالیف لازم است می‌فرماید: «وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصَارَ وَ الْأَفْئِدَةَ ۙ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» (النحل78). و خداوند [است‌] که شما را از شکم‌های مادران‌تان، در حالی که هیچ چیز نمی‌دانستید، بیرون آورد و [از پیش‌] برای شما گوش و چشم و قلب آفرید، باشد که سپاس گزارید. «وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِّنْهُ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» (الجاثية: 13) و آن‌چه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است همه از اوست و آن‌ها را برای شما رام کرد، بی‌گمان در این، مایه‌های عبرتی برای اندیشه‌وران هست‌.

آلودگی صوتی

رحیم خورشیدی
امروزه مفهوم شهروندی به یکی از مهمّ‌ترین ایده‌های سیاسی عصر ما تبدیل شده است. شهروندی ایده‌ای است که بی‌درنگ هم حق افراد را برای برخورداری از حقوق به رسمیت می‌شناسد و هم مسؤولیّت‌های جمعی‌شان را که اداره با ثبات امور بر آنها مبتنی است. از جمله حقوق له و علیه شهروندان آزار ندیدن و آزار‌نرساندن است. آلودگی آب، هوا، خاک، محیط زندگی، و آلودگی صوتی و ... از جمله آزارهایی هستند که شهروندان با آن مواجه هستند. در این‌جا به آلودگی صوتی خواهیم پرداخت، طبق قاعده زرّین «لا ضرر و لا ضرار» از ضرر رسانیدن به‌خود و دیگران نهی شده است. آلودگی صوتی عاملی برای پریشانی و سلب آرامش و آسایش از شهروندان است که بارها از این آزار شکوه داشته و نالیده‌اند، از جمله:  - مهمانان بعد از اتمام شب‌نشینی تا نیمه شب، بعد از خداحافظی‌های مکرّر موقع حرکت ماشین، راننده اقدام به بوق زدن می‌کند ...! راننده محترم فکر نمی‌کند نیمه‌شب موقع استراحت همسایه‌هاست؟!

خوشبختی در اخلاق قرآنی

یاسین محمد ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب
خواستن خوشبختی میلی طبیعی است و هم فیلسوفان یونانی و هم اسلامی بر این‌ نظر که خوشبختی هدف نهایی است، توافق دارند. امّا بر سر چیستی این هدف و چگونگی دست‌یابی به آن اختلاف دارند. پرسش مهمّی که فلاسفه طرح می‌کنند این است که آیا فضیلت‌ها برای خوشبختی کافی هستند یا این‌که برای تحقق خوشبختی به امور بیرونی مانند سلامتی، ثروت و دوستان احتیاج داریم. از روی تجربه می‌دانیم که دلبستگی افراطی به امور بیرونی همانند ثروت و دارایی‌های مادی می‌تواند برای زندگی انسان مضر باشد. با این وجود، نمی‌توانیم این باور را هم که این امور بیرونی برای دست‌یابی به بهزیستی و پرورش فضیلت ضروری هستند، رد کنیم. علاوه بر این، باید به‌یاد داشت که فلسفه اخلاقی قرآن کریم صرفاً خردگرایانه نیست، بلکه با تشخیص رنج انسانی و مفهوم بصری از شکوفایی انسان پیوند خورده است. ازاین‌رو، علمای اخلاق اسلامی در تلاش خود برای مقابله با رنج انسانی، سعی در مرتبط ساختن یک شیوه زندگی در جهان دارند. آنها فقط به خاطر لذّت علمی، در مورد اخلاق فلسفه‌ورزی نمی‌کنند.

نارنجی‌پوش مهربانم

ولی رمضانی
    نارنجی‌پوش مهربان! خش‌خش جاروهایت در نیمه‌های شب، قبل از خواب در رختخواب راحت و قبل و بعد از اذان صبح، عرق شرمندگی بر جبینم جاری می‌سازد.  می‌دانم دلیل این نابهنگامی ساعت کاریت چیست! آره خوب می‌دانم دلت نمی‌خواهد مایی که سبب این همه زحمت برایت شده‌ایم، شرمنده شویم، در خلوت شب تمیز می‌کنی تا ما نفهمیم که کثیف کرده‌ایم، تا خیلی راحت لحظه‌ی پایین کشیدن شیشه‌ی خودروهای آن‌چنانی و ریختن آشغال در کف خیابان را فراموش کنیم، انگار که اصلاً نریخته‌ایم.    می‌دانم که همّت و اراده‌ات بسیار بلندتر از دسته‌ی جارویت است و در مقابل نا‌مهربانی‌ها کوتاه نخواهد آمد. مردانه برای کسب روزی حلال کار می‌کنی و هر روز بهتر از قبل خرابکاری‌های همشهریانت را جارو می‌زنی تا شهر تمیز بماند و مای شهروند شرمنده‌ی آَشغالی که دیروز بی محابا در کف خیابان ریختیم نشویم.  ای‌کاش این همه بزرگواری و مهربانی‌ تو، کمی ما را به‌خود می‌آورد و با پرهیز از ریختن‌های بی محابا در تمیز نگه‌داشتن محیط زندگی به همکاری وادار می‌کرد.   ای‌کاش می‌فهمیدیم هر آشغالی که در کف خیابان و کوچه و بازار می‌اندازیم کمر چون تو عزیزی را برای برداشتن خم می‌کند و تصمیم می‌گرفتیم که دیگر تکرار نکنیم.

گفت‌وگو

گفت‌وگو از: فرخنده سهرابی
اشاره: زندگی رسم غریبی است نازنین، سال‌‌ها و بلکه قرن‌هاست که انسان‌ها حیران و سرگشته‌ی معنا و منشأ آنند. فیلسوفان، شاعران، اندیشمندان و الهیدانان هریک به فراخور دانش و تجارب روحی خود و مطابق درکی که از مفهوم زندگی یافته‌اند چیزی می‌گویند؛ امّا با این وجود روزها فکر من این است و همه شب سخنم/ از کجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود؟ درباب موضوع معنای زندگی و زندگی معنادار چند پرسشی را با نویسنده و کنشگر دینی بلوچ «عبدالغفور گردهانی» درمیان نهاده‌ایم، آن‌چه در پی می‌آید پاسخهای وی به پرسش‌های اصلاحوب است. 

گزیده اخبار و مقالات

از طریق این فرم لینک های پیشنهادی خود را برایمان ارسال کنید.

مصاحبه

گفت‌وگو از: فرخنده سهرابی 1399/03/09
اشاره: زندگی رسم غریبی است نازنین، سال‌‌ها و بلکه قرن‌هاست که انسان‌ها حیران و سرگشته‌ی معنا و منشأ آنند. فیلسوفان، شاعران، اندیشمندان و الهیدانان هریک به فراخور دانش و تجارب روحی خود و مطابق درکی که از مفهوم زندگی یافته‌اند چیزی می‌گویند؛ امّا با این وجود روزها فکر من این است و همه شب سخنم/ از کجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود؟ درباب موضوع معنای زندگی و زندگی معنادار چند پرسشی را با نویسنده و کنشگر دینی بلوچ «عبدالغفور گردهانی» درمیان نهاده‌ایم، آن‌چه در پی می‌آید پاسخهای وی به پرسش‌های اصلاحوب است. 

دین و دعوت

فرمیسک فرهادی 1399/04/21
کلمه «حجاب» در معنای خویش تحریف شده است؛ حجاب در قرآن به معنی آنچه زن خود را به آن می‌پوشاند نیست، بلکه حجاب به معنی پرده یا دیوار یا چیزی شبیه آن است که زن در منزل در پشت آن پرده یا دیوار باشد و از پس پرده تقاضای چیزی کند و پرده در میان باشد، چون زن در منزل مکلّف نیست که خود را بپوشاند تا نامحرم او را نبیند. آن‌چه که صحیح است به‌کار برده شود کلمه‌ی«ستر» است و همچنین «جلباب» و «خمار»؛ این‌دو، کلمات قرآنی هستند. جلباب عبارت است از پیراهنی _ هم‌چون پیراهن کردی_ که از گردن به پایین را می‌پوشاند: «... يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنّ ...» بخشی از آیه ۵۹ از سوره مبارکه احزاب و «خمار»: عبارت است از روسری که سر و گردن را می پوشاند: «ولْيضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَ ...» بخشی از آیه ۳۱ از سوره مبارکه نور جیوب جمع جیب: یقه طوری روسری پوشیده شود که همه سر و جیب ( یقه): گردن هم پوشیده شود. در نتیجه صورت، چانه و ... می‌ماند که بیرون باشد. البته در جلباب که در سنّت هم تبیین شده است، انسان خودش هم متوجّه شده است که باید دست‌ها بیرون باشند.

اندیشه

جیسون مارش و جیل ساتای ترجمه: واحد ترجمه اصلاح‌وب 1399/04/20
  مباحثۀ علمی در مورد رابطه بین معنا و شادکامی، درمورد چگونگی گذران زندگی خوب ، پرسش‌های اساسی ایجاد می‌کند. فیلسوفان، پژوهشگران و رهبران معنوی،درباره این‌که چه چیزی موجب ارزشمندی زندگی می‌شود،بحث و جستجو کرده‌اند. آیا زندگی سرشار از شادکامی است یا سرشار از هدف و معنا؟ آیا بین این دو تفاوت وجود دارد؟ به یک فعّال حقوق بشر فکر کنید که با ظلم مبارزه می‌کند اما در نهایت به زندان می‌رسد، آیا او خوشحال است؟ یا انسانی که شب‌ها (و برخی روزهای) خود را با پریدن از یک مهمانی به مهمانی دیگری می‌گذراند، آیا این زندگی خوب است؟ این‌ها صرفاً پرسش‌های دانشگاهی نیستند. این پرسش‌ها می‌توانند به ما کمک کنند تا مشخص کنیم که باید انرژی خود را کجا سرمایه‌گذاری کنیم تا منجر به زندگی موردنظر ما شود. اخیراً برخی از پژوهشگران این پرسش‌ها را عمیقاً بررسی کرده‌اند و سعی دارند تفاوت‌های یک زندگی معنادار و یک زندگی شاد را روشن کنند. تحقیقات آنها نشان می‌دهد که زندگی فراتر از خوشحالی است، که این حتّی برخی از یافته‌های پیشین در زمینۀ روانشناسی مثبت‌گرا را زیر سؤال می‌برد و تا حد مطلوبی پوشش خبری و نقد رسانه‌ها را از آن خود می‌کند.

اهل سنت ایران

فرزاد ولیدی- دانشجوى دكتراى علوم قرآن و حديث 1399/04/02
گاهی در زندگى انسان‌ها اتّفاقاتی رُخ مى‌دهد كه نمى‌توان آن‌ها را به راحتی فراموش كرد. خوب به یاد دارم كه سنّم كمتر از ١٠ سال بود، در كوچه‌ى محلّه‌ى قدیمى مان با بچّه‌ها مشغول بازى بودیم. در اوج هیجان بازى، شخصى كه هنوز محاسن جوانى‌اش كامل نشده بود، با مهربانى هرچه تمامتَر صدایمان كرد و از ما خواست كه بعد از بازى به مسجد رفته و در كلاس‌هاى قرآن فصل تابستان شركت كنیم؛ بسیارى از بچّه‌ها ایشان را مسخره كرده و با بى‌تفاوتى بازى خود را ادامه دادند؛ امّا بعد از بازى، من و چند نَفَر از بچّه‌ها به مسجد رفته و با خیل عظیمى از همسن و سال‌هاى خود روبرو شدیم که به دعوت ایشان به مسجد آمده بودند.

فرهنگی

دکتر اسماعیل شمس 1399/03/17
مدّتی است که آتش، امان از جنگلهای زاگرس بریده است و با اندوه بسیار باید گفت که تمرکز بر کرونا و برخی مسائل جانبی دیگر که اشارتی هم به آنها خواهم داشت سبب شده است که آتش بدون برخورد با مقاومتی چندان، پروژه ناتمام سالهای گذشته‌اش را با سرعتی بی‌بدیل به پیش ببرد. آنچه که تاکنون دیده‌ایم تلاش برخی اشخاص فداکار و انجمن‌های مردم‌نهاد منطقه‌ای برای مهار آتش است که تعداد کم افراد و دستان خالی آنان مانع شده است زحمتشان به نتیجه‌ای ملموس برسد؛

سیاسی

صلاح قاسمیانی 1399/04/07
 در آستانه‌ی سپری شدن سی‌وسوّمین سالگرد بمباران شیمیایی سردشت، مناسب است بر ضرورت رسالت كار مدنی شهروندان سردشتی، تأكيدی مجدّد داشت. ما وارثان بمباران شیمیایی سردشت بیش از هر چیز نیازمند درک رسالت و مسؤولیت اجتماعیمان در قالب تشکّل‌ها و نهادهای مدنی خودجوش هستیم و البتّه این مهمّ هرگز با نهادهای دولت ساخت(سدن) و یا نهادهای محافظه‌کار و بی‌اثر محقّق نمی‌شود. آنچه که به زندگی آدمی معنا می‌بخشد، بیرون آمدن از پیله‌ی تنهایی و حضور تٲثیرگذار در عرصه‌ی اجتماعی است که باید از درون ریشه بدواند وگرنه هرگز نمی‌تواند از بیرون بر آدمی دیکته شود.   اساساً انسان به عنوان یک موجود مدنی‌الطّبع همزاد با جامعه‌ی مدنی است و زندگی‌اش بدون زیست اجتماعی محقّق نمی‌گردد

اجتماعی

رحیم خورشیدی 1399/04/18
امروزه مفهوم شهروندی به یکی از مهمّ‌ترین ایده‌های سیاسی عصر ما تبدیل شده است. شهروندی ایده‌ای است که بی‌درنگ هم حق افراد را برای برخورداری از حقوق به رسمیت می‌شناسد و هم مسؤولیّت‌های جمعی‌شان را که اداره با ثبات امور بر آنها مبتنی است. از جمله حقوق له و علیه شهروندان آزار ندیدن و آزار‌نرساندن است. آلودگی آب، هوا، خاک، محیط زندگی، و آلودگی صوتی و ... از جمله آزارهایی هستند که شهروندان با آن مواجه هستند. در این‌جا به آلودگی صوتی خواهیم پرداخت، طبق قاعده زرّین «لا ضرر و لا ضرار» از ضرر رسانیدن به‌خود و دیگران نهی شده است. آلودگی صوتی عاملی برای پریشانی و سلب آرامش و آسایش از شهروندان است که بارها از این آزار شکوه داشته و نالیده‌اند، از جمله:  - مهمانان بعد از اتمام شب‌نشینی تا نیمه شب، بعد از خداحافظی‌های مکرّر موقع حرکت ماشین، راننده اقدام به بوق زدن می‌کند ...! راننده محترم فکر نمی‌کند نیمه‌شب موقع استراحت همسایه‌هاست؟!

تاریخی

حسن قادری 1399/04/12
زید بن اسلم گفت: شبی امیرالمؤمنین عمر بن خطاب (رض) برای بررسی اوضاع مسلمانان در مدینه سرکشی می‌کرد من با وی بودم از مدینه بیرون رفتیم و در آن صحرا دیوار مخروبه‌ای بود که در کنارش آتشی روشن بود. عمر مرا گفت: یا زید بیا آنجا شویم و بنگریم تا کیست که نیم شب آتشی افروخته است، رفتیم چون نزدیک رسیدیم زنی را دیدیم که دیگی کوچک «قابلمه‌ای» بر سر آتش نهاده و دو بچه در کنارش خفته‌اند و می‌گفت: خدای تعالی داد من از عمر بستاند که او سیر خورده و ما گرسنه‌ایم. عمر که آن شنید مرا گفت یا زید این زن مشکلی دارد. تو اینجا باش تا من از حال او بپرسم. رفت و گفت: بدین نیم شب چه می‌پزی در این صحرا؟ گفت زنی درویشم و در مدینه سرای ملک ندارم و بر هیچ چیز قادر نیستم و از شرم آن که دو طفل من از گرسنگی بگریند و بانگ دارند و من چیزی ندارم که ایشان را سیر کنم و همسایگان بدانند که ایشان از جهت گرسنگی می‌گریند و من عاجز مانده‌ام، به اینجا بیرون آمده‌ام.

ادب و هنر

ولی رمضانی 1399/04/15
    نارنجی‌پوش مهربان! خش‌خش جاروهایت در نیمه‌های شب، قبل از خواب در رختخواب راحت و قبل و بعد از اذان صبح، عرق شرمندگی بر جبینم جاری می‌سازد.  می‌دانم دلیل این نابهنگامی ساعت کاریت چیست! آره خوب می‌دانم دلت نمی‌خواهد مایی که سبب این همه زحمت برایت شده‌ایم، شرمنده شویم، در خلوت شب تمیز می‌کنی تا ما نفهمیم که کثیف کرده‌ایم، تا خیلی راحت لحظه‌ی پایین کشیدن شیشه‌ی خودروهای آن‌چنانی و ریختن آشغال در کف خیابان را فراموش کنیم، انگار که اصلاً نریخته‌ایم.    می‌دانم که همّت و اراده‌ات بسیار بلندتر از دسته‌ی جارویت است و در مقابل نا‌مهربانی‌ها کوتاه نخواهد آمد. مردانه برای کسب روزی حلال کار می‌کنی و هر روز بهتر از قبل خرابکاری‌های همشهریانت را جارو می‌زنی تا شهر تمیز بماند و مای شهروند شرمنده‌ی آَشغالی که دیروز بی محابا در کف خیابان ریختیم نشویم.  ای‌کاش این همه بزرگواری و مهربانی‌ تو، کمی ما را به‌خود می‌آورد و با پرهیز از ریختن‌های بی محابا در تمیز نگه‌داشتن محیط زندگی به همکاری وادار می‌کرد.   ای‌کاش می‌فهمیدیم هر آشغالی که در کف خیابان و کوچه و بازار می‌اندازیم کمر چون تو عزیزی را برای برداشتن خم می‌کند و تصمیم می‌گرفتیم که دیگر تکرار نکنیم.