اصل اول: انحصار سعادت و خوشبختی در دست خداوند، این اصل از آیه نخست سور مبارکه شرح ( ٲلم نشرح ) استنباط میگردد، پس تنها خدای سبحان است که زمینه انشراح و گشادگی را فراهم میسازد زیرا سعادت نیز همچون سایر معانی ( مرگ، حیات و... ) آفریدهای از آفریدههای اوست، یعنی این آفریدە خویش را در درون هر که بخواهدـ
چهارم مارس نخستین سالروز وفات عالم و فقیه بزرگ دکتر طاها جابر علوانی است؛ وی یک سال پیش در چنین روزی پس از آن که عمری نزدیک به هشتاد سال را در خدمت به اسلام و مسلمانان سپری کرد از دیار فانی رخت بربست. دکتر علوانی در شهر فلوجه در عراق به دنیا آمد؛ در کودکی با قرآن کریم مأنوس شد و آموزههای اسلامی را فرا گرفت و روز به روز رابطهاش را با قرآن کتاب هدایت و سرچشمهی حکمت و دانش مستحکمتر کرد. از همان آغاز سؤالاتی ذهن وی را به خود مشغول میکرد: چرا مسلمانان از کتاب الهی دورند؟ این جدایی از چه وقت و چگونه آغاز شد؟ چرا مسلمانان به چنین روزی دچار شدهاند؟
قرائت قرآن ثمرات بیشماری دارد و احادیث نبوی و آثاری به جا مانده از صحابه و تابعین بر این مهم دلالت میکند.
برخی از ثمرات قرائت قرآن عبارتند از:
قاری قرآن همنشین بزرگان و از بهترین مردمان است و درجهای بالاتر از همگان دارد.
قاری از هر حرف قرآن حسنهای میبرد و حسنه تا ده برابر زیاد میشود.
قاری در سایهی رحمت خداوند است؛ ملائکه به گردش حلقه میزنند و آرامش الهی بر او فرود میآید.
خداوند قلب قاری قرآن را منور و او را از تاریکیهای روز قیامت محافظت میکند و سختیها را از او دور میسازد.
آیا اعتبار و اهمیت رمضان به اسمش بود؟ یا ارزش و منزلتش به آب و هوای خاص این ماه؟ حال آنکه رمضان از ماههای قمری بوده و پیوسته در چرخش و در طول عمر انسان به همه نوع آب و هوا تعلق میگیرد
پیش از پرداختن به شرح و تفصیل قضیّه ضروری میدانم که یک حقیقت را مورد تأکید قرار دهم و آن این که در حال حاضر هیچکس بر روی این کرهی خاکی معصوم نیست و این ضرورتاً همهی مسلمانان را در بر میگیرد. بر این اساس هیچ شخصیت واقعی یا مجازی یافت نمیشود که تصوّر حقیقی و مطلق از آخرین رسالت آسمانی را در انحصار خود داشته باشد. بنابراین توجّه به سه نکته ضروری است:
الف: قرآن کریم بین همهی مسلمانان مشترک است و هیچ گروهی به هیچ وجه نمیتواند ادّعا کند
جنبشهای اسلامیای که در اطراف و اکناف جهان اسلام شکل گرفتهاند، در شرایط و احوالی پا به عرصه وجود نهادند که مبارزهطلبیهای خطرناکی ـ به ویژه در دهههای نخست قرن بیستم ـ امّت اسلامی را مورد تاخت و تاز قرار داده بود.
موج خروشان این تهدید و مشکلات تنها بعد سیاسی و استقلال جغرافیای شرق و غرب جهان اسلام را در بر نگرفت بلکه حیات اجتماعی و دینی را نیز درنوردید.
در زهدان این اوضاع و احوال ناگوار و نگرانکننده بود که جنبشهای اسلامی در مناطق مختلف جهان اسلام دیده به جهان گشود و زاد و ولد کرد.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِيدٌ * رِّزْقًا لِّلْعِبَادِ ۖ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا ۚ كَذَٰلِكَ الْخُرُوجُ": و نخلهای قامت بلند که دارای شکوفههای منظم چیده شدهاند.
اقبال شاعر و متفکّر مسلمان شبه قاره هند و پاکستان بود. نیاکان او از برهمنان کشمیر بودند که حدود دویست سال پیش از تولّد او، اسلام آورده بودند. همانند پدرش به سلسلهی قادریه تعلّق خاطر داشت. اوّلین شخصیت مؤثّر بر افکار او سیدمیر حسن بود که خود از طرفداران افکار سرسید احمدخان، بنیان گذار نهضت علیگره بود.
در ۱۸۹۵م به لاهور رفت و در دانشکده دولتی لاهور به مدّت ٥ سال زبانهای فارسی و عربی، ادبیات انگلیسی و ادبیات جدید اروپایی و مقدّمات فلسفهی غرب را فرا گرفت. تحصیلات او در رشتهی فلسفه در دانشگاه لاهور آغاز شد و مدرک کارشناسی ارشد فلسفه را در سال ۱۸۹۹م با رتبهی اوّل از دانشگاه پنجاب دریافت کرد. وی پس از آن از دانشگاه کمبریج و دانشگاه مونیخ مدرک دکترای خود را در رشتهی فلسفه گرفت.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل