من و یک منظره

من و یک منظره

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِيدٌ * رِّزْقًا لِّلْعِبَادِ ۖ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا ۚ كَذَٰلِكَ الْخُرُوجُ": و نخل‌های قامت بلند که دارای شکوفه‌های منظم چیده شده‌اند.( این‌ها) همه روزی هستند برای بندگان و( بوسیله باران) است که سرزمین مرده‌ای رازنده ساختیم و این چنین است پس از مرگ، شما هم سر از خاک بیرون می‌آورید.[ ق/ 10-11]

در حال رد شدن از این مکان بودم که این منظره زیبا نظرم را به خود جلب نمود و با خود می‌اندیشیدم که ناگهان تصویری از محتوای این آیات سوره" ق" در ذهنم تداعی شد.

چه زیبا خدای متعال دلایل قدرت و یگانگی‌اش را به ما نشان می‌دهد، درخت نخل بسی استوار و تنومند و پر عمر در کنار کوهی با صلابت و مستحکم، چقدر این تصویر و جلوه زیبای آفرینش قلبم را لرزاند؛ دو شیء گرانبها با تار و پودی منسجم در کنار هم ثابت و پا برجا ایستاده‌اند، کوه باآن نشان سختی و استواریش و در پایه آن درختی سرسبز و پر برکت و با دوام برافراشته شده است که با آب بارانی که از کوه سرازیر می‌شود، سیراب می‌گردد و شکوفه در می‌دهد تا روزی بندگان عابر و سواره باشد در آن لحظه‌ای که از خستگی راه توقفی نموده در زیر سایه آن به استراحت بپردازند و از میوه لذیذ و مقوی‌اش در فصل تابستان لذت و بهره‌مند گردند.

آری چه زیباست خلقت سازنده حکیم و کاردان تا ما را آگاه سازد که اینگونه که این دو مظهر زیبا در کنار هم استوارانه جلوه نمایی می‌کنند، روزی هم هست که زمان سرسبزی و استواری به سستی گراید و نهایتا به دل خاک برگردد، لذا این جاست که ماپی به قدرت و عظمت یگانه سازنده جهان هستی می‌بریم که مایی که یک روز از عدم به هستی وجود بخشید و روز دگر سرانجام موعد مقرر به سر رسد و به پایان عمر دنیا به جهان دیگری انتقال خواهیم یافت و آنجا دوباره زنده شدن را نو خواهیم کرد که آنجا نیست جز همان سرای آخرت ابدی