الگو بودن خصلتی لازم برای هر دعوتگر

الگو بودن خصلتی لازم برای هر دعوتگر

من این عنوان را انتخاب کردم چون احساس می‌کنم این حقی است که بر گردن داریم و باید آن را نسبت به خدای مهربان ادا کنیم، چون قادر مطلق ما را خلق کرد و دین و برنامه‌ای برای ما فرستاد که به وسیله‌ی آن زن جایگاه حقیقی و واقعی خود را پیدا کرد.

اگر این رسالت مبارک نبود ما هرگز نمی‌توانستیم به این مقام ارزشمند برسیم که در نقش یک زن دعوتگر باشیم و هم چون زنان دعوتگر صدر اسلام در خدمت این دین مبین باشیم، پس باید الگو و نمونه‌ای باشیم تا بتوانیم لیاقت این جایگاه و مقام را به دست بیاوریم.

الگو و نمونه در اجتماع در خانواده،‌‌ محل کار و همچنین در میان قوم و طایفه‌‌‌‌‌‌ و فامیل؛ با آنان به نرمی و مهربانی رفتارکنیم و با کرداری خوب و شایسته آن‌ها را تربیت کنیم و‌‌ مفاهیم اسلام را به آنان آموزش دهیم، چون اگر ما مثل یک دعوتگر با ایمان و دین‌دار رفتار کنیم تأثیر بیشتری دارد تا این که پند و اندرز بدهیم چون در واقع اکثر مر‌دم به ظاهر و عمل نگاه می‌کنند.

اگر دقّت کرده باشید حتّی ما خودمان وقتی به بازار می‌رویم و می‌خواهیم پارچه یا لباسی را خریداری کنیم وارد مغازه که شدیم به مانکن‌هایی نگاه می‌کنیم که پارچه‌های و لباسها را بر تن آنان کرده‌اند تا زیبایی و مد لباس و جذابیت آن پارچه و لباس را‌ دوچندان کنند.

پس خواهران دعوتگر باید موظب باشند چون آن‌ها مثل آیینه‌ای هستند که دیگران اسلام و دعوت را در آنان می‌بینند.

اگر بخواهیم الگو و نمونه بسیار زیبا و جذابی از دعوت اسلامی را نشان بدهیم باید ظاهر و رفتاری بسیار متین و با‌ وقار داشته باشیم و اجازه ندهیم دیگران بگویند اگر اسلام،‌ دین و حجاب این است که من می‌بینم به درد هیچ چیز نمی‌خورد و اصلاً قبول ندارم پس ای خواهرانم بیایید این حقی را که برگردن داریم آن طور که شایسته خداوند رحمن و رحیم و اسلام است، ادا کنیم. الگوی بارزی برای این دعوت مبارک باشیم چون در حقیقت ما در زیر سایه ی اسلام و رهنمود‌های با ارزش آن شخصیت پیدا کرده‌ایم پس باید در راه اسلام و دعوت اگر سختی و مشکلاتی است تحمّل کنیم چون بعضی وقت‌ها ممکن است ما مجبور باشیم از چیزهایی خودداری کنیم‌که بر خلاف میل ما باشند و حتّی در شریعت اسلام هم اشکالی نداشته باشند ولی عرف و عادت این اجازه را به ما ندهد که آن‌ها را انجام دهیم چون ظاهر و رفتار ما زیر ذرّه‌بین است و باید خیلی مواظب کردار خود باشیم. ما اگر بخواهیم نمونه‌ای از دو الگوی عملی بیاوریم می‌توانیم به حضرت آسیه و حضرت مریم اشاره کنیم تا آن جا که خداوند داستان آن دو بزرگوار را در سوره‌ی مبارکه‌ی تحریم برای ما مؤمنان مثال می‌زند و می‌فرماید: ((وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِنْ رُوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ)) [تحریم، 12-11]

(و خدا از ميان مؤمنان، زن فرعون را مثل زده است. آنگاه که گفت: پروردگارا! براي من در بهشت، نزد خودت خانه‌اي بنا كن، و مرا از فرعون و كارهايش رهائي بخش، و از اين مردمان ستمكار نجات بده. همچنين خداوند (از ميان مؤمنان، دومين الگو) مريم دختر عمران را مثل زده است كه دامن به گناه نيالود و خود را پاك نگاه داشت، و ما از روح متعلّق به خود در آن دميديم، و او سخنان پروردگارش و كتابهايش را تصديق كرد، و از زمره مطيعان و فرمانبرداران خدا بود.)

پس نتیجه می‌گیریم که الگو نقش بسیار مهّمی در دعوت دارد. آن دو زن با ایمان با عمل و کردار خود نشان می‌دادند که خدا پرست هستند و خداوند بزرگ را عبادت می‌کنند.

حضرت آسیه نمونه‌ای از تقوا، ایمان و پرهیزگاری بود و همچنین حضرت مریم که الگویی از پاکدامنی و عبادت پیوسته بود و این سبب شد آن دو بانوی گرامی نمونه‌ای برای دیگر زنان مسلمان و دعوتگر باشند.

امیدوارم ما نیز الگویی برای تمام زنان مسلمان و فرزندان خود باشیم و از خداوند منان ‌می‌خواهم که این توفیق را به همه‌ی زنان بدهد.

مطالب جدید

چرا من؟ سرویس سلامت (1399/03/20)
خدایا ما فقیریم اندیشه (1399/02/20)
ای خدای مهربان دل نوشته (1399/02/11)
سلام ای رمضان دل نوشته (1399/02/04)
آسمان روحم بارانی است دل نوشته (1399/02/03)
من قرآن را در تو دیدم زنان در عرصه دعوت (1399/02/02)
استقبال از رمضان اندیشه (1399/02/02)