اشاره: در پی انتشار مصاحبهی"کلام محمد" و بشری تلقی نمودن قرآن کریم به وسیلهی دکتر سروش، استاد بهاءالدین خرمشاهی، قرآنپژوه و مترجم قرآن، بدون ذکر نام از سروش، در رد آرای اخیر وی در مورد قرآن، مقالهی زیر را تحت عنوان «پاسخهایی به قرآنستیزان» نگاشته است؛ توجه شما را بدان جلب مینماییم. 1) مراد از قرآنستیزان تجددگرایان غربگرای تأویلکننده قرآن در عصر جدید است. اینان چون از حد تأویل مجاز فراتر رفته و حقانیت و وحیانیت قرآن کریم و به همراه آن صحت نبوت پیامبر اسلام (ص) را زیر سوال برده، بلکه تا حد انکار این دو عقیده ضروری اسلامی پیش رفتهاند، ناگزیر تعبیر و نامی مناسبتر از «قرآنستیزان» برای آنان در فرصت کوتاه و مجال اندک حاضر نداریم.
دلیر عباسی
تفسیر آیهی 56 سورهی قصص:
إِنَّکَ لا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ یهْدِی مَنْ یشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ یعنی:(ای پیغمبر!) تو نمیتوانی کسی را که بخواهی هدایت ،ارمغان داری (و او را به ایمان، یعنی سر منزل مقصود و مطلوب برسانی) ولی این تنها خدا است که هر که رابخواهد هدایت عطا مینماید ، و بهتر میداند که چه افرادی (بر طبق حکمت و عنایت یزدان و برابر اندیشه انسان ، سزاوار پذیرش ایمان بوده و به سوی صفوف مؤمنان) راهیابند.[1]
سرویس دین و دعوت پایگاه اصلاح
ضمن تحقیق و بررسی در آیات قرآن به این نتیجه دست مییابیم که از دیدگاه قرآن، صبر والاترین و بالاترین درجهی دینداری است و بزرگترین امتیاز اهل ایمان به حساب میآید و بندگان شایسته خداوند به هر مقامی که رسیدهاند در پرتو آن بوده است. حال برای اینکه جایگاه صبر در قرآن را بیشتر نمایان سازیم ارتباط آن را با دیگر ارزشهای اصیل و والای معنوی در قرآن، در این نوشتار خواهیم آورد:
استادیار دانشگاه بوعلی سینا: «سید قطب» بیش از همه مفسرین به وحدت موضوعی آیات پرداخته است
گروه اندیشه: «سید قطب» بیش از همه مفسرین، پیوستگی، تناسب و وحدت معنایی آیات را در سور قرآن نمایانده و توانسته به شکلی منظم و فراگیر به طرح نظریه «وحدت موضوعی» و تطبیق دقیق و عمیق آن در همه سورههای قرآن کریم بپردازد.
یاسر میردامادی
1. پیشتر، پارهای از خطوراتی را که در باب مقولهی «کافری» به ذهنام میرسید، در مطلبی با عنوان «حدیث مکرر کفر و ایمان» با خوانندگان این وبلاگ در میان گذاشتم. شیره و شیرازهی کلام من در آن نوشته این بود که میتوان خداوند را اینگونه تصور کرد که وجودِ فاعلِ کنشگری است که ممکن است اراده ننماید تا به کسی که جستجوگر حقیقت است، رخ بنماید. اگر خداوند چنین وجودی باشد (ننوشتم چنین "موجودی" باشد)، آنگاه فرد مورد نظر در چنین حالتی، گر چه باوری کاذب دارد اما در باور نداشتن به وجود خداوند یا صفات خاصی در او تعالی، احتمالا موجّه (justified) خواهد بود. حکم به موجّه بودن باور فرد مورد نظر، خصوصا به این رای در معرفتشناسی تکیه دارد که «عقلانیت» یا «موجّه بودن»، بیشتر (و حتی شاید اصلا) وصفی است که به "چگونگی اتخاذ یک باور" (process of believing) ربط دارد و نه به محتوای باور (outcome of believing/content of belief). بر این اساس، باوری میتواند صادق باشد اما فردِ دارای آن باور، در باور آوردن به آن موجّه نباشد و به عکس، باوری میتواند کاذب باشد اما فرد باورمند به آن، در باور آوردن به آن موجّه باشد. اگر توضیحات من در این باب گویا نیست، به این قطعه توجه کنید:
نویسندگان: عالیه شکربیگی و رقیه والی
بحران یا مسأله اجتماعی به حالتی گویند که یک نظام اجتماعی در پاسخ به تغییرات تند محیطی دچار سوء یکپارچگی میشود و حداقل سازگاری متقابل میان اعضایش در معرض تهدید قرار میگیرد. این تعریف نشان میدهد که بحران اجتماعی به مجموعه شرایطی گفته میشود که کل نظام اجتماعی با تغییرات گسترده نظم پیشین خود را از دست داده است. پس بسیاری از مواردی که بحران اجتماعی خطاب میشوند مانند قتل، اعتیاد، فرار از منزل و... در واقع آسیب اجتماعی است و نه بحران، زیرا که تمامی و یا اکثر افراد را تحت تاثیر خود قرار نداده است. اگر چنان چه به طور کامل تمامی انحرافات یا آسیبهای اجتماعی در جامعهای همچون ایران را به طور یکجا یک نوع بحران اجتماعی بدانیم، این سخن میتواند تا حدودیپذیرفتنی باشد. صرف نظر از وجود مشکلات و نابهنجاریهای معمول در جامعه بحران پدیدهای است جدید که با آغاز روند نوسازی از اوایل قرن 19 در غرب شکل گرفت.
محمدرضا نیکفر
در ایران امروز دینداری به نحو آشکاری نوعی سرمایهداری و کلاً از لوازم سرمایهداری است. تجربهی روزمره به ما این را میآموزد. براساس این تجربه رویکرد انتقادی به وضعیت پیدا میکنیم یا خود نیز با جریان همراه شده و درمییابیم هنر طی مراحل چیست. زرنگی ایرانی در ترکیب کردن این دو رویکرد است. ای بسا هم مینالیم هم دمسازی نشان میدهیم.
کتاب " بندگی خدا" اثر ماندگار استاد شهید ناصر سبحانی(رح) به ویراستاری و ترجمهی جهانگیر ولدبیگی و با مقدمه و به همت منصور سبحانی برادرِ استادِ شهید، منتشر شد.
نویسنده: دکتر فاضل زکی محمد[1]
مترجم: کامیار صداقت ثمرحسینی
ابنخلدون:
ولی الدین عبدالرحمن بن محمد بن عبدالرحمن ابنخلدون [2] از اندیشمندان عربی اسلامی مکتب فکری خاص خود را وجود آورد. ابنخلدون دیدگاههای خود در زمینهی جامعه، تطورات و پدیدههای تأثیرگذار بر آن را از طریق اطلاع و تجربهی فراوانش در زندگی، و حرکتش در سرزمینهای عربی و غیرعربی بسیار و مسئولیتهای زیادی که بر عهده گرفت، تکوین نموده است.
نظرات وی در دورانش همچون انقلابی بود که با وجود عدم تفاوت برخی از نظرات وی با دیدگاههای پیش از خود، اما آنها را در ترکیب نوینی و در واکنش در قبال آن و به روش خاص جدیدی ارائه داد. روشی که به روش خاص او شناخته میشود. آنها در مجموع چیزی است که این انقلاب فکری را به وجود آورد.
ترجمه:علی جواهر فروش
به راستی دلیل اعدام سریع صدام چه بود؟ مطمئناً ترس از افشای دخالت کشورهای غربی در جنایات این دیکتاتور به خوبی دلایل نابودی سریع این شخصیت را قبل از اینکه از مسایل "دردسرساز" سخن بگوید توجیه میکند.
زمانی که دادگاه عالی عراق در روز 26 دسامبر محکومیت به مرگ صدام را در 30 روز آینده تأیید کرد، هیچ کس تصور نمیکرد که وی پس از سه روز اعدام شود. صدام حسین هیچ گاه به خاطر سرکوب کردها در عملیات "انفال" که در جریان آن حلبچه به گازهای شیمیایی آلوده شد و 5000 نفر نیز در این شهر کشته شدند، محاکمه نشد، درحالی که دادگاه وی توسط دادگستری عراق هدایت میشد. شتاب در اعدام صدام به خوبی نشان میدهد که او به شخصیتی مشکل ساز و دست و پاگیر تبدیل شده بود.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل