عنوان تاریخ
جهان گهواره‌ی زندگی
(جهانگیر بابایی)
1399/07/09
دل در گرو معبود داشتن
(فرزاد ولیدی- دانشجوى دكتراى علوم قرآن و حديث)
1399/07/08
نگرش صحیح به آیات صفات در قرآن در پرتو فهم دو اصطلاح محکم و متشابه
(مظهر نعمتی)
1399/07/07
نوع‌دوستی- پاره‌ی سوّم و پایانی
(ریچارد کرات) (ترجمه: از انگلیسی: اصلاحوب)
1399/07/05
نوع‌دوستی- پاره‌ی دوّم
(ریچارد کرات) (ترجمه: از انگلیسی: اصلاحوب)
1399/07/03
نوع‌دوستی- پاره‌ی نخست
(ریچارد کرات) (ترجمه: از انگلیسی: اصلاحوب)
1399/07/01
خودگرایی- پاره‌ی سوّم و پایانی
(رابرت شیور) (ترجمه: از انگلیسی: اصلاحوب)
1399/06/30
خودگرایی- پاره‌ی دوّم
(رابرت شیور) (ترجمه: از انگلیسی: اصلاحوب)
1399/06/29
خودگرایی- پاره‌ی نخست
(رابرت شیور) (ترجمه: از انگلیسی: اصلاحوب)
1399/06/28
بازنگری‌های دردآور؛ اسلام سیاسی
(منصف المرزوقي- رییس‌جمهور پیشین تونس) (ترجمه: اصلاحوب)
1399/06/25
راهکار اسلام برای جلوگیری از خودکشی
(حامد عطار) (ترجمه: اصلاحوب)
1399/06/20
رییس اتحادیه‌ی جهانی علمای مسلمان: عادی‌سازی روابط با صهیونیست‌ها حرام است
(ترجمه: اصلاحوب)
1399/06/20
رویکردهای تجربی به نوع‌دوستی- پاره‌ی دوم و پایانی
(جان دوریس- استفن استیچ - لاچلان والمسلی) (ترجمه: از انگلیسی: اصلاحوب)
1399/06/18
راهکارهای نوین فراخوانی جوانان به دینداری
(بیان عزیزی – پاوه)
1399/06/14
در سوگ دو نادره‌مرد بلوچ
(دکتر لقمان ستوده- عضو شورای مرکزی جماعت دعوت و اصلاح)
1399/06/13
«سیّد قطب» شهید همیشه جاوید
(دکتر زهره خدرج) (ترجمه: مظهر نعمتی دزآوری)
1399/06/12
رویکردهای تجربی به نوع‌دوستی- پاره‌ی نخست
(جان دوریس- استفن استیچ - لاچلان والمسلی) (ترجمه: اصلاحوب)
1399/06/10
نوع‌دوستی زیست‌شناختی-پاره‌ی سوّم و پایانی
(سمیر عکاشه) (ترجمه: از انگلیسی: اصلاحوب)
1399/06/08
در ياد مهراب مهربان
(داود نارویی)
1399/06/07
نوع‌دوستی زیست‌شناختی-پاره‌ی دوّم
(سمیر عکاشه) (ترجمه: از انگلیسی: اصلاحوب)
1399/06/06
نوع‌دوستی زیست‌شناختی-پاره‌ی نخست
(سمیر عکاشه) (ترجمه: از انگلیسی: اصلاحوب)
1399/06/04
شهادت حضرت عمر فاروق (رض)
(حسن قادری)
1399/06/02
دین‌ و حکومت در منابع اسلامی و اجتهاد معاصر
(راشد غنوشی) (ترجمه: وفا حسن‌پور)
1399/05/31
نیاز به اسلام سیاسی جدید
(دکتر رفیق عبدالسلام - وزیر خارجه‌ی پیشین تونس) (ترجمه: اصلاحوب)
1399/05/29
خداوند اشک‌های بندگان خود را نگه می‌دارد- پاره‌ی دوّم و پایانی
(فرزان خاموشی)
1399/05/27
ناکارآمدی نظریه‌ی مقاصد در روزگار ما
(بختیار بقالی)
1399/05/26
خداوند اشک‌های بندگان خود را نگه می‌دارد- پاره‌ی نخست
(فرزان خاموشی)
1399/05/24
بار دیگر پایان اسلام سیاسی
(یاسین اقطای) (ترجمه: وفا حسن‌پور)
1399/05/22
اخوان‌المسلمین‌ و مسائل اجتماعی
(هشام جعفر) (ترجمه: اصلاحوب)
1399/05/19
لختی برای زاگرس و بلوطها در فرمول يك
(رئوف آذری - فعال مدنی و مدیر کمپین مهربانی‌های کوچک)
1399/05/17
قدمت این گهواره‌ی کروی شکل، خیلی بیشتر از عمر ساکنانش است هزاران نسل و رنگ و زبان و نژاد و دین و مکتب‌های فکری و فرهنگی و دینی را در خود پرورش داده و چون مادری مهربان آنان را نوازش کرده سپس در نهایت آنان را در دامن خود آرام می‌نماید.  نوع نگاه به جهان و سبک زندگی، مسیر حرکت انسان را تعیین می‌کند انسان‌ها در طول تاریخ دو نگاه متفاوت از خود بروز داده‌اند.  بعضی گمان می‌کنند که زندگی تنها مختصّ این‌جاست و بعد از مرگ پایان می‌پذیرد و کارنامه سفرش صادر می‌شود
مخاطبان گرامى، قبل از پرداختن به موضوع، لازم به ذکر است كه مسائل مطرح شده در اين يادداشت به معنى تطبیق عملی آن از سوی نويسنده نیست؛ بلكه خويشتن در بدو راهم.  عمر و مرگ اين هر دو با حق خوش بود  بى خدا، آب حيات، آتش بود مولانا  چنانکه مشهور است، در نماز، بنده با معبود به گفت‌وگو و راز و نياز مى‌پردازد و با قرائت و خواندن قرآن كريم، خداوند متعال با انسان هم کلام مى‌شود.  به تعبيرى، يك سوی اين محاوره انسان است و سوی ديگر آن خداوند متعال. رابطه‌ای سنگین و محاوره‌ای  شگرف که مستلزم تسهیلگری در مسیر شرفیابی به‌این ملاقات معنوی و محاوره‌ی متبرّک است.
آیات صفات خداوند به مجموعه آیاتی گفته می‌شود که در آنها به یکی از صفات خداوند اشارت رفته که همین صفات در انسانها نیز بکار رفته‌اند به تعبیر دیگر آیات صفات، در برگیرنده‌ی صفاتی هستند که مشترک لفظی میان خدا و انسان می‌باشند، تفسیر و چگونگی مواجهه با این آیات یکی از مسائل بحث برانگیز علوم قرآنی و علم تفسیر بوده که فکر و اندیشه دانشمندان اسلامی از ابتدا تا به اکنون و از تمامی فرق مختلف اسلامی را به خود معطوف و مشغول ساخته است بررسی آیات صفات با مسئله‌ی محکم و متشابه که خود یکی از مسائل چالش برانگیز و اختلافی علوم قرآنی است
٤،٤، احساسات‌گرایی و احساس همبستگی برخی از فلاسفه معتقدند كه در رویكردهای نوع‌دوستی مورد بحث تاکنون، یك عامل مهم و شاید مهمترین عامل انگیزه‌ی اخلاقی مفقود است، شاید بتوان گفت این رویکردها، نوع‌دوستی را مسأله‌ای اساسی می‌دانند، اما این مسئله بسیار بیشتر از مطلب اصلی است، فرد خوش‌روان می‌تواند بگوید که ما باید مقداری احساس همبستگی داشته باشیم، اما این پاسخ عاطفی را با بیان دلیل علاقه‌ی شخصی برای انگیزه توجیه می‌کند، به نظر می‌رسد نتیجه‌گرایان در مورد تفکر اخلاقی ما برای احساسات دوستانه و عشقی که نسبت به افراد خاص داریم
٢،٦ نوع‌دوستی ناب و ایثار از سه نوع خودگرایی روانشناختی فوق‌الذکر، نوع تا حدی مورد مخالفت نوع ضعیفی است که معتقد است نوع‌دوستی هرگز ناب نیست، این رویکرد ادعا می‌کند که هنگام هر عملی، یکی از انگیزه‌های ما نفع شخصی ما است، هیچ استدلال قیاسی مناسبی برای این تز وجود ندارد یا در هر صورت، استدلال قیاسی که برای قوی‌ترین شکل خودگرایی روانشناختی در نظر گرفتیم، از آن پشتیبانی نمی‌کند، زیرا دو قضیه مورد استفاده در آن استدلال بسیار غیرمحتمل است، اما با این وجود ممکن است مطرح شود که در واقع، ما همیشه انگیزه‌های شخصی را پیدا می‌کنیم که با رفتارهای نوع‌دوستانه همراه باشد
معمولاً وقتی رفتاری نوع‌دوستانه توصیف می‌شود که انگیزه‌ی آن میلی برای سودرساندن به دیگری است بیش از آن‌که در جهت منافع شخصی باشد، این اصطلاح بر خلاف عبارات «منافع شخصی» یا «خودخواهانه» یا «خودگرایانه» است که برای توصیف رفتار با انگیزه منحصر به منافع شخصی بکار می‌روند، «بدخواه» به یک تفاوت بزرگ‌تر اشاره می‌کند و در مورد رفتارهای بکار می‌رود که میل به آسیب‌رسانی به دیگران را تنها با این هدف بیان می‌کند، با این وجود، برخی اوقات اصطلاح نوع‌دوستی به طور گسترده‌تر مورد استفاده قرار می‌گیرد تا صرف نظر از انگیزه‌ی آن، به رفتاری که به نفع دیگران است،
3. خودگرایی عقلانی خودگرایی عقلانی ادعا می‌کند که من باید کاری را انجام دهم، اگر و فقط اگر به این دلیل که انجام آن عمل باعث افزایش منافع شخصی من شود. (همانند خودگرایی اخلاقی، انواع مختلفی وجود دارد که به حداکثرسازی یا ارزیابی قواعد یا ویژگی‌های شخصیتی به جای اقدامات می‌پردازد. همچنین انواع مختلفی وجود دارد که باعث می‌شود حداکثرسازی بهره‌ی شخصی ضروری باشد، اما کافی نیست یا کافی است، اما لازم نیست برای عملی که باید انجام دهم. دوباره این مسائل را مطرح می‌کنم) خودگرایی عقلانی ادعا می‌کند که باید چه کاری بدون محدودیت «باید» یا «دلیل» به یک «باید» یا «دلیل» اخلاقی انجام دهیم. 
٢. خودگرایی اخلاقی خودخواهی اخلاقی مدعیست من به لحاظ اخلاقی باید برخی اقدامات را انجام دهم، اگر و فقط اگر به این دلیل که انجام آنها موجب حداکثرسازی منافع شخصی من شود. (امکاناتی غیر از حداکثرسازی وجود دارد. مثلاً ممکن است شخصی ادعا کند که فرد باید به سطح خاصی از رفاه برسد، اما نیازی به دستاورد بیشتر ندارد. خودگرایی اخلاقی ممکن است در اموری غیر از اقدامات مثل قواعد یا ویژگی‌های شخص نیز اعمال شود. از آن‌جا که این تنوع غیرمعمول است و استدلال‌های موافق و مخالف آنها عمدتاً همانند نسخه‌های استاندارد است، آنها را کنار گذاشتم.)
خودگرایی می‌تواند موقعیتی توصیفی یا هنجاری باشد. خودگرایی روان‌شناختی به عنوان مشهورترین موقعیت توصیفی ادعا می‌کند که هر شخص یک هدف غائی دارد که رفاه خودش است. صور هنجاری خودگرایی بیش از آن‌که توصیفی از اعمال فرد باشد، اعمالی که باید فرد انجام دهد را مطرح می‌کنند. خودگرایی اخلاقی ادعا می‌کند که من به لحاظ اخلاقی باید برخی اعمال را انجام دهم، اگر و فقط اگر به این دلیل که انجام آن عمل منافع شخصی من را افزایش می‌دهد. خودگرایی عقلانی ادعا می‌کند که من باید برخی اعمال را انجام دهم، اگر و فقط اگر به این دلیل که انجام آن عمل باعث افزایش منافع شخصی من می‌شود.
این مقاله درباره‌ی اسلام که اساساً عبارت است از ایمان به خدا و انجام عمل صالح و آراستن به اخلاق زیبای نبوی نیست؛ از اسلام در حوزه‌ی دعوت و امور خیریه هم نمی‌گوید. بلکه روی سخنش با اسلام سیاسی است یعنی حرکات سیاسی که اسلام را به عنوان مرجع فکری خود برای رسیدن به قدرت و حفظ سلطه قرار می‌دهند.  طبعاً هیچ عاقلی حرکت تروریستی داعش را با جنبش مقاومت ملّی مانند حماس در یک کفه قرار نمی‌دهد؛ تمام نابسامانی‌های موجود در داخل مرزهای ما اعمّ از سرکوب و فساد و... که باعث شده است اسلام‌گرایان بر ضد آن بشورند حقایقی است که وجود دارد؛
- اگر انسان پس از مرگ نابود می‌شد خودکشی راه حل مقبولی برای رهایی از تنگناهای دنیایی بود. -درد و رنج‌های دنیا هر چند بزرگ و مهم باشد در مقایسه با عذاب آخرت ناچیز است.  -کسی که خودکشی کرده است در روز قیامت به او دستور می‌دهند تا صحنه‌ را بازسازی کندو با همان حالت وارد آتش می‌شود و در آن می‌ماند.  -صله‌ی رحم و دیدار با خویشان و آشنایان و تعامل مثبت با مسلمانان شرط برقراری روابط اجتماعی سالم است و از اضطراب و افسردگی جلوگیری می‌کند. خودکشی نشان‌دهنده‌ی تنگناهای دنیا و فرار از زندگی و ناتوانی در رویارویی با بحران‌های شدید زندگی است. عوامل این بحران که انسان را به خودکشی وادار می‌کند متفاوت است؛ رسوایی، فقر شدید، ستم، احساس ناتوانی در برابر ستم و سرکوب از مهم‌ترین عوامل این پدیده هستند.
دکتر ریسونی: عادی‌سازی روابط با صهیونیست‌ها حرام است و عالمی که آن را تأیید می‌کند از اوامر ولی امر و اربابش اطاعت می‌کند. دکتر احمد ریسونی رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمان اصطلاح عادی‌سازی را تعبیر جدیدی توصیف کرد که مفهومش آن است که اعراب از اقدامات رژیم صهیونیستی از قبیل اشغال و تجاوز و آواره کردن مردم فلسطین و دیگر جنایات بی‌شمار چشم‌پوشی کنند و موجودیت صهیونیست‌ها را بپذیرند.  دکتر ریسونی که جانشین شیخ یوسف قرضاوی در اتحادیه جهانی علمای مسلمان است خاطر نشان کرد کسی که خود را عالم می‌داند و عادی‌سازی را توجیه را می‌کند خواست و اراده‌ی ولی امر و ولی نعمت و ارباب خود را اجرا می‌کند. 
٥. منازعه‌ی خودگرایی در برابر نوع‌دوستی در روان‌شناسی مطالب روانشناختی مرتبط با منازعه‌ی خودگرایی در برابر نوع‌دوستی، وسیع است؛[١٣] در راستای شیوه‌ی انتخابی، مقاله بر اثر دانیل باتسون و همفکرانش متمرکز خواهد بود که به لحاظ فلسفی برخی از تأثیرگذارترین و پیچیده‌ترین تحقیقات را در این زمینه انجام داده‌اند. باتسون به همراه بسیاری دیگر از محققان با اقتباس ایده‌ای با ریشه‌های عمیق در مباحث فلسفی نوع‌دوستی تحقیق خود را آغاز می‌کند. با این‌که جزئیات و اصطلاحات به طور قابل ملاحظه‌ای از نویسنده‌ای به نویسنده‌ی دیگر متفاوت است، اما ایده‌ی اصلی این است که نوع‌دوستی غالباً محصول واکنش عاطفی به رنج شخص دیگر است.
جوانان آینده‌سازان هر جامعه‌ای به شمار می‌آیند که اگر خوب تربیت شوند و باورهای دینی را در قلب پاک خویش بپرورانند، ‌هادیان جامعه و مشعل به دستان راه طریقت خواهند شد و شور و نشاط جوانی وقتی با فرهنگ پاک و پویای اسلام عجین شود، آن‌گاه به بار خواهد نشست و همگان از ثمرات آن بهره‌مند خواهند شد. از نگاه جامعه‌شناسان، جامعه‌ای سالم است که جوانانی سالم و متعهّد داشته باشد.  راه‌های مهمّ تربیت سالم، آشنایی جوانان با آموزه‌های دینی و مفاهیم والای آن است، این شناخت دینی به مثابه‌ی نسخه‌ی پزشک است که انسان را از بیماری‌ها نجات می‌دهد
هنوز در شوک فقدان نخبه‌ی فقید، مرحوم مهندس مهراب امرا بودیم، که خبر تلخ دیگری واصل شد. مولوی ملک محمد ملازهی، از علما و معتمدین خوشنام و سرشناس بلوچستان درگذشت. إن القلب لیحزن وإن العین لتدمع وإنا علی فراقهما لمحزونون ... ولا نقول الا ما یرضي ربنا .. إنا لله وإنا إلیه راجعون.  روانشاد مهندس امرا از کنشگران پیشرو فرهنگی اجتماعی بلوچستان بود. او در کنار خدمت به ادبیات زبان مادری، در قالب سرودن شعر و مشاركت در انتشار ترجمه‌ی قرآن مجید به زبان بلوچی، در بزنگاه سوانح و مصایب مردمش، در قامت یک امدادگر خستگی‌ناپذیر در کارزارهای خیریه و امدادی ایفای نقش می‌کرد.
 «سخنان ما اجسادی خاموشند. زمانی که در راه حقّانیّت آنها بمیریم و با خون خود آبیاریشان کنیم، آن وقت است زنده به پا می‌خیزند و در میان زندگان به حیات خود ادامه می‌دهند.»  این نمونه‌ای از سخنان نورانی سیّد است که بوی جان افزایشان ٣٢ کتابی را که در حیات کوتاه خود نگاشت عطرآگین نموده‌اند و همان‌طور که می‌خواست زنده ماندند، سیّد پس از آنکه خونبهای این اصول، مبادی وسخنانش را که با روح خود بدان ایمان داشت پرداخت، با سربلندی و اطمینان خاطر، به طرف چوبه‌ی دار قدم برداشت تا شکوهمندش سازد و قاتلانش را ناتوان گرداند.
به اعتقاد بسیاری از فیلسوفان، نوع‌دوستی مولفه‌ی اصلی اخلاق است و مردم غالباً رفتارهای نوع‌دوستانه انجام می‌دهند. سایر فلاسفه به همراه بسیاری از زیست‌شناسان و دانشمندان علوم اجتماعی ادعا كرده‌اند كه حقایقی در مورد روانشناسی انسان، یا فرآیندهای تکاملی منجر به شکل‌گیری روانشناسی انسان، نشان می‌دهد که هیچ کدام از رفتارهای انسانی کاملاً نوع‌دوستانه نیست. بخشی از این اختلاف می‌تواند به این واقعیت بازگردد که هم فیلسوفان و هم دانشمندان از اصطلاح «نوع‌دوستی» با معانی کاملاً متفاوتی استفاده می‌کنند. در بخش‌های دوم، سوم و چهارم تعدادی از محاسبات نوع‌دوستی مورد استفاده مشخص می‌شود.
5. کدام نوع‌دوستی واقعی است؟ نظریه‌های تکاملی تشریح شده‌ی فوق به ویژه انتخاب خویشاوندی در راستای تطبیق وجود نوع‌دوستی در طبیعت با اصول داروینی، مسیری طولانی را طی می‌کنند. با این وجود، برخی از افراد این نظریه‌ها را به نوعی بی‌ارزش جلوه می‌دهند و رفتارهایی که توضیح می‌دهند، واقعاً نوع‌دوستانه نیستند. زمینه‌های این دیدگاه به آسانی قابل مشاهده است. معمولاً ما اقدامات نوع‌دوستانه را بدون علاقه تصور می‌کنیم و آن را با توجه به منافع گیرنده انجام می‌دهیم، بیش از آن‌که به منافع خود در ذهن فکر کنیم. اما نظریه انتخاب خویشاوندی، رفتار نوع‌دوستانه را به عنوان یك استراتژی هوشمندانه ترسیم شده توسط ژن‌های خودخواه به عنوان راهی برای افزایش بازنمایی آنها در مجموعه‌ی ژنی در کنار سایر ژن‌ها توضیح می‌دهد.
مهندس مهراب امرا را از نيمه‌ى دوم دهه‌ى هفتاد، زمانى كه دانشجوى رشته‌ى مهندسى مكانيك در مقطع كارشناسى در زاهدان بود، مى‌شناختم؛ نخستين آشنايى خاطرم نيست، ولى به درستى خاطرم هست پس از شكل‌گيرى رابطه‌ى اوليه، بسيار زود به دوستى ژرفى تبديل شد و ما گاه و بيگاه در مناسبات رسمى و غيررسمى همديگر را مى‌ديديم. آنچه بسيار روشن در ذهن‌ام جاى گرفته، پويايى و كوشندگى و جاذبه‌ى شخصيتى اوست. در دانشگاه و بيرون از دانشگاه در فعاليت‌هاى مختلف نقش اثرگذارى داشت.
  2.1. توضیحی ساده: معمای زندانی این واقعیت که همبستگی بین بخشنده و گیرنده کلید تکامل نوع‌دوستی است را می‌توان از طریق بازی معضل زندانی «یک شات» نشان داد. تعداد زیادی از موجودات را که در تعاملی اجتماعی به صورت زوجی مشارکت دارند را در نظر بگیرید؛ تعاملات بر تندرستی بیولوژیکی آنها تأثیر می‌گذارد. موجودات شامل دو نوع خودخواه (S) و نوع‌دوست (A) هستند. گروه دوم در رفتارهای جامعه‌پسند مشارکت می‌کند، ازاین‌رو با تحمل هزینه‌ای برای خود به شریک خود بهره می‌رساند اما گروه نخست این‌گونه نیستند. پس در یک زوج مختلط (S، A)، موجود خودخواه بهتر عمل می‌کند، زیرا او از نوع‌دوستی شریک خود بدون تحمل هزینه‌ای سود می‌برد.
در زیست‌شناسی تکاملی، گفته می‌شود وقتی یک موجود رفتار خود را با وجود صرف هزینه‌ی شخصی به نفع سایر موجودات انجام ‌دهد، به نحو نوع‌دوستانه رفتار می‌کند. هزینه‌ها و فواید بر حسب تندرستی تولیدمثل یا تعداد فرزندان مورد انتظار اندازه‌گیری می‌شود. بنابراین از طریق رفتار نوع‌دوستانه، یک موجود احتمالاً تعداد فرزندان خود را تنظیم می‌کند، اما احتمالاً تعداد موجودات دیگر را نیز افزایش می‌دهد. این مفهوم زیست‌شناختی از نوع‌دوستی با مفهوم روزمره آن یکسان نیست. به شیوه‌ی معمول، اگر عملی تنها با نیت آگاهانه کمک به دیگری انجام شود، «نوع‌دوستانه» خوانده می‌شود. اما در چارچوب بیولوژیکی چنین الزامی وجود ندارد.
٢٦مرداد ماه سالروز شهادت حضرت عمر بن خطاب (رض) است.این واقعه اگرچه در سالنامه‌ها کمتر ذکر شده است امّا یاد این ابرمرد تاریخ هرگز از اذهان و خاطره‌ها محو نخواهد شد. هرچند موضوع بحث ما شهادت حضرت عمر (رض) است امّا ذکر این واقعه بدون اشاره به مناقب و ابعاد شخصیتی آن بزرگوار ناقص است.  حضرت عمر (رض) فرزند نفیل بن عبدالعزی اهل مکّه و سه سال بعد از واقعه‌ی عام‌الفیل متولد شد. دوران نوجوانی و جوانی را در شهر مکّه در خانواده‌ای متشخص که از ثروتمندان نامی شهر بود سپری کرد. او مانند هر نوجوانی می‌بایست در امر معیشت خانواده نقشی را بعهده می‌گرفت که او برای پدرش چوپانی شتران را در منطقه‌‎ی «ضجنان» بعهده داشت تا به خانواده‌اش در این امر هم کمک کند. 
مهمترین بخش همایش «دین و حکومت منطقه‌ی عربی» که توسط مرکز مطالعات وحدت عربی و با مشارکت مرکز سوئدی در اسکندریه برگزار شد، نشستی بود که به بررسی وضعیت مصر و تونس پس از انقلاب ‌پرداخت.  در نشستی که در این راستا برگزار شد آراء و نظرات گوناگون و متضادی مطرح شد و بحث‌های داغی درگرفت. علت آن را در راه یافتن جریان‌های اسلامی به قدرت جستجو کرد. در این همایش شیخ راشد غنوشی رئیس جنبش النهضه دومین حزب بزرگ تونس از جهت تعداد نمایندگان پارلمان هم حضور داشت و سخنرانی خود را تحت عنوان «دین و حکومت در منابع اسلامی و اجتهاد معاصر» ارائه داد.
با این که افکار اولیه‌ی این مقاله از مدتی پیش در ذهنم وجود داشت اما من در انتشار آن درنگ کردم نه به خاطر نگرانی از افشای اعتقادم؛ بلکه به خاطر فضای عمومی جهان عرب که با نقد سازنده و طرح پرسش‌های اساسی میانه‌ای ندارد.  اسلام‌گرایان به موازات کم رنگ شدن موج تغییر در منطقه و سیطره‌ی دوباره‌ی نظامیان بر اریکه‌ی قدرت، از جهات گوناگون با سیاست‌های امنیتی شدید مواجهند. در چنین فضایی انسان از فهم این دعوت برای بازنگری و بازبینی بیم دارد گویی نوعی فرار از مسؤولیت و تعصب‌ورزی است که بسیاری از جریان‌ها به آن گرفتارند.
در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و سلم آمده است که می‌فرماید:  «ما يُصِيبُ المُسْلِمَ، مِن نَصَبٍ ولَا وصَبٍ، ولَا هَمٍّ ولَا حُزْنٍ ولَا أذًى ولَا غَمٍّ، حتَّى الشَّوْكَةِ يُشَاكُهَا، إلَّا كَفَّرَ اللَّهُ بهَا مِن خَطَايَاهُ» [رواه البخاري] ترجمه:  هیچ اندوه و نگرانی و زحمت و ناراحتی برای انسان مسلمان پیش نمی‌آید حتی خاری که در بدنش فرو رود مگر آن که خدا به واسطه آن بخشی از خطاهایش را می‌زداید.
اگر همواره مانند گذشته بیندیشید، همیشه همان چیزهایی را بدست می‌آورید که تا بحال کسب کرده‌اید. (فاینمن) مرگ تمدّن‌ها زمانی فرا می‌رسد که به سؤالات جدید پاسخهای کهنه می‌دهند. (ویل دورانت)          من در این مقاله به شرح و تبیین این نکته خواهم پرداخت که نظریه‌ی مقاصد در روزگار ما از دو جهت نظریه ای ناکارآمد است و لذا راهگشای مسائل و بحرانهای امروز مسلمانان نیست.١- از جهت ارتباطی که با فقه دارد. ٢- اشکالات خود نظریه. یکی از چالشهای نظریه‌ی مقاصد به جهت ارتباط وثیق و تنگاتنگی است که با فقه دارد. مقاصد از آغاز و تاکنون نیز به منظور تبیین احکام فقهی و بسامان نمودن و داوری درباره‌ی آنها تدوین شده و گسترش یافته است.
طبیعت زندگی دنیا و طبیعت حضور بشر در صحنه زندگی، اقتضای این است که محال است انسان در گیر و دار زندگی دچار سختی‌ها و گرفتاری‌های نشود. و دشواری‌هایی به سراغش نیاید. بسیار می شود که کاری به سامان نمی‌رسد، آرزوی جامعه عمل نمی‌پوشد، دوستی می‌میرد، بیماری بدنی عارض می‌شود، ثروتی از دست می‌رود، این‌ها همه چیزهایی است که در جویبار زندگی یافت می‌شود. نگرش و بینشی که خداوند به انسان از نظام زندگی به بندگانش می‌دهد این است
می‌گوییم بار دیگر اسلام سیاسی پایان یافت؛ زیرا هیچ کسی به یاد نمی‌آورد که چند بار اعلام شده است که دوران اسلام‌گرایی سپری شده است. مسأله به گونه‌ای است که باید به آن عادت کنیم. در واقع چیزی که عملا به آن عادت کرده‌ایم بحث بر سر اسلام‌گرایی (یا اسلام سیاسی) در دوره‌های مشخص و اعلام پایان آن در این بحث است. در حقیقت اعلام چنین مصیبت دوره‌ای عمدتاً به درگیری منجر می‌شود. در کنار این اعلام روال این بحث‌ها به گونه‌ای است که بسیاری از اشخاص می‌خواهند ثابت کنند یا حقیقتا مرده‌اند یا این که عملاً نمرده‌اند. 
تصور کنیم جماعت اخوان‌المسلمین مصر در دهه‌ی پنجاه یا شصت به قدرت رسیده بود چه سیاست‌های اقتصادی را دنبال می‌کرد؟ آیا شیوه‌ی سوسیالیستی را در پیش نمی‌گرفت؟ یا به اصطلاح مصطفی سباعی مراقب عام اخوان سوریه در سال ١٩٦٠«سوسیالیزم اسلامی» را به جای نیولیبرالیسم که محمد مرسی در دوره‌ی کوتاه زمامداری خود در پیش گرفته بود دنبال نمی‌کرد؟ در این مقاله می‌خواهیم الگوی تفسیری برای سیاست‌های اقتصادی اجتماعی یک جماعت ایدئولوژیک را بیان کنیم که نقش مهمی در تاریخ مصر مدرن ایفا کرده است
در بيستمين روز تيرماه و در بحبوحه‌ی كرونا و حريق‌های زاگرس، به دعوت سيّدعلی ضياء، مهمان عوامل خوب «فرمول يك» بودم تا راوی زاگرس و چالش‌هايش باشم. آنچه وقت مجال داد از نامهربانی‌ها در قبال زاگرس و چالش‌های پيش رو گفتم و همچنين از اوضاع زاگرس‌نشينان و هژمونی امنيتی در جغرافيای آنان. از نابسامانی ادارات متولّی و نابرابری نيروی حفاظتی و حجم چالش‌ها و نيز از ناموزونی حقوق و مزايا در قبال فشارها و تنش‌ها و كنش‌های جنگلبانان و محيط‌بانان و البتّه مسؤولان مسؤوليت‌شناس و مسؤولان نمك‌نشناس و مسؤوليت‌گريز و كم‌خرد نيز سخنی اضافه شد.
همزمانی محتوا