زنان موفق

معتقدم زنان می‌‌توانند هر کاری انجام دهند

زنی که علاقه زیاد او به علم که در طول سالیان تدیس الهام بخش هزاران دختر جوان بوده است و دانش آموزان او از تعالیم وی بهره‌های فراوانی برده‌اند.

هیس!

روز جهانی نفی خشونت علیه زنان پیام رسید رنگ پروفایلتان را نارنجی کنید!
نارنجی کنیم که چه شود؟ چه دردی را دوا کند؟

زنی از هندوستان

او از جمله زنانی است که معنی و ارزش هر چیز را در جای خود درک کرده و توانسته است به درجه‌ای از توانمندی برسد که به عنوان یک الگو در میان زنان مطرح باشد. انگیزه‌ی پیشرفت از کودکی در او شکل گرفته و تلاش خانواده‌اش در این راه بسیار ستودنی است.

هرگز به واژه‌ی« نمی‌توانم» اعتقاد نداشته‌ام

اهل شیکاگو است و شغلش معلمی و مدیریت... 
وقتی چهار ساله بودم، مادر بزرگم خواندن و هجی کردن کتاب‌های انجیل را به من یاد داد.
او مثل ها و اشعار را به من یاد می‌داد و می‌گفت:« نام نیک، ماندگار تر از هر کاری است که انجام دهی».
من بی‌اندازه کنجکاو بودم و همواره سؤالي براي پرسیدن داشتم. پدر و مادرم می‌گفتند:« اگر یک ساعت هیچ سوالی نپرسی، دو دلار به تو می‌دهیم.»

جایگاه زن در توسعه جامعه

توجه به جایگاه زنان در برنامه‌هاي توسعه داراي اهمیتی کلیدي است. زیرا مشارکت زنان در عرصه‌هاي گوناگون اقتصادي، سیاسی، و فرهنگی، دینی از شاخص‌هاي مهم توسعه انسانی و پایدار مورد نظر سازمان ملل متحد در تعیین درجه توسعه یافتگی محسوب می‌‌شود.

جايگاه زن خبرنگار در قرآن

گردآورنده: 
فریده شاکری

 در مورد اصول و روش‌هاي خبرنگاری مطالب گوناگونی به رشته‌ى تحرير در آمده كه هر كدام به نوعي و از زاويه‌اي مختلف به موضوع نگريسته است

زندگی‌نامه‌ی بانو مستوره اردلان

ماه شرف خانم، مشهور به مستوره اردلان و ملقب به مستوره کردستانی، شاعر و از اولین مورخین ایرانی در سال 1184 خورشیدی( ۱۸۰۵میلادی) در سنندج دیده به جهان گشود.

ازدواج مانع پیشرفت نیست

" الهام سماواتی" بانوی جوان و موفق یزدی، 27 ساله، دوران کارشناسی خود را در رشته برق صنعتی در دانشگاه باهنر کرمان با موفقیت به پایان رساند.

روزگار زری خانم/ بخش پایانی

سلطان گفت اگر ببریمش دکتر خون راه می‌فتد. عباس همه را می‌کشد. ملا به من گفت: حسین! زری را دوست داری؟ گفتم: خیلی. گفت: بدو برو دم حمام شیر بگیر بیاور.

روزگار زری خانم/بخش اول

زری دختر مؤمنی بود. همیشه نمازش را سر موقع می‌خواند، صد رقم هم دعا بلد بود، حدود ۱۴ سال داشت که کم کم رنگش زرد شد، شکمش هم باد کرد و گاهی هم بالا می‌آورد. زن‌های همسایه او را که می‌دیدند پچ‌پچ می‌کردند.
همزمانی محتوا