حادثهی بسيار تلخ كشته شدن سوختبران در سراوان، حكايت تلخى است كه بارى ديگر همچون يك زخم كهنه باز شده و سخت نيازمند درمان است. بىگمان در نگاه پديدارشناسى و تحليل چنين حادثهاى بايد آن را به صورت پديدهاى چند عاملى بررسى نمود.
پيشنهاد مىدهم براى لحظاتى به صورت انتزاعى و به عنوان يك ناظر بيرونى به خودمان نگاهى بيندازيم؛
ساختارگرایی وجود دارد، لوی استراوس در سایۀ روسو ادعا میکند که انسانها به طبیعت تعلق دارند و شالودهشکنی نخستین کار خود را به عنوان چالشی برای ساختارگرایی به ویژه در برابر انسانشناسی ساختاری لوی استراوس ارائه میدهد. دریدا، کتاب گراماتولوژی را به انتقادی از «عصر روسو» یعنی عصر انسانشناسی اختصاص داده است كه در آن مفهوم انسان به عنوان مقولهای توضیحی به بیشترین قدرت خود می رسد.
حوادث تلخ و تأسّفبرانگیز سراوان و کشته شدن غمانگیز سوختبران بلوچ، بار دیگر آفتزایی توسعهی نامتوازن و عوارض نابرابری در توزیع ثروت و فرصت را نشان داد و اندوهی عمیق را به ژرفای جان دغدغهداران عدالت و توسعهی کشور چشاند! حکمرانی در یک جامعهی دارای بافت متنوّع، گو اینکه پیچیدگیها و دشواریهای خاصّ خود را دارد، امّا فرمول و منطق خاصّ خود را دارد.
ذهن شاعر با استعداد خود را در سنت متعالی میشود. الیوت مانند ویمستات و بردسلی تلاش میکند شعر را تعریف کند، بدون اینکه به شخصیت شاعر متوسل شود. او ادعا میکند که انکار شاعر واکنشی در برابر کیش شخصیتی رمانتیک است که تا حدی مسئول رشد انتقادات بیوگرافیگرایانه بود. با این وجود، توصیفهای الیوت از شخصیت بینظیر شاعرانه، نقشهای زیادی را از رمانتیسم گرفته است
آراسته چهار سال است كه كولبری میكند، به همراه شوهرش. به زنی میماند ٥٠ ساله، اما خودش میگوید كه ٤٠ را هنوز پر نكرده و راست هم میگوید. فقط هفتهای دو مرتبه میرود برای كولبری. جان و توانی برایش نمانده است. دیسك كمر دارد و درد پا امانش را بریده است. شبی ٢٠٠ هزار تومان از كولبری درآمد دارد كه ٦٠ هزار تومانش را هم باید بدهد بابت كرایه راه.
منتقدان جدید به شعر وضعیت مستقل بخشیدند و آن را از الزامات تاریخی، زندگینامهای و روانشناختی رها کردند. طبق استدلال آنها، شعر بدون حمایت نویسنده و خواننده در فضای خود زندگی میکند. این خاصیت شگرف معمولاً «خودمختاری شاعرانه» خوانده میشود و مورخان نقد ادبیات معمولاً خاطرنشان میکنند که منتقدان جدید این ایده را در نقد قوۀ حکم کانت یافتند. اینکه کانت در جای دیگر ایدۀ خودمختاری را در رابطه با قصد و آزادی انسان تعریف کرده است
در زندگی عمومی و خصوصی ما اختلافات زیادی وجود دارد که به موجب آن، یکپارچگی یا نقص یک شیء به وجود شیء دیگری بستگی دارد. این دو شیء به نوبت در یک عمل وجود دارد، مانند رابطهای که بین بیماری و فقر مشاهده میکنیم. زیرا فقر صاحب خود را برای رویارویی با بیماری مهیا میکند، همانطور که بیماری از طرف آن باعث فقر بیشتر و... میشود. این بدان معنی است که ویژگیهای بسیاری از اشیاء ازخود آنها ناشی نمیشود.
من كریستوا را در این حد طولانی بررسی میكنم که او نمونهای از رمانتیسم خاص در نظریه انتقادی مدرن است. این رمانتیسیسم تصدیق میکند که توصیف افلاطون از شعر به عنوان ضد اجتماعی صحیح است، اما بیشتر از آنکه زبان شاعرانه را به عنوان تنها امید به وجود اخلاقی تبعید کند، در بر میگیرد. ادبیات و جامعه با یکدیگر مخالفت میکنند و منتقد ادبی تصمیم میگیرد در کنار نیروهای حاشیهای ادبیات بایستد.
اگر امروز در بین نظریهپردازان ادبیات توافقی وجود داشته باشد، شاید این تلقی رایج باشد که نقد مدرن در وضعیت بحرانی قرار دارد.[١] طبق گفته رنه ولك، نقد ادبی در سال ١٩١٤ وارد وضعیت بحرانی شد. پل دومن در ١٩٧٠ تاریخ این بحران را وقتی عنوان كرد كه تأثیرات قارهای نظریه انتقادی به هرج و مرج سوق یافت. ظاهراً نقد در طول تاریخ خود دچار بحران بوده است.
با حضور حسین تیباش، لقمان ستوده و ایران محمدی و محمدعلی آریانژاد، دیدار آنلاین با اعضای شعبهی تهران برگزار شد.
کپی رایت © 1401 پیام اصلاح . تمام حقوق وب سایت محفوظ است . طراحی و توسعه توسط شرکت برنامه نویسی روپَل