قضاوت با خودتون...

قضاوت با خودتون...

اگه همین الان روی سایت گوگل بنویسید اسلام و حقوق زن، احتمال میدم بالای هزار سایت رو در مورد این مسأله به شما معرفی کنه و به طور قطع  افرادی توی  اینترنت به تحلیل این موضوع پرداختن که در برابر روان نویسی که اونا ازش بهره مند هستن، من تنها یه مداد کوچیک دستمه که هنوز تراشیده نشده و با جبر و اجبار و تلاش مضاعف،مدادم رو روی کاغذ فشار میدم تا بلکه از فرط اصطحکاک چند کلمه ایی رو روی کاغذ ظاهر کنم...

پیش بینی میکنم، عزیزانی که این متن (نمیگم مقاله، حالا کو تا مقاله نویس بشم، اونم در این مسائل) رو مطالعه میکنن سه گروه باشند یا با من هم عقیده هستن؛ یا بی تفاوت و  یا مخالف.

مخاطب های اصلی جملات، مثال و سوالهای( اکثرا" بدون پاسخ) من گروه سوم هستن...

منتها قبل از شروع بحث با دوستان سخنی دارم، با اجازه با طرح یک مثال، وارد بحث میشم:

تصور کنید شما فرد تشنه ایی هستید و اعتراض میکنید که بهتون ظلم میکنن و آب نمیدن؛

بالاخره شخصی پیدا میشه که به شما آب بده ولی قبول نمیکنید، اون فرد میبینه که شما دارید تلف میشید دوباره بهتون پیشنهاد میکنه، ولی شما باز هم ابا میکنید؛ بعضی وقتا از روی تشنگی انگیزه ایی در شما بیدار میشه که قبول کنید و آب رو بنوشید؛ اما یاد حرف مردی می افتید که بهتون گفته در دیار شما کسی قابل اعتماد نیست، چون همه آب شور بهت پیشنهاد میکنن پس از کسی آب نگیر تحت هیچ شرایطی؛ بعد شما وضعتون خیلی وخیم میشه! یکی از روی دلسوزی آب رو روی صورت و لبهاتون میریزه ولی دهنتون رو باز نمیکنید، افراد زیادی این کار رو انجام میدن ولی شما قبول نمیکنید و زندگی رو ترک میکنید...

به نظر شما بهتر نبود کمی آب رو مزه میکردید در صورت شوری اون رو تف میکردید و اگه شیرین بود که می نوشیدید و تمام... باور کنید مخاطبان مخالف ما هم این وضعیت رو پیدا کردن...

چندین کتاب و مجله و مقاله و مستند رو در مورد فمنیسم و آزادی و مرد سالاری و حقوق بشر و دموکراسی و ... مطالعه کردن اما کتاب اسلامی در این موضوع ها که پیشکش،حتی اگه یکی خواست در این مورد براشون بحث بکنه، بهش گوش نمیدن و اون رو انسانی عقب افتاده و فریب خورده و کوته فکر و رادیکالی و متحجّر و خشک و تند رو و بیسواد قلمداد میکنن...!

بهتون قول میدم که مخالفین، حتی این متن رو با کراهت میخونن.

دوستان خودتون خوب میدونید که با دهن بسته اگه اقیانوس رو هم روی لبهاتون بریزن، یک قطره هم وارد دهنتون نمیشه، پس:

ازتون میخوام تعصب رو کنار بگذارید و در یک فضای آزاد فکری این متن رو بخونید.

من نمیگم حرفای من رو قبول کنید؛ فقط ازتون میخوام منطقی گوش کنید و به دور و بر خودتون نگاه کنید و دور دستها رو بذارید کنار؛ که سرابی بیش نیست؛(یقینا" صلاح مملکت خویش را خسروان دانند) ولی به هر حال این نظر منه)مگه نمیگید ما روشنفکریم، چرا در پشت پا زدن به قوانین اسلام و قرآن روشن فکر شدید ولی حاظر نیستید ۵ دقیقه، برای خوندن یه متن ساده، پرده های بازدارنده از فهمیدن(حتی نمیگم حقیقت، چون میخوام فضایی باشه کاملآ آزاد) رو کنار بکشید...

بعد از طرح مثال یه سوال هم داشتم ازتون، واقعا"چند نفر از تئوریسین و نظریه پردازانی که مسأله عدم رعایت حقوق زن رو مطرح کردن در جامعه ی ما زندگی کرده اند؟ الان میگید فلانی و فلانی،گفتم تؤریسین نه مقلد!

همیشه در بحث یا شاید مناظره هایی که داشتم یه نکته رو خاطر نشان کردم اینکه:

باور بفرمایید ما به جای زدودن گلهای شاداب خودمون از خار،کارمون شده پرورش گلهای مصنوعی بیگانه...

و چرا تو قسمت گلهای خودمون گرفتار خار شدیم، یک رنجه و انصافا"یک درد واقعی...

اگه در مناطق ما(کردستان) دخترهای معصوم رو در گهواره عقد و آزادی و حق انتخاب زندگی رو از اونها سلب میکردن، اگه پسری با دختری ازدواج میکرد و به جای تشریفات،خواهر داماد هم به زور وادار به ازدواج با برادر عروس میشد (میگن اگه در یکی از خونواده ها برای عروس مشکلی پیش می اومد در خونواده ی دیگه، پدر شوهر و مادر شوهر، به عنوان مقابله به مثل عرصه رو بر عروسشون تنگ میکردن!....حتی شنیدم به عنوان تلافی عروسشون رو بدون هیچ مشکلی طلاق دادن؛ یا داماد خودش میگفت: فلانی خواهرم رو نخواست منم خواهرش رو نمیخوام!!!!!(، اگه زنها حتی حق سخن گفتن در اداره ی امور منزل رو نداشتن، اگه زنها حق اجازه ی خوردن غذا رو همراه با همسرشون نداشتن و این برای شوهر ننگ و کثر شأن بود !!!!و آخر سر، زن بیچاره باید ته ماند غذای شوهر رو میخورد!!! و...

مطمئن باشید این حوادث و پیشامد ها ادله ای بودند دالّ بر دور بودنمان از آموزه ها و رهنمودهای مبارک و مقدس اسلام ناب محمدی...

اسلامی که استاد معرٌف آن، محمد بن عبدالله(ص) بود. محمد آن یگانه مردی که بعد از فتح مکه و ورود به شهر، دقایقی چند با پیر زنی روی زمین نشست، البته در خفا، پیرزن برای یارانش ناآشنا بود، بعد از فراغت از صحبت ازش پرسیدن که او چه کسی بود؟

به نظرتون پیامبر(ص)  چی گفت؟

زنی نیازمند بود؟

از من سوال میپرسید؟

طلب دعا داشت؟

خیر دوستان!

فرمود: آن زن دوست صمیمی همسرم خدیجه بود.

خدیجه ایی که چندین سال از فوتش میگذشت!!!!!!!!

( متأسفانه با وجود کاریزما و اسطوره ایی چون پیامبر(ص) در همه چیز از جمله عشق و وفاداری و بسیاری رخداد های دیگر، نماد ما برای عشق و محبت شده یه مجنون دیوونه یا فرهاد سرگردان یا رومئو و ژولیت، قهرمونهای درام شکسپیر.)

ممکنه الان دوستان بگن از کجا اسوه و الگو شده این شخص، در حالی که زن، ارثش نصف ارث مرد گذاشته شده تو دینی که برای ما آورد!

تو قرآنی که بزرگترین معجزه ش بود گفته زنها رو کتک بزنید!

به اجبار میگه زن باید حجاب داشته باشه!

مردا سرپرست زنها هستن!

و ...

کجاست حق زن؟چه اسوه ایی؟چه الگویی و چیزای دیگه ایی که میشنویم.

دوستان قبل از اینکه جواب تعدادی از این شبهات رو بطور مختصر بدم به این نکته توجه کنید:

شریعت نه توسط یک مرد نوشته شده که به مرد سالاری ختم بشه و نه توسط یک زن، بلکه کسی اون رو نوشته که ما رو خلق کرده، یعنی کسی که از خودمون بیشتر با احساسات و عواطف و روحیاتمون آشناست و از اونها خبر داره...

من به بسیاری از خانم های جامعه ی خودمون حق میدم که حداقل برای التیام زخمهای روی دلشون به

پا خاستن و خواستار حقّ از دست رفتشون باشن...

چون واقعا" ایمان دارم و معترفم که نادیده گرفته شدن، بسیاری از مردان بی مروتی و ناجوانمردی به خرج دادن و ...

اما خانم های عزیز چرا از این راه!!!!

چرا این اسلوب رو برگزیدید!!!!

( عمدا" نمیگم خواهران، چون احساس میکنم نسبت به افرادی که خواهر خواهر خطابتون می کنن بدبین

شدید) البته کارتون درست نیست، اگه خدا بخواد مطالبی رو هم در این باب در نظر دارم که بنویسم .

چرا برای لذت بردن از عطر و شادابی و طراوت و سر زندگی گل، به چیدن خار اقدام نمیکنید؟ چرا به باغچه ی بیگانه متوسل میشید؟

یک سوال:

واقعا" اگه در کشور های غربی هم اسلام دین رسمی و عمومی مردم بود چیزی بنام مانیفست فمنیسم نوشته و منتشر میشد؟؟؟ 

من تا اندازه ایی به زنهای اروپایی حق میدم برای دنبال کردن همچین مکاتب و اندیشه هایی،  چون واقعا" پیش اونا افراطی از زن استفاده ی ابزاری میشه (در جهان سرمایه داری غربی) اما دلیل پیروی کردن تعدادی از خانمهای جامعه ی خودمون رو از همچین برنامه هایی نمیدونم!!!

البته، بذارید چند تا شبهه رو بررسی کنیم بعد برمیگردیم به ادامه ی بحث:

چرا ارث زنها نصف ارث مردهاست؟

(توضیح روی این شبهات خیلی زیاده ولی من نمیخوام نوشته هام زیاد طولانی باشن پس خیلی مختصر جواب میدم)

یکی از 99 اسم خدا عدل نام داره به این معنا که پروردگار بصورت مطلق عادله و به کسی ظلم نمیکنه...

فرض کنید پدری که یک پسر و دو دختر داره فوت میکنه و حتی همسرش هم در قید حیات نیست از این مرد 4 میلیون تومان به جا میمونه، طبق شریعت اسلام به پسرش 2 میلیون و به دختراش هر کدوم 1 میلیون تعلق میگیره، اگه ظاهری و سطحی به مسأله نگاه کنیم پی میبریم که تبعیضی در کاره،(اما واقعا" شما هم از ته دل ایمان ندارید که خداوند حکیمه...؟) قبل از بررسی ، برادری که باید هزینه ی ازدواج رو بپردازه، مهریه ی زنش رو باید فراهم کنه تا آخر عمر باید نفقه ی خونوادش رو تأمین کنه، اگه بچه ش تصادفی یا خرابکاری کرد باید پولش رو بده (در فقه امام شافعی) اگه زنش قتل غیر عمدی انجام بده باید دیه رو بپردازه؛ خواهری که از مسئولیت های بالا هیچکدوم رو نداره و همه بر عهده ی شوهرش هست، جالب اینکه برادر فقط از دو مجرا ارث دریافت میکنه، یعنی به عنوان پسر و به عنوان پدر(اگه پسرش در آینده فوت کنه و مالی از اون به جا بمونه) اما خواهر از چهار مجرا: به عنوان خواهر،به عنوان دختر،به عنوان همسر و به عنوان مادر. تازه، همین خانمی که نصف ارث برادرش رو دریافت کرد، شوهرش از خونواده ی خودش ارث کامل رو دریافت میکنه: 1+./5=1/5 و برادرش که ارث کامل رو دریافت کرد همسرش از خونه ی پدرش نصف ارث برادراش رو آورد: 1+./5=1/5

فکر میکنم همین دلایل کافی باشن، ولی نکته ایی که حائز اهمیته اینه که اکثر خانم ها بصورت تئوری و از روی کتابهای مربوطه قضاوت میکنن، من خونواده های زیادی رو دیدم که خواهر ها به زور چیزی از برادراشون نگرفتن هر چند حق طبیعی خودش بوده...

حقّی که خدا تو قرآن براشون گذاشته...

اما برادر وظیفه داره که هر چه زودتر مال خواهرش رو از مال خودش جدا کنه و بهش بده حالا میل خودشه که دریافت میکنه یا نه. اصلا" نباید خواهر رو توی رودربایستی احساسی قرار بده و...

بحث در این مورد خیلی زیاده ولی مجال نیست.

آیا در قرآن گفته که زنها رو کتک بزنید؟ 

به این جمله دقت کنید:

آقای ایکس شما پسر خوب و عاقلی هستید من به شما اطمینان دارم ، ولی اگه خیانت کنید میگم شما پسر خوبی نیستید.

به نظر شما بی انصافی نیست من موقع باز گو کردن این جمله برای فرد دیگه ایی، قسمت اول رو حذف

کنم و فقط قسمت دوم رو باز گو کنم...

این شبه هم درست به این شکله، توی آیه 34 سوره نساء خدای بزرگ میفرماید:

 مردان بر زنان سرپرستند ( و در جامعه‌ي كوچك خانواده، حق رهبري دارند و صيانت و رعايت زنان بر عهده ايشان است) بدان خاطر كه خداوند ( براي نظام اجتماع، مردان را بر زنان در برخي از صفات برتريهایي بخشيده است و) بعضي را بر بعضي فضيلت داده است، و نيز بدان خاطر كه ( معمولاً مردان رنج مي‌كشند و پول به دست مي‌آورند و ) از اموال خود ( براي خانواده ) خرج مي‌كنند ، پس زنان صالحه، آناني هستند كه فرمانبردار ( اوامر خدا و مطيع دستور شوهران خود ) بوده (و خويشتن را از زنا به دور و اموال شوهران را از تبذير محفوظ ) و اَسرار ( زناشوئي ) را نگاه مي‌دارند؛ چرا كه خداوند به حفظ ( آنها دستور داده است.( زنان صالح چنين بودند و ليكن زنان ناصالح آناني هستند كه سركش مي‌باشند ) و زناني را كه از سركشي و سرپيچي ايشان بيم داريد، پند و اندرزشان دهيد و ( اگر مؤثّر واقع نشد ) از همبستري با آنان خودداري كنيد و بستر خويش را جدا كنيد ( و با ايشان سخن نگوئيد . و اگر باز هم مؤثّر واقع نشد و راهي جز شدّت عمل نبود ) آنان را ( تنبيه كنيد و كتك مناسبي ) بزنيد. پس اگر از شما اطاعت كردند ( ترتيب تنبيه سه‌گانه را مراعات داريد و از اخفّ به اشدّ نرويد و جز اين (راهي براي تنبيه ) ايشان نجویيد( و نپویيد و بدانيد كه) بيگمان خداوند بلندمرتبه و بزرگ است ( و اگر ايشان را بيش از حد اذيّت و آزار كنيد ، انتقام آنان را از شما مي‌گيرد .

تفسیر آیه رو نوشتم(تفسیر نور،دکتر مصطفی خرمدل)، افرادی که به این آیه اشکال وارد میکنن مستقیم

قسمت کتک زدن رو مطرح میکنن، در صورتی که خدای بزرگ به مردها دستور داده اند: اول نصیحت و اگه باز بحرفتون گوش نکرد باهاش همبستری نکنید و اگه باز لجبازی کرد این بار کتک، آن هم به طور مناسب تا به حرفتان گوش دهد(تو آیه نوشته شده در برخی از صفات مردها بر زنها برتری داده شدن مثلا" قدرت، خوب در برخی صفات هم زن ها بر مردها برتری داده شدن مثلا" زیبایی،احساس)خانم های مخالف

واقعا" اگه زن داداشتون با برادرتون لجبازی کرد شما باز هم اون چیزی که برای خودتون میخواید برای اونم

خواستارید؟ اصلا"قبول؛ زن هر کاری که دلش خواست انجام بده و شوهر توانایی کنترلش رو نداشته باشه به نظرتون آینده ی این جامعه به کجا ختم میشه؟؟؟( وجدان خودتون رو قاضی قرار بدید) اصلا" کار زن های جامعه فقط آرایش و خود نمایی و به مرد ها دستور دادن و خلاصه هر کار که میخوان انجام بدن باشه به نظرتون این جامعه سالمه؟

این جامعه هیچ پیشرفتی پیش روی خودش داره؟؟؟

بچه هایی که تو این جامعه بزرگ میشن چه روحیات و چه اخلاقی دارن؟

 در مورد  اینکه اسلام  زنان را مجبور به رعایت حجاب می کند: 

میدونم در این مورد زیاد شنیدید تا اندازه ایی که شاید از این بحث بدتون بیاد اما به این مثال ساده توجه کنید؛ برید همین الان از مغازه دو تا آب نبات چوبی بخرید، پلاستیک رو از دور یکی بردارید و اون یکی هم دست نخورده بمونه بذاریدشون یه گوشه ی حیاط  و بعد از دو ساعت بهشون نگاه کنید...

دور یکی مگس و حشره و ...

اون یکی هم سالم سالم...

به نظر بنده برای فرد عاقل، همین مثال در مورد حجاب کافیه.

آخه چرا باید زن توی مکان های عمومی خودش رو طوری نشون بده که آدم های مگس صفت دنبالش بیفتن!!!!

چرا باید برای به گناه کشوندن یه جوان پاک به یاری شیطان برن!!!!

کسی منکر زیبایی زن نیست ولی باور کنید خود آرایی با خود نمایی فرق میکنه...

زنی که خود نمایی میکنه در اوج حقارت خاضعانه از مردم التماس میکنه که فقط یه نگاه تو رو خدا فقط یه نگاه به من بندازید...

به قول یکی از صاحب نظران:

اگه لخت بودن نماد فرهنگ و ترقّیه، پس حیوانات با فرهنگ ترین و متمدّن ترین موجودات هستن.

مثل همیشه یه سوال هم دارم؟

آیا تا به حال زن محجّبه و زیبا ندیدید؟ و برعکس زن بد حجاب و زشت چی؟

اونم ندیدید؟

فکر کنید...

پس واقعا" به این نتیجه میرسیم که زیبایی ربطی به حجاب نداره... کسی که حجاب داره خیالش راحته که باعثه گناه کسی نشده، خیالش راحته چون چیزی که خدا ازش خواسته اطاعت کرده است. متأسفانه خیلی ها فکر میکنن حجاب یعنی قایم کردن موها!!!!

در صورتی که لباسهای تنگ و بدن نما هیچ نشانی از حجاب ندارن...

البته حجاب فقط برای زن نیست و مرد هم باید حدود خودش رو رعایت کنه...

خواهران عزیزم(آخراشه اجازه بدید راحت باشم) من نمیگم که به حرفای من حتما" حتما" جامه ی عمل بپوشونید ولی بهتون پیشنهاد میکنم یه روز در تنهایی مطلق با خودتون بشینید،

خلوت کنید......

مطمئن باشید تنها غمخوار شما فقط و فقط خودتون هستید.

چون هر کس، مسئول کار خودشه، به آینده فکر کنید، به قلبتون، به فطرتون؛ به اون چیزی که خدا با پوست و گوشت و خونتون آمیخته کرده... باور کنید 

باور کنید

باور کنید

افرادی که پیشقراول و علمدار لشکر روشنفکر (!)های ما شدن، به فکر ما نیستن و نخواهند بود، بلکه فقط از سلاح ایمانی که تو دستهای ماست میترسن.

تاریخ به خوبی نشون داد که با زور نمیشه ایدئولوژی فردی رو تغییر داد (ماجرای کمونیست و بلوک شرق و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی) اما همین تاریخ نشون داد که با مضمحل کردن و با رخنه کردن در عقیده ی شخص میتوان تغیرات عظیمی در جغرافیای بشری ایجاد کرد مثلا" گرفتن اندلس(اسپانیای کنونی) از دست مسلمون ها توسط مسیحیان.

شما نمیدونید با طرح همچین شبهاتی چقدر براشون آسان سازی شده،بدون هزینه ی حتی یک ریال یک جامعه رو با خودشون همسو میکنن اما کور خوندن، در طول تاریخ بارها خواستن توحید و یکتا پرستی و محمد باوری و اسلام خواهی رو به انزوا بکشن! اما نتیجه:

هر دفعه مثل قوچی که با شاخهاش به کوه ضربه میزنه شاخ خودشون شکسته، دلم برای عاقبتشون میسوزه، یعنی فکر نکردن که اسلام مثل چشمه ی جوشانیه که اگه یه سنگ رو روی خروجیش بذارن از یه نقطه ی دیگه کنار همون خروجی قبلی بیرون میاد...

خواهر عزیزم، اروپا اگه منجی و رهایی بخش زن از درد و الم و پریشانی و سیه روزی و ناراحتی و گرفتاری بود امروز تجارت سکس، بعد از مواد مخدر ،دومین شغل پر درآمد دنیا نمیشد...!!!

زن های بدبخت و بیچاره رو از کشورهای جهان سوم و توسعه نیافته میخرن و....

شبهات زیادی در مورد زن هست که پاسخ ندادم و اون رو واگذار کردم به خودتون (هر موضوعی که خواستید حرف اسلام رو در موردش بدونید فقط کافیه روی اینترنت یه جست و جوی ساده بکنید.... ولی به مطالب یه سایت اکتفا نکنید.)

به امید روزی که جایگاه حقیقی خودمون رو پیدا کنیم، اینکه ما مسلمان هستیم، اینکه همه ی پیامبران به جز آدم از رحم یک زن خارج شدن، به امید درک واقعی این جمله:

از دامن زن است که مرد به معراج میرود...

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
زهره (مهمان)
1396/05/03

سلام علیکم (انشالله نظر قبلیم فرستاده نشده باشه ب ی دلیل

مطالب جدید

حسن ظن اندیشه (1396/09/02)
کرمانشاه... تسلیت! دنیای کودکان (1396/08/30)
تنها تسلی کافی نیست دل نوشته (1396/08/22)
مدیریت زمان زنان موفق (1396/08/22)
الها... دل نوشته (1396/08/22)
تو فقط رکاب بزن! اندیشه (1396/08/13)
تو فقط پا بزن! اندیشه (1396/08/13)
خواهر دعوتگرم!/بخش دوازدهم زنان در عرصه دعوت (1396/08/08)
نمی‌شود دید و گذشت دل نوشته (1396/08/08)