عنوان تاریخ
جماعت دعوت و اصلاح؛ حزب سیاسی یا سازمان مردم‌نهاد؟
(متین لطفی)
1396/06/27
عید قربان، چند اپیزود نمایش قدرت‌ها از قربانی انسانیت!
(رئوف آذری - فعال مدنی)
1396/06/25
«فقه گفت‌وگو» کو؟
(حامد صفایی‌پور)
1396/06/22
قبله ما میان امّتی راکد و بی‌حرکت و امّتی پیشوا - مبحث سوّم
(دکتر صلاح سلطان)
1396/06/21
یک دقیقه وقت بگذارید، زندگی‌ای را تغییر بدهید
(پویش روبان زرد) (ترجمه: امیر ارسلان خضری)به مناسبت ١٠ سپتامبر - روز جهانی پیش‌گیری از خودکشی
1396/06/19
بررسی «نسل کشی مسلمانان برمه» در گفت‌وگو‌ با جلیل بهرامی‌نیا
گفت‌وگو از: یحیی سهرابی
1396/06/19
وصيت خاتم النبيين عليه السلام به اُمت[١]
(دکتر طه جابر العَلوانی) (ترجمه: عدنان فلاحی)
1396/06/16
نه کولبرکشی و نه حمله به فرمانداری!
(دکتر جلال جلالی‌زاده‌)
1396/06/15
ادامه قتل کولبران مبنای قانونی ندارد
(عبدالعزیز مولودی)
1396/06/15
مسلمانان میانمار، قربانیِ تعصّب‌های بلاهت‌آفرین مذهبی
(متین لطفی)
1396/06/14
مدیریت هیجانات و استمرار بر برآورده‌شدن مدنیِ مطالبات در جریان اعتراضات بانه
(امیر ارسلان خضری)
1396/06/14
اهل‌سنّت ایران
(احسان هوشمند)
1396/06/13
حاکمیت اصل عدم تبعیض در حقوق شهروندی
(مسعد سلیتی - وکیل پایه یک دادگستری)
1396/06/12
کعبه‌ی معظّم‌
(ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب)برگرفته از: سایت الجزیرة
1396/06/10
قبله ما میان امّتی راکد و بی‌حرکت و امّتی پیشوا - مبحث دوّم
(دکتر صلاح سلطان)
1396/06/08
مقاصد حج، مسائل امت
(محمد عزّت‌ ابوسمره) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب)
1396/06/07
از تبار صبوران و شکوران
(دکتر لقمان ستوده)
1396/06/06
قبله ما میان امّتی راکد و بی‌حرکت و امّتی پیشوا - مبحث اوّل
(دکتر صلاح سلطان)
1396/06/06
آرمان جوان مسلمان/ بخش دوّم
(شیخ علی طنطاوی) (ترجمه: اصغرعلی مبارکی)
1396/06/05
کیفیت حج رسول خدا
(سلطان مقنصة) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب)
1396/06/04
احکام و فضایل دهه‌ ذی‌الحجة
(عبدالله رجا الروقی) (ترجمه: علی ملازاده)
1396/06/03
رهنمودهای ارتباطی در سنّت‌ اسلامی
(صدیق قطبی)
1396/06/02
به بهانه‌ی روز جهانی مسجد
(حیدر غلامی)
1396/05/31
اندر ضرورت بازسازی مفهوم جهاد
(جلیل بهرامی‌نیا)
1396/05/31
دسیسه‌های شیطان (هفده ایراد بر اکذوبه‌ی قتل عام بنی‌قریظة)[١]
(عدنان فلاحی)
1396/05/31
شش و چهل‌وهفت دقیقه بامداد...
(دکتر لقمان ستوده)
1396/05/30
به مردم بیاموزید...
(دکتر صالح فهدی) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب)
1396/05/29
آرمان جوان مسلمان/ بخش اوّل
(شیخ علی طنطاوی) (ترجمه: اصغرعلی مبارکی)
1396/05/27
چگونه مسجد‌الاقصی را یاری کنیم؟
(دکتر جمال نصار) (ترجمه: عبدالخالق احسان)
1396/05/25
حقوق اولیه شهروندان
(مسعد سلیتی - وکیل پایه یک دادگستری)
1396/05/24
  همانطور که پیش‌تر بیان شد جماعت دعوت و اصلاح، به عنوان یک سازمان مردم‌نهاد، شاخه‌ای از جامعه‌ی مدنی محسوب می‌شود. به طور کلی، سازمان‌های مردم‌نهاد با ارائه‌ی خدمات فکری، فرهنگی و اجتماعی، به بخش‌های اصلی جامعه(دولت، بازار و جامعه‌ی مدنی) کمک نموده و سعی می‌کنند تا تسهيل‌کننده‌ی فرآيندهای تحوّل‌ اجتماعی، اقتصادی و سياسی در سطوح گروه‌ها و افراد جامعه باشند و همچنين می‌کوشند تا ميان واحدها و سازمان‌های مختلف، نوعی هم‌افزايی و اتّفاق‌ و اتّحاد ايجاد کنند. سازمان‌های مردم‌نهاد دارای اهدافی اخلاقی و ارزش‌مدار هستند که سخت‌کوشانه و بدون چشم‌داشت کار می‌کنند...
داخل آلونک یک خانواده کارگر کوره‌های آجرپزی آذربایجان شرقی، کپسول پیک‌نیکی منفجر می‌شود و چهار کودک کرد به شدت آسیب می‌بینند که حال ‌روژان (به معنای روزگار) وخیم گزارش شده است! شهری در یمن بمباران می‌شود و بمبی بر سر خانواده‌ای فرود می‌آید و ۷عضو آن خانواده جان می‌بازند و تنها کودک بازمانده، سر از زیر آوار برمی‌آورد و با انبر انگشتانش، چشمان ورم کرده‌اش را می‌گشاید تا موقعیت پیرامونی‌اش را در میان دود و آوار برآورد کند! جمعی از نوجوانان و فرزانگان مینابی استان هرمزگان، عازم شهر داراب استان فارس می‌شوند و در مسیر رفت یا برگشت شب رو، اتوبوس حامل دچار حادثه می‌شود و ۷ نفر از آن جمع به همراه سرپرست، جان می‌بازند
اگر به زبان دینی، شایسته است که «مؤمن «دقیق النظر» (‌ریزبین) باشد؛ جز به استواری سخن نگوید؛ بر ظن و گمانه‌زنی‌های بی‌وجه خود دامن نزند؛ در جبهه‌گیری‌ها جانب پارسایی (‌تقوا) و بی‌طرفی (‌انصاف) را فرو نگذارد؛ «گوش» باشد، بیش از آنکه «زبان» باشد و برای فهم و عمل به بهترین‌ها مجاهدت کند؛ کلامش متین، نرم و دلیل‌مند باشد؛ با هر تصمیم تفکّر‌ نماید و در عاقبت هر عمل اندیشه کند؛ ژرف‌اندیش باشد و ظواهر امور فریبش ندهد. از ریشه‌یابی (‌تفقّه‌) در امور بازنایستد؛ دانش‌های اکتسابی (علم المسموع) را بی‌بهره از دانش‌های طبیعی و سرشتین (علم المطبوع) فرانگیرد؛
مبحث سوّم: قبله‌ی ما و ساختن امّت از رکود و بی‌حرکتی به‌سوی پیشوایی  هرچند واقعیت تلخ است اما مسلمان حقیقی برای تشکیل امّت پیشوا همچنان امید و آرزو دارد و برای تحقّق‌ این مهم از هیچ تلاش و کوششی دریغ نمی‌کند و نتایج را به پروردگار آسمان و زمین واگذار می‌کند تا او خودش کار جهان را به مقتضای حکمت و مصلحت بگرداند و آیات خود را تشریح و توضیح دهد و اسباب را آماده کند و فرشتگان و معجزات را بر کسانی فرو فرستد که یأس و ناامیدی را رها کرده و به امید چسبیده‌اند و آن را به عمل ملحق کرده‌اند و بر خدایی که وعده داده خوب توکّل‌ نموده‌اند. خداوند این‌گونه وعده داده است:
١٠ سپتامبر از سوی سازمان بهداشت جهانی، روز جهانی آگاهی‌بخشی و پیش‌گیری از خودکشی نام‌گذاری شده است. افزایش روز افزون خودکشی در جهان و ایران، احتمال این را که هر لحظه یکی در نزدیکی ما قصد خودکشی کند، افزایش داده است. مقوله‌ی تعامل آنی و مداخله‌ی لحظه‌ای و این‌که با فرد خودکش چه باید کرد و گفت، دغدغه‌ی تمام مردم جهان است. گاهی با یک گفت‌وگو‌ی ساده و چند پرسش، در طول یک دقیقه، می‌توانیم زندگی دوباره را به یک فرد اهدا کنیم. به امید آن‌که بتوانیم به انسان‌ها زندگی ببخشاییم!
اشاره: کشتار مسلمانان ‌بى‌گناه میانمار در روزهاى اخیر یکى از وقایع تلخ تاریخ معاصر جهانى است که قلب انسان‌ها را به درد مى‌آورد. رفتارهاى ضد انسانى در مناطق مسلمان‌نشین اعمّ از قتل عام و آتش زدن جان و مال اقلّیّت مسلمانان میانمار سبب شده است صدها نفر قربانی و هزاران نفر از خانه و کاشانه خود آواره شوند.
اگر قرار باشد پیامبر خدا  –صلّی‌الله علیه و سلّم– وصیتی داشته باشد، این وصیت، همان خطبه‌ی ایشان در حجة الوداع است. همان خطبه‌ی کوتاهِ بلیغِ کافی برای همگان. ابتدا به مردم یادآوری می‌کند که ریشه‌شان یکی است: «کلکم لآدم و آدم من تراب: همه‌ی شما از [نسل] آدم هستيد و آدم هم از خاک بود»[٢] ایشان تبیین کرد که فقط یک چیز، سبب برتری مابین انسان‌هاست: تقوا؛ و هر چیزی به‌جز تقوا، هیچ برتری‌ای برای کسی به نسبت شخص دیگر نمی‌آورد. سپس نسبت به [رفتار] نیکو با زنان وصیت کرد و پیوند محکم بین زنان و مردان، و وجوب حمایت و توجه و وفا به مقتضیات آن را یادآور شد.
اطمینان دارم که افراد تیراندازی کننده به کولبران زحمتکش، در خانه‌های مجلّل‌ سرمایه‌داری و متنعّم‌ به دنیا نیامده‌اند و در یکی از روزها آرزوی کشتن زحمتکشی را در دل نداشته‌اند؛ از سوی دیگر والدین کولبران در هنگام ازدواج آرزوی داشتن فرزندی را نداشته‌اند که در میان همه مشاغل موجود تن به کولبری دهند. زحمت کشیدن و با رنج بازو امرار معاش نمودن برای انسان افتخار است؛ بویژه در جامعه ما که به آسانی می‌توان از طرق مختلف بدون رنج و زحمت شکم خود را سیر نمود. کولبری نه شغل است و نه مایه افتخار، این زحمتکشان بدبخت از بد حادثه به این شغل پناه آورده‌اند و معلول ستم و تبعیض در منطقه هستند؛
با به قتل رسیدن ۲تن از کولبران بانه‌ای و وقوع اعتراضات مسالمت‌آمیز مردمی در این شهر در اعتراض به نحوه‌ی برخورد مأموران‌ انتظامی و نظامی با کولبران، بار دیگر موضوع کولبران به کانون توجه ناظران و رسانه‌ها تبدیل شد. آنچه که بیش از همه در موضوع کولبران جلب توجه می‌کند این است که کولبران از جمله قربانیان اقتصاد رانتی کشورند؛ آنها به قاعده اگر مجال اشتغال فراهم شود، حتماً‌ از این شیوه‌ی معیشت کنار می‌کشند و به شغلی منطقی و مولّد‌ روی می‌آورند. در غیاب عدم وجود زمینه‌ی اشتغال در کردستان به علت نبود کارخانجات تولیدی عمده و عدم سرمایه‌گذاری دولت و بخش خصوصی در کردستان در این حوزه‌ها، بیکاری در عمل جزو معضلات اصلی مناطق کردنشین است.
این تصاویر مربوط به قتل عام مسلمانان توسط بوداییانِ روهینگیا در کشور میانمار است. من نه در پیِ به چالش کشاندنِ شخصیّت‌‌های حقیقی و نهادهای حقوقی‌ به منظور چیستی و چرایی موضع آن‌ها هستم و نه در پیِ تشدیدِ قطب‌بندی‌های هویّت‌‌محورانه‌ی انسان‌ستیز؛ بلکه می‌خواهم از زاویه‌ای دیگر، رذیلتِ فاجعه‌انگیزِ تعصّب‌ را که ریشه در فهمِ غیرمنطقی از تنوّع‌ها دارد، مورد اشاره قرار دهم. تعصّب، این هیولای گُنگِ بی‌روحِ بلاهت‌ساز که با نعره‌های سهمناکِ خود، سوزناک‌ترین غم‌نامه‌ها را در گوشِ تاریخ فروخوانده و با سرعت، بستری پهناور برای گسترشِ رویکردهای تنگ‌نظرانه و توحّش‌‌زا در جلوی پای بشر گشوده، ظاهراً در عصر ما نیز قامتی راست و تنومند دارد
 مرگ کولبران، به سریال دهشتاکی بدل گشته است که اگر به‌طور ریشه‌ای درمان نشود، خطر لوث‌شدن آن و از میان رفتن حرمت جان و کرامت انسان‌ها در کمین آن است. مبحث حقوقی ماجرای تیراندازی مأموران مرزی به کولبران و پاسداری از امنیّت‌ کشور از سویی و حفظ حرمت حقوق بشری افراد از سوی دیگر، نشستی تخصّصی‌ و اخلاقی می‌طلبد که طرح آن در این مجال نمی‌گنجد. اگرچه مطالبه‌ی رسیدگی به عاملان این دست جنایت‌ها و حتی شنیدن ادلّه‌‌ی مأموران مرزی، از حقوق طرفین است، اما آن‌چه ضروری است، هوشمندی در شیوه‌ی ارائه و طرح مطالبات است.
در میان اهل‌سنت ایران، افزون بر طریقت‌های دینی و نیز روحانیون سنتی دینی در سه دهه گذشته به‌تدریج گروه دیگری از سنی‌مذهبان با رویکردی امروزی و نوگرایانه وارد عرصه عمومی شده و قرائت تازه‌ای از دینداری را رواج داده‌اند. این گروه و تشکّل‌ که با نام جماعت دعوت و اصلاح شناخته می‌شود تحت تأثیر اندیشه دینی جدید و تا حدی متأثّر‌ از روشنفکران دینی آموزه‌های خود را نشر می‌دهند و در پرتو فعّالیّت‌‌های خود توانسته‌اند گروهی از تحصیل‌کرده‌ها و طبقه متوسط را در بخش‌هایی از مناطق اهل‌سنت جذب آرا و دیدگاه‌های خود کنند. برخی ناظران این گروه را متأثّر‌ از جمعیت اخوان‌المسلمین مصر می‌دانند. 
اصل، عدم تبعیض است و اين یکی از شاخص‌ترين اصول حقوق شهروندی مى‌باشد که به موجب آن هیچ فردی به جهت ویژگی‌های رنگ، نژاد، قومیت‌، زبان، فرهنگ، دین، مذهب، طبقه اجتماعی، جنسیت و موقعیت‌های دیگر از بهره‌برداری از حقوق شهروندی نمی‌توان محروم نمود. این اصل بدین معنا است که دولت و مدیران دولتی و عمومی نباید براساس ویژگی‌های مذکور برای بهره‌مند شدن افراد از حقوق شهروندی شروط و قیود تعیین نمایند یا بهره‌مندی از حقوق شهروندی را بر مبنای آن ویژگی‌ها محدود کنند. دولت‌ها و مدیران دولتی و عمومی نمی‌توانند در بهره‌برداری اتباع کشور از حقوق شهروندی سیاست‌ها و رفتارهای تبعیض‌آمیز اتّخاذ‌ نمايند. حاکمیت اصل عدم تبعیض در حقوق شهروندی دارای وجوه ذیل است:
کعبه‌ی معظّم، نخستین خانه‌ای است که خدای متعال برای عبادت و بندگی در زمین قرار داده است؛ پیرامون این خانه حرم امن الهی است. کعبه در طول قرن‌ها بارها بازسازی و تجدید بنا شده است. مناسک حج و عمره در دین اسلام تنها در مکّه‌ انجام می‌گیرد. نخست: تاریخ کعبه برخی از علمای اسلام با استناد به روایت تعدادی از صحابه بر این باورند که آدم نخستین کسی بود که مسجد الحرام را با کمک فرشتگان بنا کرد. قرن‌ها پس از آدم خداوند پیامبرش ابراهیم را برانگیخت و او را مأمور بازسازی کعبه کرد. اسماعیل پسر ابراهیم در حالی که جوانی بود در این کار به پدرش کمک می‌کرد.
مبحث دوّم: قبله‌ی ما و ویژگی‌های امّت پیشوا و امّت راکد و بی‌حرکت بسیاری از مردم به سنّت‌ها و بدعت‌های نیمه‌ی شعبان - بنا به یکی از آراء که نیمه‌ی شعبان زمان تغییر قبله است - مشغول‌اند امّا نصوص قرآنی که راجع به امّت میانه و الگو برای مردم سخن می‌گوید مرا به خود مشغول کرده و خواب را از من گرفته است و با دقت به این ویژگی‌هایی که امّت اسلامی را به درجه‌ی رهبری و الگو بودن برای مردم می‌رساند، نگاه کردم، ولی اگر هرکس به سرعت به واقعیت کنونی در جهان معاصر بنگرد، امّتی بی‌جان و بی‌حرکت را می‌بیند که پشت سر دشمنش حرکت می‌کند و به دنبال زندگی‌ خواری از پس‌مانده‌های ساخته‌ها و تولیدات دیگران می‌دود؛
اسلام نامی آشنایی است که از چهارده قرن پیش تاکنون بر سر زبان‌هاست؛ عنوانی است برای حقیقتی قدیمی که همراه با آفرینش جهان پا به عرصه گذاشت، با زندگی بشر درآمیخت و به هم و غم و هدف اصلی دعوت تمام پیامبران الهی تبدیل شد؛ پیامبرانی که آمده بودند تا دست آدمیان را بگیرند و در دست آفریدگارشان قرار دهند و به آنان بیاموزند که هدف از آفرینش چیزی جز عبادت و بندگی پروردگار قادر و متعال نیست: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿٥٦﴾ مَا أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَا أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ ﴿ذاریات/٥٧﴾ «و جن و انس را جز برای آنکه مرا بپرستند، نیافریده‌ام؛‌ از آنان رزقی نخواسته‌ام و نخواسته‌ام که به من خوراک دهند.»
«صبوری و شكوری» دو واژه سنگین و پرمعنا که دکتر ابراهیم یزدی به شایستگی برای وصف شش دهه کنشگری سیاسی و اجتماعی خود برگزیده و روی جلد کتاب‌های‌ خاطراتش را بدان‌ها‌ مزیّن‌ کرده بود. او از تبار صبوران و شکورانی چون بازرگان، سحابی و طالقانی بود. دیشب که آن خبر تلخ تأیید شد، خاطره‌های‌ اندکی که از ایشان داشتم، فضای ذهن و روانم را درنوردید و حسّ‌ محبّت‌ و احترامی که همواره به منش شخصی‌ و تبار فکری‌اش داشتم، آمیخته به حُزن و تأثّری‌ عمیق شد.  ...به‌‌گمانم بهمن ٧٤ و پنجاه‌ویکمین سالگرد تأسیس انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود. انجمن در فضای گفتمانی پیشاهفتادوشش به سر می‌برد و نسیم تغییری که خرداد ٧٦ را رقم زد، هنوز چندان جان نگرفته بود. میهمان ویژه افطاری آن شب، دکتر ابراهیم یزدی بود.
  در زیر از لابه‌لای نصوص قرآن و سنّت، چیزهایی را استنتاج و استنباط می‌نمایم که جایگاه قبله را در عقیده و عقل و وجدان هر زن و مرد مسلمانی روشن می‌سازد. همچنین موضع‌گیری مؤمنان و یهودیان و منافقان و مشرکان را در قبال تغییر قبله روشن می‌سازد. سپس از لابه‌لای نصوص قرآن و سنّت، بدون هیچ تکلّفی، ویژگی‌های امّت بی‌جان و بی‌حرکت و امّت پیشوا و وسایل عملی جهت تغییر امّت از بی‌حرکتی به‌سوی پیشوایی را بیان خواهم کرد. در پایان راهکاری عملی با استدلال به ادلّه‌ی نقلی و عقلی و اجتهادات فقهی در خصوص تکلیف امّت اسلام در قبال ملّت فلسطین، حامیان مسجدالأقصی، قبله‌ی اول ما، بیان می‌کنم
به راستی که اکنون زمان مانند روزی که اسلام ظهور کرد، چرخیده و تمدن به حال احتضار رسیده و چیزی نمانده که مادّی‌گرایی غرب بر سرش بیاید و آن را از بین ببرد؛ امروز جهان در میان دو سنگ آسیابی قرار دارد که تمدن را خرد می‌کند و آن را به باد هوا می‌دهد؛  جهان کنونی در میان مادی‌گرایی غرب و زندگی آهنی ماشینی آن، روحیه خاور دور و فنای در ماورای ماده هندوها، قرار گرفته است و به جز شاهراه هموار اسلام، راه دیگری برای نجات وجود ندارد. پس ای جوانان مسلمان، یکسره بشتابید به سوی ادای مسؤولیت و ابلاغ صدای اسلام به گوش همه مردم جهان. این مرحله‌ای که امروز ملت‌های شرقی اسلامی آن را می‌پیماند، شبیه دوره رستاخیز «رنسانس»([٣٥]) اروپاست و جوانان مسؤولیت‌های بس بزرگی در این دوره بر دوش دارند.
رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– در عمر مبارک خود تنها یک بار به حج مشرف شده است و آن هم در آخرین سال عمرش بود و این حج به حجة‌الوداع مشهور است. چون پس از ادای مناسک حج سه ما بیشتر زندگی نکرد. او در این مراسم برای مسلمانان خطبه‌ی بسیار مهمی ایراد کرد. این حج زمانی انجام گرفت که ایشان کار دعوت دین را به پایان رسانده بود و جامعه‌ی نوینی را با ایمان به خدا و عاری از شرک بنا کرده بود. روز شنبه مطابق با بیست و پنج ذی‌القعده سال دهم هجری، رسول خدا آماده‌ی سفر حج شد. او اعلام کرد که قصد حج دارد و مسلمانان نیز از هر سوی خود را به مدینه منوّره‌ رساندند تا در این مراسم بزرگ او را همراهی کنند.
دهه ذی‌الحجة که خداوند به آن ایام سوگند یاد کرده آنجا که می‌فرماید: والْفَجْرِ ﴿١﴾ وَلَيَالٍ عَشْرٍ ﴿٢﴾ «به سپیده دم و به شب‌های دهگانه‌ سوگند.» پیامبر گرامی –صلّی‌الله علیه و سلّم– می‌فرماید: «ما من ایام، العمل الصالح فیهن احب الله من هذه الایام یعنی ایام العشر قالوا ولا الجهاد فی سبیل الله؟ قال: و لا الجهاد فی سبیل الله الا رجل خرج بنفسه و ماله و لم یرجع من ذالک بشیء.» «عمل صالح در هیچ روزی به اندازه این روزها نزد خداوند محبوب نیست؛ عرض کردند حتی جهاد در راه خدا هم؟ فرمود: حتی جهاد؛ مگر آن مرد مجاهدی که جان و مالش را در راه خدا قربانی می‌کند. این آیه و حدیث دلالت می‌کنند بر این که ایام ذی‌الحجة بزرگ‌ترین شب و روزهای سال هستند، به استثنای شب قدر.
در فرهنگ دیرپا و غنیّ اسلامی، رهنمودهای ارزشمند و شیوه‌آموزی در ضرورت توجه به ظرائف ارتباط انسانی به چشم می‌خورد که نیازمند بررسی و تحقیق فراوان و شامل است. ممکن است برخی تعالیم دینی این برداشت خطا را ایجاد کننده که فرد مسلمان به ظاهر و زیبایی‌های رفتاری خود کم‌اعتناست و تنها به تصفیه دل و تزکیه باطن می‌پردازد. مثلاً ممکن است حدیث زیر چنین معنایی را برساند: «إِنَّ اللَّهَ لاَ يَنْظُرُ إِلَى صُوَرِكُمْ وَأَمْوَالِكُمْ وَلَكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ / خداوند به چهره‌ها و دارایی‌های شما نمی‌نگرد، بلکه به دل‌هایتان نگاه می‌کند.»(به‌روایت مسلم) معنای حدیث، ضرورت توجه به اخلاص است و اینکه ملاک ارزیابی نیّات خالص می‌باشد و نه ظواهر درخشان. اما حدیث یادشده بی‌اعتنایی به زیبایی ظاهر و رفتار را توصیه نمی‌کند.
مسجد در اسلام جایگاه ویژه‌ای دارد و آموزه‌های اسلامی مبیّن‌ این حقیقت می‌باشند. اولین اقدام پیامبر –صلّی‌الله علیه و سلّم– پس از هجرت به مدینه، ساخت مسجدالنبی بود. مسجدی که محل برگزاری نماز و نیایش و عبادت و همچنین محل مشورت، برگزاری جلسات، تصمیم‌گیری‌های مهم و سرنوشت‌ساز و… بود. با توجه به عمل و توصیه‌های فراوان پیامبر –صلّی‌الله علیه و سلّم– در رابطه با اهمیت مسجد و اقامه‌ی نماز جماعت در آن، رابطه‌ی نسل تربیت‌یافته‌ی مدرسه‌ی نبوی با مساجد، بسیار گرم و صمیمی بود و برای حضور در آن‌ها لحظه‌شماری می‌کردند.
یکی از عوارض فرودستی و آشفتگی سیاسی، از دست رفتن انسجام و اجماع فرهنگی و پیدایش تشتّت‌ فکری است؛ جهان اسلام کنونی، نمایشگاه کنونی این پراکنده‌اندیشی و نزاع داخلی ناشی از آشفتگی سیاسی است؛ از توحید تا پایین‌ترین رده احکام عملی، کمتر مفهومی از مفاهیم فرهنگ اسلامی هست که بر سر آن تضاد و نزاعی صورت نگرفته نباشد؛ یکی از اصلی‌ترین و طبعاً نزاع‌برانگیزترین مفاهیم اسلامی، جهاد است؛ جهاد در معنای وجوب تلاش عملی برای تحقّق‌ اهداف دین، لازمه اصیل ایمان و بخشی جدایی‌ناپذیر از مسلمانی است؛
«سیره، تاریخی است که بر روایات اتّکا‌ می‌کند: روایات ابن اسحاق و ابن هشام. سیره، تاریخی از خِلال روایت است و نه از خلال مشاهده‌ی عینی یا از خلال تحلیل روایات و استنباط مضمون آن‌ها. سیره، تاریخ رؤیت‌ راویان است بدون نقد این رؤیت به منظور رسیدن به رخدادهای تاریخی عینی [Objective]  سیره، تاریخی است که ابن خلدون درصدد خروج از آن و آشکارکردن اشتباهات مورّخینی‌ بود که در منابع خود، بر روایات بررسی‌نشده اعتماد می‌کنند...[١٢] همه جای سیره انباشته از قال ابن اسحاق یا قال ابن هشام است. هیچ تاریخی ورای نقل قول وجود ندارد؛ بنابراین سیره، تاریخی ذهنی [Subjective] است و نه تاریخی عینی [Objective]»[١٣] ما در ابتدا خلاصه‌ای از ماجرای بنی‌قریظة را ـ بر اساس کهن‌ترین روایت ـ بیان و سپس از چند جهت، سستی و تهافت آن را اثبات می‌نماییم:
شش و چهل‌وهفت دقیقه بامداد؛ یکشنبه؛ بیست ‌و ‌نهم مرداد نود و شش؛ خیابان انقلاب تهران؛ این‌که‌ توهّمات‌ مالیخولیایی کدامین جنگ‌سالار ایدئولوژیک تو را به این‌جا‌ کشانده است، اگرچه‌ بسیار مهم است، اما پرسش اکنون من نیست؛ این‌که‌ احیاناً کدامین ژنرال از کدام نقطه جهان متمدّن‌، ماشه شلیک به کاشانه و دیارت را از روی کیبورد سیستم‌های‌ هدایت پهپادها کلیک کرده است نیز، اگرچه بسیار مهم است ولی باز هم پرسش اکنون من نیست؛ اساساً این‌که‌ آیا افغان هستی یا نه و این‌که‌ آیا دو پرسش فوق در وضعیت این‌جا‌ و اکنونت نقشی داشته‌اند یا نه، باز هم پرسش من نیست! آن‌چه‌ آرامش بامدادیم را به‌سان‌ یک طوفان سهمگین در هم می‌ریزد، این است که آیا حق تو بود که کودکی‌ات آن‌گونه‌ چپاول شود؟ و کهولتی ناخواسته و بی‌موقع، زیر پوست نوجوانی معصومانەات این‌گونه‌ بر تو مستولی شود؟
  در زمانی که موضوعاتی چون عذاب قبر، ترس از خداوند، یادآوری صحنه‌های قیامت، بیم از عذاب‌های الهی، شوق مرگ و شهادت و... محور اصلی موعظه‌ها و خطبه‌ها را تشکیل می‌دهد، زمان آن فرا نرسیده است که علماء و دعوتگران مردم را با آموزه‌هایی نرم‌تر و ملایم‌تر از این پرورش دهند؟ آیا این روش آموزشی دستاوردی جز فتنه و هلاکت و ویرانی برای مسلمانان داشته است؟ بنابراین ضرورت دارد تا خطبای ارجمند با شیوه‌ای نوین با مردم سخن بگویند؛ پیش از همه به مردم بیاموزند که چگونه لبخند بزنند؛ دین به هیچ وجه امری عبوس و خشن نیست بلکه خداوند آن را برای خوشبختی بشر و آرامش قلب‌ها و جان‌ها فرو فرستاده است.
 جهانی که در آن زندگی می‌کنیم در آن جنگ‌های زیادی صورت گرفته و در حال صورت گرفتن است؛ اما مهمترین این جنگ‌ها، جنگ ارزش‌های برتر با بی‌ارزشی‌ها و پستی‌ها است. وای به حال ملّتی که جوانان آن در جنگ ارزش‌ها شکست خورده و به دنبال پوچ و هیچ، سرمایه‌های ارزشمند زندگانی را به هدر دهند. آری، امروز مسأله مهم این است که چه چیزی را باید دوست داشت، برای چه چیزی باید بیشتر فکر کرد‌، برای چه چیزی باید بیشتر زحمت کشید و برای کدام هدف خسارت را تحمل نمود و بالاخره برای چه هدفی جان را قربان کرد. ادیب و دانشمند معروف، علامه علی طنطاوی در مقاله حاضر در همین موضوع به تفصیل سخن گفته و چراغی فرا راه نسل جوان و آینده‌ساز قرار داده است.
نبرد و پیکار مسلمانان تا برپایی قیامت ادامه دارد و هتک حرمت مقدّسات‌ اسلامی توسط صهیونیست‌ها نیز تا مدتی وجود دارد، این طبیعت رویارویی بین حق و باطل است، باطل صدایش را بلند کرده نمی‌تواند و تأثیرگزار نمی‌شود، مگر به علت ضعف مسلمانان و تفرقه و اختلاف و نادانی‌شان نسبت به طیبعت مبارزه. مسجد اقصی شریف اولین قبله و سوم حرم مسلمانان، توسط صهیونیست‌ها با استناد به دلایل واهی و دروغین مورد هدف قرار گرفته است؛ اسرائیل با گام‌های ثابت و شتابان خود به سوی یهودی‌سازی مسجد اقصی در حرکت است؛ البته بعد از این‌که گام بزرگی در یهودی‌سازی شهر قدس برداشته است.
حقوق اولیه به کلّیّه‌ حقوقی که دربرگیرنده ضروریات مادّی‌ و معنوی اولیه و بنیادین انسان‌ها‌ بوده و برای زنده ماندن و حفظ کرامت بشر لازم باشد و زندگی بدون آنها میسّر‌ نیست، اطلاق می‌گردد. به حقوق اولیه حقوق طبیعی نیز گفته می‌شود که بموجب آن اشخاص بر پایه طبیعت خود این حقوق را دارا هستند و نیازی به توافق دیگران یا اعطای آنها توسط نهادهای دولتی و سیاسی و یا وضع قوانین و مقرّرات‌ نمی‌باشد و این حقوق به هرانسانی در هر دوره‌ی زمانی و بقعه مکانی تعلّق‌ می‌گیرد. حقوق اولیه اساسی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوقی است که هر فرد به طور ذاتی، فطری و به صرف انسان بودن از آن برخوردار است.
همزمانی محتوا