اندیشه

شورا در سنّت نبوی (ص)

نویسنده: 
ذبیح‌الله ساعی

ب- شورا در سنت نبوی (ص) 

شورا یكی از سنت‌های فعلی و قولی رسول اكرم (ص) بوده است. آن حضرت (ص) در موارد مختلف سیاسی، اجتماعی و حتی در امور زندگی و زندگانی شخصی به مشورت پرداخته‌اند. چنانکه صحابی جلیل القدر (حضرت ابوهریرهس) می‌گوید: «حضرت رسول اكرم (ص) بیش از هر كس دیگری با اصحاب خود به مشورت می‌پرداختند».

همچنان گفته است: «هیچ كسی را ندیدم كه بیشتر از پیامبر اكرم (ص) با اصحاب خود مشورت كند»[١٢].

بعضی از علما گفته‌اند: هیچكس بیشتر از پیامبر (ص) با یاران خود مشوره نکرده است[١٣].

معنی و مفهوم شورا

نویسنده: 
ذبیح‌الله ساعی

معنی و مفهوم شورا

شورا (به ضم اول و فتح را) کلمه عربی بوده و به معنای مشورت کردن است. شورا که از واژه (شور[١]) گرفته شده است به معانی متعدد و مفاهیم مختلف بکار رفته است.

از نظر اصطلاحی، شورا به معنای اظهار نظر خواستن از دیگران و دخالت دادن آن‌ها نسبت به یک امر و پرهیز از تک روی و استبداد رأی می‌باشد[٢].

در اصطلاح علوم سیاسی، حقوقی و اجتماعی (شورا) عبارت است از: نظرخواهی از یک یا چند نفر، به منظور دسترسی به رأی صایب و درست[٣]. 

گفتمان اصلاحی و چالش‌های ریشه‌دار

نویسنده: 
سلطان عمیری

کسی که به واقع معرفت‌شناسانه‌ی امروز ما می‌نگرد با اندک نگاهی درمی‌یابد که پروژه‌ی اسلامی بزرگی که آرزوی سایه افکندن بر تمام جهان را دارد در جوانب بسیاری از ضعف رنج می‌برد.

مساله به این برمی‌گردد که عصر کنونی ما، چالش‌هایی معرفت‌شناسانه، فکری و عملی را تحمیل کرده که تعداد آن‌ها از حد گذشته‌اند و در اوج دشواری، ابهام و پیچیدگی قرار دارند.

وحی و لغزش‌گاه‌های نوگرایان

نویسنده: 
سلطان عمیری

اشاره: در این مقاله نویسنده کوشیده است تا پیامدهای نواندیشی ساختارشکنانه در اسلام سنی را مورد مداقه قرار دهد. نواندیشی، نوگرایی و اجتهاد روشمند در اسلام راز ماندگاری آن در طول زمان است. آنچه جای نقد دارد این است که نویسنده‌ی این نوشتار تفاوت میان نواندیشی لجام‌گسیخته و نوگرایی بسان یک سازوکار را مورد توجه قرار نداده است. نکته‌ی دیگر اینکه این مقاله صرفاً برای آگاهی بیشتر از نظرات کلامی نویسندگان و تبال آرا و نظرات اندیشمندان مسلمان در اینجا منتشر می‌شود و به‌معنای تأیید همە‌ی محتوای آن ازطرف اصلاحوب و مآلاً جماعت نیست.

اساس زندگی معنوی

نویسنده: 
صدیق قطبی

مهمترین مشخّصه‌‌ی‌ یک زندگی معنوی، توجّه به «بودن» است. انسان معنوی مدام در پی این است که بودن‌اش را ارتقا دهد و بر بها و قیمت روحش بیفزاید. به جای آنکه فکر کند در چشم دیگران چه اندازه جذاب و محبوب است (آنچه می‌نماییم) و یا اینکه مالک چه چیزهایی شده است (آنچه داریم)، به این می‌اندیشد که روحش چقدر ارزشمند است.(آنچه هستیم)

 شوپنهاور می‌گوید: «آنچه سرنوشت انسان‌های فانی را پی می‌افکند، از سه مشخّصه‌ی اساسی ناشی می‌گردد: آنچه هستیم، آنچه داریم و آنچه می‌نماییم»(در باب حکمت زندگی، آرتور شوپنهاور، ترجمه محمّد‌ مبشّری‌، نشر نیلوفر، ص ١٩)

عبارت «وَاضْرِبُوهُنَّ» در قرآن به چه معناست؟

نویسنده: 
محمد خان

آیا روان‌شناس و یا مشاوری را سراغ دارید که بگوید هنگام اختلافات زناشویی، همسرتان را کتک بزنید؟ آیا فکر می‌کنید اسلام دستور به زدن زنان می‌دهد؟ دینی با این میزان از رفعت، ترقی و عظمت که حتّی اجازه‌ی آزار گربه را نمی‌دهد، امکان ندارد اجازه‌ی تنبیه، آزار و توهین به مادر، خواهر، همسر و دختر را بدهد.

جامعه‌ی جاهلی شبه‌جزیره، محلّ بعثت پیامبر اسلام– صلّی‌الله علیه وسلّم– در زن‌ستیزی مشهور و دارای یک فرهنگ مردسالارانه بود. و در دیگر ملل و فرهنگ‌های دنیا و نصوص مذهبی و قانونی ملل زیادی در دنیا پر از نقض حقوق بشر زنان وجود داشت. به‌طور مثال در شبه‌جزیره‌ی عربستان یکی از موارد نقض حقوق بشر زنان، گرفتن حق حیات از آنان بود

خشونت دینی حقیقت یا توهّم؟

نویسنده: 
ابوالقاسم فنایی

چکیده

پرسش اصلی این مقاله این است: «آیا خود دین نقشی در خشونت سیاسی بازی می‌کند؟» در آغاز اصطلاحات مربوط و رایج در ادبیات این بحث، مانند «دین»؛ «خشونت دینی»؛ خشونت سکولار»؛ «خشونت سیاسی» و «فعل اختیاری» را تعریف می‌کنیم. سپس به بررسی دو استدلالی خواهم پرداخت که می‌توان به سود ادّعای اینکه خود دین یگانه علّت به اصطلاح نوع دینی خشونت سیاسی است، اقامه کرد و از این بحث نتیجه خواهم گرفت که این دو استدلال در معرض نقد قرار دارند و هیچ یک قادر به تأیید ادّعای مذکور نیستند. در پایان تبیین مورد قبول خود از علّت و ریشه اصلی خشونت سیاسی به نحو عام و راه حل درست آن را پیشنهاد خواهم کرد. همچنین از بحث خود نتیجه خواهم گرفت که تفکیک مشهور میان خشونت دینی و خشونت سکولار قابل دفاع نیست.

درس‌هایی که از بیداری اسلامی آموختم

بیداری اسلامی؛ گرچه من از پیشگامان آن نیستم و یکی از شاگردانش هستم به من درس‌‌ها، ارزش‌ها و مبانی والایی آموخت که مسیر درست زندگی را به او نشان داده و جهان جاوید را پیش رویش قرار می‌دهد.

«وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ» (فصلت: ۳۳)

 ۱ـ بیداری اسلامی به من آموخت که در زندگی فرمانبردار خداوند بوده، با قرآن زندگی کنم و از پیامبر - صلّی الله علیه وسلّم- پیروی نمایم و همچنین آموختم که انسان باید در زندگی دارای هدفی والا باشد.

۲ـ بیداری اسلامی به من آموخت که این امّت بزرگ به جهاد و تلاش و مبارزه پرداخت

پیرامون فقه واقع

ترجمه: 
اصلاحوب

مهم‌ترین علت شکوفایی فقه اسلامی در دوران طلایی اسلام، قدرت فقیه در ایجاد هم‌خوانی بین نصوص شرعی و واقعیت جامعه بود. چون فقیه زمانی فقیه محسوب می‌شد که بتواند فقه نص را با درک واقعیت موجود تطبیق دهد نه به این معنی که واقعیت بر نص حکم کند کسی چنین ادعایی ندارد؛ بلکه به معنای چگونگی پیاده کردن نص بر واقعیت چیزی که علمای اصول از آن به تحقیق مناط نام می‌برند و نیز اجتهاد درست شرعی در مسائل نوظهور که نصی درباره‌ی آن وجود ندارد. اگر حکم بر یک چیز فرع تصور آن است، پس فقه واقعی حقانیت خود را از درگیری با واقعیت زندگی مردم کسب می‌کند

مقاصد بعثت محمّدی

ترجمه: 
اصلاحوب

«وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ ۚفَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ﴿١٥٦﴾ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ ۚ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنزِلَ مَعَهُ ۙ أُولَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (اعراف: ١٥٧)

و رحمتم همه چيز را فرا گرفته است؛ و به زودى آن را براى كسانى كه پرهيزگارى مى‌كنند و زكات مى‌دهند و آنان كه به آيات ما ايمان مى‌آورند، مقرّر مى‌دارم.

همزمانی محتوا