شعبه‌های ایمان

دکتر محمود ویسی
ايمان دارای شعبه هایی است که با شناختن آن ها و عمل به مقتضایشان کامل می شود. یکی از محصولات صیام و قیام رمضان، تقویت ایمان می باشد و این مهم جز با فهم و شناخت دقیق شعبه های ایمان و عمل به مقتضای آنها میسر نیست. لذا به استناد حدیث صحیح پیامبر(ص) که می‌فرماید:«الإيمانُ بِضْعٌ وَسَبعُونَ أَوْ بِضعٌ وسِتُونَ شُعْبَةً : فَأفْضَلُهَا قَولُ : لا إلهَ إلاَّ اللهُ ، وَأَدْنَاهَا إمَاطَةُ الأذَى عَنِ الطَّريقِ ، والحياءُ شُعبَةٌ مِنَ الإيمان»، «ایمان هفتاد و چند یا شصت و چند شعبه دارد، بلند مرتبه ترین آن، قول لااله الا الله و پایین ترین آن زدودن اذیت وآزار از راه مردم و حیاء شعبه ای از ایمان است.» (متفق علیه)

شعبه‌ی سی و پنجم: تصدیق رویا و خواب نیکو و تعبیر آن

رویای صالح یکی از اجزای نبوت است و به نوعی اشاره و وحی خداوند به بنده‌ی صالح است که او را بر حرکت در مسیر خداوند تشویق می‌کند اما نباید اساس انجام عملی قرار داده شود بلکه بشارت‌هایی هستند که انسان را خوشحال و امیدوار می‌سازند و خصال ایمانی را در او قوت می‌بخشد.

شعبه ی سی و چهارم: شجاعت

فضيلتي است که از به تعادل رسیدن قوه‌ی غضبیه در انسان حاصل می‌شود و يکي از اصول چهارگانه اخلاق اسلامي است چرا که امام غزالي مي‌گويد: اصول اخلاقي عبارتند از:
1- حکمت است که از به تعادل رسيدن قوه‌ي عاقله در انسان پديد مي‌آيد.
2- شجاعت است که از به تعادل رسيدن قوه‌ي غضبيه در انسان پديد مي‌آيد.
3- عفت است که از به تعادل رسيدن قوه‌ي شهويه در انسان پديد مي‌آيد.
4- عدالت است که نتيجه تعادل در قوه‌ي عاقله، غضبيه و شهويه در انسان مي‌باشد.

شعبه ی سی و سوم: نصرت

که محصول طبیعی هجرت است و کسي استحقاق آن را مي‌يابد که مهاجر شده باشد. يعني براي رسيدن به نصرت که نماد خوبي‌هاست بايد از خوشي‌ها هجرت نمود (و لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون) را جامه‌ي عمل بپوشاند.
آينه‌ي غيب نما را ببيني ترک خودي کن و خدا را ببين

شعبه ی سی و دوم: هجرت

تنها یک حادثه تاریخی نبوده که زمانش به سرآمده باشد بلکه یک تحول شخصیتی در انسان از لحاظ فکری، اخلاقی و ایمانی و روحي است. هجرت مانند هاجر شدن است که به خاطر دوست از جان و جهان مي‌گذرد تا به جانان برسد و در تمام ابعاد زندگي هجرت حرکتي مسمتر و جاري است.

شعبه‌ی سی و یکم: سلامت قلبی

تنها عامل نافع و نجات‌بخش انسان در روز قيامت صاحب قلب سليم شدن مي‌باشد. قلب سلیم قلبی است که به خداوند حسن ظن دارد و به رحمتش امیدوار و از عذابش ترسان است. خدا و پیامبرش را دست دارد. علیه اهل ايمان جاسوسی نمی‌کند، به کسی حسد نمی‌ورزد، کسی را غیبت نمی‌کند. هدف غايي او خشنودي و کسب رضایت خداوند است (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ*إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) [شعرا/89-88]. مصاحبت با صاحبدلاني که از سلامتي قلبي برخوردار گشته‌اند گامي مؤثر در کسب سلامت قلب مي‌باشد.

شعبه‌ی سی‌ام: امانت‌داری و وفای به‌ عهد و پیمان

یکی از ویژگیهای منحصر به فرد اهل ایمان وفاداری و امانتداری است. انسان مؤمن باید امین و حافظ بر عهد و پیمانهایش با خدا و بندگان او باشد.
برای اینکه انسان اهل امانت و وفا گردد لازم است ابتدا جایگاه و منزلت امانت و وفاداری را بشناسد و سپس با اهل وفا معاشرت نماید تا در نتیجه اهل وفا گردد. لازم به یادآوری است که اهل وفا شدن مستلزم اهل صدق و صفا بودن است و این نیز حکمی نیست جز اینکه به فرموده‌ی قرآن با صادقان و اهل صفا باشد یا ایها الذین آمنوا

شعبه‌ی بیست و نهم: نصیحت کردن و نصیحت پذیری

از نشانه‌های اهل توفیق بودن انسان است. یکی از نشانه‌های خیر و صلاح بودن انسان نصیحت‌پذیری اوست اگر چه ناصح بودن هم یکی از فضائل به شمار میرود اما تا انسان نصیحت‌پذیر نباشد نمیتواند ناصح موفقی برای دیگران باشد. نصیحت باید خالصانه و دلسوزانه باشد تا اثرگذار باشد و بتواند سبب تقویت ایمان نصیحت‌کننده و نصیحت‌شونده گردد.

شعبه‌ی بیست و هشتم: صداقت

در مقابل نفاق است و اینکه بدون صداقت حیات مؤمنانه میسر نیست و صدق معیار قبولی و نافع بودن همه اعمال است. صداقت مولد اخلاص در انسان است و بدون آن کسب سایر فضائل اخلاقی میسر نیست. صداقت و راستی سرچشمه‌ی همه نیکیهاست که انسان به بهشت داخل میشود حیات مؤمنانه بدون صداقت ممکن نیست و میزان صداقت در اعمال سبب مفید و نافع شدن اعمال میشود.

شعبه‌ی بیست و هفتم: اخلاص در نیت

بدون وجود اخلاص در نیت اعمال ارزشی نخواهد داشت، اخلاص میزان قبولی اعمال و ارزش‌دهنده به آن است، لذا نبود اخلاص سبب عدم قبول عمل و ارزشمند شدن آن میشود و اخلاص در عمل مهمتر از حجم عمل است چه بسا عمل اندک با وجود اخلاص بزرگ میشود و عمل فراوان با فقدان اخلاص نابود و بیارزش میشود.

شعبه‌ی بیست و ششم: ایمان به روز آخرت

بدون آن حیات دنیا بی‌معنی و پوچ خواهد شد، و در قرآن به صورت متعدد در کنار ایمان به خدا ایمان به آخرت و فراتر از آن، یقین به آخرت آمده که دال بر اهمیت آن است.

شعبه‌ی بیست و پنجم: ایمان به خدا و غیب

کمال ایمان، کمال مؤمن را به دنبال دارد و با کمال یافتن ایمان، انسان مؤمن به درجه احسان تعالی پیدا می‌کند که بالاترین مقام عبودیت است.
اساس ایمان؛ در ایمان به غیب و در رأس همهی غیبها ایمان به خدا تجلی مییابد و نه تنها ایمان بلکه یقین داشتنی به غیب است که انسان را میسازد و به کمال می‌رساند.

شعبه ی بیست و چهارم: مرگ اندیشی

چون دنیا پل و محل عبور است، محل آزمایش و ابتلا است برای مقابله با مظاهر فریبنده‌ی آن مؤمنان نیازمند مرگ‌اندیشی و آمادگی برای محاسبه بعد از آن هستند و با مرگ‌اندیشی انسان به سکونت و آرامشی قلبی می‌رسد و صفا و جلای درون می‌یابد، به همین خاطر است که در حدیث صحیح که امام احمد روایت کرده پیامبر فرموده: آنها کسانی هستند که مرگ‌اندیشترین و آمادهترین افراد برای مرگ هستند.

شعبه‌ی بیست و سوم: ترس و امید

کسانی که خداوند را بندگی می‌کنند پیوسته در حالت خوف و رجا هستند. خوف از عدم قبول عبادت و امید و رجا به قبولی آن. خداوند در توصیف مؤمنان خاشع می‌فرماید: پهلوهایشان را از جامه خواب خوش خالی می‌کنند و پروردگارشان را با خوف و رجا و طمع می‌خوانند و از آنچه به آنها ارزانی داشته‌ایم، انفاق می‌کنند.
ترس و امید دو بال پرواز در آسمان عبودیت هستند و در عین حال بعد از محبت به خداوند که به مثابه‌ی محرک انسان به سوی کمال است از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند.

شعبه ی بیست و دوم: توبه و استغفار

چرا که پیامبر صلی الله و علیه وسلم فرمودند: ای مردم توبه کنید من در روز صدبار توبه می‌کنم رواه مسلم و ترمذی- انسان مؤمن در سحر استغفار می‌کند و دعای سیدالاستغفار را زیاد بر زبان می‌آورد، سیدالإستغفار آن است که پیامبر می‌فرماید: پروردگارا تو خدای منی و هیچ فرمانروا و فریادرسی غیر از تو نیست تو مرا آفریدی و من بنده‌ی توأم و بر عهد و وعده‌ بندگی تو پای بندم تا آنجا که بتوانم از شر گناهم به تو پناه می‌برم به نعمت‌هایت اقرار و اعتراف می‌کنم و به گناهانم اقرار می‌کنم پس گناهانم را ببخش چون غیر از تو کسی نمی‌تواند گناهان را ببخشد. سپس پیامبر فرمود: هر کس این دعا را در روز با یقین بخواند اگر بمیرد قبل از اینکه شب فرا رسد از بهشتیان است و اگر در شب این دعا را بخواند و قبل از نماز صبح بمیرد از بهشتیان است. بخاری، ترمذی.
لذا توبه مقدسترین و مبارکترین حرکت انسان مسلمان در مسیر حیات است و میتواند تولدی دوباره باشد که تولد انسان را از مادر ایمان رقم میزند.

شعبه‌ی بیست و یکم: صلوات فرستادن بر پیامبر

امام مسلم و دیگران از ابوهریره رضی الله عنه روایت کرده‌اند که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: هر کسی یک صلوات بر من بفرستد خداوند ده صلوات بر او می‌فرستد و بخصوص در روز جمعه صلوات فرستادن از فضیلت خاصی برخوردار است. صلوات بر پیامبر کلید خیر است و سلف صالح گفته‌اند که برای استجابت دعا مطلوب است که با صلوات آغاز و با صلوات پایان یابد.
صلوات فرستادن بر پیامبر به معنی تشکر از مجاهدت‌های ایشان در اعلای کلمۀ الله و دعوت به سوی خداوند است. در حدیث صحیح به روایت امام مسلم آمده است که هر کس بر من (پیامبر) یک صلوات بفرستد خداوند بر او ده صلوات فرو می‌فرستد و تجلی صلوات خداوند بر بندگان در خارج ساختن آنها از ظلمت‌های گوناگون و داخل ساختن آنها به نور هدایت است. همچنین صلوات فرستادن در شب و روز جمعه از فضیلت خاصی برخوردار است. از سلف صالح وارد است که هر دعایی که با صلوات آغاز و پایان یابد به استجابت نزدیک‌تر است.