سدسازی بر روی بالادست دجله و فرات از سوی دولت ترکیه تحت پروژه سد «ایلیسو» در جنوب شرق این کشور؛ بدون رعایت حقوق بین الملل در حوزه آب باعث شده است که تالاب های حوزه آب ریز دجله و فرات به کویر تبدیل شود. این اتقاق باعث می شود، با هر اتفاق جوی، توده های عظیم گرد و خاک اول کشورهای عراق و سوریه را به شدت تحت تاثیر قرار دهد و هزاران نفر را راهی بیمارستان ها کند و بعد این توده گرد و غبار یقه مردم استان های غربی و حتی در پاره ای اوقات پایتخت ایران را هم می گیرد.

«اردوغان» رئیس جمهور ترکیه روز شنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۰ سد «ایلیسو» را تحت عنوان رسمی «ilisu baraji» افتتاح کرد. «ایلیسو» دومین سد بزرگ ترکیه بعد از سد «آتاترک» است. ظرفیت «ایلیسو» ۳ برابر «کرخه» به عنوان بزرگترین سد ایران است. ظرفیت سد آتاتورک (بزرگترین سد ترکیه و قاره اروپا) نیز به اندازه مجموع تمام سد‌های ایران است!

سد «آتاترک» بر روی فرات و سد «ایلیسو» بر روی دجله بسته شده است. سد «آتاترک» ۷۵ درصد آب فرات را ذخیره می‌کند و سد «ایلیسو» نیز مانع ورود قریب به ۶۰ درصد منابع آبی به عراق می‌شود. همین آمار کافی است که عمق جاه طلبی ترکیه در عرصه سیاست آبی پی ببریم.

هر چند دیر هنگام اما بالاخره چند هفته قبل مجلس شورای اسلامی به این موضوع واکنش نشان داد و با سئوال جلال محمودزاده نماینده مهاباد در مجلس؛ وزیر امور خارجه در مجلس در این باره مورد سئوال قرار گرفت. امیر عبدالهیان در این باره قول پیگیری داد. هر چند شاید اقدام اساسی و اعتراض اصلی را باید دولت عراق نسبت به ترکیه در مجامع جهانی انجام دهد اما با توجه به شرایط سیاسی حاکم در منطقه، ایران نیز نباید بی تفاوت باشد و باید از هر ابزاری که در اختیار دارد برای جلوگیری از «جاه طلبی های آبی» ترکیه استفاده کند.

جاه طلبی های ترکیه در حوزه آب البته صرفا به پروژه «ایلیسو» و آتاترک ختم نمی شود و پروژه «داپ» این کشور سرچشمه رود ارس که به ایران می ریزد را هم نشانه رفته است. با اجرای آن ممکن است مستقیم تر مردم استان های آذربایجان شرقی و نوار شمال غرب هم تحت تاثیر قرار بگیرند. «داپ» ابر پروژه‌ای دیگر از مجموع پروژه‌های سدسازی ترکیه است که نام آن اصلا در سطح رسانه‌ها مطرح نشده است. این پروژه کاملا چراغ خاموش و محرمانه پیش می‌رود. پروژه‌ای که به دلیل اثرگذاری مستقیم بر روخانه ارس، حیات شمال غرب ایران را به‌ طور جدی تهدید می‌کند.

فرافکنی ترکیه و پاسخ ایران

افزایش اعتراض ها در این باره از سوی ایران و تحرکات دیپلماتیک کشورمان در این حوزه اما با فرافنکی از سوی دولت ترکیه و وزرات خارجه این کشور مواجه شد به طوری که بیابان های آفریقا مقصر وضعیت فعلی در ایران خوانده شد.

بر اساس خبری که آناتولی، منتشر کرده است: «تانژو بیلگیچ، سخنگوی وزارت امور خارجه ترکیه با انتشار بیانیه‌ای کتبی در واکنش به دیدگاه ایران مبنی براین‌که «ترکیه باعث آلودگی هوا با طوفان شن و گرد و غبار در ایران شده است»، اظهار داشت: این ادعا که سدها در ترکیه باعث ایجاد طوفان‌های شن و گرد و غبار در جغرافیای ما می‌شوند، علمی نیست. طوفان‌های شن و گرد و غبار تا حد زیادی یک پدیده طبیعی است و این مورد مورد قبول عموم است.

وی معتقد است: علت اصلی طوفان‌های شن و گرد و غبار در ترکیه و ایران، گرد و غبار بیابانی است که از آفریقا و خاورمیانه که دو منبع مهم گرد و غبار در جهان هستند، است. در واقع، تخریب زمین، جنگل‌زدایی، بیابان‌زایی و خشکسالی ناشی از تغییرات آب و هوایی نیز باعث افزایش این طوفان‌ها می شود.»

این ادعای ترکیه اما با واکنش ایران مواجه شد و روز گذشته سعید خطیب زاده؛ سخنگوی وزارت امور خارجه در نشست خبری گفت: «ما باید علم را به دانشمندان بسپاریم و باید به یکدیگر کمک کنیم که مشکلات زیست محیطی را حل کنیم. باید مشترکا اقداماتی مناسب و اجرایی برای حل مشکل آب، محیط زیست و ریزگردها انجام دهیم.»

همچنین امروز (سه شنبه 27 اردیبهشت) نیز «رضا بیانی» مشاور سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، اظهارات اخیر ترکیه درباره این که منشأ بخشی از طوفان‌های گردوغبار ایران از ناحیه صحرای آفریقا است، را قویاً رد کرد و افزود: «پایش‌ها و بررسی‌های روزانه ما از طریق تصاویر ماهواره‌ای مدیس نشان می‌دهد منشأ گردوغباری که ۷ آوریل به سمت ایران آمد از ناحیه کانون گردوغبار غرب موصل و از جنوب ترکیه در مرز با عراق است و این تصاویر را ثبت و آرشیو کرده‌ایم.»

مشاور سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور اظهار داشت:« براساس مستندات و تصاویر دریافتی از ماهواره مدیس می‌توان گفت کانون گردوغبار در بین دجله و فرات، ایران را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. رصد تصاویر ماهواره‌ای مدیس، حرکت گردوغبار به سمت ایران از منطقه صحرای آفریقا را نشان نمی‌دهد و ما با اظهاراتی از این دست کاملاً مخالفیم.»

بیانی با بیان اینکه گردوغبار، ذرات میکرونی هستند و اگر از صحرای آفریقا برخیزند در بین راه رسوب می‌کنند تصریح کرد: چند سال پیش گردوغبار از سمت کشور الجزایر برخاست، اما در لبنان، عربستان و فلسطین اشغالی رسوب کرد.

مشاور سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور گفت: با احداث سد آتاتورک در ترکیه بر سرشاخه‌های رودخانه‌های دجله و فرات که ۱۰ تا ۱۵ برابر سدهای ایران هستند، میزان آب این رودخانه‌ها که دشت‌های عراق را مشروب می‌کند کم شده و از این رو بسیاری از هورها در پایین‌دست حوضه دجله و فرات از بین رفته‌اند.

وی خاطرنشان کرد: در سال‌های ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ میزان بارندگی در عراق خوب و میزان آب ورودی از ترکیه به حوضه‌های دجله و فرات، وضع بهتری داشت و از این رو شرایط تالاب‌ها و پوشش گیاهی در عراق و ایران هم به نسبت امروز بهتر بود.

ضرورت اقدامات ایجابی از سوی همسایگان ترکیه

به نظر نمی رسد که اظهارات مقامات ترکیه برای فرار از واقعیت و تاثیرات مخرب پروژه های بلند پروازانه سد سازی های این کشور؛ بتواند نظر کارشناسان و محافل علمی را جلب کند. عموم کارشناسان و آگاهان به مسائل زیست محیطی بر این باورند که این کشور با اجرای این پروژه ها آسیب های جدی زیست محیطی به کشورهای همسایه خود از جمله ایران وارد می کند. حال که ترکیه حاضر به رعایت قواعد زیست محیطی نیست، شایسته است کشورهای همسایه آن، فشارهای دیپلماتیک خود را خصوصا در طریق مجامع حقوقی بین المللی بر این کشور افزایش دهند.

چند دهه است که ترکیه تحرکات جاه طلبانه آبی را آغاز کرده است، انبوه پروژه‌های سدسازی ترکیه در منطقه نه تنها کشور‌های همسایه‌اش را متاثر کرده است بلکه دودش به چشم کشور‌های کمی دورتر هم رفته است. در چنین شرایطی به جای آنکه کشور‌های منطقه به فکر چاره‌اندیشی از مسیر دیپلماسی و رعایت حق‌آبه‌های پایین دست باشند، هر کدام تلاش می‌کند کنترل خود را بر منابع آبی بیشتر کنند.

به طور کل می توان گفت ترکیه یکی از کشور‌هایی است که در غیاب معاهده‌های بین‌المللی الزام‌آور بی‌محابا سد می‌سازد و پاسخگوی سیاست‌هایش نیست. ایران قبل از تکمیل سد‌های پروژه گاپ، در همایش بین‌المللی گرد و غبار (که در سال ۹۶ در محل سالن اجلاس سران با حضور کشور‌های همسایه برگزار شد) تلاش کرد تا ترکیه را وادار به انجام برخی تعهدات در قبال کشور‌های همسایه کند، اما موفق نشد. حالا خود ایران هم در کمند سدسازی‌های بی‌قاعده ترکیه گرفتار آمده و معلوم نیست چه سرنوشتی در انتظار سه استان شمال غرب کشور خواهد بود. مردم این استان ها در سال جاری به شدت تحت تاثیر این مسئله قرار گرفته اند. در شهری مانند سردشت در آذبایجان غربی که عموما زخم بمباران شیمایی صدام را بر تن دارند حالا باید چند روز از هفته را به دلیل گرد و غبار ناشی از سدسازی ترکیه در خانه بمانند یا تنگی نفس حاصل از این بحران را به جان بخرند.

انتظار می رود نهادهای مردم نهاد زیست محیطی کشورهای همسایه با ایجاد ارتباط با ان جی او های مشابه در ترکیه یک فعالیت مدنی قوی و بازدارنده را طراحی کنند. قاعدتا ترکیه هم مانند هر کشور دیگری حق دارد برای تامین نیازهای خود از پروژه سدسازی استفاده کند اما آنچه در این کشور در حال اقدام است ابرپروژه‌هایی خطرناک و جاه طلبانه است که عواقب خطرناکی از جنبه های مختلف در آینده به دنبال خواهد داشت.